چگونه همسرمان را نقد کنیم؟

چگونه همسرمان را نقد کنیم؟

آسمونی/ فلسفه اصلی زندگی مشترک، قرار گرفتن دو نفر در کنار هم برای طی کردن مسیر رشد و کمال در این دنیاست. انسان در صورتی می‌تواند به رشد حقیقی دست پیدا کند که عیب‌های خود را یکی پس از دیگری برطرف کند. در این میان جهالت یا غفلت انسان، مانع دست ‌یابی به تمام عیب‌هاست. از همین روست که باید گفت یکی از اصلی‌ترین معارفی که باید به دنبال آن بود، شناخت عیب‌های خویش است.در این چگونه یادآور شدیم که اگر عیوبی در شریک زندگیتان دیدید چگونه آنها را به او هدیه دهید.
1. وقتی انسان در کنار شخص دیگری قرار می‌گیرد، چشم‌های او هم به یاری ‌اش آمده و در راه دست پیدا کردن به عیب‌ها کمکش می‌کند. در زندگی مشترک به جهت علاقه میان زن و شوهر و ارتباط زیادی که این دو با هم دارند، دو طرف علاوه بر اینکه می‌توانند در یافتن عیب‌ها به یکدیگر کمک کنند، در برطرف کردن این عیب‌ها نیز یاران خوبی برای یکدیگر هستند؛ البته این در صورتی است که هر دو طرف انتقاد پذیر باشند؛ یعنی تمایل داشته باشند همسرشان عیب‌های آنان را تذکر دهد.
2. زن یا شوهری که عیب‌های همسر خود را تذکر می‌دهد، از محبوب‌ ترین همسران است؛ زیرا تذکر معایب یکی از مصادیق آشکار دوستی خالصانه می‌باشد. از سویی دیگر کسی که به دلایل غیر قابل قبول از گفتن عیب‌های همسرش پرهیز می‌کند، خواسته یا ناخواسته در مسیر دشمنی همسرش گام برداشته است.
3. رشد و پیشرفت فرد در تعاملات اجتماعی به میزان زیادی از انتقاد البته انتقاد مثبت و سازنده دیگران ناشی می شود. انتقادکردن در زندگی زناشویی نیز، موضوعی با اهمیت است که باید به ظرایف آن پرداخته شود زیرا حتی همسرانی که زندگی مشترک آرامی را تجربه می کنند، ممکن است در موقعیت انتقاد نتوانند یکدیگر را تحمل کنند.
به طور کلی باید گفت در زندگی مشترک برای برقراری ارتباط صحیح «نبایدهایی» وجود دارد که باید آن ها را شناخت. با شناسایی این نبایدها تازه مشخص می شود که چه باید بکنیم.
4. اختلاف نظر در زندگی مشترک امری کاملا طبیعی است؛ در رابطه مشترکی که بیان اختلاف نظر وجود نداشته باشد، همه چیز تصنعی است و یک نفر همیشه کوتاه می آید. این نوع رابطه در دراز مدت به بن بست می رسد و یکی از طرفین به حالت انفجاری خشمش را بیرون می ریزد، در عین حال وقتی یک طرف همیشه عادت داشته باشد دعوا راه بیندازد در طول زمان رابطه قطع می شود.
5. بسیاری از زوج ها نمی دانند که برای استفاده از واژه های «همیشه» و «هرگز» باید دقت زیادی کنند. این ۲ کلمه بسیار ساده یکی از بزرگ ترین موانع برقراری ارتباط سالم بین زوج هاست. تعمیم دادن یک رفتار همسر به تمام رفتار و شخصیت وی ضربه ی بزرگی به سلامت روان خانواده می زند.
6. گاهی همسران تلاش می کنند یکدیگر را مقصر یک اتفاق قلمداد کنند در صورتی که هیچ کس کامل نیست بنابراین هیچ کس دوست ندارد به دلیل اشتباهش سرزنش شود و همیشه مورد قضاوت منفی قرار بگیرد. وقتی یک نفر همیشه سرزنش کند، طرف مقابل به لاک دفاعی فرو می رود و هر دو از برقراری رابطه ی سالم باز می مانند. گاهی متهم کردن و تهدید کردن زوج رابطه را مخدوش می کند و حتی مطرح کردن آن در قالب شوخی ممکن است واکنش خصمانه طرف مقابل را به دنبال داشته باشد.
7. همسران باید بدانند رفتار قاطع با رفتار تهاجمی فرق دارد. داد و بی داد راه انداختن یک رفتار تهاجمی است، نه قاطع. گاهی همسران فکر می کنند که اگر بلند تر صحبت کنند، سخنشان شنیده می شود. این امر نشانه وجود نقص در رابطه سالم زوج در زندگی مشترک است. گاهی هم همسران به هنگام گفت وگو به یکدیگر توصیه اخلاقی می دهند. در صورتی که وقتی به همسرمان توصیه اخلاقی می کنیم، وی تصور می کند ما می خواهیم رئیسش باشیم یا برایش تعیین تکلیف کنیم. موضع گیری، اولین کاری است که طرف مقابل انجام می دهد، از این رو این کار در هنگام گفت وگوی همسران هیچ فایده ای ندارد. همچنین باید دانست ازدواج برقراری یک رابطه عاطفی و احساسی است تا قانونی، از این رو تذکر قانونی دادن بسیار اشتباه است.
8. گاهی همسران فکر می کنند می توانند با تذکر قانونی طرف مقابل را مجاب کنند در صورتی که یک رابطه احساسی و عاطفی را نباید تا سطح یک دعوای حقوقی پایین آورد. زندگی در چنین شرایطی مانند صحنه دادگاه می شود و از آن جا که در دادگاه دو طرف رابطه خوبی با هم ندارند، در زندگی مشترک هم نمی توانند با طرح دعاوی حقوقی از هم رضایت کسب کنند.
9. شیوه های ارتباطی همسران
از ۳ رابطه امن، اجتنابی و اضطرابی به عنوان ۳ مدل رفتاری همسران با یکدیگر نام برده می شود.
– در یک رابطه امن زن و شوهر از طرد شدن نمی ترسند زیرا نمی هراسند که یکدیگر را از دست بدهند. آن ها به یکدیگر دلبستگی دارند نه وابستگی. می توانند به هم نه بگویند ولی همدیگر را دوست داشته باشند و با تفاهم کامل با هم زندگی کنند. ریشه این نوع رابطه به دوران کودکی بر می گردد.
– دسته دوم همسرانی هستند که رابطه اجتنابی دارند یعنی افرادی که یاد گرفته اند برای این که آسیب نبینند، به کسی اعتماد نکنند. این افراد بهایی را که برای آسیب ندیدن می پردازند، بسیار سنگین است و در زندگی زناشویی از ترس آسیب دیدن از بسیاری از رفتارها چشم پوشی می کنند. چنین همسری نمی تواند صمیمیت را تجربه کند و به محض ایجاد صمیمیت، ناخودآگاه به یک باره از او فاصله می گیرد زیرا تجربه صمیمیت به او می گوید نباید به رابطه عمیق و عاطفی ادامه بدهد و گرنه ضربه می خورد.
– دسته سوم رابطه اضطرابی همسران است. در این نوع رابطه همسران به هم وابستگی شدید دارند، کنترلگر هستند، بیان عشق اجباری دارند و تمام این کارها در واقع داروی ضد اضطراب آن هاست. در این رابطه معمولا یکی از همسران به دوست داشتنی بودن خودش اطمینان ندارد و باید مرتب تایید بگیرد. در این رابطه عشق و احساس ناامنی و ترس شدید با هم ترکیب شده است که به هیچ عنوان پایدار نیست و در آن احساسات به کمال نمی رسد.
10. انتقاد کردن به شرط حذف موانع برقراری ارتباط در زندگی زناشویی، فقط در شیوه ارتباطی امن کارساز است و همسران می توانند از هم انتقاد سازنده کنند. زیرا در شیوه ارتباطی اجتنابی همسران می خواهند از شر هم راحت شوند و در شیوه اضطرابی انتقاد کردن برای فرو نشاندن اضطراب همسران به کار می رود. انتقاد در شیوه ارتباطی امن میسر است زیرا در دو شیوه اضطرابی و اجتنابی، افراد درگیر مشکلات خود هستند و به فکر اصلاح طرف مقابل نیستند.
11. همسران به منظور برقراری ارتباط سالم با یکدیگر باید ظرفیت خود را برای شنیدن «نه» بالا ببرند. قاطعیت یعنی نه گفتن و مخالفت کردن؛ جزو حقوق فردی هر انسانی است و این امر در زندگی مشترک هم صادق است اما مخالفت کردن برای همسران کار دشواری است زیرا مخالفت کردن را با مهاجم بودن یکی می دانند در صورتی که می توان بدون تهاجم، مخالفت کرد. متاسفانه نه فقط مخالفت کردن بلکه شنیدن نظر مخالف همسر هم برای بسیاری از زوج ها کار دشواری است، زیرا با شنیدن نظر مخالف همسر احساس می کنند دچار خلاء عاطفی و روانی شده اند، در صورتی که نه گفتن احترامی است که هر فرد به مرزها و حریم خود می گذارد.
12. طرح موضوع «تغافل» هرگز به این معنا نیست که از ایرادها و عیوب همسر خود، همیشه چشم بپوشیم، بلکه تغافل در برخی از موارد، معنا پیدا می کند و در سایر موارد باید با شیوه ی صحیح و سنجیده ای، به اصلاح رفتار وی پرداخت.
همسرانی که به جای انتقاد سازنده با تعریف نا به جای خود، مشکل را پیچیده تر می کنند، خود نیز در حلقه هایی از مشکلات جدید گرفتار می شوند و همسرشان را دچار آفت خود بزرگ بینی می کنند.
13. یکی از دلایل اصلی فقدان فرهنگ انتقاد در محیط بسیاری از خانواده‌ها، نوع نگاه اشتباهی است که ما نسبت به انتقاد داریم. ما بیش از آنکه انتقاد را همراهی دوستانه‌ ای برای رسیدن به هدف آفرینش خویش بدانیم، آن را دست‌ آویزی برای خرد شدن شخصیت خویش از جانب همسر می‌دانیم؛ به همین دلیل هم انتقاد نمی‌کنیم تا مورد انتقاد قرار نگیریم.
در موارد زیادی آشنا نبودن با شیوه انتقاد از سوی انتقاد کننده است که این ذهنیت را برای انتقاد شونده به وجود می‌آورد.
در این زمینه به چگونه انتقاد کنیم؛ مراجعه کنید.
14. زمان انتقاد
– بهترین زمان انتقاد وقتی است که همسر، آمادگی روحی و ذهنی لازم برای شنیدن انتقاد را داشته باشد. به عنوان مثال وقتی همسر از کار روزانه خسته است، در اوج عصبانیت، در هنگام ناراحتی از یک مسئله و… انتقاد کار چندان درستی نیست.
– انتقاد بدون آمادگی همسر، ممکن است موجب ایجاد تنش در زندگی ‌شود. گاهی بهتر است گفتن یک انتقاد را تا چند هفته و یا چند ماه به تأخیر انداخت تا آمادگی لازم برای شنیدن آن در همسر ایجاد شود. البته ما نباید در این مدت بیکار نشسته و فقط منتظر باشیم که خود همسر این آمادگی را کسب کند؛ بلکه بهتر است خودمان هم نکات لازم در زمینه‌سازی را رعایت کنیم تا زمان انتقاد زودتر فرا برسد.
15. تعیین موضوع انتقاد، تا اندازه ی زیادی آمادگی لازم برای مواجهه با انتقاد را برای همسر ایجاد می‌کند

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «چگونه همسرمان را نقد کنیم؟» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات