معرفی کتاب پزشکی در ایران چه سرگذشتی داشت؟

معرفی کتاب/ پزشکی در ایران چه سرگذشتی داشت؟

کتابستان/ کتاب «سرگذشت پزشکی در ایران» تلاشی فرهنگ‌دوستانه و ایران‌دوستانه برای تببین تاریخ پزشکی است اما اگر کتاب با دقت و پرداخت بیشتری تألیف می‌شد مؤثرتر می‌بود.
کتاب «سرگذشت پزشکی در ایران» نوشته «یاسر مالی و احسان رضایی» متعلق به مجموعه «فرهنگ و تمدن ایرانی» در 136 صفحه توسط «نشر افق» در سال 94 منتشر گردیده است. در ضمیمه‌ کتاب مجموعه‌ای که کتاب به آن متعلق است اینگونه معرفی شده:
«داستان تمدن ایرانی مجموعه کتاب‌هایی است که درباره عناصر سازنده فرهنگ و تمدن در ایران امروز، برای نوجوانان. هر کتاب از این مجموعه به یک موضوع می‌پردازد و گزارشی جذاب از سیر تاریخی آن، از گذشته تا امروز، ارائه می‌دهد. داستان تمدن ایرانی اگر چه برای نوجوانان نوشته شده، اما با توجه به جای خالی چنین مجموعه‌ای در بازار نشر ایران، برای همه‌ی علاقمندان به فرهنگ و تاریخ ایران مناسب و خواندنی است.»
و درباره این کتاب خاص در پشت جلد اینگونه بیان شده:
«از زمانی که انسان بوده، بیماری هم بوده و تلاش برای درک و درمان آن. بنابراین، پزشکی را می‌توان قدیمی‌ترین دانش تاریخ دانست. سرگذشت پزشکی در ایران کتابی از مجموعه‌ی فرهنگ و تمدن ایرانی است که می‌کوشد با نثری روان و تصویرهای گویا با عموم خوانندگان ارتباط برقرار کند.»
این کتاب در دوازده فصل به نگارش درآمده و هر فصل به نوعی، تقسیم یک دوره تاریخی در پزشکی است. دوره‌هایی که هر کدام دارای ویژگی‌های مشترک کلی هستند. این تقسیم‌بندی ادوار تا حد زیادی منطقی و علمی به نظر می‌رسد.
ویژگی‌ها
کتاب بیانی کلی و گذرا دارد و مصور است. سه تمهید در کنار متن اصلی، کتاب را از حالت یک دایره‌المعارف کلی و با حجم اطلاعات زیاد خارج کرده و در دسته‌ای خاص قرار داده است؛ داستان‌های ابتدایی هر فصل، ستون‌های توضیحی و تصویر‌ها...
یکی از ویژگی‌های کتاب که نکته‌ای بسیار مثبت و در خور تأمل است، شروع هر فصل با یک حکایت تاریخی با بیانی داستانی و شیرین است که نویسنده به خوبی از پس آن بر آمده. کتاب با یک حکایت شروع می‌شود و با بازگشت به همان حکایت هم تمام می‌شود؛ روایت دختری که اولین جراحی تاریخ ایران بر روی سر او انجام شد. استفاده از این حکایت‌ها و داستان‌های تاریخی در ابتدای هر فصل علاوه بر خوش‌خوان و شیرین‌کردن کتاب، تسلط نویسندگان را به رخ می‌کشد که تمامی گزاره‌های مهم هر فصل را در دل همان داستان قابل رهگیری کرده‌اند. برای مثال فصل یازدهم کتاب با نقل داستانی از دستور امیرکبیر برای آبله‌کوبی رایگان کودکان شروع می‌شود که با خواندن همین داستان می‌توان فهمید که در این فصل (با عنوان ورود طب جدید) چگونگی اوضاع طب در ایران و نسبت آن با زندگی مردم را دریافت و فهمید مردم ایران در آن دوره در چه وضعیت اقتصادی و اجتماعی می‌زیسته‌اند.
وجود ستون‌های توضیحی و تکمیلی که در هر فصل در گوشه‌کنار متنِ اصلی کتاب کمی تفصیلی‌تر از کتاب بعضی موضوعات را باز کرده و به آن پرداخته‌اند، از دیگر ویژگی‌های مهم، مثبت و چشم‌گیر این کتاب است. مطالعه این ستون‌ها به فهم جزئی‌تر ما کمک می‌کند. مثلا در ستونی، پاسخ جامع و در عین حال ساده‌ای به این سوال داده شده است؛ «چرا ترجمه‌ مسلمانان از کتاب‌های پزشکی بهتر از اروپایی‌های قرون وسطا بود؟» که همین ستون شما را بی‌نیاز از مراجعه به کتاب‌های مرتبط با نهضت ترجمه در این موضوع می‌کند. یا ستونی که به «مقایسه‌ ابن‌سینا و رازی» می‌پردازد خیلی خلاصه و مفید بحث را باز می‌کند و به نتیجه می‌رساند.
در جای‌جای پارگراف‌ها و فصل‌های کتاب به تناسب موضوع تصاویری کار شده‌اند. که با توضیحاتی که در ذیل آنها نگاشته شده علاوه بر تنوع و زیبایی بصری که به کتاب داده‌اند مخاطب را بیشتر به عمق تاریخ می‌کشانند و به صورت ملموس‌تری با آنچه درباره آن سخن رفته است آشنا می‌کند. حال نَفس اینکه کتابی چنین مزین به تصویر باشد نیکوست اما اگر از کیفیت بد چاپ چند عکس بگذریم بعضی از عکس‌های نامناسب -می‌دانیم که یافتن عکس درباره بعضی موضوعات دشوار و حتی ناممکن است!- در بعضی قسمت‌ها این موضوع را به ذهن می‌رساند که اصرار زیادی بر پر کردن صفحه‌های کتاب با تصاویر بوده است! بعضی توضیحات ذیل عکس‌ها هم بی‌ربط هستند و حتی به نسبت متن کتاب ضعیف و البته چندی هم قوی.
توضیح تصویر 2-5 تخیلی به نظر می‌رسد و یا تصویر 5-2 ضرورتی نداشته و حتی مطلب صحیحی هم ذیل آن نگاشته نشده است. اگر از نصفه‌ی توضیح تصویر 6-4 هم بگذریم آوردن آن ضرورتی نداشته است. اما بعضی تصاویر و توضیحات‌شان عالمانه و محققانه‌اند؛ مانند تصویر 5-4 و 6-2.
درباره لحن
این کتاب توسط دو شخصی به رشته تحریر درآمده که سابقه فعالیت در نشریات را داشته‌اند و این سابقه در نوع نگارش و لحن کتاب موثر بوده است. در یک نگاه کلی، لحن کتاب بیشتر ژورنالیستی است که با توجه به مخاطب اصلی کتاب (نوجوان‌ها) مناسب به نظر می‌رسد؛ اما گاهی دچار تاریخی‌نگاری علمی هم می‌شود که خواندن این بخش از کتاب برای نوجوانان را کمی دشوار می‌کند. کتاب علی‌رغم حجمِ کم، سخت‌خوان است؛ چرا که حجم عظیمی از اطلاعات تاریخ پزشکی در آن گنجانده شده است؛ ضمن اینکه در نگارش کتاب تلاش زیادی برای حفظ سیر تاریخی و ارتباط دادن منطقی و غیر منطقی دوره‌ها به یکدیگر صورت گرفته است. برای مثال در کمتر از دو خط یک فرایند تطور مهم از تاریخ پزشکی را توضیح داده و رد شده است؛ که هم فهم آن سخت است و پذیرش آن سخت‌تر! در نگاه جزئی‌تر لحن متن اصلی کتاب یکدست نیست و گاهی صمیمانه، گاهی ژورنالیستی گاهی برای مخاطب دانشگاهی و گاهی برای مخاطب حتی پایین‌تر از نوجوان مناسب می‌شود. به عبارتی نثر کتاب ترکیبی از نثر ژورنالیستی، علمی، تاریخ‌نگارانه و نوجوان‌پسند است که البته موفق نبوده است.
اما لحن نگارشیِ ستون‌های توضیحی و داستان‌های ابتدایی هر فصلِ یکدست و شسته‌رُفته است و تناسب خوبی بین موضوع و مخاطب برقرار کرده و پا را از یک نثر ژورنالیستیِ ساده فراتر گذاشته است. ای کاش کل کتاب با همین لحن و بیان به رشته تحریر در می‌آمد.
در پرانتزهایی که در جای‌جای متن باز می‌شود وحدت رویه مشاهده نمی‌شود. در ذکر بعضی اسامی خاص علامت‌گذاری صورت نگرفته مانند کتاب «بیان و تببین» که تبییُن است و تبیین خوانده می‌شود. یا بعد از چند بار ذکر، علامت‌دار شده است مانند «ابن ربّن طبری» که چند بار بدون تشدید مرقوم شده و ناگهان تشدید دار شده است!‌
آن قسمت‌هایی که ترجمه‌ای، برگردان از فارسی قدیم و بازنویسی هستند روان و خوب درآمده‌اند؛ نمونه‌اش پندنامه مجوسی.
درباره منابع و علمیّت
اول؛ در متن کتاب و بین گزاره‌های تاریخی و علمی که در کتاب طرح می‌شود، رد و ارجاعی از ذکر منبع و سند به روش‌های مرسوم (درون‌متنی یا پاورقی) دیده نمی‌شود؛ که این روش هم به سبک ژورنالیستیِ کتاب برمی‌گردد که منابعِ متن مثل یک یادداشت خبری یا انتقادی در انتهای مطلب ذکر می‌شوند.
دوم؛ منابعی که در انتهای کتاب ذکر شده‌اند بیش از اینکه منبعِ دسته‌اول باشند مآخذی هستند که به صورت خاص، هم‌سو با موضوع کتاب نگاشته شده‌اند و فقط از روی نام مآخذ می‌توان حدس زد که هر فصل کتاب از کدام مأخذ بهره برده است؛ و در بین عناوینی که به عنوان مبنع معرفی شده‌اند، کتابی که منبع مهم و دسته‌اول تاریخی و حتی پزشکی باشد به چشم نمی‌خورد!
با توجه به این دو نکته خیلی نمی‌توان درباره علمیّت و تحقیقی‌بودن کتاب بحثی کرد و نظر کارشناسانه‌ای داد و راه بر نقدِ و بررسی ارجاعات و منابع مطالب بسته است. اما با این رویکرد که کتاب تلاشی برای تدوین مطالب موجود درباره تاریخ پزشکیِ ایران برای مخاطب نوجوان است، می‌توان گفت این تدوین از جهت سیر بحث و آشنایی مخاطب با مهم‌ترین ادوار تاریخ پزشکی، شاخص‌ترین افراد این تاریخ، مهم‌ترین کتاب‌ها و جریان‌های پزشکی گویا و خوب عمل کرده و در برقراری ارتباط با مخاطب اصلی کتاب (نوجوانان)، یکدستی ارائه مطالب از جهت لحنی، سیر منطقی، علمی بودن ضعیف و ناهمگون عمل کرده است.
مدعیّات
همان‌طور که در ابتدا آورده شد، ناشر در معرفی این مجموعه چند ادعا داشته؛ یکی اینکه مخاطب اصلی کتاب نوجوانان هستند و از طرفی نثر و بحث به گونه‌ای است که علاقه‌مندان به این موضوع و حتی عموم خوانندگان با آن ارتباط برقرار می‌کنند؛ که همان‌طور که در چند جا بیان شد این ادعا خیلی درست به نظر نمی‌رسد و نثر و بحث آن‌گونه که باید در حد این ادعا عمل نکرده است.
بعضی از فرازها و نکات گوشه و کنار کتاب -صرف نظر از اینکه ارجاعی ندارد و منابع مشخص نیست و مشخص نیست کدام حرف از نویسندگان کتاب است و کدام نقل قول- به نظر می‌رسد از نویسندگان صادر شده و جای سوال برای مخاطب ایجاد می‌کند که این ادعا چه مبنایی دارد. مانند توضیح تصویر 2-5. در صفحه 51 علت حضور پزشکان غیرمسلمان در دربار خلافت را اوج تحمل و تسامح جامعه‌ مسلمانان به ادیان بیان شده است در حالی که آن طور که از صفحات قبل و متن کتاب بر می‌آید علت حضور این پزشکان اوج نیاز دربار به ایشان بوده که حتی در صورت اعتراض می‌گفتند: «وجود امپراتوری به خلیفه بستگی دارد و وجود خلیفه به این مرد [جبرئیل بختیشوعِ پزشک] وابسته است.»
کتاب به نوعی به نگارش درآمده که نقش ایرانیان در تاریخ پزشکی اسلام و جهان را هم به خوبی نشان دهد -که البته دلپذیر و باعث غرور است- اما گاهی در این نمایش دچار افراط و تفریط‌هایی هم شده است. مثلا تحلیل و توضیحی که درباره مغولان در صفحه 89 آمده، تحت تأثیر قرائت مورخین اهل تسنن و حتی غربی است تا مورخین ایرانیِ شیعی. یا توضیحی که در صفحه‌ 19 کتاب درباره تأثیر پزشکی زرتشتی بر پزشکی مسیحی آورده شده خیلی به آسمان ریسمان کردن نزدیک است تا یک تحلیل علمی تاریخی؛ شاید به خاطر نقص در توضیح کلی.
بعضی فرازها و نتیجه‌گیری‌های تحلیلی و توضیحی، دل‌نشین و گویا هستند؛ مانند آخرین پاراگراف فصل سوم کتاب که یک جمع‌بندی گویا در سه و نیم خط از نقش جندی شاپور و بعدها مسلمانان در روشن نگه‌داشتن مشعل دانش پزشکی به دست می‌دهد.
یک کتاب تاریخی هر چقدر تخصصی باشد و با نگاه خاص به یک موضوع خاص نوشته شود باز هم در محملی به نام تاریخ عمومی و اجتماعی عمل می‌کند و می‌شود از دل آن به قدرِ مشترک تاریخ رسید. یکی از منابع مهم تاریخ‌نگاران استفاده از کتاب‌ها و اسنادی است که با هدف تاریخی جمع‌آوری نشده‌اند ولی دارای نکات مهمی برای فهم جزئیات و ویژگی‌های دوره‌های تاریخی هستند. حال این کتاب سوای اینکه درباره سرگذشت پزشکی در ایران سخن می‌گوید اما به نوعی گذار علم و دین به فرهنگ و تمدن ایرانی را نیز نمایان می‌کند و در یک نگاه و بنا به ادعای ناشر ضمن بیان عناصر سازنده فرهنگ تمدن ایرانی سیر تاریخی فرهنگ غنی ایرانی را تببین می‌کند.
کتاب «سرگذشت پزشکی در ایران» را تلاشی فرهنگ‌دوستانه و ایران‌دوستانه برای تببین تاریخ پزشکی و نقش ایرانیان در تاریخ این دانش در ساحت عالم اسلامی و جهان ارزیابی می‌کنم که سعی می‌کند مخاطب ایرانی را نسبت به موضوع آگاه و حتی مفتخر کند. اما اگر کتاب با دقت و پرداخت بیشتری تألیف می‌شد مؤثرتر می‌بود.
در یک نگاه کلی مجموعه فرهنگ و تمدن ایرانی حرکتی قابل تقدیر و فعالیتی ارزشمند نه فقط در راه انتقال فرهنگ و تمدن است بلکه خود حرکتی است در راستای فرهنگ و تمدن ایران اسلامی و سهم نویسندگان این اثر نیز غیرقابل انکار...

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «معرفی کتاب پزشکی در ایران چه سرگذشتی داشت؟» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات