حکایت آقا زاده یعنی این...

حکایت/ آقا زاده یعنی این...

مستور/ یکی از عالمان شهر، مسئول تربیت پسر پادشاه شد. در جریان تعلیم، شاهزاده دائم کتک می خورد و سایر همکلاسی هایش چندان کتک نمی خوردند. شاهزاده شکایت معلم را به پدرش برد و بدن زخمی اش را نشان داد. پادشاه با ناراحتی نزد استاد آمد و گفت: چطور است که سایر محصلان کتک نمی خورند و دائم پسر مرا می زنی؟
عالم گفت دلیل این است که همواره باید سخن سنجیده و حرکت درست و پسندیده از خود بروز داد و این امر برای پادشاهان بسیار واجب تر است؛ زیرا هر چه اینها بگویند یا انجام دهند تبدیل به حرف و عمل سایر مردم می شود؛ در حالی که عمل و حرف مردم عادی تاثیر چندانی ندارد. پس لازم است که در تربیت او بیش از سایرین حساسیت به خرج دهم.

اگر صد ناپسند آمد ز دوریش
رفیقانش یکى از صد ندانند
وگر یک بذله گوید پادشاهی
از اقلیمی به اقلیمی رسانند

برگرفته از حکایت سوم از باب هفتم گلستان سعدی

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «حکایت آقا زاده یعنی این...» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات