ماهیت سیاست خارجی آمریکا

ماهیت سیاست خارجی آمریکا

آرمان/ متن پیش رو در آرمان منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

محور سیاست خارجی آمریکا در طول نیم ­قرن گذشته که امروز هم دنبال می شود، ایجاد تداوم ثبات و نظم بین المللی بوده است. این نظم برای اشاعه و نهادینه شدن الگوهای سیاسی و اقتصادی آمریکا در صحنه جهانی ضروری بوده که چه در دوران جنگ سرد و چه بعد از فروپاشی شوروی همچنان دنبال شده است. قدرت آمریکا گذشته از اینکه مبتنی بر قدرت سخت افزاری می‌باشد امروز، بیشتر متکی به قدرت نرم­افزاری است که همانا چارچوب دموکراسی آمریکایی و مفاهیم اقتصاد بازاری می­باشد. این قدرت نرم­افزاری، توانایی در کسب نتایج مورد نظر از طریق گیرایی به جای اجبار است. سیاست خارجی آمریکا بر اساس یک سری اصول کلی خاص است. ماهیت این سیاست همیشه مبتنی بر یک دستور کار لیبرال قرار داشته که به تناسب موقعیت و شرایط بهره­مند از حاکمیت فضای باز اقتصادی مبتنی بر تجارت، سرمایه‌گذاری و حرکت آزاد سرمایه مدیریت مشترک، نظم اقتصادی و سیاسی به‌وسیله حکومت های غربی از طریق نهاد و سازمان‌های بین المللی بوده است که در نهایت منجر به ثبات تفرق­گرا بوده است. به این معنا که قدرت اقتصادی مسلط، ثبات مالی بین­المللی را تضمین می کند. اصل دیگر سیستم دموکراتیک لیبرال که جهت‌دهنده به سیاست خارجی آمریکا می­باشد برقراری یک مجموعه کلی از هنجارها و ارزش‌‌ها است که در سرتاسر جهان پذیرش دارند. امروزه درباره اینکه آمریکا چگونه می‌بایستی مبانی اقتصاد لیبرال را خارج از جهان غرب و در کشورهای جهان سوم خصوصاً آفریقا پیاده کند، پدیدآورنده­های نگرش موسوم به «اجماع واشنگتن» است که به مفهوم یک دستور سیاسی جدید برای کمک­های اقتصادی می­باشد که بستر الزامی برای شکل یافتن دموکراسی می­باشد. این اجماع از این جهت سیاسی است که درباره چگونگی توسعه­ اقتصادی، ایدئولوژی سیاسی و اهمیت نهادها و ساختارهای مالی، حضوری واضح در مفاهیم اقتصاد سیاسی نئوکلاسیک دارد؛ ابزار مهمی هستند که از طریق آن­ها حکومت آمریکا، تلاش می­کند یک حضور برونی قدرتمند را به تصویر کشد.
واضح است که نهادهای مالی بین­المللی مستقر در واشنگتن از جمله صندوق بین المللی پول و بانک جهانی نقش کلیدی در بسط و تداوم حضور آمریکا در کشورهای غیرغربی از جمله آفریقا دارد چرا که این نهادها از طریق شروطی که برای اعطای وام برای این کشورها می­گذارند. در شکل‌بندی سیاست‌های اقتصادی که دارای پی­آمدهای سیاسی نیز هستند، بر عهده می گیرند. مبنای تئوریک عملکرد این نهاد در اعطای وام و همچنین مبنای سیاست آمریکا در ارائه کمک‌های مالی به کشورهای جهان سوم در جهت نوسازی این جوامع و در نهایت یکپارچگی وسیع تر اقتصادهای ملی می‌باشد و این یکپارچگی تنها زمانی اتفاق می­افتد که مبانی تئوریک و ارزش همسو و یکسان باشند و همسویی بین اقتصادهای کشورهای گوناگون وجود داشته باشد اما واضح است که آمریکا در قالب نوسازی، هدفش دولت سازی به شیوه مطلوب خود در کشورهای این قاره بوده تا از این طریق اشاعه ارزش ها و ایجاد ساختارهای ضروری برای این یکپارچگی عملی شود. اما این یکپارچگی به سادگی امکان پذیر نمی باشد و در این رابطه در آفریقا ما شاهد سه موج در فرایند دولت سازی و ایجاد یکپارچگی بوده­ایم که با توجه به نگرش مثبت رهبران موج سوم در آفریقا، آمریکا محورهای سه گانه سیاست خود در آفریقا یعنی ایجاد دموکراسی، برقراری امنیت و تامین توسعه را بنیان گذاشته است اما این سیاست­ها به جهت اینکه از نظر ایدئولوژی لیبرال و از لحاظ مفهومی، غرب محور و غیرمنطبق با شرایط سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کشورهای آفریقایی می باشد بستر مساعد برای نگرش‌ها و فعالیتهای ضدغربی به­خصوص آمریکا را به وجود آورده است و بر خلاف تصور دولتمردان آمریکایی به جای ثبات گسترده طیف وسیعی از بی‌ثباتی و منازعات خشونت­آمیز را به وجود آورده است که این نشانه­ عدم توفیق آمریکا بوده است.

*حسین دهشیار

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «ماهیت سیاست خارجی آمریکا » اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات