شاعرانهدست دیده ام که با روح یکی شده خواسته با ختمی بشکفد

شاعرانه/دست دیده ام که با روح یکی شده خواسته با ختمی بشکفد

آخرین خبر/ دنیا پر از دستان بی خواب است
پر از دستان به جا مانده از توفان
پر از دستانی که دنبال تنی می گردند با آن ها کار کنند
گلنکی دست شان دهد
سنگر بسازد با آن ها
در جنگ های بی پایان جاده بسازند
در پیش لشکرها پرچم بلند کنند

دنیا پر از دستانی است که  روشنایی
در مشت گرفته اند و بی آن که ذره ای از آن بریزد  تا رسیدن به قاب شب رفته اند
پر است از دستانی که شیر تنهایی می نوشند
آب تنهایی در شه کاسه ها می ریزند
عسل تنهایی می گیرند
شراب تنهایی می اندازند


دست دیده ام تاریکی دیروز را مثل زهر در کام روشنایی امروز ریخته
با شمشیر صبح همه ی سحرهای دنیا را سر بریده
آه ...خنجر هم دیده ام با دو لبه؛ لبه ای ما را و  لبه ی دیگرش خودش را کشته


دست دیده ام که با روح یکی شده
خواسته با ختمی بشکفد
آن قدر که  سرگرم ساختن و خلق کردن شده
خواسته تو را
خواسته من را
مثل هم بسازد




بختیار علی
ترجمه ی شاهو


[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «شاعرانهدست دیده ام که با روح یکی شده خواسته با ختمی بشکفد» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات