«حافظ ناظری»: می‌گویند موسیقی‌ام آسانسوری است!

«حافظ ناظری»: می‌گویند موسیقی‌ام آسانسوری است!

مهر/ حافظ ناظری در سفر اخیر خود به ایران سری هم به خبرگزاری مهر زد تا هم از تلاشی که برای آموزش موسیقی انجام داده بگوید هم از سختی هایی که تحمل کرده است.
در بخش نخست این گفتگو که در تعطیلات نوروز منتشر کردیم درباره موسیقی سنتی ایرانی به ویژه در بخش آواز از گذشته تا امروز و بحث نوگرایی صحبت کردیک که سخنان حافظ ناظری رنگ و بوی انتقادی هم داشت و برخلاف برخی از هنرمندان که سعی می کنند با طرح نکردن انتقادهایشان کسی را از خود دلخور نکنند ولی حافظ ناظری صریح صحبت کرد و البته گفت همین صراحتش باعث شده که جز فحش و افترا نصیبش نشود.
حافظ ناظری در بخش دوم گفتگوی تفصیلی خود با خبرنگار موسیقی با ورود به ماجرای حضور نوازندگان و هنرمندان برگزیده جایزه گرمی در آلبوم «ناگفته ها» و حاشیه های متعددی که پیرامون این آلبوم و آلبوم قبلی اش «بعد یازدهم» برای او پیش آمد، در حالی که از قبل می دانست این سوالات از او پرسیده خواهد شد، همراه با توضیحاتش مدارکی را نشان داد که دال بر صحت گفته های او و مطالب منتشر شده در آلبومش بود.
به نظر می رسد این مستندات پاسخ تقریبا محکمی از سوی پسر شوالیه آواز ایران به منتقدان سرسخت او خواهد بود؛ پاسخ هایی که حافظ از آن به عنوان هجمه های چهارگانه یاد می کند و بر این باور است هیچ دروغی در کار نیست.
بخش دوم این گفتگوی تفصیلی را از نظر می گذرانید:
حالا که درباره تاریخ و قضاوت و مسائلی این چنین صحبت کردید بهتر است سراغ حاشیه های دو آلبوم قبلی تان برویم؛ آلبوم هایی در آنها صحبت های زیادی از برترین ها و همکاری با نوازندگان برنده جایزه گرمی و البته بسیاری از موارد دیگر شده است. حاشیه هایی که بالاخره بعد از مدتی سکوت در واکنش به اظهاراتی که پیرامون این ماجراها شد در مراسم رونمایی آلبوم «ناگفته» از آن با حالتی بغض آلود سخن گفتید.
بله. اما چهار موردی که بنده به شدت مورد هجوم مخالفان قرار گرفتم از این قرار بود: اول اینکه پر ادعا بودن من مورد نظر دوستان قرار گرفت که من فروتنانه از آنها می خواهم اگر حتی یک مصاحبه از بنده یا سندی که ثابت می کند که من از خودم جایی تعریف کرده باشم یا به دروغ بخواهم چیزی در مورد موفقیت های کارم بگویم بیاورند. البته ممکن است برخی از رسانه ها از من سوالی کرده باشند و من هم به آنها جواب داده باشم چرا که این لزوم کار من است و من ناگزیر هستم که درباره تمامی این سوالات پاسخی را ارائه بدهم.
دوستان منتقد من باید این نکته را هم در نظر بگیرند که آلبوم من فقط در ایران منتشر نشده بلکه در یک مقیاس جهانی منتشر شده است. وقتی هم یک کار در یک مقیاس جهانی منتشر می شود همه چیز آن مقیاس جهانی پیدا می کند و اگر غیر از این باشد حتی اگر بهترین اثر دنیا هم باشد فروشی نخواهد داشت. بنابراین چون آلبوم من را کمپانی سونی منتشر کرده بود باید با استانداردهای سونی فروخته می شد. این استاندارها هم از مارکتینگ و تبلیغات آغاز و تا نوع انتشار عکس و تایپوگرافی ادامه پیدا می کند.
و در مورد ماجراهای هنرمندان برنده یا نامزد جایزه گرمی فضا به چه شکلی بود؟ عده ای معتقد هستند که تعداد همکارانی که در این آلبوم ها با شما همکاری داشته و برنده «گرمی» هستند به آن تعداد که شما اعلام می کنید، نیست.
در مورد ماجرای تعداد جوایز گرمی که منتقدان می گفتند تعداد گرمی هایی که اعلام کردیم سی و هشت عدد نیست بلکه بیست و دو یا بیست و سه جایزه است باید به این نکته اشاره کنم که ما به دلیل رفع ابهام برخی از سوءتفاهم گرچه زیاد درست نیست اما مجبور شدیم از وب سایت گرمی مواردی را به صورت مستند پرینت بگیریم و آنها را در رسانه ها منتشر کنیم تا برخی از این سوءتفاهمات برطرف شود.
ضمن اینکه شما اگر در سایت رسمی جایزه گرمی جستجوی ساده ای انجام دهید کاملا میزان دریافت جایزه و یا نامزد شدن هنرمندان در این جایزه موسیقایی را متوجه شوید. یعنی اگر شما اسم هنرمند مورد نظر خود را وارد کنید دقیقا به شما اعلام می شود که ماجرا از چه قرار است. البته جستجوگر سایت گرمی ممکن است در برخی اوقات سوءتفاهم نیز ایجاد کند چرا که ما سایت گرمی لاتین هم داریم که بعضی اوقات جستجو کننده را دچار سردرگمی می کند اما به هر ترتیب شما می توانید متوجه ریز مطالب منتشر شده این سایت شوید.
از سویی دیگر وقتی یک آلبومی به عنوان اثر برتر جایزه گرمی معرفی می شود گویی تمامی عوامل آن «گرمی» دریافت کرده اند که این در سایت جایزه مشخص نمی شود. با این وجود ما اعلام کرده بودیم که هنرمندان آلبوم سی و هشت جایزه را دریافت کرده اند که اتفاقا نه تنها زیاد اعلام نکردیم بلکه بعدا متوجه شدیم هنرمندان آلبوم چهل و دو جایزه دریافت کرده اند.
فارغ از ماجرای جایزه «گرمی» گویا درباره نشان ها و نامگذاری روزی به نام شما در کالیفرنیا هم مورد بحث و محل سوال و ابهام است.
اتفاقا مورد دیگری که درباره من و گروهم مورد تاخت مخالفانمان در ایران قرار گرفته است نشان هایی بود که من دریافت کرده ام و در رزومه خودم آورده ام که نشان اولی مربوط به تقدیر کنگره آمریکا از بنده به خاطر برخی خدماتی بود که انجام گرفته ضمن اینکه در ایالت کالیفرنیا نیز یک روز را به نام من ثبت کردند که تمامی مدارک آن موجود است. یعنی روزی بود که برخی از سناتورها به کنسرت من آمدند و بعد از کنسرت به صورت رسمی از من قدردانی کردند.
این روز که به نام شما ثبت می شود چه معنایی دارد؟ آیا در تقویم رسمی آن منطقه ثبت می شود؟
خیر. این نامگذاری به دلیل برنامه ای است که من در ایالت کالیفرنیا داشتم و به خاطر اینکه برنامه بنده مورد رضایت مخاطبان قرار گرفته بود مسوولان برگزاری برنامه که میزبانی این اجراها را به عهده داشتند، آن روز را به نام من نامگذاری کردند.
البته نمی دانم این اتفاق را در جایی ثبت می کنند یا نه که البته برای فهمیدن این موضوع نیز به راحتی می توان پیگیری کرد.
شاید برای برخی از منتقدان این سوءتفاهم به وجود آمده که شاید چنین روزی مانند روز سعدی یا حافظی که در تقویم رسمی ما ثبت می شود در تقویم رسمی کشور آمریکا وجود دارد! و شما با تحریف خود را در چنین جایگاهی معرفی کردید.
نه اصلا اینطور نیست من به هیچ عنوان چنین ادعایی ندارم. فقط در ۲۵ فوریه ۲۰۰۶ در سن دیگو ایالت کالیفرنیا روزی به نام حافظ ناظری به اسم بنده ثبت شده است. یعنی اگر شما در شهرداری کالیفرنیا روز بیست و پنجم فوریه ۲۰۰۶ را نگاه کنید حتما می بینید که روزی به نام حافظ ناظری در آن نوشته شده است.
البته یک مورد دیگر هم بود که در روزنامه لس آنجلس تایمز بخشی به عنوان «عجایب فرهنگی» قرار داشت که در سال ۲۰۰۹ ستونی به همین نام از من به عنوان یکی از گزینه های مصاحبه دعوت کرد که این موضوع برای برخی از دوستان نیز ناراحت کننده بود.
پس چرا همان موقع اطلاع رسانی نکردید؟
ما در آن زمان هم به صورت خیلی ساده این اطلاع رسانی را انجام دادیم. همچنین من در بیوگرافی خودم در آلبوم «بعد یازدهم» هم پیرامون این موضوع توضیحاتی را نوشته ام، کما اینکه فکر کنم همان موقع هم چند روزنامه این خبر را منتشر کردند اما چون مردم ایران من را نمی شناختند شاید این خبر خیلی مورد توجه قرار نگرفت.
به هر ترتیب اینها همگی در بیوگرافی «بعد یازدهم» آمد که فکر می کنم چون آلبوم فروش زیادی داشت شاید خیلی برای برخی ها سنگین بود که تمام این چیزها را ببینند و آمدند و گفتند اینها راست نیست و من هم متوهم هستم و خودم اینها را درست کرده ام در حالیکه تمامی مدارک جریانات موجود است.
و قسمت سوم هجمه مخالفان شما به ماجرای مطرح شدن آلبوم در سایت معتبر «بیلبورد» بازمی گردد که بهتر است پیرامون این موضوع هم توضیحاتی را ارائه دهید.
بله نکته دیگری که پیرامون این موضوع باید بگویم این است که در ابتدا می گفتند این کار اساسا در ردیف آثار کلاسیک قرار ندارد و اثر را می توان در ردیف کارهای «نیو ایج» و یا موسیقی کافه ای و موسیقی آسانسوری قرار داد.
البته این نوع نقد هم برای من قابل احترام است اما اگر این منتقدان عزیز می نوشتند که «به نظر من» این موسیقی باید در رستوران و کافه پخش بشود من صد در صد به آنها می گفتم که این نظر بسیار محترم است. ولی تعدادی از افراد منتقد نوشتند که موسیقی من فاقد فاکتورهای موسیقی سنتی است و به لحاظ تخصصی کار من را در حد موسیقی رستوران درجه بندی کردند. بنابراین می بینید که دیگر موضوع سلیقه شخصی یک نفر نیست و اتفاقا برای همین سعی دارم تا با وضوح جوابشان را بدهم.
پس دوباره و برای چندمین بار تاکید می کنم که این اثر به عنوان اولین اثر زیر شاخه کلاسیک در خاورمیانه توسط بزرگترین کمپانی موسیقی دنیا یعنی کمپانی «سونی» منتشر شده است. دوم اینکه این آلبوم در سایت بیلبورد فقط و فقط در بخش کلاسیک سنتی به عنوان یکی از زیرمجموعه های بخش کلاسیک این سایت به عنوان اثر شماره یک حائز رتبه شده است.
در حالی برخی از دوستان ادعا می کنند که من اعلام کرده ام در کل بخش ها به عنوان رتبه نخست برگزیده شده ام که این موضوع غلط است ولی آنها دائم روی آن تاکید می کنند. من قبل از اینکه بخواهم این صحبت ها را نفی کنم به این نکته شما را توجه می دهم که دوستان منتقد اشتباه بزرگی می کنند که نشان از عدم تحقیق است.
موسیقی کلاسیک سنتی یعنی چه؟ موسیقی کلاسیک سنتی یعنی باخ، موتسارت، بتهون و موسیقی سنتی ما یعنی میرزاعبدالله و از طرفی می گویند موسیقی من هیچ فاکتوری از موسیقی سنتی را ندارد و بعد از طرف دیگر می گویند موسیقی اش در کلاسیک ها اول نشده است فقط در کلاسیک های سنتی اول شده است! پس یعنی موسیقی من خیلی سنتی کلاسیک است؟! من باید کدام را باور کنم؟!
اما درستش این بود که سایت بیلبورد موسیقی من را با عنوان تاپ کلاسیک ریکوردر ثبت کرده است. حالا قضاوت با شما. در ضمن همین سایت یک جستجوگر دیگر نیز دارد که وقتی اسم بنده را در آن جستجو می کنید با دو عنوان اول مواجه خواهید شد. ابتدا «تاپ کلاسیک آلبوم شماره یک» و دوم آلبوم «کلاسیک سنتی شماره یک»
قاعده این انتخاب به چه شکلی است؟ شما در جریان چگونگی انتخاب آنها هستید؟
فروش. فقط فروش. بیلبورد یک سایت خاص نیست. بیلبورد یک کمپانی است که کارش فقط شمارش است که البته خیلی هم در کارهایشان سختگیر و جدی هستند و فقط با کد با آلبوم های به فروش رفته سر و کار دارند و هیچ تقلبی هم در کار نیست.
در پایان این بخش هم بگویم وقتی اثر برای گرمی رفت کار من تنها کار کلاسیکی بود که در هفت شاخه به دور آخر «گرمی» راه یافت. اثری که دوستان بر این باورند که یک کار رستورانی و اثری برای پخش در آسانسور است اما تمام دنیا پیرامون آن اشتباه کردند؟! پس معلوم است تمامی این رفتارها نشات گرفته از غرض ورزی است.

«حافظ ناظری»: می‌گویند موسیقی‌ام آسانسوری است!

«حافظ ناظری»: می‌گویند موسیقی‌ام آسانسوری است!

«حافظ ناظری»: می‌گویند موسیقی‌ام آسانسوری است!

«حافظ ناظری»: می‌گویند موسیقی‌ام آسانسوری است!

«حافظ ناظری»: می‌گویند موسیقی‌ام آسانسوری است!

«حافظ ناظری»: می‌گویند موسیقی‌ام آسانسوری است!

«حافظ ناظری»: می‌گویند موسیقی‌ام آسانسوری است!

«حافظ ناظری»: می‌گویند موسیقی‌ام آسانسوری است!

«حافظ ناظری»: می‌گویند موسیقی‌ام آسانسوری است!

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان ««حافظ ناظری»: می‌گویند موسیقی‌ام آسانسوری است! » اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات