داود هرمیداس باوند: ایران‌ هر چه‌ زودتر خود را ازمخمصه‌ هسته‌ای رها کند

داود هرمیداس باوند: ایران‌ هر چه‌ زودتر خود را ازمخمصه‌ هسته‌ای رها کند

آرمان/ متن پیش رو در آرمان منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

ایران و کشورهای1+5 پس از مذاکرات پی در پی بالاخره در لوزان سوئیس به راه‌حل نهایی دست یافتند. این تفاهم موجی از امید را دردل مردم کشور بیدار کرده است. به نظر شما امید مردم مبتنی بر واقعیت‌های سیاسی و اقتصادی است یا اینکه بیشتر جنبه روانی دارد؟چشم‌انداز این تفاهم را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اتفاقات مهم عرصه بین‌المللی مانند تفاهم ایران و 1+5 را باید در شرایط و مقتضیات همان زمان تحلیل و بررسی کرد. قبل از مذاکرات هسته‌ای و در دوران آقای احمدی‌نژاد سیاست خارجی ایران به صورت تهاجمی، مقاومتی و با نگاه به «شرق» دنبال می‌شد. نگاه به شرق به این معنا که ایران تلاش می‌کرد بیشتر مراودات سیاسی و اقتصادی خود را با کشورهایی چون روسیه، چین و هند ساماندهی کند. نتیجه اینگونه سیاست‌ها هم عدم موفقیت بود. در همین دوران پرونده هسته‌ای ایران از شورای حکام به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داده شد که منجر به صدور یک بیانیه و پنج قطعنامه علیه ایران شد. کار به جایی رسید که این قطعنامه‌ها از مساله هسته‌ای ایران عبور کرد و به سیستم موشکی و سیستم دفاعی متعارف ایران مربوط شد. حتی بازرسی در فرودگاه‌ها، بنادر و دریاهای آزاد را هم شامل می‌شد. به موازات آن تحریم‌های یکجانبه و مضاعف از سوی آمریکا، انگلیس و کانادا و همچنین تحریم‌های اتحادیه اروپا علیه ایران شکل گرفت. مجموعه این تحریم‌ها و بویژه تحریم‌های مضاعف که مسائل بانکی، بیمه و حمل و نقل ایران را تحت الشعاع قرار داده بود فشار مضاعفی را به کشور و مردم وارد کرد. اگر ما به روند مذاکرات ایران و 1+5 دقت کنیم متوجه می‌شویم که پس از پایان هر دور از مذاکرات هیچ کس عنوان نمی‌کرد که مذاکرات با شکست مواجه شده است و بلکه عنوان می‌شد مذاکرات بی‌نتیجه بوده است. در نتیجه هنگامی که عنوان می‌شد مذاکرات بی‌نتیجه بوده شرایط برای تحریم‌ها و فشارهای بیشتر علیه ایران مهیا می‌شد. این مساله در هشت سال گذشته به شکل‌های مختلف مرتب تکرار می‌شد. از طرف دیگر برخی سوء مدیریت ها در مسائل داخلی سبب شد جامعه دچار مشکلات بزرگ اقتصادی و مالی شود. این مشکلات و سومدیریت‌ها سبب شد جامعه دست به نوعی بازنگری در سیاست خارجی خود بزند. آقای روحانی در مبارزات انتخاباتی خود شعار «تعامل با دنیا» را برای رفع این مشکلات مطرح کرد و این شعار مورد توجه مردم قرار گرفت و بیش از هجده میلیون نفر از مردم به این سیاست رأی دادند. در ادامه این مسیر آقای روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل ملاقات‌هایی را با سران کشورهای غربی انجام داد و تغییر موضع ایران در عرصه بین‌المللی را برای جهانیان تبیین کرد. پس از آن توافق نامه ژنو با کشورهای 1+5 بسته شد و در ادامه در مذاکراتی پیچیده و طولانی ایران و 1+5به راه‌حل نهایی در لوزان سوئیس دست پیدا کردند. بنده باید به این نکته نیز اشاره کنم که آن چیزی که اعتبار اسناد حقوقی را تعیین می‌کند «عناوین» نیستند. بلکه محتوا و متن اصلی این اسناد حائز اهمیت است. در تفاهم نامه اخیر بین ایران و1+5 تصریح شده ایران می‌تواند در چارچوب پروتکل الحاقی به غنی‌سازی صلح آمیز خود ادامه بدهد و نطنز و فردو در راستای اهداف انرژی صلح آمیز هسته‌ای به فعالیت خود ادامه می‌دهند. با این وجود غربی‌ها معتقدند برای استفاده صلح آمیز ایران از مساله هسته‌ای6000سانتریفیوژ هم کفایت می‌کند. همچنین غنی‌سازی در حد5/3تا5 درصد هم برای این مقصود قابل پذیرش است. مهم‌ترین بخش این تفاهم پذیرفتن اصل حق غنی‌سازی برای ایران بوده است. برخی از مقامات غربی این نظریه را دنبال می‌کردند که ایران به هیچ عنوان نباید از حق غنی‌سازی بهره مند شود. این در حالی است که ایران به عنوان عضو ان پی تی این حق را همواره برای خود قائل بوده و خواهد بود. نکته دیگر اینکه توافق ایران و 1+5 باید به تصویب شورای امنیت سازمان ملل متحد هم برسد تا تحریم‌های ایران به صورت قانونی برداشته شود. مساله مهم این است که تائید توافق هسته‌ای توسط شورای امنیت سازمان ملل تصمیم‌گیری اتحادیه اروپا درباره تحریم‌های ایران را تضعیف خواهد کرد. بند5ماده2منشور سازمان ملل، کلیه کشورهای عضو سازمان ملل را ملزم به رعایت مصوبات این سازمان می‌کند. به نظر من تفاهم هسته‌ای ایران و کشورهای1+5 در راستای خیر و منافع و مصالح عمومی مردم و کشور بوده است.

دکتر ظریف عنوان کردند بلافاصله پس از انجام توافق نهایی، تحریم‌های ایران برداشته خواهد شد؛ این در حالی است که وزارت امورخارجه آمریکا اعلام کرده برداشتن تحریم‌ها منوط به اقدامات عملی ایران در راستای راستی‌آزمایی از تاسیسات هسته‌ای ایران خواهد بود. وضعیت تحریم‌ها به چه شکل پیش خواهد رفت؟
این مساله ‌ای طبیعی است که تحریم‌ها پس از اینکه آژانس بین‌المللی اتمی صحت اقدامات ایران در راستای راستی‌آزمایی را تائید کرد برداشته شود. تفاهم لوزان هم حاوی همین نکته است. در این راستا شورای امنیت سازمان ملل یک قطعنامه جدید صادر خواهد کرد و پس از صدور این قطعنامه برداشتن تمامی تحریم‌ها برای تمامی کشورهای عضو سازمان ملل لازم الاجراست و کسی نمی‌تواند برخلاف این رویه حرکت کند. اتحادیه اروپا هم برای برداشتن تمامی تحریم‌های خود مشکلی ندارد و این کار را خواهد کرد. درباره تحریم‌های آمریکا هم باید عنوان کنم آن چیزی که در اختیار رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکاست باید برداشته شود و مانعی در این باره وجود نخواهد داشت اما تحریم‌هایی که به کنگره آمریکا مربوط می‌شود شرایط متفاوتی خواهد داشت. اقدام کنگره آمریکا در برداشتن تحریم‌ها هم بستگی به شرایط سیاسی و مقتضیات زمان خواهد داشت. من پیش بینی می‌کنم با توجه به وضعیت اقتصاد آمریکا و شرایط منطقه خاورمیانه کنگره نیز با برداشتن تحریم‌های ایران مشکلی نخواهد داشت و این تحریم‌ها را لغو می‌کند. البته قانون اساسی آمریکا این حق را برای رئیس‌جمهور آمریکا قائل شده که مصوبات کنگره را تا یک سال به حالت تعلیق دربیاورد. بنابراین برداشتن این نوع از تحریم‌ها وقت گیر خواهد بود و در کوتاه‌مدت امکان پذیر نیست. افراد زیادی در اروپا و آمریکا بر این نظرند که برداشتن تحریم‌های ایران مرحله به مرحله خواهد بود. دیدگاه‌های این افراد نیز در راستای منافع کشور خود مطرح می‌شود. به عنوان مثال لوران فابیوس وزیر امورخارجه فرانسه که از ابتدا با دیدگاه اسراییل و کشورهای عربی همسو بود به تازگی اعلام کرده هیچ گونه توافقی درباره چگونگی برداشتن تحریم‌های ایران صورت نگرفته است. باراک اوباما و جان کری اما معتقدند به محض اینکه آژانس انرژی اتمی مندرجات توافق با ایران را تائید کند تمامی تحریم‌ها علیه ایران برداشته خواهد شد. البته از این نکته نیز نباید غافل شد که اوباما به شکلی این تفاهم را توجیه و تفسیر می‌کند که از مواضع اسراییل و کشورهای عربی فاصله زیادی نگیرد تا کشورهای هم پیمان آمریکا از این کشور آزرده خاطر نشوند. به همین دلیل هم است که بلافاصله پس از تفاهم در کاخ سفید اعلام می‌کند که هنوز هیچ چیز قطعی نیست و همه مسائل به عملکرد ایران درباره راستی‌آزمایی باز می‌گردد. مذاکره به معنای سازش است و طرفین باید با توجه به محتوای یک مذاکره مواضع خود را تعدیل کنند. از طرف دیگر آقای ظریف هم برای اینکه برخی از منتقدان توافق هسته‌ای را راضی نگه دارد به شکلی سخن می‌گوید که باعث تحریک بیشتر «دلواپسان» نشود. در نتیجه تفاوت در قرائت از تفاهم هسته‌ای که از سوی دو طرف ابراز می‌شود بیشتر برای راضی نگه داشتن مخالفان داخلی این توافق در آمریکا و ایران است.

برخی از منتقدان داخلی در ایران معتقدند این تفاهم چربش بیشتری برای غربی‌ها داشته است. نظر شما درباره این اظهارنظرها چیست؟آیا شما معتقد هستید یک توافق برد-برد صورت گرفته است؟
من معتقدم باید هر اتفاق بزرگی را با توجه به شرایط و مقتضیات همان زمان مورد تحلیل و بررسی قرار داد. در شرایطی که اقتصاد ایران در دوران احمدی‌نژاد با درآمد افسانه‌ای700میلیارد دلار روبه رو بوده اما در نهایت دولتی بدهکار را تحویل آقای روحانی داده به شکلی که حتی صندوق ذخیره ارزی نیز خالی بوده است. توقع می‌رود منتقدان هسته‌ای با واقع‌بینی و درک عمیق‌تری به این مساله نگاه کنند. منتقدان هسته‌ای گمان می‌کنند تا ابد می‌توانند تحریم‌ها را دور بزنند و گزندی به اقتصاد ایران وارد نشود. این در حالی است که دور زدن تحریم‌ها هزینه‌های بسیاری برای ایران در پی داشته است. در شرایط فعلی توافق هسته‌ای یک ضرورت برای مردم و کشور است. ادامه داشتن تحریم‌ها وضعیت اقتصادی جامعه ما را روز به روز سخت تر خواهد کرد. توافق برد-برد به معنای توافق50-50نیست. حتما نباید دو طرف در یک مذاکره به دستاوردهایی شبیه به هم دست پیدا کنند. برای ایران که در طول مدت تحریم‌ها فرصت‌های اقتصادی زیادی را از دست داده است این توافق نوعی «برد» به شمار می‌رود. انتظار هم می‌رفت ایران با نوعی مسامحه از تنگنایی که در آن قرار داشت خارج شود که چنین اتفاقی هم افتاد. با این وجود برخی از عوامل بیرونی مانند حوادث منطقه خاورمیانه و مشکلات اقتصادی اروپا و آمریکا نیز به پیشبرد مذاکرات کمک کرده است. این نکته صحیح است که کشورهای1+5 همه با هم با ایران مذاکره می‌کنند اما در واقع هر کدام از این کشورها بیشتر به منافع داخلی کشور خود می‌اندیشند. مجموعه این عوامل دست به دست هم داده که دوطرف تفاهم را برتخاصم ترجیح بدهند. من این توافق را برای ایران نوعی «برد» قلمداد می‌کنم.

روسیه و چین متحدان استراتژیک ایران در مذاکرات به شمار می‌رفتند. با این وجود این دو کشور و بویژه چین زیاد راغب به توافق نهایی ایران و کشورهای اروپایی و آمریکا نبود. آیا چینی‌ها گمان می‌کنند با برداشتن تحریم‌ها و از سرگرفته شدن روابط اقتصادی ایران و اروپا بازار مهم ایران را از دست می‌دهند؟
در هشت سال گذشته دولت احمدی‌نژاد بیشتر نگاهش به «شرق» و مراوده اقتصادی با چین و روسیه بود. به نظر من روسیه از تحریم‌های ایران استفاده ابزاری کرد. روسیه و چین به قطعنامه‌های شورای امنیت علیه ایران هم رأی مثبت داده بودند. چین حتی درباره قطعنامه علیه کره شمالی موافقت نکرد، اما درباره قطعنامه علیه ایران موافقت کرد. روسیه درباره نیروگاه بوشهر سیاست تاخیر و تعلل را در پیش گرفت. این دو کشور به صورت رسمی اعلام کرده‌اند خود را به قطعنامه‌های شورای امنیت متعهد می‌دانند و در عمل نیز به قطعنامه‌های که علیه ایران صادر شد متعهد بودند. روسیه و چین حتی با اینکه می‌توانستند در مقابل تحریم‌های مضاعف آمریکا و اتحادیه اروپا متعهد نشوند اما نسبت به این تحریم‌ها هم حساسیت نشان دادند و با آمریکا و اروپا همراهی کردند. این دو کشور به جای پرداخت ارز به ایران کالا دادند که این مساله برای آنها بسیار پرسود و پردرآمد بوده است. به همین دلیل این کشورها و هند تمایل دارند وضع موجود همچنان ادامه داشته باشد تا به سودهای بیشتری دست پیدا کنند. به همین دلیل به سود ایران است که هرچه زودتر خود را از مخمصه هسته‌ای رها کند تا کشورهای دیگر از این وضعیت سود نبرند.

توافق هسته‌ای بین ایران و کشورهای1+5به شکل‌های مختلف از سوی تندروهای داخلی در آمریکا و ایران تهدید می‌شود. آیا تهدید تندروها می‌تواند در آینده توافق هسته‌ای اثر منفی بگذارد؟
اتحادیه اروپا اگر اعلام کند در برداشتن تحریم‌ها دنباله رو کنگره آمریکا نخواهد بود وضعیت برداشتن تحریم‌ها شکل منطقی‌تری به خود خواهد گرفت و از گزند تندروهای سیاسی دور خواهد شد. اتحادیه اروپا با جدا کردن خود از آمریکا می‌تواند نقش مهمی در این زمینه ایفا کند. هم‌اکنون برخی از تندروهای سیاسی در کنگره آمریکا تلاش می‌کنند مصوبه‌ای را با دو سوم آرا به تصویب برسانند که «وتو» اوباما را بی‌اثر کند. با این وجود به نظر نمی‌رسد تندروهای سیاسی در آمریکا بتوانند به اهداف خود دست پیدا کنند، چرا که افکار عمومی آمریکا به دنبال حل مسالمت آمیز پرونده هسته‌ای ایران است. درباره «دلواپسان» هم باید عنوان کنم این عده بیشتر به دنبال اهداف جریانی و جناحی خود هستند. این گروه از مجموعه شرایط تحریم‌ها مانند «دور زدن ها» در جهت منافع شخصی خود استفاده کردند و به همین دلیل حاضر نیستند به راحتی از منافع خود دست بکشند. منافع دلواپسان را بیشتر باید در «بحران»و وجود«دشمن» جست‌وجو کرد. بنابراین این عده به هر مساله که برخلاف ایجاد بحران باشد و پدیده «دشمن» را کمرنگ قلمداد کند روی خوش نشان نمی‌دهند. در سال‌های اخیر نقش دشمن را برای این عده آمریکا بازی کرده است. استمرار دشمنی با آمریکا برای دلواپسان خوشایند است. این سخن به این معنا است که این عده منافع خود را در دشمنی با آمریکا جست‌وجو می‌کنند. این در حالی است که آقای روحانی نسبت به هجده میلیون نفری که به وی رأی داده‌اند و از وی تعامل با جهان را خواستار شده‌اند مسئول است. روحانی در پیشگاه تاریخ و نسل آینده نیز مسئول است. حتی احساس می‌شد برخی به صورت تعمدی قصد داشتند فضا برای آقای روحانی و تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای تنگ‌تر هم بشود. با این وجود تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای با تمام این مشکلات موفق شده پرونده هسته‌ای را به نتیجه مطلوب نزدیک کند.

با توجه به مذاکرات نزدیک، مستمر، طولانی و بی‌سابقه وزرای خارجه ایران و آمریکا در حین مذاکرات، آینده رابطه ایران و آمریکا را چگونه ارزیابی می‌کنید؟آیا این احتمال وجود دارد مذاکرات هسته‌ای باب گفت‌وگوی مستقیم ایران و آمریکا را درباره مشکلات تاریخی دو کشور باز کند؟
ما مشاهده کردیم که وزرای خارجی ایران و آمریکا در حین مذاکرات گفت‌وگوی‌های طولانی و بی‌سابقه‌ای با هم داشتند. آقای کری و آقای ظریف حتی با یکدیگر از محل مذاکرات خارج شدند و قدم زدند. قدم زدن دو وزیر در محوطه بیرونی مذاکرات به معنای تلاش برای عدم «استراق سمع» توسط سرویس‌های اطلاعاتی قوی اسراییلی بوده است. قدم زدن آقای ظریف و کری نشان‌دهنده نوعی نزدیکی ذهنی بین دو وزیر خارجه است. با این وجود بنده معتقدم تا زمانی که ما و آمریکا مشکلات تاریخی خود را حل و فصل نکنیم نمی‌توانیم به یک جمع‌بندی منطقی و مطلوب در زمینه‌های مختلف دست پیدا کنیم. این مساله بویژه درباره مشکلات منطقه‌ای و مواجه‌های ما با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس صادق است. در دهه‌های اخیر هرگاه که تخاصم بین ایران و آمریکا بیشتر شده کشورهای عربی هم گستاخ ترو جسورتر عمل می‌کنند و در مقابل در مقاطعی که مواضع ایران و آمریکا به هم نزدیک‌تر می‌شود کشورهای عربی نیز مواضع ملایم‌تری در مقابله با ایران اتخاذ می‌کنند. پس از تفاهم هسته‌ای ایران و غرب نیز کشورهای عربی و بویژه عربستان احساس خطر می‌کند و به همین دلیل تلاش می‌کند به شکل‌های مختلف در روند این مذاکرات کارشکنی کند. ما باید این نکته را قبول کنیم که در سیاست «هرگز»، «هیچگاه»و «به هیچ‌وجه» وجود ندارد. این احتمال وجود دارد که دشمن دیروز شما به دوست امروز تبدیل شود و در حالت عکس دوست دیروز به دشمن امروز تبدیل شود. بنده حتی تحولات منطقه خاورمیانه را نیز در نزدیکی ایران و آمریکا موثر می‌دانم. به هر حال در اغلب بحران‌های خاورمیانه ایران و آمریکا اگر نگوییم که اشتراک نظر دارند، حداقل مواضع نزدیکی به هم دارند و یک خواست مشترک را دنبال می‌کنند. ظهور داعش واتفاقاتی که در بحرین و افغانستان رخ داد مواضع ایران و آمریکا را به هم نزدیک‌تر کرده است. با تمام این اوصاف باید عنوان کنم که منافع آمریکا به صورت نسبی ایجاب می‌کند که مواضع خود را به مواضع ایران نزدیک‌تر کند. اوباما به‌شدت در داخل ایالات متحده زیر فشار انتقادات است. یکی از مهم‌ترین دلیل این انتقادات هم این است که دولت وی در عرصه سیاست خارجی موفقیت خاصی نداشته و عملکرد قابل قبولی از خود ارائه نکرده است. بنابراین موفقیت ایجاد ارتباط با ایران در عرصه سیاست خارجی می‌تواند اوباما را از بحران عدم موفقیت در سیاست خارجه نجات دهد. ضمن اینکه با توجه به اینکه جمهوری‌خواهان کنگره را به دست گرفته‌اند، این موفقیت می‌تواند به حزب دموکرات آمریکا در انتخابات آینده ریاست‌جمهوری هم کمک کند و باعث کسب اعتبار این حزب در داخل آمریکا شود.

آیا قدرت جمهوری‌خواهان در کنگره آمریکا که سیاست خصمانه‌تری نسبت به ایران دارند بر روند مذاکرات هسته‌ای اثر منفی نخواهد گذاشت؟البته این احتمال هم وجود دارد که جمهوری‌خواهان در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده نیز پیروز باشند. در این صورت چه اتفاقی خواهد افتاد؟
در آمریکا برخلاف اروپا، مسائل ایدئولوژیک زیاد نمی‌تواند در مسائل سیاسی تاثیرگذار باشد. به عنوان مثال نمی‌توانیم عنوان کنیم که به فرض ایدئولوژی حزب سوسیال دموکرات یا حزب کمونیست سرنوشت انتخابات را رقم می‌زند. در آمریکا حتی حوادث دوهفته مانده به انتخابات هم می‌تواند در سرنوشت انتخابات تاثیرگذار باشد. به همین دلیل نمی‌توان پیش بینی کرد که چون جمهوری‌خواهان در انتخابات کنگره موفقیت بیشتری کسب کردند حتما پیروز انتخابات ریاست‌جمهوری هم هستند. ممکن است تا آن زمان نظر مردم آمریکا نسبت به جمهوری‌خواهان تغییر کند و به سمت دموکرات‌ها متمایل شود. آمریکا هم‌اکنون با چند مساله بسیار مهم درگیر است. حوادث منطقه خاورمیانه، چالش با روسیه و همچنین اختلافات با چین بسیاری از انرژی آمریکایی‌ها را مصروف به خود کرده است. نکته بعدی بحث اقتصاد آمریکاست. اگر تا پایان دولت باراک اوباما وضعیت اقتصادی مردم آمریکا بهبود پیدا کند ممکن است مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری اقبال بیشتری نسبت به حزب دموکرات پیدا کنند. با تمام این اوصاف باید عنوان کنم که سیاست آمریکا در مقابل ایران سیاستی تعریف شده و با ثبات است که با روی کارآمدن جمهوری‌خواهان یا دموکرات‌ها این سیاست‌ها بر حسب دولتی که بر سرکار است تغییر پیدا می‌کند. یعنی مخالفت‌ها یا موافقت‌ها با ایران با توجه به روی کار آمدن این دو حزب تشدید یا تعدیل می‌شود. به همین دلیل باید منتظر ماند و دید که کدام یک از این دو حزب در انتخابات ریاست‌جمهوری پیروز خواهند شد. این در حالی است که باید تاثیر اتفاقات مختلف تا زمان برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا را نیز در نظر گرفت.

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «داود هرمیداس باوند: ایران‌ هر چه‌ زودتر خود را ازمخمصه‌ هسته‌ای رها کند » اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات