سرمقاله ابتکار بازآرایی مخالفان توافق پس از تفاهم سوئیس

سرمقاله ابتکار/ بازآرایی مخالفان توافق پس از تفاهم سوئیس

ابتکار/ «بازآرایی مخالفان توافق پس از تفاهم سوئیس» عنوان یادداشت روز روزنامه ابتکار به قلم غلامرضا کمالی پناه است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

پس از نـه روز مصاف نفسگیر میان یک تیم (ایران) با شش تیم قدرتمند دنیا (1+5) سرانجام بیانیه ای صادر شد که به «بیانیه لوزان» معروف شد. موضوعی که بی گمان در تاریخ جایگاه ویژه ای به خود اختصاص خواهد داد. این بیانیه در شرایطی صادر شد که ملت بزرگ و صبور ایران سالهاست در تنگنای شدید تحریم ها و محدودیت های غیر انسانی و ناجوانمردانه به سرکردگی قدرت های بزرگ به ویژه آمریکا، به سر می‌برند و رنج می‌کشند و تحمل می‌کنند و دم بر نمی‌آورند ولی بر حفظ حقوق و عزت خود همچنان استوار پایبند مانده اند. پر واضح است که در چنین شرایط سختی ملت چشم انتظار گشایشی آبرومندانه با حفظ عزت و حقوق و منافع ملی خود باشند و لذا سخت لحظه شماری می‌کردند که از مصاف ناجوانمردانه یک با شش (ایران با قدرتهای برتر) نتایجی بیرون آید که خوشایند ملت بزرگ ما باشد و تلخی ها به کام مردم صبور ایران شیرین گردد. چنین بود که همه چشمها به پنجره ای که از لوزان باز می‌شد دوخته شده و همه گوش ها به سخنان طرفین تیز شده بود. بیانیه که صادر شد، درک و فهم و تحلیل آن برای گروه ها و افراد و شخصیت های گوناگون متفاوت شد. برخی از آن خوشحال شدند، برخی ناراحت بودند و برخی در حالت گیجی به سر می‌بردند و خلاصه هر کسی از ظن خود یار آن شد. این واکنش ها در داخل و خارج با زبان ها و تعابیر متفاوتی بیان شد.
موافقان و مخالفانی در داخل و خارج پیدا کرد که هر گروه با نیت و خواست های گوناگونی با آن برخورد کردند. فی المثل مخالفان آن در داخل و خارج از کشور اگرچه هر دو با کل بیانیه یا با بخشی از آن مخالفت ورزیدند، یعنی هر دو دسته در کلمه «مخالفت» اشتراک داشتند اما در نیات کاملاً متضاد بودند. مثلا در خارج از کشور سران صهیونیست، برخی از کشورهای مغرض عربی و برخی از شخصیت ها و گروه های ایرانی ضد نظام خارج نشین با این بیانیه مخالفت ورزیدند، زیرا این گروه ها طرفداران براندازی نظام و تضعیف قدرت ایران هستند؛ در داخل هم برخی نمایندگان مجلس و شخصیت ها و رسانه های اصولگرا با کل یا بخشی از این بیانیه مخالفت ورزیدند؛ اما به هیچ وجه نمی‌توان آنان را ضد نظام و هدفشان را تضعیف قدرت ایران قلمداد کرد. اتفاقاً بر عکس اینان در نیات کاملاً متضاد با دسته اول هستند. مخالفت و انتقاد آنان (داخلی ها) از روی دلسوزی و به گفته برخی از آنان «دلواپسی»است. ممکن است در میان این دلواپسان عده ای هم با نیات سیاسی و حفظ جایگاه خویش بر طبل انتقاد و مخالفت بکوبند. اما آنچه مهم است همه ی فرزندان این ملت هستند و دولت «تدبیر و امید» باید برای نگرانی و دغدغه های این دسته «تدبیری» بیندیشد و یا در یک گفتمان خردورزانه حرفشان را بشنود و اهمیت بدهد. این که بخواهیم نتانیاهو، بنی صدر، رسایی، شریعتمداری و... را هم کاسه در یک گروه قرار بدهیم و چون همه ی اینان در «مخالفت ورزی» نقطه اشتراک دارند، پس همه مخالف منافع کشور هستند، مقایسه درستی نیست. مثل این است که گفته شود آقای اوباما و آقای روحانی هر دو به خاطر حفظ منافع ایران با این بیانیه موافق هستند.
اگرچه این بیانیه تازه آغاز راه است و باید منتظر نحوه توافق ماند. با همه این ها، چند نکته در این زمینه لازم به یادآوری است.
نکته اول: همان گونه که رهبر معظم صراحتاً فرمودند «تیم هسته ای» مورد تائید و حمایت ایشان است و این نقطه قوت روند مذاکره و زمینه ی همدلی و همزبانی گروه های سیاسی و اجتماعی و آحاد ملت در نقطه عطفی است که به وجود آمده است. و لذا بر همه دلسوزان نظام و انقلاب و ایران و اسلام و پِیروان راستین ولایت فرض است که در این زمینه از رهبری جلو نزنند.
نکته دوم: موفقیت و عزت سیاسی است که در این مذاکرات و بیانیه پس از آن، از آن ملت ایران شده است. توجه فرمایید که پرچم ایران در لوزان در میان پرچم های شش قدرت برتر جهانی برافراشته شد و در یک اندازه و شاید هم بیشتر دیده و در انظار جهانیان نمایان شد. اگر تیم فوتبال ایران به مرحله نیمه نهایی مسابقات جهانی صعود کند و در میان قدرت های فوتبال جهان مثل برزیل، آرژانتین، آلمان، فرانسه، ایتالیا، اسپانیا و انگلیس قرار گیرد و تیم ایران یک طرف و هفت تیم دیگر در طرف دیگر قرار گیرند و باز پرچم ایران برافراشته بشود، چه حسی به ملت ایران دست خواهد داد؟ اگرچه این مثال ممکن است حالا حالا ها جنبه رویایی داشته باشد، اما تیم هسته ای این حس افتخار را به ملت ایران اعطا کرده و سربلندی بی نظیری را نصیب کشور و انقلاب ما کرد.
در این زمینه و در این زمین هم گل زدیم و هم گل خوردیم، اما گل های زده در برابر گل های خورده بسیار بسیار باارزش تر بوده است.
نباید انتظار می‌داشتیم، همه گل ها را ما بزنیم. قطعاً اگر آنان 6 گل می‌زدند و ما یک گل می‌زدیم باز هم با زنده نبودیم. به هر حال اگر هر قدرت یک گل می‌زد دور از انتظار نبود. در مجموع اگر ما برنده نباشیم بازنده هم نبودیم.
نکته سوم: اثبات درستی و راستی سخنان مسئولان ایرانی و ناراستی ادعاهای غربی ها و صهیونیست ها و دیگر دنباله روهای آنان بود. ما می‌گفتیم که دنبال ساخت بمب هسته ای نیستیم. حاصل این مذاکرات این موضوع را ثابت کرد. ما می‌گفتیم تحریم ها در اراده ملت ایران در دفاع از حقوق مسلم خویش تاثیری نخواهد داشت و آقای اوباما صراحتاً پس از این مذاکرات این حرف ملت ایران و رهبری هوشمند آن را تائید کرد. ما می‌گفتیم از حقوق مسلم خود دست بردار نیستیم حتی اگر شب و روز بر ما گلوله بارد. آقای اوباما گفت که با بمباران تاسیسات هسته ای ایران نمی‌توان دانش هسته ای را از ایران گرفت.
ما می‌گفتیم اهل گفتگو هستیم و با منطق می‌توانیم مسائل را حل و فصل کنیم و آقای اوباما نیز صراحتاً گفت که چاره ای جز مذاکره و توافق نداریم. آری این ها دستاوردهای کمی نیست که از بطن این مذاکرات و بیانیه بیرون آمد.
مخالفان محترم داخلی که دغدغه دارند، چشم خود را روی فواید و جنبه های مثبت و امتیازات حاصل شده از این مذاکرات نبندند و حسن آن را هم ببینند، عیب آن جمله بگفتی هنرش نیز بگوی
در پر طاووس که زر پیکر است سرزنش پای کجا در خور است

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «سرمقاله ابتکار بازآرایی مخالفان توافق پس از تفاهم سوئیس» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات