محمدجواد حق شناس در گفت‌وگو با آرمان: 80 درصد مجلس تغییر چهره می‌دهد

محمدجواد حق شناس در گفت‌وگو با آرمان: 80 درصد مجلس تغییر چهره می‌دهد

آرمان/ متن پیش رو در آرمان منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست.

وارد اتاقش که می‌شوم توالی هنری پنج قاب عکس نظرم را جلب می‌کنم. توالی این عکس‌ها از بالا به پایین به این شرح است: حضرت امام (ره)، مهاتما گاندی، منوچهر آتشی، رئیس دولت اصلاحات و جهان پهلوان تختی. درباره این قاب عکس‌ها عنوان می‌کند: «این افراد همواره جزئی از دغدغه‌های ذهنی من بوده اند». از او می‌پرسم چطور یک شاعر و ورزشکار می‌تواند جزئی از دغدغه‌های یک سیاستمدار باشد. او پاسخ می‌دهد: « منوچهر آتشی از دوستان نزدیک من بود و سال‌ها با یکدیگر رفاقت داشتیم. به همین دلیل او و اشعارش جزئی از دغدغه‌های من شده است». درباره تختی نیز می‌گوید: « تختی تنها ورزشکاری در ایران است که جنبه‌های پهلوانی و مردمداری‌اش از جنبه قهرمانی‌اش قوی‌تر است». دکتر محمد جواد حق شناس از چهره‌های برجسته جریان اصلاح‌طلبی است که سال‌ها در عرصه رسانه و احزاب در ایران فعالیت داشته است. به همین دلیل درباره آرایش سیاسی انتخابات مجلس با وی گفت‌وگو کردیم. در ادامه متن گفت‌وگوی «آرمان» با دکتر محمدجواد حق‌شناس چهره برجسته اصلاح‌طلبی ایران را از نظر می‌گذرانید.

جریان‌های سیاسی اعم از اصولگرا و اصلاح‌طلب عزم خود را برای تصاحب صندلی‌های بهارستان جزم کرده و با تمام قوا به میدان آمده‌اند. چرا چنین اتفاقی رخ داده است؟چرا ثبت نام‌ها در انتخابات مجلس فراتر از انتظارها صورت گرفت؟آیا «امید به تغییر» سبب تحرک بیشتر جریان‌های سیاسی شده است؟

مردم ایران دارای هوش و بینش سیاسی بالایی هستند و در اغلب مقاطع تاریخی تصمیم صحیحی درباره سرنوشت خود گرفته‌اند. با این وجود در برخی مقاطع مردم یا تصمیم نگرفته‌اند یا تلاش کرده‌اند از مسیری غیرمعمول به هدف خود دست پیدا کنند. نکته دیگر اینکه در سال‌های گذشته اتفاقات ناخوشایندی در فضای سیاسی ایران رخ داده که ضرباتی به ساختار مدیریت وارد کرده است. براساس اظهارنظر مسئولان رسمی کشور در شرایط کنونی ایران با400هزار میلیارد تومان بدهی روبه رو است. صد هزار میلیارد تومان از این رقم، بدهی دولت به بخش خصوصی است که از دولت احمدی‌نژاد به دولت حسن روحانی به ارث رسیده است. این بدهی به این معناست که بخش اعظم بخش خصوصی در سال‌های گذشته با وجود تلاش‌های زیادی که انجام داده موفق نشده به سود و منفعت لازم دست پیدا کند. مابقی این بدهی300هزار میلیارد تومان است که نصف آن به بانک مرکزی تعلق دارد. این بدهی به معنای این است که در گذشته پول بدون حساب و کتاب چاپ شده و در اختیار دولت قرار گرفته است. 150هزار میلیارد تومان دیگر نیز دولت به سازمان‌های بیمه گذار تامین اجتماعی و بازنشستگان بدهی دارد. این در حالی است که رقم بودجه سالانه دولت در حدود185هزار میلیارد تومان است. در نتیجه دولت در حدود دوبرابر بیشتر از بودجه سالانه اش نسبت به بخش‌های مختلف بدهی دارد. معنای اقتصادی این مساله این است که دولت «ورشکسته» شده است. در زمینه اخلاق اجتماعی نیز جامعه در وضعیت خوبی به سر نمی‌برد. براساس آمار مسئولان دادگستری سالانه حدود17میلیون پرونده در دادگاه‌های ایران مورد قضاوت قرار می‌گیرد. اگر ما فرض بگیریم در هر پرونده حداقل دو نفر به عنوان شاکی و شکایت شونده حضور دارند در نتیجه در حدود34میلیون نفر در سال دارای مسائل قضائی هستند که این آمار بسیار بالایی است. البته این آمار به دلیل حضور داشتن چند شاکی یا شکایت شونده تا مرز40میلیون نفر نیز قابل افزایش است. مساله دیگر اینکه میزان طلاق در جامعه ما به‌شدت در حال رشد و میزان ازدواج در حال کاهش است. این رویکرد در 20سال اخیر کاملا از یک روند ثابت برخوردار بوده است. میزان فساد اقتصادی به جایی رسیده که معاون اول و معاون اجرایی رئیس‌جمهور قبلی در زندان به سر می‌برند. این در حالی است که برخی از نمایندگان نیز به دلیل دخالت در اموراقتصادی رد صلاحیت شدند و اجازه حضور آنها در مجلس داده نشد. در مسائل زیست محیطی و آلودگی هوا کشور در بدترین وضعیت خود قرار دارد و سالانه بسیاری از مردم به دلیل بحران‌های زیست محیطی به بیماری‌های صعب العلاج مانند سرطان مبتلا می‌شوند. با تمام این اوصاف مردم نشان داده‌اند که با وجود همه این مشکلات در بزنگاه‌های سیاسی با عقلانیت جمعی مسیر صحیح را انتخاب می‌کنند. اتفاق مهمی که در انتخابات ریاست‌جمهوری سال92رخ داد نیز سخنان من را تایید می‌کند. بنده سال 88 را به دلیل آسیب‌هایی که به کشور وارد شد سال«باخت-باخت» و سال92 را سال« برد- برد» نامگذاری می‌کنم. در سال92 همه افراد و جریان‌های سیاسی از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید خوشحال شدند و تنها برخی از دلواپسان که منافع حزبی برای آنها از منافع ملی ارجحیت داشت نگران و ناراحت شدند. یکی از دلایل مهمی که بنده تصمیم گرفتم وارد عرصه انتخابات شوم این بود که اجازه ندهیم کشور دوباره به شرایط و اتفاقات ناگوار قبل بازگردد.

چه اتفاقی در فضای سیاسی کشور رخ داده که اعتدالگرایان نقش محوری در فضای انتخاباتی پیدا کرده‌اند و مرزبندی‌های سیاسی تا حدود زیادی کمرنگ شده است؟آیا گفتمان اعتدال سبب به هم ریختگی آرایش سیاسی سنتی در ایران شده است؟

بنده معتقدم مرزبندی‌ها هنوز حفظ شده است. با این وجود احساس می‌کنم تعریف جریان‌های سیاسی از مرزبندی در حال تغییر است. در گذشته برخی مرزبندی‌های سیاسی را مانند «سیم خاردار» و غیرقابل عبور تعریف می‌کردند. این در حالی است که امروزه مرز جریان‌های سیاسی به مرزهای الکترونیکی تغییر شکل داده است. از سال1376نوعی مرزبندی گفتمانی در ایران شکل گرفته و جامعه سیاسی کشور به اصلاح‌طلبان و اصولگرایان تقسیم‌بندی شده است. این مرز‌بندی تابه امروز و به مدت18سال در کشور وجود داشته و همواره جایگاه و اصالت خود را حفظ کرده است. قبل از این و از سال1360تا1376جریان‌های سیاسی در ایران به دو گروه «چپ» و «راست» تقسیم‌بندی می‌شدند. بنده برای هر کدام از این دوره‌ها یک ویژگی گفتمانی تعریف می‌کنم و معتقدم مختصات هر دوره و پیامدهایی که برای کشور داشته با یکدیگر متفاوت بوده است. با این وجود در شرایط کنونی احساس می‌شود برخی تلاش می‌کنند پاردایم جدیدی راوارد ادبیات سیاسی کشور کنند. این پاردایم جدید به این معناست که اگر تا دیروز فضای سیاسی ایران را با عینک دو بعدی می‌دیدیم با ورود این گفتمان به عرصه سیاسی باید فضای سیاسی را با عینک سه بعدی نگاه کنیم. تحولی که در حال شکل‌گیری است و برخی از آن به فروپاشیدگی مرزهای گفتمانی نام می‌برند در واقعیت تبلور نوعی رفتار و بینش سیاسی است که به نام اعتدالگرایی وارد ادبیات سیاسی کشور شده است. نکته دیگر اینکه گفتمان اعتدال تنها ریشه در انتخابات ریاست‌جمهوری سال92 ندارد و زمینه‌های آن در گذشته وجود داشته است. در سال‌های گذشته افراط گرایی، خردستیزی و تلاش برای تغییر خوانشی رادیکال از جهان پیرامونی، آسیب‌های جدی به کشور وارد کرد. در چنین فضایی کشور به صورت تک‌قطبی اداره می‌شد. مسئولان دولت گذشته معتقد بودند یا باید همه با ما باشند یا اینکه اگر تفکرات ما را قبول ندارند باید حلقه مدیریتی کشور را ترک کنند و اجازه دهند تفکر ما کشور را مدیریت کند. در سال84 یک گفتمان جدید از درون جریان محافظه‌کار ایران با یک تغییر ژنتیکی متولد شد که هیچ نسبتی با خاستگاه و والدین خود نداشت. گفتمان جدید با مدیریت محمود احمدی‌نژاد سبب نوعی تضاد درون گفتمانی در جریان اصولگرای ایران شد. از سوی دیگر جریان‌های سیاسی، مسئولان و تصمیم‌گیران جامعه در مواجه با چنین گفتمانی دچار چالش‌های جدی برای مدیریت کشور شدند. به همین دلیل در شرایط کنونی گفتمان اعتدال و عقلانیت در مقابل گفتمان افراط‌گرایی قرار گرفته است. مردم ایران با عملکرد دولت آقای روحانی به این نتیجه رسیده‌اند که به جای اینکه فضای جامعه پرتنش باشد باید به سمت تعامل و همکاری هدایت شود و تصمیم‌گیران جامعه با سعه صدر و منطق بیشتری سیاست‌گذاری کنند. به همین دلیل در شرایط کنونی یک گفتمان دو قطبی در فضای سیاسی ایران شکل گرفته است. از یک سو گفتمان خردگرایی در هر دو جریان اصلاح‌طلب و اصولگرا پدیدار شده که نشان‌دهنده بلوغ سیاسی و زمان‌شناسی جریان‌های سیاسی است. از سوی دیگر گفتمان افراط گرایی وجود دارد که همچنان خود را مرکز حقیقت می‌داند و سیاست حذف و تخریب را دنبال می‌کند.

به نظر شما آیا اعتدالیون به صورت مستقل در انتخابات حضور خواهند داشت؟

بنده در ابتدا باید عنوان کنم اعتدال را فاقد گفتمان و پشتوانه‌های تئوریک و پایگاه مردمی می‌دانم و برای آن نقشی مستقل در فضای سیاسی ایران قائل نیستم. اعتدال یک مشی و شیوه تفکر است که تلاش می‌کند در فضای ایجاد شده بین جریان‌های سیاسی در ایران رشد کند و به بلوغ برسد. با این حال برخی از شخصیت‌های اصلاح‌طلب و اصولگرا نیز نسبت به این روش و شیوه تفکر ابراز تمایل کرده‌اند و در شرایط کنونی در این گروه تقسیم‌بندی می‌شوند. در نتیجه اعتدال فاقد مولفه‌های لازم برای رقابت با جریان‌های سنتی ایران اعم از اصلاح‌طلب و اصولگرا است. این گروه به صورت طبیعی درصدد تقویت خود و یارگیری از جریان‌های دیگر سیاسی است تا بتواند عمر بیشتری در فضای سیاسی ایران داشته باشد. با این وجود کسی که خود را اعتدالگرا می‌خواند قابلیت این را دارد که دارای خاستگاه اصلاح‌طلبی یا اصولگرایی باشد. به همین دلیل در شرایط کنونی در دولت آقای روحانی افراد مختلفی از گرایش‌های سیاسی متفاوت حضور دارند. برای مثال در این دولت از یک طرف شخصیتی مانند آقای زنگنه حضور دارد و از طرف دیگر آقای نهاوندیان حضور دارد که ریشه در خاستگاه راست سنتی و تفکرات موتلفه دارد. مشی اعتدالی و خرد ورزی این افراد سبب شده در کابینه تدبیر و امید حضور داشته باشند تا با تعامل و خرد جمعی برای کشور تصمیم‌گیری شود.

به نظر شما ارائه لیست مستقل چه پیامدهایی خواهد داشت؟

این مساله در راستای منافع یک حزب سیاسی صورت می‌گیرد و به نظر من هیچ ایرادی به آن وارد نیست. اگر این حزب با ارائه یک لیست مستقل انتخاباتی از اختلاف نظر بین جریان‌های سنتی ایران استفاده کند و به موفقیت دست پیدا کند نوعی فرصت طلبی از نوع مثبت انجام داده که امر مطلوبی تلقی خواهد شد. یکی از ویژگی‌های بارز یک مجموعه سیاسی فرصت طلبی است. اگر یک حزب تلاش کند با فرصت طلبی به اهداف خود دست پیدا کند نه تنها هیچ انتقادی به آن وارد نیست بلکه اقدام مثبت و روبه جلویی انجام داده است.

ارائه لیست مستقل سبب سردرگمی بین جریان اصلاحات نخواهد شد؟

هدف اصلی حزب اعتدال و توسعه به دست آوردن کرسی‌های بیشتر در مجلس آینده است. در نتیجه این حزب به مسائلی مانند سردرگمی رای‌دهندگان نمی‌اندیشد و این مساله در اولویت بعدی آنها قرار دارد. در چنین شرایطی جریان اصلاحات یا اصولگرا برای اینکه قافیه را به رقیب جدید خود نبازد باید با اتخاذ سیاست‌های مناسب کرسی‌های بیشتری را در مجلس در اختیار بگیرد. انتخابات یک رقابت سیاسی است که هر کدام از رقبا با اتخاذ مشی و روش خود وارد رقابت می‌شوند. در نتیجه هر جریانی که از توانایی‌ها و فرصت‌های خود استفاده بیشتری کند شانس بیشتری برای پیروزی در انتخابات خواهد داشت. انتخابات عرصه بروز استعدادها و توانایی‌هاست. این توانایی ممکن است به صورت لابی، متقاعد کردن افکار عمومی و حتی استفاده از رانت‌های پنهان باشد. جریان‌های سیاسی نیز با توجه به امکانات و ابزارهایی که در اختیار دارند تلاش می‌کنند به بیشترین حد از موفقیت دست پیدا کنند.

با ثبت نام چهره‌های اصلاح‌طلب در انتخابات مجلس و حوزه‌های انتخابیه آنها می‌توان به این نتیجه رسید که تمرکز اصلی اصلاح‌طلبان در تهران خواهد بود و در عین حال برخی از شخصیت‌های صاحب نام نیز نقش سرلیستی اصلاح‌طلبان را در پنج کلان‌شهر مهم کشور ایفا خواهند کرد. به نظر شما این استراتژی اصلاح‌طلبان با چه هدفی تدوین شده است؟

اصلاح‌طلبان اگر بتوانند با کمک دولت و تسهیلی که با کمک نهادهای نظارتی صورت می‌گیرد وارد یک رقابت انتخاباتی سالم و برابر شوند هیچ نیازی به چنین استراتژی ندارند. به نظر من اصلاح‌طلبان پیروز مطلق انتخابات خواهند بود.

چرا پیروز مطلق انتخابات هستند؟

اگر شرایط برابر برای جریان‌های سیاسی شکل بگیرد بدون شک این اتفاق خواهد افتاد. یکی از دلایل حضور گسترده اصلاح‌طلبان در ثبت نام‌ها به نگرانی این جریان از احتمال رد صلاحیت‌های چهره‌های اصلی خود باز می‌گردد. اصلاح‌طلبان با این شیوه تلاش کردند فرصت حضور در صحنه را برای خود حفظ کنند و اجازه ندهند رد صلاحیت‌های احتمالی در روند رسیدن به اهداف آنان خللی ایجاد کند.

اصلاح‌طلبان با تمام قوا وهمه سرمایه‌های انسانی خود وارد کارزار انتخاباتی شده‌اند و به نظر می‌رسد برنامه مدون‌تری نسبت به اصولگرایان برای انتخابات مجلس دارند. این در حالی است که برخی از شخصیت‌های اصلاح‌طلب به صراحت عنوان می‌کنند به دنبال تصاحب 200 کرسی مجلس آینده هستند. به نظر شما اصلاح‌طلبان در این زمینه موفق خواهند بود؟

اگر شرایطی که بنده عنوان کردم محقق شود اصلاح‌طلبان به هدف خود خواهند رسید و200 کرسی مجلس را تصاحب خواهند کرد.

اگر اصلاح‌طلبان موفق شوند به این مهم دست پیدا کنند اصولگرایان در مجلس چه وضعیتی خواهند داشت و با چه استراتژی وارد مجلس خواهند شد؟

باید شرایط رقابت برابر فراهم شود. من معتقدم در مجلس آینده ما با هیچ اکثریتی مواجه نخواهیم شد و با مجلسی چهار وجهی مواجه خواهیم بود.

این چهار وجه شامل چه جریان‌هایی خواهد بود؟


یک وجه مجلس آینده شامل جریان اصلاحات و محافظه‌کاران سنتی خواهد بود که با دوچهره شاخص یعنی آقای عارف و لاریجانی در مجلس حاضر خواهند بود. با این حال جریان حامی دولت تلاش می‌کند در فضای بین این دو جریان نقش آفرینی کند و تاثیرگذار باشد. این جریان تلاش می‌کند به صورت هم‌زمان از دو جریان اصولگرا و اصلاح‌طلب ارتزاق کند و در درون خود دو حلقه اتصال کوچک‌تر با جریان اصلاح‌طلب و اصولگرا برقرار کند. در کنار این گروه ضلع سومی نیز وجود دارد که از جریان تندرو موجود در جریان محافظه‌کار شکل خواهد گرفت. جریان تندرو اصولگرا نیز در درون خود به چهار گروه تقسیم‌بندی می‌شود. این درحالی است که ممکن است تک چهره‌هایی نیز از مدیران دولت احمدی‌نژاد در کنار این گروه‌ها وجود داشته باشد. در نتیجه تندروهای اصولگرادر حدود40تا 50 نماینده در مجلس آینده خواهد داشت و در حدود220تا230 کرسی نیز در اختیار دو جریان سنتی یعنی اصلاح‌طلبان و اصولگرایان قرار خواهد گرفت.

این 230کرسی به چه شکل در میان اصولگرایان و اصلاح‌طلبان تقسیم خواهد شد؟


این مساله به صورت مستقیم به عملکرد شورای نگهبان بستگی خواهد داشت. به نظر من اصولگرایان در حدود90 کرسی مجلس را در اختیار خواهند داشت و در مقابل اصلاح‌طلبان در حدود120تا130 کرسی مجلس را به دست خواهند آورد.

در مجلسی که120اصلاح‌طلب، 90اصولگرا و 50یا 60 رادیکال اصولگرا حضور خواهد داشت چه کسی رئیس مجلس خواهد شد؟اگر فرض را بر این بگیریم که علی لاربجانی و محمدرضا عارف گزینه‌های ریاست مجلس باشند به صورت قطعی تندروهای اصولگرا با وجود اختلافاتی که با لاریجانی دارند وی را به عارف ترجیح خواهند داد. شما با این دیدگاه موافقید؟

به نظر من هر دو جریان سیاسی تلاش می‌کنند سهم بیشتری از هیات رئیسه مجلس آینده را در اختیار بگیرند. در نتیجه انتخاب رئیس مجلس به ترکیب مجلس آینده بستگی خواهد داشت. این در حالی است که تا زمان برگزاری انتخابات ممکن است اتفاقات زیادی در فضای انتخاباتی رخ بدهد. نکته دیگر اینکه ممکن است جریان‌های سیاسی در درون مجلس به نوعی تعامل و تشریک مساعی دست پیدا کنند و رئیس و نواب هیات رئیسه را بین خود تقسیم کننند.

علی لاریجانی به صراحت عنوان کرد که به صورت مستقل در انتخابات شرکت کرده است. این استراتژی چه پیامدهایی برای وی و نیز اصولگرایان به همراه خواهد داشت؟


به نظر من علی لاریجانی وعلی اکبر ولایتی از نظر سیاسی شباهت‌های زیادی به هم دارند. بنده معتقدم به همان اندازه که کناره‌گیری آقای عارف به سود آقای روحانی در سرنوشت انتخابات تاثیرگذاشت باقی ماندن آقای ولایتی نیز نقش داشت. آقای ولایتی و عارف هر دو با رفتارهای سیاسی خود در پیروزی آقای روحانی نقش بازی کردند. ازسوی دیگر همان نقشی که آقای جهانگیری و ظریف در پیشبرد سیاست‌های دولت و مساله برجام داشتند را آقای لاریجانی در مجلس ایفا کرد. در نتیجه سیاست‌های علی لاریجانی در مجلس به نوعی تکمیل‌کننده سیاست‌های محمدجواد ظریف در مساله برجام بود. به همین دلیل تندروهای جبهه پایداری به همان اندازه که از ظریف در مساله برجام کینه دارند از آقای لاریجانی نیز دارند و شاید این کینه درباره ایشان بیشتر نیز باشد. در نتیجه یکی از مهم‌ترین اتفاقات انتخابات سال94خروج آقای لاریجانی از بدنه جریان اصولگرایی بود. اتفاق دیگری که در این زمینه رخ داد ثبت نام نکردن آقای باهنر در انتخابات بود. فقدان چهره پرسابقه‌ای مانند آقای باهنر در مجلس شورای اسلامی به راحتی برای اصولگرایان قابل جبران نیست و بنده بعید می‌دانم این جای خالی در کوتاه‌مدت برای اصولگرایان پُر شود. به نظر من پس از درگذشت آیت‌ا... مهدوی کنی و حبیب‌ا... عسکراولادی ثبت نام نکردن آقای باهنر در انتخابات مجلس دهم شوک سوم وبزرگی بود که به جریان اصولگرا وارد شد. این مساله نشان‌دهنده بحران جدی اصولگرایان در درون خود برای ارائه مانیفست لازم برای اداره جامعه است. نکته دیگر اینکه آقای روح‌ا... حسینیان نیز در انتخابات ثبت نام نکرده‌اند که نشان‌دهنده تفاوت‌های مجلس دهم با مجالس گذشته خواهد بود. به نظر من تنها بیست درصد مجلس کنونی در مجلس آینده نیز حضور خواهند داشت و هشتاد درصد نمایندگان از چهره‌های جدید تشکیل خواهد شد.

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «محمدجواد حق شناس در گفت‌وگو با آرمان: 80 درصد مجلس تغییر چهره می‌دهد » اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات