سرمقاله شهروند تمایز در پوشش خبری یا تمایز در رفتار عملی؟

سرمقاله شهروند/  تمایز در پوشش خبری یا تمایز در رفتار عملی؟

روزنامه شهروند/ « تمایز در پوشش خبری یا تمایز در رفتار عملی؟ » عنوان یادداشتِ روزنامه شهروند است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

چندی پیش در نیویورک‌تایمز یادداشتی نوشته شد که عنوان ترجمه شده آن «برخی از قربانیان تروریستی برابرتر از بقیه هستند؟» بود. این یادداشت در اعتراض به نحوه انعکاس اخبار تروریستی در مطبوعات و رسانه‌های غربی بود که به نظر وی آن را تمایزی آشکار در پوشش خبری از رویدادهایی به نسبت یکسان دانسته بود. در بخشی از این یادداشت و از قول یکی از خوانندگان روزنامه آمده است: «چرا روزنامه تایمز اسامی تک‌تک قربانیان حمله تروریستی بروکسل را ذکر کرده و توصیفی از برخی از آنها آورده است، در صورتی که تا آنجا که من می‌دانم همین کار را برای قربانیان آنکارا و استانبول نکردند.... این موضوع هم مورد بحث است که آیا خشونت در شهرهای دیگر دنیا مانند شهرهای لبنان، مالی یا کنیا نیز برای آنها خشونت محسوب می‌شود؟ انگار خون برخی رنگین‌تر از دیگران است. چطور تایمز تصمیم گرفته چنین پوشش‌های متفاوتی از تراژدی‌های مشابه گزارش کند؟.... همچنین تئودور گلسر، استاد ارتباطات دانشگاه استنفورد نظرش را موجز و کوتاه می‌گوید: داعش ٣٠ نفر را در بروکسل کشت؛ گزارش بلند این واقعه را در صفحه اول بخوانید. داعش ٣٠ نفر را در بغداد کشت؛ این خبر را در پایین صفحه ٦ بخوانید. این جملات چه چیزی درباره تبعیض‌های خبری به ما می‌گویند؟... ماه گذشته تایمز ویدیویی را باعنوان «قربانیان فراموش‌شده وحشت» منتشر کرد و به دنبال پاسخ به این سوال‌ها بود که برای مثال چرا دولت ایالات متحده آمریکا پرچمش را برای ادای احترام به قربانیان بروکسل به حالت نیمه‌افراشته درآورد؛ اما برای حمله‌های تروریستی مشابه در ترکیه، ساحل عاج و مناطق دیگر چنین کاری نکرد؟ اما آیا روایت‌ها و گزارش‌های خود تایمز از قربانیان حملات تروریستی با عدالت تام شکل می‌گیرد؟...».
برخلاف نظر این نویسنده غربی، باید گفت که مشکل در تمایز خبری نیست که اتفاقا این تمایز تا حدی طبیعی است؛ بلکه مشکل در تمایز عملی است که اتفاقا مورد بحث قرار نمی‌گیرد. تفاوت در ارزش‌های خبری برای پرداختن رسانه‌ها به یک خبر، به معنای تمایز قایل شدن در ارزش‌های اخلاقی و انسانی نیست. نه‌تنها در غرب، بلکه در کشورهای دیگر نیز اهمیت قایل‌شدن به اخبار پیش‌ پا افتاده هنرمندان، ورزشکاران و سیاستمداران، به روشنی بیشتر از اخبار مشابه برای افراد و گروه‌های دیگر است. کشته یا مریض شدن یکی از این افراد یا حتی ازدواج و طلاق آنان ارزش خبری دارد و به تیتر رسانه‌ها تبدیل می‌شود. در حالی که روزانه ده‌ها نفر کشته و صدها و هزاران نفر مریض می‌شوند و ازدواج می‌کنند و طلاق می‌گیرند و کسی به آنها نمی‌پردازد. یک وجه دیگر ارزش خبری غیرمنتظره بودن آن است؛ وقتی که هر روز اخبار بمب‌گذاری در افغانستان و عراق و سوریه را می‌شنویم، شنیدن دوباره آنها فاقد اهمیت قبلی است و به امری روزمره تبدیل می‌شود و برای شنوندگان جذابیت خبری کمتری دارد. به علاوه نسبت خبر با مخاطب نیز مهم است. برای هر یک از ما شنیدن خبر فوت یا ازدواج یکی از نزدیکانمان اهمیت خبری زیادی دارد؛ ولی این خبر برای دیگران فاقد اهمیت است و این به معنای تمایز گذاشتن در ارزش‌های اخلاقی و انسانی نیست. اخبار ورزشی کشورها عموما با یکدیگر فرق می‌کند؛ زیرا نیازها و اهمیت مخاطبان آنان با یکدیگر فرق دارد؛ بنابراین طبیعی است که رسانه‌ها غربی به موضوع حملات تروریستی بروکسل بیشتر بپردازند؛ حتی تصویر و نام قربانیان را بنویسند، ولی در مورد حوادث بیروت از ذکر از خودگذشتگی قهرمانانه یک لبنانی که جان بسیاری را نجات داد پرهیز و آن را فراموش کنند. این حق هر رسانه و مخاطبان آن است که اخبار مطلوب خود را منتشر کنند؛ البته یک نکته است و اینکه رسالت رسانه‌ای اجازه نمی‌دهد که تمایز خبری چنان برجسته شود که معنای نژادپرستی یا... از آن مستفاد شود؛ ولی مشکل اصلی ما یعنی کشورهای منطقه با غرب در این تمایز خبری نیست بلکه در تمایز رفتاری است؛ یعنی چه؟
مشکل اینجاست که از نظر غربی‌ها تروریسم معنای ثابت و روشنی که بتوان آن را مستقل از موقعیت قربانیان تعریف کرد، ندارد. تروریسم را برحسب منافع خودشان تعریف می‌کنند. برای اقدام مشابه دو تعریف و اصطلاح گوناگون به کار می‌برند؛ این دوگانگی به‌شدت تحت تاثیر منافع غربی‌هاست. اگر یک فرد یا گروهی رفتاری را علیه دیگران غیر غربی یا علیه مخالفان غرب انجام دهد، آن گروه و فرد را به برچسب آزادیخواه و دموکرات مفتخر می‌کنند؛ ولی هنگامی که همان کار علیه خود غربی‌ها صورت گیرد، برچسب‌ها تغییر می‌کند و به تروریست تبدیل می‌شود. در مورد رفتار کشورها هم همین طور است. تا وقتی که صدام حسین در ذیل سیاست‌های غرب بود، نه‌تنها سرکوب ده‌ها و صدها‌ هزار نفر از مردمش اعم از کرد و عرب با سوالی مواجه نمی‌شد، بلکه اجازه بمباران شیمیایی نیز داشت و مهم‌تر اینکه خودشان در تسلیح شیمیایی وی نقش داشتند؛ ولی هنگامی که قضیه و موقعیت صدام نسبت به منافع غرب فرق کرد، بلافاصله به اتهام داشتن همان چیزهایی که در صورت داشتن هم از غرب گرفته بود، به آنجا لشکر کشیدند.
داعش نیز فرزند خلف القاعده است؛ تا هنگامی که علیه شوروی و روسیه و مردم خودشان بودند، مجاهدان راه آزادی خطاب می‌شدند؛ ولی از هنگامی که علیه غربی‌ها نیز اقدام کردند، در لیست سیاه تروریستی قرار گرفتند. غربی‌ها هنوز هم نگاه مثبتی به سازمان مجاهدین ایران دارند که پیشگامان اولیه اقداماتی هستند که امروز داعش در حال الگوبرداری از آن است. آن سازمان وقتی آمریکایی‌ها را می‌کشت، تروریست بود؛ وقتی مردم و مسئولان ایرانی را کشت، مدال آزادیخواهی به آنان داد و اروپا پناهگاه آنان شد. حتی چون علیه ایران بودند، کار چندانی با همدستی‌ آنان با صدام نداشتند. بنابراین تا وقتی که این دوگانگی رفتاری وجود دارد، دنیا روی آرامش را به خود نخواهد دید. این دوگانگی خطرناک‌ترین چیزی است که جهان را تهدید می‌کند؛ از مشکلات زیست‌محیطی تا گرم شدن کره زمین و تسلیحات شیمیایی و هسته‌ای و... خطرناک‌تر است. اگر نیک بنگریم، تمامی خطرات ذکر‌شده ریشه در این دوگانگی رفتار و عملی دارد.


[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «سرمقاله شهروند تمایز در پوشش خبری یا تمایز در رفتار عملی؟ » اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات