داستانک نقاشی دست

داستانک/ نقاشی دست

خراسان/ روزی در یک دهکده کوچک، معلم مدرسه از دانش آموزان سال اول خود خواست تا تصویر چیزی را که به آن علاقه مند هستند بکشند. او با خود فکر می کرد که این بچه های فقیر حتما تصاویر بوقلمون و میز پر از غذا را نقاشی خواهند کرد. ولی وقتی «داگاس» نقاشی ساده کودکانه خود را تحویل داد، معلم شگفت زده شد. او تصویر یک دست را کشیده بود، ولی این دست چه کسی بود؟ بچه های کلاس هم مانند معلم از این نقاشی مبهم تعجب کردند. یکی از بچه ها گفت: «من فکر می کنم این دست خداست که به ما غذا می رساند.» یکی دیگر گفت: «شاید این دست کشاورزی است که گندم می کارد و بوقلمون ها را پرورش می دهد.» هر کسی نظری می داد تا این که معلم بالای سر داگاس رفت و از او پرسید: «این دست چه کسی است داگاس؟» داگاس در حالی که خجالت می کشید، آهسته جواب داد: «خانم معلم، این دست شماست.» معلم به یاد آورد از وقتی که داگاس پدر و مادرش را از دست داده بود، به بهانه های مختلف نزد او می آمد تا خانم معلم دست نوازشی بر سر او بکشد.
برگرفته از کتاب «دو قدم تا لبخند»، ص299

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «داستانک نقاشی دست» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات