برگی از تاریخ سیستم اطلاعاتی خاص امیرکبیر

برگی از تاریخ/ سیستم اطلاعاتی خاص امیرکبیر

جوان و تاریخ/ در دوران قاجار سفارتخانه های خارجی توانسته بودند در دربار قاجاریه نفوذ کنند و موفق به جذب منابع اطلاعاتی در میان شاهزادگان، رجال و درباریان گردیده بودند. گرفتن حقوق و دریافت رشوه از سفارتخانه های روسیه انگلیس و عثمانی رویه جاری آنها گشته بود. ظلم و ستم حکام، نظامیان و والیان شهرها امری عادی بود و کمتر نظارتی بر آنها بود.

از این رو وقتی امیرکبیر در صدر امور دولتی قرار گرفت قصد اصلاح امور را گرفت. وی با تدبیر خاص خود سازمان جاسوسی و ضدجاسوسی تشکیل داد که مأموران آن «منهیان امیر» نامیده می شدند و از میان افراد امین و راستگو انتخاب می گردیدند. وی برای اطلاع و نظارت بر کارهای درباریان، وزراء، نظامیان، صاحبان مناصب دولتی، گردنکشان و افراد با نفوذ داخلی شبکه ای از «خفیه نویسان» را در اختیار داشت که بین پایتخت و ولایات در رفت و آمد بودند و یا در شهرها اقامت داشتند. البته پیش از امیرکبیر دستگاه اطلاعاتی و نظارتی بر ولایات و رجال به صورت ناکارامد وجود داشت، اما تشکیل سازمان ضدجاسوسی به منظور کنترل سفارتخانه ها، سفرا و دیپلماتهای خارجی از ابتکارات امیرکبیر بود.

عزت الدوله دختر محمد شاه و همسر امیرکبیر
سازمان اطلاعاتی امیرکبیر به قدری کارامد، منظم، سریع بود که بیشتر مردم اعتقاد به «غیب‌گویی» و «کرامات» امیرکبیر داشتند و می گفتند که امیرکبیر با «عالم غیب» در ارتباط است و از آنجا کسب خبر و اطلاعات می کند و حتی قائل به «ارتباط امیرکبیر با اجنه» بودند.
«منهیان امیر» حتی در بین اقلیتهای مذهبی و فرقه های گمراه نیز نفوذ کرده بودند و اقدامات آنها را مورد رصد و شناسایی قرار می دادند. در سال 1267 هـ.ق. یکی از رهبران فرقه گمراه بابیه به نام ملا شیخعلی تصمیم به قتل و ترور میرزا ابوالقاسم امام جمعه و یورش به کاخ سلطنتی گرفت که بلافاصله نقشه و جزئیات آن توسط منهیان امیرکبیر به اطلاع وی رسید و امیرکبیر موفق شد قبل وقوع ترور همه شبکه ملا شیخعلی را کشف و آنها را دستگیر و توطئه آنان را خنثی سازد.

جاسوسان امیرکبیر در سفارت انگلیس
امیرکبیر مخالف دخالت سفارتخانه های خارجی در امور داخلی ایران بود. وی معتقد بود تا نفوذ سفارتخانه های خارجی در امور ایران از بین نرود، اوضاع ایران به سامان نمی رسد. از این رو به فکر نفوذ در سفارتخانه های خارجی افتاد و شبکه منهیان خود را در درون سفارتخانه های خارجی نفوذ داد و فعال نمود و یا افرادی از این سفارتخانه ها جذب کرد. این موضوع، سفرای خارجی را نگران و هراسان کرد به فکر انداخت تا عوامل امیرکبیر را بیابند.
کلنل شیل، سفیر انگلیس در تهران در نامه ای که در 11 آگوست 1849 به نائب السطنه انگلیسی هندوستان که در آن زمان هندوستان مستعمره انگلیس بود، می نویسد:
 «مبلغی در حدود سیصد لیره برای شناختن جاسوسان امیر چه در تهران و چه در ولایات مورد نیاز هیئت نمایندگی است. تصور می شود صرف چنین مبلغی بجا و ضروری باشد» علی رغم اختصاص این مبلغ از سوی نائب السلطنه هندوستان و حتی وزارت خارجه انگلیس، کلنل شیل موفق به کشف شبکه منهیان امیر نگردید و این خود گواه خبرگی و توان بالای آنان در امور اطلاعاتی بود.

یکی از مواردی که مأموران ضد جاسوسی امیرکبیر موفق به کشف آن شدند، ارتباط مخفی و سری کلنل شیل، سفیر انگلیس و اللهیارخان آصف الدوله بود. امیر با مأمورانی که در سفارت انگلیس و حتی محل اقامت کلنل شیل داشت، به ارتباط این دو پی برد و آگاهی پیدا کرد که حسینقلی، منشی سفارت، رابط بین این دو است. بنابراین امیرکبیر توانست توطئه ای را که قرار بود آنها عملی کنند به سرعت کشف و خنثی کند.
در نامه ای که کلنل شیل، سفیر انگلستان، در اول نوامبر 1851 به لرد پالمرستون، وزیر خارجه انگلستان می‌نویسد به شبکه ضدجاسوسی امیرکبیر اذعان دارد: « ... اعتقادم بر این است که شکایت صدراعظم ایران به کلی بی اساس است و او ذهنی پرسوءظن و متلون دارد، بر اثر گزارش جاسوسانی که تعداد آنها مسلماً بیش از یک نفر و در خانه خود من نیز هستند، گمراه شده است. شکی برایم باقی نمانده است که اطلاعات او بیشتر از آنچه در اختیار ما قرار دارد، می باشد. او در فرصتی دیگر هم شکایت بی اساسی علیه عضو انگلیسی این میسیون مطرح کرده است». 2

جاسوسان امیرکبیر در سفارت روسیه
دستگاه اطلاعاتی امیرکبیر توانسته بود در سفارت روسیه نیز نفوذ کند که موجب هراس و سرگردانی سفیر و اعضای سفارت روسیه شده بود. در کتاب نوادر الامیر آمده است: «یکی از اهالی سفارت روس می گفتند که ایرانیان بی جهت قائل به وجود جن نیستند و می باید امیرنظام [امیرکبیر] تسخیر جن کرده باشد و سبب این بود که سفیر روس زمانی که می خواست سخنی بر نفع دولت متبوعه خود از ایرانیان با اجزاء خویش مذاکره نماید، چون پاسی از شب می گذشت، با معدودی از محارم که یکی از آنها همین نایب غلامان بود، چراغها به دست گرفته و اتاقهای سفارتخانه و خلف ستور و شیروانیها و زوایای عمارت حتی بیت التخلیه را کاملاً تفتیش می نمود. پس از اطمینان سخنی راجع به ایران می گفتند و مع هذا فردای آن شب مکتوبی از امیر نظام [امیرکبیر] به سفیر می رسید که از مطاوی آن اطلاع امیر نظام را بر مذاکرات شب می فهمید».

امیرکبیر توانسته بود منابعی را در سفارتخانه روسیه جذب نماید. همچنین در کتاب نوادرالامیر آمده است:
«امیرنظام [امیرکبیر] ملتفت او شده فرمود: کیستی؟ عرض کرد نایب غلامان سفارت روسم که امر به حبسم فرمودید. امیر نگاهی متعجبانه به وی کرد و فرمود: بیرون بیا و چون بیامد به او گفت: از لباس و لسان تو چنین می فهمم که مسلمانی. گفت: بلی مسلمانم. فرمود: به این کبر سن و مسلمانی باید به فکر تهیه آخرت خود باشی؛ چرا سنگ کفار را بر سینه می زنی؟ گفت: سالهاست که نوکر سفارتم و پرورده نعمت و محل امانت چاره ای جز این نداشتم. لیکن اکنون هر قسم امر بفرمایید چنان می کنم. فرمود: از امروز می باید نوکر من باشی و اوامر مرا اطاعت نمایی. عرض کرد: منت دارم و از خدمت سفارت استعفا می دهم. گفت: نخواستم از خدمت آنها کناره کنی؛ بلکه باید همان جا باشی و به من خدمت نمایی. پس از آن فرمود: ماهیانه تو را در آنجا چه مبلغ است؟ گفت: چهار تومان. فرمود: فلان صراف را می شناسی؟ عرض کرد: بلی؛ از منصوبین چاکر است. گفت: به او توصیه می کنم که ماهی پنج تومان محرمانه به تو بدهد. بازپرسید که خانه تو در کجاست؟ محل خانه خویش را که نشان امیر داد، امیر فرمود: در همسایگی تو فلان سید تفرشی خانه ندارد؟ معروض داشت که خانه دارد. فرمود: خدمتی که باید انجام دهی فقط همین است که هر وقت مطلبی در سفارت که راجع به ایران و ایرانیان است بشنوی، شبانه و محرمانه که احدی از اهل خانه تو پی نبرد، به سید می گویی و اگر مطلب به ثالثی اظهار و افشا شود، یقین می دان که حکم به قتل تو خواهم داد و اکنون مرخصی که به سفارتخانه عودت کنی».

موردی دیگر از اقدامات امیرکبیر درباره ارتباط گیری سفارت روسیه با متنفذین ایرانی به ثبت رسیده است و آن از این قرار است که یکی از خفیه نویسان امیر که در سفارت روسیه خدمت می کرد به امیرکبیر اطلاع داد که میرزا ابوالقاسم امام جمعه یک انفیه دان جواهر نشان به اضافه هدایای دیگری از سفیر روسیه دریافت داشته است. امیر بلافاصله به سازمان ضد جاسوسی خویش دستور داد تا جزئیات امر را از بعضی مامورین خودی که در جامعه روحانیت وجود داشت سؤال کند. وقتی گزارش تکمیل شد و به نظر وی رسید، امیرکبیر، صدراعظم مقتدر ایران بلافاصله آنها را به استحضار شاه رسانید و اجازه خواست تا از امام جمعه بازخواست بنماید. روز بعد فرستاده امیر به خانه امام جمعه رفت و او را مورد بازخواست قرار داده و از این که قبول انفیه دان و هدایا را به اطلاع دولت و شاه نرسانیده است وی را سرزنش و تقبیح کرد و تهدید به مجازات نمود.

با برکناری و قتل امیرکبیر، سازمان جاسوسی و ضد جاسوسی او نیز به کلی از بین رفت و از شبکه منهیان امیر اثری باقی نماند. سفارتخانه‌های خارجی و محافل بیگانه نیز که از دست مأموران جاسوسی و ضدجاسوسی امیرکبیر که در برخی موارد به خصوصی‌‌ترین و محرمانه‌ترین اسرار آنان دست پیدا کرده بودند، رهایی یافتند و توانستند نفس راحتی بکشند و به توطئه های خود ادامه دادند.

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «برگی از تاریخ سیستم اطلاعاتی خاص امیرکبیر» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات