مسئولیت پذیر باشیم

مسئولیت پذیر باشیم

آرمان/ «هر انسانی مسئول عمل خود است». این گزاره‌ای است که بسیار به کار می رود و به عنوان یک کبرای منطقی در استدلال های روزمره استفاده می شود. بنابراین همه پذیرفته اند که به عنوان انسان های خردمند نه تنها پاسخگوی اعمال خود باشند بلکه بازتاب و پیامدهای آن را نیز بپذیرند. از این رو، مسئولیت، مسئولیت پذیری و مسئولیت گریزی از مفاهیم اجتماعی با ظرفیت های بالای در برگیرندگی است. اگر رفتار اجتماعی خود را بررسی و تحلیل کنید می بینید که ترکیبی از اعمال بسیاری است که پیامدهای مثبت و منفی ای نیز به دنبال خود دارد و در پس هر رفتاری ـ اعم از گفتار و کردار ـ این جمله ها را در صورت اشتباه به شما می گویند: «مقصر خود شما هستید» و «باید مسئولیت پذیر باشید و نتیجه آن را نیز بپذیرید» و اگر خواستید کار خود را توجیه کنید و از زیر بار مسئولیت بگریزید به شما خواهند گفت: «توجیه اشتباه خود اشتباه است». پس اشتباه نخست خود را بپذیرید و در اندیشه تکرار آن نباشید بلکه با پذیرش مسئولیت و پیامدهای آن از تکرار اشتباه نیز جلوگیری نمایید. انسانِ مسئولیت گریز می کوشد تا خودش را تافته ای جدا بافته‌ فرض کند و معیارهای کلی و عمومی را درباره خود صادق نداند. تا زمانی که بگویید: «حوزه من متفاوت است» هرگز به ارزیابی درست خود اقدام نمی کنید و اشتباهات خود را تصحیح یا کاهش نخواهید داد. اکنون به پرسش اصلی باز گردیم تا ببینیم این «مسئولیت چیست» و «اشتباهی» که می گوییم بر چه پایه و معیاری است؟ آیا معیاری برای ارزیابی وجود دارد که بر پایه آن درست از نادرست تشخیص داده شود و سپس حکم به اشتباه یا درستی و نادرستی عملی شود؟ پیش از پاسخ به این پرسش ها نیازمند به یک مقدمه تحلیلی درباره رفتار آدمی هستیم تا بر پایه آن، مسأله «مسئولیت» و مفهوم «اشتباه» روشن شود بنابراین می گوییم که حرکات گوناگون و متنوعی که از ما سر می زند بر دو دسته است: دسته ای ارادی و گروهی غیر ارادی، تنها زمانی ما این حرکات را «عمل» می نامیم که به نوعی به اراده و خواست ما بستگی داشته باشد یعنی حرکات ارادی خود را «عمل» می نامیم ولی حرکاتی چون سلامتی، بیماری، بلوغ و دیگر حرکاتی را که انجام می دهیم و به اراده ما بستگی ندارد، آنها را عمل نمی شماریم. «عمل» حرکات یا کاری است که انسان به «اراده» انجام می دهد و اختیار آن در دست اوست. این اراده که پیش از عمل قرار دارد، خود به چیز دیگری بستگی دارد که ما آن را «انگیزه» می نامیم. اراده یک عمل هنگامی در ما پیدا می شود که ما آن عمل را به خاطر اینکه می دانیم کمالی است و نفع و خیری برای ما دارد که می خواهیم انجام می دهیم یعنی فواید، نفع، خیر و کمالی که در یک عمل است، همان ما را وادار می‌سازد که به انجام آن عمل اقدام کنیم. بنابراین این امور، «سبب» در فاعلیت کننده عمل است یعنی آن ما را به سویی می برد که نام فاعل و عامل بر ما صدق می کند.این امور همان است که ما آن را «غایت» و غرض فاعل از فعل می‌نامیم و بحث های فلسفی به طور قطع ثابت کرده که فعل به معنای اثری که از فاعل صادر می شود ـ چه فعل ارادی و چه غیر ارادی ـ ممکن نیست بدون «غایت» باشد. این غایت همان چیزی است که عقلای جهان و خردمندان آن را «مصلحت» می‌دانند. بنابراین «مصلحت» عبارت از همین است که فعلی از افعال طوری باشد که انجام آن مشتمل بر «خیر» است و عقلا و اجتماع انسانی آن را «باعث و محرک فاعل» بداند. این مصلحت است که باعث می شود تا فاعل فعل را متقن و بی عیب انجام دهد و خردمندان فاعل را حکیم بدانند. ناگفته معلوم است که «مصلحت» و«غایت» از وجوه فعل است و پیش از وجود فعل و تحقق آن، وجودی ندارد و اگر می گوییم «مصلحت» علت وجود فعل است ـ با اینکه علت باید پیش از معلول موجود باشد ـ برای این است که مقصود ما از مصلحت، وجود ذهنی و علمی آن است نه وجود خارجی، به این معنا که وقتی می خواهیم فعلی را انجام دهیم پیش از عمل، صورتی علمی و ذهنی از نظام حاکم در خارج و قوانین کلی و جاری در آن نظام و اصول منتظم و حاکمی که حرکات را به سوی غایاتش و افعال را به سوی اغراضش می کشاند، گرفته‌ایم و نیز از راه تجربه، روابطی میان اشیای عالم به دست آورده ایم و جای هیچ تردیدی هم نیست که این نظام علمی تابع نظام خارجی و مترتب بر آن است. پس هر فاعل صاحب اراده، همه سعی و تلاشش این است که حرکات مخصوص خود را که ما نام آن را فعل می گذاریم، طوری انجام دهد که با آن نظام علمی که صورت علمی اش را در ذهن دارد وفق دهد و مصالح و محاسنی را که در آن صورت علمی در نظر گرفته به وسیله فعل خود تحقق دهد و خلاصه اراده خود را بر آن اساس پایه گذاری کند، که اگر توانست فعل را با آن مصالح وفق دهد؛ و آن را تحقق بخشد حکیم است و می گوییم عملی متقن انجام داده و اگر خطا رفت و به آن مصالح نرسید، حال چه به خاطر قصور و کوتاهی او باشد و یا تقصیرش، او را حکیم نمی خوانیم بلکه آدمی بیهوده خواه، جاهل و مانند آن می نامیم. بنابراین وقتی حکمت صفت فعل کسی می شود که فعل او با نظام علمی او منطبق و نظام علمی اش درست از نظام خارجی گرفته شده باشد و معنای مشتمل بودن فعل بر او مصلحت این است که فعل او با صورت علمی و ذهنی اش که از خارج در ذهن ترسیم شده مطابقت کند. پس در حقیقت حکمت، صفت ذاتی خارج است چیزی که هست اگر فاعلی را حکیم و فعلش را مطابق حکمت می نامیم، به خاطر این است که فعل او با وساطت علم با نظام خارج منطبق است و همچنین اگر فعلی را مشتمل بر مصلحت می‌نامیم، باز به خاطر این است که مطابق صورت علمی و صورت علمی مطابق با خارج است. البته این مطلب در افعالی تمام است که منظور از آن فعل، مطابقت با خارج باشد، مانند افعال ارادی ما و اما آن افعالی که خود خارج است ـ مانند افعال خداوند ـ آن دیگر نفس حکمت و عین آن است، نه اینکه در صورتی که مطابق با چیز دیگر باشد، حکمت می شود. پس این که می‌گوییم، فعل خدا مشتمل بر مصلحت است، معنایش این است که متبوع مصلحت است، نه اینکه تابع مصلحت باشد که مصلحت خدای را بر انجام آن دعوت و وادار کرده باشد. اما در غیر خداوند هر فاعل دیگری، مسئول در فعل خود است که چرا چنین کردی؟ برای همین موظف است فعل خود را با نظام خارجی تطبیق دهد و البته به آن طوری که خود او فهمیده است ـ و در پاسخ کسی که می‌پرسد: چرا چنین کرده‌ای؟ به علت و وجه مصلحت و خیری که وی را وادار به آن کرده اشاره و استدلال نماید. بنابراین نباید کارش را توجیه کند بلکه به اشتباهی که کرده نیز اقرار کند و بگوید که اشتباه موجب شد تا عملی را درست ارزیابی کند، در حالی که چنین نبوده است. این همان مسئولیت پذیری است که انسان باید از خود نشان دهد. خداوند می فرماید:«لایسئل عما یفعل و هم یسئلون؛ (انبیاء/ ۲۳) خداوند از آنچه می کند سؤال نمی‌شود و آنان سؤال می شوند». اما چرا خداوند سؤال نمی‌شود؟ زیرا برای افعال خداوند، نظامی خارجی نیست تا با آن نظام تطبیق داده شود، چون فعل خدا، همان خارجیت و خود نظام خارجی است که هر حکیمی فعل خود را با آن تطبیق می دهد، و غیر این نظام خارجی نظام دیگری نیست تا خداوند فعل خود را با آن تطبیق دهد و فعل خدا همان عالم خارج است که صورت علمی و ذهنی آن هر فاعلی را وادار به عمل نموده، به سوی انجام آن به حرکت در می آورد و غیر این خارج، خارجیت دیگری نیست تا صورت علمی آن خدای تعالی را به فعل «خلقت عالم» واداشته باشد.[المیزان، طباطبایی، ترجمه موسوی همدانی، انتشارات اسلامی، ج ۱۴، ص ۳۸۱.] به هر حال انسان به عنوان یک موجود دارای اراده و اختیار می‌بایست اعمالش را چنان انجام دهد که با نظام اصلح و مصالح هستی هماهنگ باشد. تدبیر به معنای آن است که پیش از عمل به پیامدهای عمل خود بیندیشد و بر پایه اهداف کلان و حوزه مسئولیت خود حرکت نماید و در صورت اشتباه در تطبیق یا اشتباه در ارزیابی و تدبیر، مسئولیت عمل خویش را بپذیرد و آن را توجیه ننماید. پذیرش اشتباه او را آماده می سازد تا در عمل به سوی مسئولیت پذیری نه مسئولیت گریزی حرکت نماید و به این باور برسد که مسئول عمل و نیز پیامدهای احتمالی آن باشد.



[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «مسئولیت پذیر باشیم » اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات