معرفی کتاب «شرق بنفشه»؛ مجموعه داستان هایی از شهریار مندنی پور

معرفی کتاب/ «شرق بنفشه»؛ مجموعه داستان هایی از شهریار مندنی پور

تهران امروز/ در تاثیر و اهمیتِ توجه به زبان در هر متن ادبی تردیدی وجود ندارد و اینکه زبان همواره یکی از مهم‌ترین راه‌های ارتباط متن با مخاطب است. هرچند که بسیاری از منتقدان و نویسندگان مدرن معتقدند خودِ همین زبان است که مانع برقراری ارتباط کامل میان انسان‌ها و با‌لطبع، میان متن و مخاطب می‌شود. با این‌حال بوده‌اند و هستند نویسندگانی که با تمرکز بیشتری روی زبان و نه فقط فرم و محتوا به خلق اثر پرداخته‌ و می‌پردازند و شاید به تعبیر دیگر به اعاده دیدگاهی که خود به زبان دارند و شهریارمندنی‌پور یکی از این نویسندگان است. کسی که قصه و زبان قصه‌ گفتن را خیلی خوب می‌شناسد و معتقد است زبان، جوهره داستان است.
«شرق بنفشه» یکی از آثار قابل توجه مندنی‌پور است، مجموعه‌ای با 9 داستان و با مضمونِ «عشق» و باید گفت که مندنی‌پور با شیوه‌ای بسیار دلنشین و با زبانی غریب و سکرآور، عشق را در این مجموعه به شیوه‌ای دیگر، بازیابی و احیا کرده است. از جمله داستان‌های این مجموعه می‌توان به داستان «آیلار» که به «خاتون قصه‌های گفته و ناگفته: سیمین دانشور» پیشکش شده است، اشاره کرد و نیز داستان‌هایی نظیر «ناربانو» و «سالومه» و «شرق بنفشه» که اولین داستان مجموعه است و نام خود را نیز به اثر داده است. صرف‌نظر از نگاه دیگرگون داستان به مقوله وصال و فراق، متن مشحون از بینامتنی جذاب است که نویسنده با تکیه بر زبان و زیبایی‌شناختی به آن پرداخته است.
«حالا که دانسته‌ای رازی پنهان شده در سایه‌ جمله‌هایی که می‌خوانی، حالا که نقطه‌نقطه این کلام را آشکار می‌کنی، شهد شراب مینو به کامت باشد...» این اولین عبارتی است که داستان با آن آغاز می‌شود. در همین جمله آغازین، مندنی‌پور از شهد شرابِ مینویی می‌گوید که با دانستن رازِ پنهان در سایه واژه‌ها به کامِ مخاطب می‌شود. پیش که می‌روی درمی‌یابی که جان کلام، همان کلامی است که با «کلمه» شکل می‌گیرد و در پیش نظر، زنده می‌شود. کلمه‌هایی که با نقطه‌ای بر زیرِ آنها، زبانِ دو دلداده را برمی‌سازند. گویی مندنی‌پور خواسته و ناخواسته تقدس کلام را یادآور می‌شود در شکلی از آن، که خودساخته است و با فرمی که مخاطب را مجذوب می‌کند. و چیزی که به شکل گرفتن فضای داستان از چنین منظری کمک می‌کند، مه‌گونگی و شبح‌واری راوی است که در عین حال که روایت می‌کند، چون دودی میان سطورِ قصه پیدا و ناپیدا می‌شود.
« کجا هست توی این دنیای بزرگ که من بتوانم بدون ترس، سیری نگاهت بکنم و بروم. بروم، همین‌طور با خیال صورتت بروم و نفهمم به بیابان رسیده‌ام. و توی بیابان زیر سایه کوچک یک ابر کوچک بنشینم...».

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «معرفی کتاب «شرق بنفشه»؛ مجموعه داستان هایی از شهریار مندنی پور» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات