عوامل طلاق عاطفی

 عوامل طلاق عاطفی

بانو/ طلاق عاطفی واژه‎ای است که در زندگی مدرن امروزی زیاد به گوش می‌خورد. زندگی‌هایی که با هزار امید و آرزو شکل گرفته اما پس از مدتی سر و کله این مفهوم پیدا شده و جایی برای جذابیت، علاقه و عاطفه بین زن و شوهر نمی‌گذارد. در حقیقت به دلیل فقدان همان عاطفه و جذابیت و علاقه است که طلاق عاطفی جای خود را در زندگی باز می‌کند.
و این یعنی یک زندگی مشترک بدون هیچ حس مشترک.

عوامل بروز طلاق عاطفی
در زندگی یاد شده طرفین همیشه نسبت به رفتارهای یکدیگر شکایت دارند. این شکایت که بیشتر از سمت خانم‌هاست بیشتر به دلیل درک نشدن، تک‌روی و بی‌توجهی به نیازها و خواسته‌های طرف مقابل صورت می‌گیرد. اگر‌چه در این میان، مردان نیز گله‌‌مند هستند.

اما برخی از مهم‌ترین دلایلی که ممکن است در رفتار هر یک از طرفین وجود داشته باشد و دیگری را آزار دهد:
عدم شناخت و آگاهی کافی قبل از انتخاب
عدم شناخت و آگاهی کافی قبل از انتخاب می‌تواند به تنهایی بار یک زندگی همراه با طلاق_عاطفی را به دوش بکشد. چرا ازدواج می‌کنیم، با چه کسی ازدواج می‌کنیم و زندگی مشترک چیست پرسش‌هایی هستند که قبل از انتخاب باید به آنها پاسخ بدهیم و بر اساس آن دست به انتخابی آگاهانه بزنیم.

ازدواج اجباری
ازدواج_اجباری یکی دیگر از دلایل ایجاد طلاق عاطفی است. زندگی با علاقه و عشق مفهوم پیدا می‌کند و فقدان آن در زندگی باعث می‌شود ردی از خوشبختی و حس مشترک نباشد. این فقدان نیز گاهی به دلیل ازدواج اجباری رقم می‌خورد در نهایت آنچه رقم می‌خورد طلاق عاطفی است.

عدم انعطاف‌پذیری
زمانی که "مرغ یک پا دارد" قاعده کلی یک زندگی شود نتیجه‌ای جز جنگ و دلسردی نسبت به یکدیگر نخواهد داشت. انعطاف‌پذیری که شما را مجاب می‌کند روی اشتباهات طرف مقابل چشم بپوشید حالا نیست , به مرور زمان طلاق عاطفی را سبب می‌شود.

عدم مسئولیت‌پذیری
اما عدم مسئولیت‌پذیری از آن دسته ویژگی‌هایی است که نمی‌توان مورد اغماض قرار داد. در حقیقت این ویژگی باعث ایجاد نوعی حس نا‌امنی برای طرف مقابل می‌شود و در پس آن طلاق عاطفی رقم می‌خورد.

اما دیگر گزینه‌هایی که در شکل‌گیری این پدیده موثر هستند:
پایبند نبودن به اخلاقیات، نبود علاقه، توهین و دشنام به یکدیگر، بی‌توجهی به نیازهای عاطفی، عدم همدلی و همراهی، رفتارهای خشونت آمیز مرد، بی‌اعتمادی، عدم گذراندن وقت با یکدیگر و کاهش وابستگی، اشتغال طولانی زن و مرد، وقت گذاشتن بیش از اندازه برای فرزندان و صرف تمام توان و عواطف برای رسیدگی به فرزند، تنوع طلبی، آگاهی نداشتن از مهارت‌های_همسرداری و...


آسیب‎های اجتماعی ناشی از طلاق عاطفی همسران

در این مواقع به دلیل محدودیت‌های اجتماعی و فرهنگی، مشکلات مالی، اجبار خانواده‌ها، علاقه به سرنوشت فرزندان، موقعیت شغلی، حفظ ظاهر و فرار از حرف مردم، زن و شوهر در زیر یک سقف اما به صورت جدا و بی‌تفاوت نسبت به یکدیگر زندگی می‌کنند. معمولا پس از یک دوره طولانی دعوا و کشمکش، از مرحله دشمنی و تنفر عبور کرده و به بی‌تفاوتی می‌رسند. هر چند مشاجرات و چالش‌ها همیشه در زندگی آنها وجود دارد.

اما خانواده پایه و اساس جامعه است و استحکام روابط خانوادگی و سلامت خانواده در سلامت جامعه و کاهش مشکلات و آسیب‎های اجتماعی تأثیر بسیاری دارد. بنابراین سست شدن خانواده ها و در نتیجه طلاق عاطفی، آسیب‌های جدی برای جامعه به دنبال خواهد داشت.

پیامد‌های طلاق عاطفی برای خانواده و جامعه بسیار بیشتر از طلاق رسمی است. که می‌توان به سست شدن بنیان خانواده و خیانت_به_همسر اشاره کرد. احساس ناکامی از خطرناک‌ترین عواقب طلاق عاطفی است که ممکن است هر یک از طرفین را به سمت خطرات گوناگون و رفتارهای ضد اجتماعی سوق دهد.

این خانواده ها عملاً به یک بن‎بست عاطفی رسیده و زن و شوهر از حمایت عاطفی و فکری یکدیگر محرومند. پس طبیعی است که این محرومیت را در جای دیگری جستجو کرده و فرد دیگری را جایگزین کنند. گاهی با حضور در شبکه‌های اجتماعی و روابط مجازی به دنبال پر کردن این خلأ عاطفی می‌روند. روابطی که در ظاهر ممکن است کم خطر به نظر برسد اما می‌تواند زمینه سوء‌استفاده و آسیب‌های زیادی را فراهم کند.

در بسیاری از مواقع دامنه این آسیب به محیط کار کشیده می‌شود. زن و شوهری که تعلق عاطفی به یکدیگر نداشته باشند معمولا سعی می‌کنند خودشان را با کار و محیط بیرون خانه سرگرم کنند و در سایر روابط خود این کمبود را جبران کنند. حضور طولانی مدت در محیط کار و در کنار همکاران می‌تواند رابطه عاطفی جایگزینی را شکل داده و تا مرز خیانت پیش رود. شکل دیگری از این روابط ممکن است در جامعه اتفاق بیفتد و روابط بی‌حد و مرز و پر‌خطر، که قطعا آسیب های جدی‌تری خواهد داشت.

طلاق عاطفی پدیده‌ای است که بر کل جامعه اثر نامطلوب دارد، زیرا نه تنها زنان و مردانی فاقد سلامت روانی و سلامت اخلاقی تحویل جامعه می‌دهد بلکه موجب می‌شود آمار فرزندانی که از نعمت خانواده محروم هستند افزایش یابد. فرزندانی که با استرس و اضطراب و در فضایی پر‌تنش و بی‌عاطفه با تربیتی دو‌گانه بزرگ شده و فاقد سلامت کافی روانی باشند. بنابراین آسیب‌های طلاق عاطفی نه تنها یک خانواده بلکه کل جامعه و نسل آینده را به خطر می‌اندازد.

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان « عوامل طلاق عاطفی» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات