عبدالعلی ادیب برومند: کودتای 28 مرداد نتیجه به ثمر رسیدن بحث نفت بود

عبدالعلی ادیب برومند: کودتای 28 مرداد نتیجه به ثمر رسیدن بحث نفت بود

نسیم بیداری/ متن پیش رو در نسیم بیداری منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست.لازم به ذکر است که هر روز یک مطلب از نشریات مهم داخلی به صورت برگزیده در کاشی تحلیل ها ارائه خواهد شد.

در دوران دولت ملی، با شور و هیجان به رادیو می رفت در دفاع از مصدق و دولتش، اشعار حماسی می خواند و مردم را به هیجان می آورد. عبدالعلی ادیب برومند، می گوید روزهای اواخر دهه 1320 را به وضوح در خاطر دارد و این را وقتی مستند می کند که جزییاتی از حوادث آن روزگار پرحادثه را بر زبان می آورد. ادیب برومند از هواداران پروپاقرص مصدق است و البته انصاف آن را دارد که نقدهایش را هم به رهبر جبهه ملی بر زبان بیاورد او که مفتخر است به دریافت عکس امضا شده مصدق از زندان لشکر دوزرهی روایت دیگری از کودتا دارد این که کودتا صورت گرفت تا حل مساله نفت به نام مصدق سند نخورد.

نسیم بیداری: بحث ما با شما درباره سرنوشت نفت ایران پس از کودتای 28مرداد است. قرارداد کنسرسیوم در چه شرایطی امضا شد؟
من اشرافی به قرارداد کنسرسیوم ندارم. البته این عدم اشراف، مختص به من نیست. از ماوقع مذاکرات کنسرسیوم فقط و فقط خود دکتر امینی که سردمدار امضای آن بود اطلاع دقیقی داشت و جزییات آن را می دانست. فقط او بود که اصل داستان را می دانست و هیچ کس دیگر از جزییات قرارداد خبر نداشت.

نسیم بیداری: عده ای از پژوهشگران تاریخ معاصر اعتقاد دارند که قرارداد کنسرسیوم، نتیجه شکست دیپلماسی نفتی مصدق بود. نفت تحریم شده و اقتصاد در آستانه ورشکستگی، چاره ای جز پذیرش قرارداد کنسرسیوم نمی گذاشت.
نفت ایران که پس از کودتا دیگر تحریم نبود. تا مصدق بود انگلیسی ها و نه همه دنیا، نفت ایران را تحریم کرده بودند و بعد از کودتا، دیگر هیچ منعی برای خرید ایران نبود.

نسیم بیداری: بله، اما قاعدتا مانند سابق نمی توانست باشد. هم قانون ملی شدن را در داخل ایران داشتیم و هم این حدود دو سال خواب نفت ایران، با اضافه تولید دیگر کشورها جبران شده بود.
بنابراین به این نتیجه رسیدند که کودتا کنند. کودتا برای این صورت گرفت که با نفت ایران هر کاری می خواهند بکنند. چون اگر دولت مصدق بر سر کار می ماند، با توجه به قانون ملی شدن صنعت نفت، اجازه نمی داد هر کاری که می خواهند بکنند. در نتیجه بعد از کودتا بحث کنسرسیوم را پیش کشیدند که کسی متوجه نشود چه اتفاقی دارد می افتد. همان طور که گفتم از جزییات کنسرسیوم فقط خود دکتر امینی خبر داشت. کسانی مثل من که طرفدار پروپاقرص دولت ملی بودیم کلیات کنسرسیوم را شنیدم اما آن چه را که باید نمی دانستیم چون اساسا منتشر نشد.

نسیم بیداری: پس معتقدید قرارداد کنسرسیوم به ضرر ایران بود؟
قطعا. البته این ها می گویند چاره جز کنسرسیوم نبود؟ چرا نبود؟ با کودتا، یک دولت قانونی را ساقط کردند و بعد هم نفت را دوباره در دست گرفتند. همه این حرف ها توجیهی است برای کارهای سخیفی که بعد از دولت ملی انجام دادند.

نسیم بیداری: اگر درست متوجه شده باشم معتقدید اگر دولت مصدق بر سر کار می ماند یا یک دولت ملی دیگر بر سرکار می ماند قرارداد بهتری از قرارداد کنسرسیوم امضا می کرد؟
بله، دولت مصدق که عمر نوح نداشت. اگر می گذاشتند آن دولت به شکل طبیعی دوره خود را تمام کند جانشینش که احتمالا دکتر فاطمی یا دکتر صدیقی بودند همان راه مصدق را می رفتند، اما چون صفحه ورق خورده بود بهتر می توانستند با خارجی ها کنار بیایند و قرارداد بهتری را امضا کنند. مصدق آدمی بود که روی حرفش می ایستاد و بعد هم تعصب ملی داشت. بنابراین بعد از رفتن او دولت جانشینش گره را باز می کرد. اگر صبر می کردند و کودتا نمی شد گره نفت حتما باز می شد.

نسیم بیداری: مصدق می توانست گره را باز کند؟
بله، دکتر مصدق تقریبا با انگلیسی ها کنار آمده بود . اختلاف اصلی بر سر غرامت بود که بعد از احاله پرونده به دادگاه لاهه، مصدق پرداخت غرامت را هم پذیرفت. اما انگلیسی ها فقط به غرامت راضی نبودند و عدم النفع هم می خواستند. می خواستند رقمی را در عوض مدتی که تولید شرکت سابق متوقف بود به عنوان عدم النفع بگیرند. مصدق می گفت دوره دادن این باج ها تمام شده و ما مدت ها به شرکت نفت ایران و انگلیس منافع داده ایم. فقط این بحث مانده بود که آن هم قابل حل بود.

نسیم بیداری: در یک بررسی تاریخی، به نظر می رسد دولت ملی در این اواخر سردرگم بوده است شخص نخست وزیر هم همین طور است و انگار نمی داند چه کار می خواهد بکند. هم مذاکرات خارجی به بن بست رسیده بود و هم در جبهه ملی شکاف های عمیقی افتاده بود.
همه چیزهایی که می گویید درست است اما من که در آن زمان حیات داشتم و فعال بودم شاهد بودم که کوچک ترین خللی به محبوبیت مصدق وارد نشده بود. شاید نشود با دلیل و منطق دلایل این محبوبیت را توجیه کرد اما واقعا وجود داشت. نشانه روشن آن هم رفراندومی بود که آن اواخر برگزار شد و ما دیدیم که مردم با طیب خاطر به رفراندوم رای مثبت دادند.

نسیم بیداری: اگر مصدق این همه میان مردم محبوب بود قاعدتا نباید می گذاشتند کودتا نتیجه دهد.
گرفتاری مصدق این بود که پس از شکست کودتای اول و فرار شاه، تهران را غوغای عظیمی فرا گرفت. جمعیت بزرگی در تهران علیه شاه راه افتاده اما توده ای ها از این وضعیت سوءاستفاده می کردند. همین باعث وحشت مصدق شد . توده ای ها شعارهای غیرقابل قبولی می دادند و چون قدرتی هم داشتند مصدق ترسید. می دانید که ابتدا توده ای ها می خواستند مجسمه های شاه را پایین بیاورند و مصدق که متوجه شد به اعضای حزب ایران که قبولشان داشت خبر داد که آن ها زودتر اقدام کنند. به هر حال مصدق از اقدامات و شعارهای تند حزب توده وحشت کرد و به پلیس دستور داد مانع تجمع مردم در خیابان ها شود. یک نوع حکومت نظامی اعلام شد. البته اسما حکومت نظامی بود اما هیچ کس زندانی نشد. در نتیجه خیابان ها خلوت شد. سیاست روس ها هم اقتضا می کرد که در روز کودتا توده ای ها بیرون نیایند. حتی شایع کردند لاورندتیف، سفیر روسیه سکته کرده است. خیابان ها که خلوت شد. کودتاچیان هم ساعتی را انتخاب کردند که به طور طبیعی خیابان ها خلوت بود. ساعت سه بعدازظهر 28مرداد، عده ای از اراذل و اوباش و اجامر و فواحش خیابانی، راه افتادند و ابتدا رادیو را اشغال کردند. رادیو مهم ترین وسیله ارتباطی دولت و مردم بود و دفاع خاصی هم نداشت. اشغال رادیو و برنامه های ضد مصدقی آن خیلی به کودتاچیان کمک کرد بعد از این اتفاق نماینده آمریکا که در ایران بود، سپهبد زاهدی را از مخفی گاه خودش خارج کرد. عده ای از افسران بازنشسته ارتش هم دوباره به کار برگشتند و با تانک رفتند منزل دکتر مصدق.

نسیم بیداری: من تاکید دارم که مردم اگر می خواستند می توانستند مانع پیروزی کودتا شوند چرا بیست و نهم یا سی ام به خیابان نرفتند؟ فقط می شود گفت که خسته هم شده بودند . مصدق را دوست داشتند اما می خواستند تکلیف شان مشخص شود.
به آن معنا خسته نشدند. ساعت وقوع کودتا طوری بود که مردم در برابر کار انجام شده قرار گرفتند. ضمن این که مصدق هم از مردم نخواست قیام کنند و به خیابان ها بریزند. اگر می خواست مردم حتما می آمدند اما یک کشت و کشتاری می شد که نتیجه اش هم خیلی روشن نبود. مصدق فکر کرد کار از کار گذشته و سکوت کرد اگر مصدق به هر وسیله ای به مردم اطلاع می داد که آی مردم ،کودتایی علیه دولت ملی در حال تکوین است مردم به دفاع از دولت او می پرداختند . مگر سی تیر چه زمانی بود؟ یک سال قبل.

نسیم بیداری:بله، یک سال قبول، اما مصدق در اوج محبوبیت و جبهه ملی در اوج قدرت قرار داشت اما امروز دیگر نه جبهه ملی قدرت سابق را داشت و نه اتحاد سابق را.
اختلاف های جبهه ملی موثر بود اما مهم ترین عامل سکوت مصدق حزب توده بود. حزب توده انواع کارشکنی ها را در دوره دولت ملی صورت داد. از جمله اعتصابات بزرگ و پیاپی مانند اعتصاب کوره پزخانه های تهران. این همه اعتصاب، بدون کوچک ترین برخوردی مدیریت شد. این خیلی مهم است که هیچ دوره دیگری تجربه نشد. آن همه آدم اعتصاب کردند اما نه تنها خون از دماغ کسی نیامد که مصدق حق اعتراض کارگرها را به رسمیت شناخت. یعنی یک رفتار انسانی و برادرانه با مردم در پیش گرفت. در کشوری که بزن و بکوب و شکنجه همیشه جواب داده مصدق تلاش کرد با مخالفانش برادرانه برخورد کند.

نسیم بیداری: رفتار و نوع برخورد مصدق با حزب توده، خود محل مناقشه است...
می دانم چه می خواهید بگویید. مصدق چون انسان دموکراتی بود و می خواست دموکراسی را در این کشور نهادینه کند با حزب توده مماشات می کرد. ضمن این که او به اصطلاح دنده اش پهن شده بود و خیلی به فحاشی ها حزب توده اهمیت نمی داد. تنها کسانی که با توده ای ها گلاویز می شدند که اشتباه هم بود پان ایرانیست ها بودند.

نسیم بیداری: داریوش فروهر؟
بله. این ها فقط مقابل حزب توده در می آمدند که البته کار خوبی نبود چون شهر را به تشنج می کشید پلیس دخالت می کرد و باعث می شد مغازه ها تعطیل شود. این به نظر من از بی سیاستی های مرحوم فروهر بود.

نسیم بیداری: به نظر می آید دکتر مصدق از برگ برنده وجود حزب توده در ایران هم برای مذاکره با طرف های خارجی بهره می برد؟
مصدق در بزرگ نمایی قدرت حزب توده زیاده روی کرد.

نسیم بیداری: بزرگ نمایی ناشی از ذهنیت مصدق بود یا فقط برای تحت تاثیر قرار دادن آمریکایی ها؟
برای جلب توجه آمریکایی ها بود و مصدق هم می دانست که حزب توده چنین قدرتی که او توصیف می کند ندارد. نفوذ حزب توده در ارتش هم محدود به چند افسر ستادی بود. این ها صنفی نبودند و هیچ کاری از دست شان برنمی آمد. به اصطلاح میرزابنویس ارتش بودند. مصدق در بزرگ کردن حزب توده اشتباه کرد. این را اضافه کنم که من گرچه مصدق را مقدس و بی همتا نمی دانم که نظیرش نیامده ،معتقدم او اشتباهاتی هم داشته و معصوم نبوده است. یکی همین بزرگ نمایی قدرت توده ای ها و یکی دیگر اجازه ای که به آنان داد تا در مرگ استالین عزاداری کنند. واقعا باید از حزب توده می پرسید اگر شما وابسته به قدرت خارجی نیستید پس چگونه برای مرگ رهبر آن کشو که مظهر کشت و کشتار هم بوده اشک می ریزید و ماتم می گیرید.

نسیم بیداری: اگر کودتا نمی شد تکلیف نفت ایران و بعد اقتصادش چه می شد؟
گفتم که مساله نفت حل شده بود و اختلاف فقط بر سر عدم النفع مانده بود. اگر انگلیسی ها سماجت می کردند عدم النفع هم به دادگاه لاهه ارجاع می شد و مصدق هم نتیجه آن را می پذیرفت چون آدم قانون گرایی بود.

نسیم بیداری: نقل های باقی مانده از مرحوم فاطمی یا زیرک زاده و مهندس حسیبی نشان می دهد مصدق از اردیبهشت سردرگم بوده و عملا فاعلیتی ندارد. چطور می گویید قضیه حل می شد؟
ببینید آقا! این قضایا حوصله می خواهد. مساله به آن مهمی و پیچیدگی که یک شبه حل نمی شد اتفاقا چون مساله نفت در حال حل و فصل بود کودتا کردند. مصدق را سرنگون کردند چون داشت داستان نفت را حل می کرد و اگر این اتفاق می افتاد مصدق و دولتش ماندنی می شد. شاه هم که از روز اول با مصدق مخالفت داشت . پدرش هم از مصدق متنفر بود. دیدند قضایای نفت حل می شود و مصدق می ماند و بعدش هم حتما یکی از یارانش نخست وزیر می شود. این بود که کودتا کردند علت کودتا ،حل شدن مسایل نفت بود و نه بن بست آن.

نسیم بیداری: کی ؟ انگلیس؟ آمریکا؟ سیا؟ شاه؟
انگلستان و شاه. آمریکایی ها مشکل چندانی با مصدق نداشتند.

نسیم بیداری: مصدق چرا نتوانست اعتماد محمدرضا را جلب کند؟ او چند باری به شاه اطمینان داده بود که به اساس سلطنت و قانون اساسی مشروطه پایبند است اما این باعث نشد که ترس محمدرضا از برچیدن سلطنتش و اعلام جمهوری توسط مصدق بریزد. این را می توان جز اشتباهات مصدق دانست که نتوانست به شاه اطمینان خاطر بدهد؟
مصدق تا توانست ادب و احترام را درباره خانواده سلطنتی و شخص شاه رعایت کرد او می خواست با شاه کنار بیاید اما شاه نمی خواست و به اصطلاح زیر جلکی علیه دولت ملی اقدام می کرد.

نسیم بیداری: بچه تر از این حرف هاست.
از روی بچگی هم دولت را انگولک می کرد. او تحت تاثیر خانواده و مخصوصا اشرف، خواهر دوقلویش بود. مصدق می گفت شما در حکومت دخالت نکنید، شما پادشاه مشروطه هستید. گفت خواهرتان که در کار دخالت می کند باید از کشور برود. این خیلی به شاه گران آمد و از آن موقع تحرکاتش را بیشتر کرد.

نسیم بیداری:چرا مصدق پیشنهاد دکتر فاطمی را نپذیرفت و اعلام جمهوری نکرد؟
چون اعتقاد داشت این کشور هنوز آمادگی و ظرفیت جمهوری را ندارد.

نسیم بیداری: اتفاقا او بیشتر از هر کس دیگری در تاریخ معاصر از ابزارهای جمهوری بهره برده بود. هر جا که به بن بست می رسید مردم را فرا میخواند و می گفت اکثریت با من است و باید نظرم اعمال شود. حتی گفته معروفی دارد که مجلس آن جاست که مردم هستند. این آدم که نباید بگوید ما ظرفیت جمهوری نداریم.
جمهوری یعنی مراجعه به آرای مردم. معلوم نبود که فردا چه کسی رییس جمهور می شود. می گفت هنوز زود است و باید صبر کنیم. تجربه های بعدی هم نشان داد که او درست می گفته است. مصدق می گفت باید ظرفیت جمهوری را کسب کنیم.

نسیم بیداری: گفتید سیاست روس ها اقتضا می کرد که روز کودتا بیرون نیایند. این یعنی آنان موافق کودتا بودند؟
بله. آنان مخالف مصدق بودند و به هر بهانه ای می خواستند او را بکوبند. برای همین هم در ایام کودتا بیرون نیامدند و هیچ عکس العملی نشان ندادند. برای روس ها و توده ای ها تفاوتی نمی کرد مصدق باشد یا شاه.

نسیم بیداری: نمی توانستند تحلیل کنند که ماشین سرکوب که راه بیفتد، دامن خودشان را هم می گیرد؟
اشتباه منحصر به من و شما نیست حزب توده هم در تحلیل موقعیت اشتباه کرد و فکر نکرد که فقط مصدق است که آنان را تحمل می کند و اجازه می دهد هر کاری می خواهند بکنند. آنان در حمایت نکردن از مصدق اشتباه کردند و تاوان آن را هم دادند.

نسیم بیداری: بازار ابهامات عملکرد مصدق، نحوه برخوردش با نظامیان است. چرا بعد از قتل اقشار طوس آن قدر شل با قضایا برخورد می کند؟
این هم از دیگر اشتباهات مصدق بود. او باید شدت عمل نشان می داد و با نظامیان مخالف خود جدی تر برخورد کند. البته در ارتش و شهربانی چندان نفوذی نداشت، اما می توانست با استفاده از افسران ملی، تحرکات نظامیان مخالفش را کنترل کند. رییس ستاد ارتش، باید یک افسر محکم و تند و به قول عوام پاچه پاره باشد. نه یک مهندس اتوکشیده. رییس ستاد مصدق یک مهندس جنگ ندیده بود. یک بار در منزل آقای باقر کاظمی، داشت خاطراتش را تعریف می کرد و می گفت روز کودتا، هر چه با پیشوا تماس گرفتم نتوانستم با او صحبت کنم. من گفتم شما اگر افسر لایقی بودی کاری به کار مصدق نداشتی و خودت مهاجمان را می کوبیدی. وظیفه رییس ستاد چیست؟ همین که در موقع خطر خود بتواند تصمیم بگیرد و عمل کند.

و پرسش آخر این که بزرگ ترین اشتباه مصدق را چه می دانید؟
انحلال مجلس هفدهم.

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «عبدالعلی ادیب برومند: کودتای 28 مرداد نتیجه به ثمر رسیدن بحث نفت بود » اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات