معرفی کتاب «دلبند عزیزترینم»

معرفی کتاب/ «دلبند عزیزترینم»

جام جم/ آنتوان پاولوویچ چخوف 1860 - 1904 میلادی ، داستان نویس و همچنین نمایشنامه نویس شهیر روسی ، برای دوستداران ادبیات نام شناخته شده ای است . آثار فراوانی از این نویسنده به زبانهای مختلف دنیا ترجمه شده است و در زبان فارسی نیز بسیاری از آثار او ترجمه و دراختیار دوستداران آثار وی قرار گرفته است.
این کتاب مجموع نامه های آنتوان پاولوویچ چخوف و اولگا کنیپر است که از سال 1898میلادی تا پایان عمر چخوف (1904م) میان هم رد و بدل کرده اند. محتوای نامه ها نشان می دهند که آنتوان چخوف و اولگا کنیپر در مقام زن و شوهر قانونی مدت زمان کمتری را در کنار هم زندگی کرده اند. هر چند این فاصله زمانی به مدت 6سال به طول انجامیده ؛ اما دیدارهای این دو با قرارهای قبلی در تعطیلات و مسافرت های توافقی بوده که این موارد نسبت به بقیه روزهای سال بسیار اندک است.
از نظر تعداد نامه های آورده شده در کتاب ، اولگا کنیپر رتبه و مقام بهتری دارد، چرا که در مواردی ، قانون نامه و جواب نامه نقض می شود و چند نامه متوالی از اولگا کنیپر پشت سر هم در کتاب آورده می شود. ابتدای کتاب به نحوی است که ترتیب قرائت نامه ها از سوی مخاطب منظم و یکی در میان است که در اواسط کتاب گاهی از تعداد نامه های چخوف کاسته می شود و در ضمن در جای جای کتاب خاطرات شخصی اولگا کنیپر ضمیمه نامه ها می شود و در مواردی که نیاز به توضیح باشد، مترجم (احمد پوری) با مراجعه به خاطرات شخصی اولگا کنیپر در زیرنویس کتاب مفاهیم ناآشنا را توضیح می دهد. تمامی این موارد به اضافه خاطرات ابتدایی کتاب به قلم اولگا کنیپر که در مقام پیشگفتار کتاب قرار می گیرد ، این نکته را به ذهن متبادر می سازد که این کتاب حاصل گزینش نامه ها از سوی الگا کنیپر است .
با توجه به این نکته که اولگا کنیپر بعد از مرگ چخوف حدود 55سال زندگی کرده (البته هرگز ازدواج نکرده) و این مدت زمان طولانی به او این اجازه را می داده که در چینش و نحوه قرار دادن ترتیب نامه گزینش لازم را انجام دهد؛ البته این اتهام احتمالی تنها در حد یک حدس و گمان است و در صورت اثبات می تواند ارزش این نامه ها را تا حدی کمرنگتر کند. از اطلاعات داده شده در نامه های این دو چنین برمی آید که اولگا کنیپر هنرپیشه تئاتر در مسکو حین یکی از تمرین های گروهی برای اجرای یکی از نمایشنامه های چخوف (مرغ دریایی) با نویسنده آن نمایش - چخوف - آشنا می شود. بعد از این دیدار و آشنایی چخوف به محل اقامت خود، یالتا، در جنوب روسیه برمی گردد؛ اما نامه نگاری میان او و اولگاکنیپر از این زمان شروع می شود. نامه های اولگا کنیپر برای چخوف فضای حاکم بر تئاترهای مسکو را به نحوی کاملا محسوس شرح می دهد و در کنار آن علایق و شیفتگی این هنرپیشه جوان تئاترهای مسکو به چخوف را نمایان تر می سازد.
چخوف نیز در نامه هایش از بیان عشق و علاقه خود به هنرپیشه جوان تئاترهای مسکو (اولگا کنیپر) هراسی ندارد و بی واهمه آن را شرح می دهد. سرانجام این نامه نگاری های ادبی ، هنری و عاشقانه به ازدواج آن دو منتهی می شود؛ اما ازدواج آن دو از نوع و جنس دیگری است . چرا که بعد از ازدواج آن دو در کنار هم قرار نمی گیرند. چخوف به محل اقامت خود در کنار خانواده اش - مادر، خواهر...- در یالتا برمی گردد و روال پیشین زندگی خود را از سر می گیرد و از طرف دیگر اولگا کنیپر هم روال پیشین زندگی خود را ادامه می دهد و به بازیگری در نمایش های تئاترهای مسکو می پردازد. در این میان ، اما نامه نگاری های این دو بی وقفه ادامه دارد. کتاب حاضر از این منظر زندگی این دو را به نمایش می گذارد. در مدت زمان نامه نگاری ها به غیر از مرگ چخوف تلخ ترین خاطره مربوط به سقط جنین اولگا کنیپر است .
بعد از وقوع حادثه تلخی ، سردی و نوعی شرم در نامه های اولگا کنیپر مشهود است ، چرا که او خود را مقصر این واقعه می داند. یکی از نامه های وی این نکته را به روشنی بیان می کند: باید لطیفه «مسکوین» را درباره ماجرایی که اتفاق افتاده ، برایت بگویم . او را که می شناسی ، با قیافه ای خیلی جدی می گوید: «این هنرپیشه معتبر ما باید خجالت بکشد. آدم از چنین مردی بچه داشته باشد، بعد اینقدر بی احتیاطی کند؛» همه تئاتر ما از این واقعه ناراحت هستند. (ص 289) از موارد زیبا در نامه های چخوف توصیف جزییات پیرامون و حالات خود است .
او گاهی منطقه محل اقامت خود (یالتا) را در نامه هایش چنان دقیق توصیف می کند که گویی صحنه ای را در داستان و یا نمایشنامه ای برای مخاطب توصیف می کند. حالات طنز و شوخ نیز در نامه های چخوف دیده می شود. در کل کتاب حاضر گوشه هایی از زاویه های پنهان زندگی این نویسنده بزرگ را برای مخاطب برملا می سازد، یکی از نامه های کوتاه چخوف در این کتاب را با هم مرور می کنیم : «هاپوی عزیزترین خودم ! نمی توانم الان چیزی بنویسم . هر روز برای پرکردن دندان پیش دندانپزشک می روم . [...] محبوبم ! من حاضرم به سوییس برویم . فقط مساله این است که آنجا نمی شود ماهی گرفت . من واقعا می خواهم این کار را بکنم . ما باید یک ملک کوچک و ارزان قیمت در کنار مسکو بگیریم تا من تابستان ها را آنجا باشم و ماهی بگیرم . فقط نزدیک مسکو که میهمان هم داشته باشیم [...] شوهر بیرحم تو آ. 23مارس - یالتا

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «معرفی کتاب «دلبند عزیزترینم» » اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات