شعر طنز دارا و ندار

شعر طنز/ دارا و ندار

آخرین خبر/ در جهان ما هر آن فردی که ثروتمند بود
از دل و جان شادمان، وز جان و دل خرسند بود
هست ثروت بر هزاران درد بی درمان دوا
علم بی ثروت وبال جان دانشمند بود
آن که بی پول است باشد فی المثل چون پر کاه
وآن که دارد پول، پابر جاتر از الوند بود
آن یکی اوقاتش از غم، تلخ همچون زهر مار
این یکی را لحظه‌ها شیرین چو شهد و قند بود
آن یکی را از سرشک بینوایی دیده‌تر
این یکی را تنعم، چهره پر لبخند بود
آن یکی پژمان، که فردا، وضع چون خواهد شدن
این یکی با خوشدلی فارغ ز چون و چند بود
بی تمول، پادشاهی هم نیرزد یک پشیز
شاهد این مدعا، احوال خان زند بود!
بینوا آدم که حال و ماضی‎اش یکسان بود
کی تواند ضامن آینده فرزند بود
اغلب سرمایه‌داران خصم علم و دانش‌اند
گفت با من پیر دانایی که حرفش پند بود
آدمی گر بود ثروتمند، دنیا مال اوست
بینوا، بیچاره و بی‌خویش و بی پیوند بود
آدم بی پول همچون «شاطر» آتش به جان
برکش شلوار خود بود ار که دستش بند بود!
برگرفته از کتاب «وقایع اختلافیه» نوشته «امید مهدی نژاد»، ص 40.

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «شعر طنز دارا و ندار» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات