اشپیگل بررسی کرد: نقش خطاهای غرب در احیای قدرت طالبان

اشپیگل بررسی کرد: نقش خطاهای غرب در احیای قدرت طالبان

شفقنا/ متن پیش رو در شفقنا منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

“ماموریت جنگی ما در افغانستان به پایان می رسد، طولانی ترین جنگ در تاریخ آمریکا سرانجامی منطقی دارد”. این سخنان تقریبا درست یک سال پس از روزی عنوان شد که باراک اوباما رئیس جمهور امریکا به صورت رسمی پایان جنگ را اعلام کرده بود. البته اوباما با وجود آن که در سخنانش در ۲۹ دسامبر ۲۰۱۴ خوش بینی زیادی نشان می داد اما این را نیز اعتراف می کرد که افغانستان یا همان سرزمین واقع در هندوکش پس از آن جنگ سخت و نفس گیر و پرتلفات همچنان یکی از خطرناک ترین نقاط جهان باقی مانده است.
و حال یعنی یک سال و اندی پس از آن روز ، ایالات متحده آمریکا باید اعتراف کند که در ارزیابی خود از موقعیت افغانستان و منطقه به شدت مرتکب خطا شده است. گروه تروریستی طالبان در طی دوازده ماه گذشته بخش های بزرگ و گسترده ای از خاک افغانستان را تحت کنترل خود درآورده اند. نیروهای امنیتی کشور در ولایات جنوبی هلمند و قندهار از سراسر منطقه بیرون رانده شده و در ولایات شمالی قندوز و بدخشان نیز بخش بزرگی از کشور بدون هرگونه مقاومتی و به راحتی هر چه تمامتر به عرصه تاخت و تاز این شبه نظامیان مسلح بدل شده است.
نیروهای طالبان در سپتامبر گذشته شهر مرکزی استان قندوز را به اشغال خود درآوردند یعنی همان شهری که نظامیان آلمانی از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۳ مقر فرماندهی خود را در آن قرار داده بودند. و تازه پس از دو هفته بعد از اشغال شهر بود که نیروهای ارتش افغانستان توانستند شهر ۳۰۰ هزار نفری قندوز را از مهاجمان و اشغالگران بازپس گیرند. در همان حال ارتش ایالات متحده آمریکا برای پشتیبانی از نیروهای تحت امر کابل دست به حملات هوایی زد و ظاهرا از روی سهو و اشتباه یک بیمارستان متعلق به سازمان کمک رسان پزشکان بدون مرز در قندوز را با خاک یکسان کرد و سی انسان بی گناه را به کام مرگ کشاند.

اما پیشروی های ناگهانی و گسترده طالبان به سه دلیل زیر امکان پذیر گشت:

دلیل نخست: خروج نیروهای عملیاتی بین المللی
باراک اوباما پس از رسیدن به صندلی ریاست جمهوری آمریکا در سال ۲۰۰۸ حضور نظامی این کشور در منطقه هندوکش را به شدت تقویت کرده و افزایش داد و شمار سربازان آمریکایی در افغانستان را از بیست هزار به نودهزار نفر رساند. و درواقع نیز نیروهای بین المللی ایساف موفق شدند که در طول سال ۲۰۱۰ نیروهای طالبان را به ویژه در مناطق جنوبی افغانستان عقب برانند. اما از آن جایی که رئیس جمهور ایالات متحده تقویت نیروهای عملیاتی را تنها برای یک دوره زمانی محدود در نظر گرفته بود، نیروهای طالبان نیز می دانستند که برای رسیدن به مقصود تنها باید صبر پیشه کنند.
در اواسط سال ۲۰۱۳ ایالات متحده آمریکا و متحدینش هنوز هم در مجموع ۱۳۰ هزار سرباز مستقر در افغانستان داشتند. اما رفته رفته این تعداد کاهش یافت و در حال حاضر شمار این سربازان مستقر در افغانستان به ده هزار رسیده است، سربازان و نیروهایی که وظیفه اصلی آنان تنها آموزش نیروهای مسلح افغانستان است و بس. اما نیروهای مسلح افغانستان هم متاسفانه در بسیاری از نقاط این کشور نشان داده اند که از توانایی و کارآمدی لازم برخوردار نبوده و قادر نیستند که مناطق آزاد شده را برای همیشه از گزند دشمن دور نگاه دارند.

دلیل دوم: در اولویت قرار گرفتن جنگ علیه داعش
تا نزدیک به پنج سال پیش کشور افغانستان مهم ترین محل عقب نشینی و آموزش و استراحت نیروهای تروریستی مانند القاعده و طالبان محسوب می شد. اما آن دوران دیگر سپری شده و به پایان رسیده است. زیرا شبکه القاعده خطرناک ترین و عملیاتی ترین پایگاه خود را طی چند سال گذشته در کشور جنگزده و بحران زده یمن بنا کرده است. این در حالی است که البته برآمدن داعش در عراق و سوریه همچنان خطری بزرگ به شمار می آید.
زمانی بود که چند صد جهادی اروپایی پس از جنگ افغانستان به سوریه و عراق کوچ کردند اما آن چند صد نفر به مرور زمان و در حال حاضر به ده هزار نفر افزایش یافته اند. مهاجمان تروریست پاریس در واقع توسط گروه داعش آموزش دیده و تحت نظر این گروه تجارب جنگی به دست آورده بودند و به دلیل نزدیکی جغرافیایی به اروپا تقریبا به راحتی توانسته بودند بار دیگر به زادگاه ها و اقامتگاه های خود در قاره سبز بازگردند. افغانستان بدین ترتیب روز به روز اهمیت خود در جنگ علیه تروریسم را از دست داد و همین تغییر اولویت و کاهش اهمیت بود که زمینه را برای احیای قدرت از دست رفته طالبان مهیا ساخت.

دلیل سوم: حمله نظامی پاکستان به وزیرستان
ارتش پاکستان در ژوئن سال ۲۰۱۴ حمله ای بسیار گسترده را علیه شبه نظامیان به اصطلاح اسلام گرا در مناطق مرزی با افغانستان آغاز کرد. نیروهای مسلح تحت امر دولت اسلام آباد با شدت هر چه تمامتر در مناطق قبیله ای پاکستان پیشروی کردند ، در همان مناطقی که جهادی های خارجی در آن پناه گرفته و در کمین نشسته بودند. تهاجم نیروهای مسلح پاکستان به این مناطق اما مهاجرت های میلیونی ساکنان این منطقه ها را در پی داشت و گروه های حقوق بشری از یک میلیون آواره و پناهجو سخن می گویند.
با این حال این عملیات گسترده ارتش پاکستان موفقیت هایی نیز داشت. گروه های جهادی مانند طالبان، شبه نظامیان القاعده و دیگر گروه های همسو از ماه ها پیش به دلیل همین حملات مجبور به عقب نشینی به سوی وزیرستان شدند. اکثر آنان اما راه مرزهای افغانستان را در پیش گرفته و پس از ورود به افغانستان به نیروهای طالبان پیوستند و بدین گونه بود که نیروهای طالبان افغانستان جانی دوباره گرفتند. به باور ناظران امور منطقه در واقع این سیل نیروهای ملحق شده به طالبان بود که موفقیت های این گروه تروریستی در شرق افغانستان را رقم زد.

دلیل چهارم: اشتباهات دولت افغانستان
از زمان سقوط حکومت طالبان در سال ۲۰۰۱، هیچ یک از دولت های مرکزی کابل نتوانست تشکیلاتی کارآمد برای اداره کشور ایجاد و شالوده ای به عنوان رهبری مسئول برای اداره کشور بریزد. جنگ قدرت طولانی بین اشرف غنی و رقیبش عبداله عبداله پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۴ همه امور کشور را به نوعی فلج کرد و در نهایت یک تقسیم قدرت توانست موقتا به این جنگ پایان دهد اما این مساله نه تنها باعث همکاری بین دو طرف نشد بلکه هر دو سیاستمدار افغانی یکدیگر را به نوعی بلوکه کرده و دست یکدیگر را برای عمل به وظایف مورد توافق قرار گرفته بسته اند.
ناکارآمدی های دولت مرکزی در رابطه با اداره ولایات افغانستان نیز اثرات منفی داشت و والیان نه بر اساس قابلیت و شایستگی ها بلکه بر اساس علایق و وابستگی های قومی و منطقه ای و محلی انتخاب شدند. مردم افغانستان در حال حاضر از این شکایت دارند که پست های دولتی ظاهرا به افراد فروخته می شود و مسئولان محلی و کشوری در بسیاری از مناطق افغانستان به صورتی کاملا خودسرانه و گاه خودکامانه رفتار می کنند و هیچ ارتباطی با دولت مرکزی ندارند. و از همین رو است که متاسفانه همان سیستم دولتی و قضایی سخت گیرانه و ناقص طالبان که بر اساس برداشتی کاملا انحرافی و ناقص از شریعت مورد قبول طالبان دارد، برای بسیاری از مردم افغانستان مناسب ترین آلترناتیو برای وضعیت فعلی و موقعیت هایی نظیر امروز به شمار می آید. از قرار معلوم در افغانستان نیز طی کمتر از بیست سال برای چندمین بار تاریخ تکرار شده و این کشور در همان سیکل ناقص و چرخه کاذب خود در حال چرخش است.

ترجمه محمد علی فیروزآبادی

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «اشپیگل بررسی کرد: نقش خطاهای غرب در احیای قدرت طالبان» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات