سرمقاله مردم سالاری تله‌های انفجاری در هزارتوی برجام

سرمقاله مردم سالاری/  تله‌های انفجاری در هزارتوی برجام

مردم سالاری/ « تله‌های انفجاری در هزارتوی برجام » عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاری به قلم بهروز پورسینا است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

مطابق برنامه، امروز یا فردا یکشنبه اولین روز مرحلة اجرایی شدن تعهدات 1+5 در برنامه جامع اقدام مشترک است. پروندة هسته‌ای ایران همانند دوران 8 ساله دفاع مقدس، برگ‌های قطوری از تاریخ بشریت را به خود اختصاص داده است. برجام دارای ابعاد بسیار گسترده و هزارتوی پیچ در پیچی است که پس از طی شدن مسیر ماراتن گونه و نفس گیر آن در رسیدن به توافق نهایی در 23 تیر ماه 1394، راهی بس دشوار اما انشاء‌الله گوارا را در مراحل اجرایی آن، در پیش دارد.
ترسیم این راه و بیان دشواری‌های پیش رو، بر عهده تیم عزتمند هسته‌ای کشورمان است اما در عین حال باید متذکر این مهم شد که حتی از قبل از رسیدن به توافق هسته‌ای، دست‌های قدرتمندی بصورت مستمر، درصدد گذاشتن تله‌های انفجاری در این مسیر بوده‌اند و هنوز هستند و خواهند بود. غالب این تله‌های انفجاری تاکنون خنثی شده و یا اگر منفجر هم شده است آثار تخریبی تعیین‌کننده‌ای نداشته است اما متاسفانه این اثر را داشته است که همانند مسیر‌های مین‌گذاری شده، پیشروی را کند کند. این مین‌ها و تله‌های انفجاری عمدتا از سوی صهیونیست‌ها و جناح جمهوری‌خواهان در این مسیر گذاشته شده است و هر چه جلوتر آمده‌ایم شناسایی آنها به دلیل پیچیدگی‌های روز افزون آن سخت‌تر شده است اما با توکل به قدرت لایزال الهی، کیدهای بزرگ و پیچیده دشمنان این سرزمین و ملت بزرگ، کیدهای ضعیفی خواهد بود. در ادامه، این قلم به تبیین برخی از این دامها و تله‌ها می‌پردازد با این امید که نیروهای مخالف داخلی برجام، بیشتر متوجه این مقطع بی مثال فعلی در تاریخ تحولات انقلاب اسلامی‌شوند تا اگر در هزارتوی پیچ در پیچ برجام، به دست‌اندرکاران تیم هسته‌ای کشورکمک نمی‌کنند لااقل چوب لای چرخ ارابة جنگی آنان نیز نگذارند.
در جهان، معاندان برجام اندک نیستند اما بخش‌هایی که مخالفت بیانی و عملی خود را به صورت آشکار بارها ابراز کرده‌اند، مثلث جمهوری‌خواهان آمریکایی، صهیونیست‌ها و در کمال تاسف کشور مسلمان عربستان می‌باشد. مهمترین تله انفجاری برای برجام تا پیش از توافق نهایی وین، دیپلماسی تخریب برجام بود. نعره‌های نتانیاهو برای رساندن حرف‌هایش به جهان که نباید گذاشت تا دولت دموکرات آمریکا در قالب 1+ 5 با جمهوری اسلامی‌ایران به توافق بر سر مسایل هسته‌ای برسد، با حمایت جدی جمهوری خواهان و اقلیتی از دموکراتها همراه شد؛ عربستان نیز به صورت غیررسمی‌ همین خط مشی را دنبال می‌کرد. در داخل کشور نیز گروهی خط مشی دیپلماسی تخریب را در پیش گرفتند البته با اهدافی متفاوت به زعم خودشان در حمایت از نظام که انشاء‌الله چنین بوده است.
این گروه معتقد بوده‌اند که توافق هسته‌ای به تضعیف نظام می‌انجامد نه به تقویت آن. اگرچه فی نفسه، این هدف مقدس است اما این گروه باید به دو پارادوکس به صراحت پاسخ دهند. پارادوکس اول: در سال 1393، تحریمهای جدیدی که پیش‌نویس آن مدون شده و آماده به اجراء بود، پنج کشوری که مجاز به خرید محدود نفت از ایران بودند از خرید نفت آنها ممانعت و فروش نفت ایران عملا متوقف می‌شد. صنایع فلزی و کانی ایران نیز تحت شمول کامل تحریم قرار می‌گرفت؛ تحریمهای مالی بیش از پیش تشدید می‌شد و‌... برای پارادوکس اداره کشور در فرض شکست مذاکرات که از زمان دکتر احمدی نژاد شروع شده بود، به دور از هر گونه فرافکنی و شعار، چه پاسخی دارید؟! پارادوکس دوم: مذاکرات هسته‌ای زیر نظر عالیه مقام معظم رهبری انجام می‌شد و رهنمودها و ادبیات خاص رهبری در اینباره کاملا روشن و ثبت و ضبط است. چگونه پارادوکس مخالفت با توافق وین را در این چارچوب حل می‌کنید؟! موضوع دلواپسی را همگان با شدت و ضعف داشته‌اند اما شدیدترین دلواپسی‌ها نیز نمی‌تواند به مخالفت با توافق وین بیانجامد مگر آنکه دلایلی برای تنویر افکار و حتی تنویر تاریخ بیاورید.
اگر در فضای این دو پارادوکس دلایل قانع‌کننده‌ای ارایه نشود، ادامه مخالفت ورزی‌ها با اصل توافق وین بخصوص در مراحل اجرای برجام، تفسیری نخواهد داشت جز مخالف ورزی با شخص و دولت دکتر روحانی؛ یادآوری می‌شود که به فرموده مقام معظم رهبری سال 1394، سال همدلی و همزبانی دولت و ملت بوده است. تاریخ مصرف «دیپلماسی تخریب»، تا زمان رسیدن به توافق نهایی وین در 23 تیر 1394 بوده است. پس از آن دو طرح در کنگره آمریکا و مجلس شورای اسلامی‌طرح گردید که باید به شدت بین آنها تمایز قائل شد. کنگره با تلاش جمهوری خواهان در ادامة دیپلماسی تخریب بدنبال کان لم یکن کردن توافق وین بود اما در مجلس شورای اسلامی، در راستای سیاست مقاومتی و برای بازبینی دقیق تر به متن توافقنامه، این طرح مطرح گردید و به تصویب رسید. با گذر از این مرحله، جمهوری اسلامی‌ایران وارد اجرای مراحل تعهدات مربوط به بخش ایران شد؛ اجرای سیاست «تله‌های انفجاری» به معنی کامل کلمه، در همین دوران و صرفا از طرف دشمنان نشان دار این مرز و بوم ادامه یافته است. برای یافتن مصادیق این سیاست آمریکایی- صهیونیستی به کمی‌دقت نیاز است. برخی از مصادیق بارز این سیاست عبارتند‌از: تصویب طرح اخذ روادید برای 38 کشوری که اتباع آن برای ورود به آمریکا، نیاز به اخذ گذرنامه ندارند مگر آنکه در پنج سال گذشته وارد ایران شده باشند؛ طرح اخذ غرامت برای اتباع آمریکایی تعریف شده مشمول در این مصوبه، از محل دارایی‌های مسدود شده ایران همچنین ارایه طرحهایی مشابه از این دست که طی روزهای گذشته در صحنه دیپلماسی آمریکا شاهد آن بوده‌ایم. آخرین تله انفجاری آمریکایی، همین ورود اشتباهی تفنگداران آمریکایی به آب‌های ساحلی جمهوری اسلامی‌ایران می‌باشد. تردیدی نیست که ده تفنگدار آمریکایی، از طریق دریافت اطلاعات خطا مرتکب این اشتباه نظامی‌شدند اما اگر از یک سطح بالاتر، به این واقعة مهم نظر کنیم درخواهیم یافت که چنین خطاهایی را ارتش آمریکا به صورت مدیریت شده و آگاهانه در کارنامة خود دارد؛ انهدام هواپیمای بی‌دفاع مسافربری ایران در سال 1367، از جملة مهمترین خطاهای مدیریت شدة ارتش آمریکا است که بخش‌هایی از بدنة قدرت در این کشور از این ابزار نامشروع، بهره‌برداری کثیف سیاسی می‌کنند. پاسخ مقتدرانه و مدیریت شدة نیروهای جان بر کف سپاه پاسداران و عملکرد هوشیارانة دستگاه دیپلماسی کشور که برگ درخشانی را در کارنامة انقلاب ثبت کرد، این تلة انفجاری را برای بر هم زدن بازی، در آستانة اجرای برجام را به خوبی خنثی کرد. در چارچوب این دستگاه تحلیلی، فجایع مکه و منا را می‌بایست بازخوانی کرد. ای کاش، قبل از اعزام حجاج عزیز به کشوری که درگیر جنگی تمام عیار با ملت مظلوم یمن است و بیشترین حمایت‌های مالی و سیاسی را از گروه‌های تروریستی تکفیری می‌کند، تضمین‌های لازم امنیتی گرفته می‌شد. حمله به سفارت عربستان و کنسولگری این کشور در مشهد که متاسفانه با همراهی و غفلت برخی نیروهای مخلص صورت گرفت نیز در قالب یک طراحی پیچیده برای تعبیه یک تلة انفجاری دیگر برای تخریب روند برجام صورت گرفت که با آنکه همه‌اش هزینة بیجا برای نظام بود اما هوشیاری دستگاه دیپلماسی آثار تخریبی آن را به حداقل رساند. باید توجه کرد که در اجرای چنین سیاستهایی لازم نیست که لزوما عوامل نفوذی، وارد صفوف ما شوند. اعدام مظلومانة آیت‌الله نمر، با هدف تشدید تخاصم میان عربستان و ایران و به اصطلاح گل‌آلود کردن آب برای گرفتن ماهی توسط حاکمان فعلی عربستان صورت گرفت؛ برخی نیز از سر ناآگاهی، آب به آسیاب دشمن ریختند. در ادامه راه و از روز یکشنبه، این سیاست تا زمان انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا استمرار خواهد داشت. یکی از راه‌های خنثی کردن تله‌های انفجاری، اعمال سیاست‌هایی است که منجر به مشارکت حداکثری در انتخابات مجالس شورای اسلامی ‌و خبرگان شود. «وحدت کلمه»، توصیه همیشگی بنیانگذار جمهوری اسلامی ‌ایران بوده است که عمل به آن در سایة رهبری مقام معظم رهبری، از هر زمان دیگری ضرورت بیشتری پیدا کرده است.


[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «سرمقاله مردم سالاری تله‌های انفجاری در هزارتوی برجام » اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات