نفوذ و اختلاف؛ معبر استحاله دولت-ملت ایران

نفوذ و اختلاف؛ معبر استحاله دولت-ملت ایران

رصد/ متن پیش رو در سایت تحلیلی "رصد" منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست.

سخنان چندی قبل مقام معظم رهبری در ارتباط با استراتژی جدید نظام سلطه جلوه هایی نوین از تضاد ساختاری میان ایران و غرب را بازنمائی کرد. این سخنان ناظر بر تداوم تخاصم و پندارهای سوء ایالات متحده علیه ایران می باشد. متناظر با سخنان رهبر معظم انقلاب، می توان گفت که مداخله گری و نفوذ در ایران از جمله الگوهای تکرارشونده مخاصمانه آمریکا علیه دولت – ملت ایران است. امری که شواهد بسیاری از تاریخ معاصر برای آن می توان یافت.

نکته مهم و تمایز الگوی مداخله گری آمریکا به ماهیت پیچیده و نرم افزاری آن در دوره نوین بازمی گردد. نقطه عطف آن به مذاکرات هسته ای و توافق وین مرتبط است. بایست مذاکرت هسته ای منتهی به توافق ژنو و وین را در متن تحولات کلان نگریست، تا درک شفافی از روند نوین مداخله گری و سوء قصد نسبت به ایران به دست آورد. در روند نوین محور منازعه از سیاست خارجی به سیاست داخلی منتقل شده است؛ براین اساس منازعه ماهیتی ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک دارد، اما هدف متاثرساختن سپهر درونی و پویش های اجتماعی-سیاسی داخل کشور است.

رهبران سیاسی ایران بر این امر واقف هستند که آمریکا درصدد بحران سازی است تا زمینه لازم را برای مداخله گرایی به وجود آورد. به بیان یکی از تحلیل گران سیاست خارجی ایران، انگیزه سیاسی تهییج شده برای سدکردن نفوذ آمریکا، نشانه این تصور است که آمریکا به تداوم توطئه علیه ایران مشغول است، و ثانیا مقابله با توطئه یکی از ضرورت های اقدام پیشگیرانه است( متقی: ۱۶۷).



تهدید نوین؛ نفوذ و اختلاف

شناسایی اهداف و الگوی عملیاتی آمریکا این واقعیت را برما آشکار می کند که معاندان همواره درصدد فضاسازی درونی و نیز ایجاد بحران های اجتماعی- سیاسی هستند تا بتوانند مطلوب نهایی خویش یعنی تضعیف دولت -ملت ایران را محقق سازند. آمریکا سعی دارد منافع و مطلوبیت های سیاسی و امنیتی خود را از طریق برهم زدن تعادل سیاسی و گسیخت اجتماعی ایجاد کند.

هدف عمومی آمریکا از نفوذ و اختلاف افکنی را باید «تغییر رفتار سیاسی ایران» دانست. چراکه الگوی تعاملی آمریکا، همچنان ماهیتی خصمانه و ستیزه جویانه دارد.

ایران و آمریکا؛ از مقابله تا مذاکره

در زمان حاضرمتاثر از روند و فرایندهای سیاست خارجی، فضای سیاسی ایران در میانه ای از دوگانه ها نوسان دارد. از سویی ادراکات و انگیخته های تاریخی-فرهنگی در فضای تقابل با آمریکا قرار داشته و از دیگرسو الزامات سیاست خارجی رویکردهای مصلحت گرایانه را برجسته می سازد.

انعکاس سیاست خارجی بر فضای سیاسی ایران، پیامدهای خاصی ایجاد کرده است. برخی فضای موجود را نوعی واگشت از گذشته انقلابی و رادیکال قلمداد کرده و درصدد القای فرپاشی و گسست گفتمانی، انفعال، ابهام و فقدان صراحت و صداقت نظام با ملت هستند. این مجموعه ها -به زعم خویش- سعی دارند از “خلأ گفتمانی” موجود برای پیشبرد مطلوبیت های خود بهره جویند؛ متناسب با این خوانش از وضعیت موجود، معاندان بیرونی و درونی، تصور می کنند “فرصت عمل” و “امکان کنشگری ” برای ایشان فراهم شده است. لیکن تدابیر رهبری نظام ضمن حفظ تعادل و توازن، مانع گسیخت و انفعال در مقابل راهبرد نفوذ غرب شد.

هدف آمریکا ترمیم چهره منفی خود نزد افکار عمومی و بازسازی ادراکی جامعه ایران است تا شاید قضاوت منفی و ایستار سیاسی آمریکا ستیزی را به فضای مثبت و حداقل خنثی تبدیل کند
بازسازی وجاهت، دریچه ای به سیاست

آمریکا برای نیل به “نفوذ و القای اختلاف”، مبادرت به تجدید نظر سیاست راهبردی خود در قبال ایران می نماید؛ الگوی نوین آمریکا به جای تقابل صریح و تعقیب هدف “برانداختن” نظام ایران با تکنیک های سخت افزاری، به تعامل نرم افزاری و ایجاد مطلوبیت “تغییر رفتار” تغییر ماهیت داده است. این الگو مکانیزم ترکیبی دارد، که شامل فشار دیپلماتیک، اغوای هنجاری (جامعه) و ترغیب نهادی (نظام) می گردد.

هدف آمریکا ترمیم چهره منفی خود نزد افکار عمومی و بازسازی ادراکی جامعه ایران است تا شاید قضاوت منفی و ایستار سیاسی آمریکا ستیزی را به فضای مثبت و حداقل خنثی تبدیل کند. “سیاست نفوذ” موکول به بازسازی وجاهت و کسب مقبولیت فراگیر نزد شهروندان ایرانی است.

آمریکا با بهره گرفتن از نمادهای زیست آمریکایی در جهان مدرن توانسته است نفوذ جهانی حاصل کند؛ نفوذی که نمادهای آمریکا ایجاد کرده است ذیل نفوذ و قدرت نرم تعریف می شود. نفوذ فرهنگی مقدمه ای است بر سایر ابعاد و وجوه نفوذ. ژرفا و گستره نفوذ آمریکا این امکان را به آمریکا داده تا سیاست های راهبردی خود را پی گیرد و مطلوبیت های استراتژیک خود را برآورده سازد.

“امکان” و “فرصت عمل” دو ستون سیاست نفوذ می باشند. این دو ستون دلالت بر فضای عملیاتی مساعد برای اختلاف افکنی و تضعیف همبستگی ملی دارند.

نفوذ و واگرایی سیاسی

گسیخت در فضای اجتماعی مانع از موثر حکومت کردن می شود. دولت ها برای حکمرانی موثر به بستری موزون و متعادل نیاز دارند؛ هرگونه آشفتگی در محیط اجتماعی، می تواند چالشی پیش روی کارآمدی نظام سیاسی قرار دهد. نفوذ و ایجاد آنارشی در نتیجه اختلاف افکنی از جمله الگوهای تکرار شونده آمریکا و غرب، علیه بازیگران مقابل بوده است.

معاندان سعی دارند تا زیست سیاسی ایران را پرچالش وانمود کند؛ واگرایی سیاسی، تفرق و تشتت میان ارکان نظام، نهادها و نیروهای تاثیرگذار بخشی از راهبرد “نفوذ و اختلاف” است. در این الگو، نفوذ در ساختار اجتماعی و ایجاد اختلاف میان نیروهای سیاسی مدنظر است.

القای دوگانه های مخرب؛ شکاف و ستیزش سیاسی

۱- قطبی کردن جامعه؛‌ دوگانه سازی موافق و مخالف رابطه با غرب: نظام سلطه نتیجه انتخابات سال ۹۲ و فرایند مذاکرات هسته ای را داده ای برای اثبات شکاف جامعه/ نظام در نظر می گیرد. شبکه رسانه ای و تحلیلگران غربی اکثریت جامعه ایران را حامی گفتمان سازش با غرب و مخالف سیاست مقاومت معرفی می کنند.

۲- ایجاد شکاف درون ساختاری: درحالی که نظام نخبگان سیاسی درون نظام در متن یک نظام گفتمانی قرار دارند-باوجود تفاوت ادراکی-، معاندان سعی دارند تا نوعی تضاد درونی و شکاف را القا نمایند، بر این اساس ایجاد شکاف در چند سطح مدنظر است:

- القای شکاف در سطح میانی: نخبگان صلح طلب / نخبگان جنگ افروز، و نخبگان با مردم و بر مردم / شکاف میان تندروها و اعتدالیون

- القای شکاف در سطح نهادها: القای اختلاف میان دولت و مجلس/ اختلاف میان نهادهای نظامی با دولت

القای تصور سازش و تسلیم ایران با غرب و تسلط غرب برای تغییر رفتار ایران وجهی از تاکتیک نفوذ است. نفوذ در افکار عمومی با هدف القای تضاد میان سیاست اعمالی با سیاست اعلانی نظام صورت می گیرد.

سدبندی بر نفوذ و اختلاف

در نهایت آنکه با اقدامات ترکیبی می توان راه بر مداخله گری و زیاده خواهی معاندان بست؛ از یکسو بایست نارسائی های موجود در اقتصاد ملی را ترمیم نمود؛ ارتقای وضعیت معیشت مردمان ایران در کنار حفظ کرامت و شأنیت ایشان، راه بر هرگونه نارضایتی ساختاری خواهد بست.

از دیگرسو بایست تعادل را در فضای سیاسی حفظ کرد؛ متعادل بودن فضای سیاست می تواند نخبگان را همگرا کند. متعادل بودن فضای سیاسی، برای آحاد مردم امید آفرین است. تعادل، همگرایی عمومی و روحیه امید ملی می تواند به مثابه سد نفوذ در مقابل تبلیغات و جنگ روانی معاندان عمل کند. در این فضا البته باید مرز ظریف میان نقد مشفقانه و تخریب و سیاه نمائی را از هم بازشناخت. ظرایف حکمرانی و سیاست ورزی می تواند ظرفیت سدبندی مقابل هجمه و هجوم نفوذ و اختلاف ارتقا ببخشد.

*عرفان مینوی

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «نفوذ و اختلاف؛ معبر استحاله دولت-ملت ایران » اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات