خبرآنلاین نوشت: شکست اسطوره از دلقک

خبرآنلاین نوشت: شکست اسطوره از دلقک

خبرآنلاین/ متن پیش رو در خبرآنلاین منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

- الحمدلله نوروز امسال اکران نوروزی سینماها با استقبال خوب مردم روبرو شد و کورسوی امیدی در سینمای تاریک ایران رخ نمود. اگر سالی که نکوست از بهارش پیداست در این مورد خاص حکم کند باید منتظر سالی پر خیر و برکت برای سینمای ایران باشیم.
سخنی است مشهور که از فرط تکرار حکم بدیهیات را پیدا کرده و آن هم این که: سینمای بدنه موجب رونق سینما می شود و در حقیقت سینمای بدنه اگرچه چندان شان هنری ندارد اما اگر وجود نداشته باشد چرخ سینما می لنگد. بنابراین شما حتی اگر مخالف سینمای بدنه باشید بازهم باید دست به دعا بردارید تا فیلم های بدنه خوب بفروشند تا از صدقه سری آن ها سینمای مورد علاقه شما هم بتواند به حیات خود ادامه دهد.

مصداقی تر اگر بخواهم سخن بگویم باید بگویم یعنی من و شمایی که از فیلم«من سالوادور نیستم» و «پنجاه کیلو آلبالو» خیلی خوشمان نمی آید ولی در عوض فیلم«ابد و یک روز» و «بادیگارد» را می پسندیم باید از فروش بیشتر دو فیلم نخست نسبت به دو فیلم مورد علاقه مان خوشحال باشیم. چرا که طبق آن تئوری مشهور اگر من سالوادور... و پنجاه... نبودند فیلمی مثل ابد و یک روز و بادیگارد ساخته نمی شدند. من نمی خواهم با این تئوری مشهور مخالفت کنم. یعنی فعلا این مجال را مناسب این بحث نمی دانم اما فاصله فروش آن دو فیلم نازل را با این دو فیلم خوب چیزی در حد فاجعه می دانم. در همه جای دنیا فیلم های کمدی و مفرح فیلم هایی هستند که با اقبال عمومی مواجه می شوند. طبیعی هم هست. اصلا سرگرمی رکن رکین رسانه است اما و اما سرگرمی سازی هم باید به قواعد و استانداردهایی پایبند باشد. نمی خواهم بگویم طنز باید چیزی از جنس حکمت باشد و این فیلم ها اصلا چنین شان و مرتبه ای ندارند. خیر. از هرکسی باید به قدر توان و استعدادش انتظار داشت. هیچ آدم عاقلی از رضا عطاران و مانی حقیقی توقع ساخت طنزی جدی و متفاوت ندارد. البته عطاران که بنده خدا اصلا داعیه ای ندارد. مانی حقیقی هم که هرچه دعوی داشت با این فیلم برباد رفت اما این فیلم ها حتی با متر و معیارهای فیلم های سرگرمی ساز خوش ساخت نیز فاصله بسیار دارند. حداقل می توان گفت در مقابل دو فیلمِ خوبی که این روزها در حال اکران است بیشتر شبیه یک شوخی بی مزه و سخیف می مانند تا سینما. حتی اگر خیلی با تسامح و تساهل بخواهیم درباره این فیلم ها اظهار نظر کنیم باید بگوییم فاصله فروش این فیلم ها با بقیه فیلم ها فاصله ای به شدت غیرمنصفانه است.

شاید خیلی ها این اتفاق را صرفا یک اتفاق ساده فرض کنند و بگویند سینمای کمدی پرفروش است و طبیعی است که فیلم تلخی مثل ابد و یک روز در رقابت با آن ها کم بیاورد و یا فیلم جدی و گاه عبوسی مثل بادیگارد نتواند در این رقابت نابرابر شرکت کند. من اما به دلیل دن کیشوتیزمِ مفرطی که به آن دچارم این اتفاق به ظاهر ساده را هولناک و یک فاجعه بزرگ می دانم. این که سطح سلیقه هنری و فرهنگی مردم در این سال ها به همت رسانه های رسمی و غیر رسمی ما به چنین حضیضی درغلتیده یک بحث است و این که گریز از آرمان گرایی به چه وضعیت رقت باری منتهی شده بحثی دیگر. درباره وضعیت نخست در این سال ها بسیار نوشته شده است و اغلب هم درست و منطقی. وقتی رسانه رسمی کشور در اخبار رسمی کشور یک بنده خدارا که کلا یک سوءتفاهم در موسیقی این مملکت است به عنوان هنرمند طرح می کند و نازل ترین سریال ها و فیلم ها را به نام پروژه ای ملی به خورد خلق الله می دهند طبیعی است که جای بلبل خوش الحان را زاغ و زغن بگیرد و عامه مردم اندک اندک سطح سلیقه هنریشان به جایی برسد که بام تا شام به نشستن مهملات شبکه جم تی وی مشغول شوند. از چنین مخاطبانی باید هم انتظار داشت که من سالوادور و پنجاه کیلو را به آن دو فیلم خوش ساخت ترجیح دهند. نازل شدن سطح سلیقه مردم اسفناک است اما از آن تلخ تر این که مردم در گریز از آرمان خواهی به لودگی پناه بیاورند. من در باره فیلم حاتمی کیا حرف بسیار دارم اما جدا از مخالفت و موافقت با فیلم بادیگارد این فیلم را علاوه بر آن که خوش ساخت می دانم دارای دغدغه های جدی نیز می دانم. شاید این روزها کسی حوصله گوش کردن به قصه های آدم های آرمان خواه و خسته را نداشته باشند. ایرادی هم ندارد. بسیاری از مدعیان آرمان گرایی چنان کرده اند که خیلی ها با شنیدن لفظِ آرمان و ارزش حالشان بد می شود. نمی توان از مردمی که تاوانِ هشت سال جنگ نابرابر و تحریم و مصیبت های بسیار را داده اند تا عدالت تحقق یابد و در نهایت نشد آن چه باید می شد توقع داشت هنوز هم به حرف های آرمانخواهان دهه شصت گوش دهند. الان هم تقصیری متوجه آنان نیست. کسانی باید پاسخگو باشند که این مملکت را به جایی رسانده اند که در آن لودگی بیشتر از حرفِ تامل برانگیز خریدار دارد. گریزِ از آرمان گرایی شاید فاجعه بزرگی نباشد اما نشاندن ابتذال و لودگی به جای آرمان گرایی فاجعه ای است هولناک و دهشتناک. فاجعه ای که به زودی نتایج و توابع ویرانگر آن در تمامی شئون فردی و جمعی ما آشکار خواهد شد. مگر خضر مبارک پی در آید.

*سید عبدالجواد موسوی

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «خبرآنلاین نوشت: شکست اسطوره از دلقک» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات