رئیس مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه: حمله زمینی به یمن، باتلاق آل‌سعود است

رئیس مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه: حمله زمینی به یمن، باتلاق آل‌سعود است

شرق/ متن پیش رو در شرق منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

کشور فقیر یمن روزهای سختی را پشت‌سر می‌گذارد؛ روزهای درگیری و نزاع. دخالت نظامی عربستان در ماجرای یمن ماجرا را پیچیده‌تر کرد. از سوی دیگر نزدیکی اصلی‌ترین گروه داخلی یمن یعنی انصارالله به ایران، به‌نوعی پای تهران را هم به ماجرا باز می‌کند.
در تعطیلات نوروز اگرچه عمده توان دیپلماسی کشور درگیر مذاکرات هسته‌ای بود اما بحران یمن موجب سفر قائم‌مقام وزیر خارجه به عراق شد. «مرتضی‌ سرمدی» به‌عنوان فرستاده ویژه رئیس‌جمهوری در سفر به بغداد در دیدار با «حیدر العبادی»، نخست‌وزیر عراق، پیام «حسن روحانی»، رئیس‌جمهوری را درخصوص تحولات یمن به او منتقل کرد. همچنین «حسین امیرعبداللهیان»، معاون عربی وزیر خارجه ایران در سفری به مسقط، پایتخت عمان، پیام روحانی برای ضرورت کمک به توقف فوری حملات علیه یمن را به سلطان قابوس تسلیم کرد.
بااین‌حال هنوز درگیری در یمن ادامه دارد. وضعیت منطقه و درگیری در یمن را در گفت‌وگو با سیدحسین موسوی، رئیس مرکز پژوهش‌های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه بررسی کردیم. او معتقد است انصارالله گروهی است که می‌تواند یمن را از بحران نجات دهد.


عربستان به نمایندگی از ائتلاف عربی به یمن حمله نظامی کرده و ظاهرا ائتلاف نیز از این اقدام حمایت کرده است. آیا می‌توان این حمایت را یک نمایش سیاسی تلقی ‌کرد؟
بزرگ خاندان سعود هنگام مرگ، فرزندان خود را فرا‌می‌‌خواند و ضمن بیان وراثتی‌کردن حکومت در میان برادران، سه‌بار به آنها می‌‌گوید: «ایاکم بالیمن» و نسبت به یمن به آنان هشدار می‌دهد. یمن کشوری است با تاریخ طولانی که در گذشته‌های دور مهد تمدن بوده است. معماری شهر صنعا نشان از قدمت فرهنگ و تمدن دارد. یمنی‌‌ها مدت‌ها حاکم شبه‌جزیره بوده‌‌اند، کشور نوپای عربستان‌سعودی که نام خود را از یک خاندان اخذ کرده است و با رفتن آن خاندان فرومی‌‌پاشد، بدیهی است می‌‌بایست نگران یمن باشد. افزون بر آن یمن برای سال‌ها در اختیار جنبش چپ جهان عرب بوده است و گرایش انقلابی در این کشور ریشه‌دار و عمیق است، جنبش انصارالله که اکنون بر بسیاری از مناطق یمن از جمله پایتخت تسلط دارد، خود یک جنبش انقلابی و اعتراضی است، بدیهی است برای رهبران سعودی شرایط فعلی غیرقابل‌تحمل است و برای درهم‌شکستن جنبش مردم یمن از هرگزینه‌ای استفاده کنند.
پس می‌توان نتیجه گرفت ائتلاف نام‌برده بیشتر یک نمایش است. با توجه به اجلاس اخیر اتحادیه عرب در شرم‌‌الشیخ آیا این ائتلاف نمایشی باقی می‌ماند؟
اعراب به اندازه کافی در درون خود اختلاف دارند و مدت‌هاست نشان داده‌اند که قادر به ایجاد انسجام نیستند، فقدان هژمونی در جهان عرب مثل روز روشن است، کدام‌یک از رهبران جهان عرب می‌توانند، اعراب را مجددا گرد آورند، شیخ سلمان یا ژنرال سیسی؟ حتی ائتلاف علیه داعش که آمریکا خود را در محوریت آن قرار داد، یک‌ماه هم دوام نداشت. همچنان‌که اعراب نتوانستند حتی در یک ائتلاف جهانی دولت سوریه را سرنگون کنند، در یمن هم بعید به‌نظر می‌رسد به اهداف خود دست یابند.
در دیگرسو به نظر نمی‌رسد هیچ‌کدام از اعضای این ائتلاف توان اعزام نیرو را به یمن داشته باشند، برخی معتقدند نهایت این دخالت می‌تواند منجر به جلوگیری از پیروزی حوثی‌ها شود. پیش‌بینی شما در مورد نتیجه دخالت نظامی عربستان و نتیجه این ماجرا چیست؟
حملات هوایی عربستان که به‌صورت هدفمند و به شیوه اسرائیلی، زیرساخت‌های اقتصادی، امنیتی، نظامی، حمل‌ونقل، اجتماعی و نظایر آن را هدف قرار می‌دهد، بیش از هرچیز امکان برقراری یک حاکمیت را توسط انصارالله در یمن تضعیف می‌کند، تا آنان در سطح یک جنبش باقی بمانند و در مقابل با کمک هدفمند گروه‌های دیگری نظیر القاعده، داعش و طرفداران اخوان‌المسلمین شرایط را به سود آن گروه‌ها تغییر دهد. شواهد نشان می‌دهد که عربستان آمادگی اقدام زمینی علیه یمن را ندارد، زیرا هویت ملی یمنی‌‌ها از پتانسیل کافی برای مقابله برخوردار است در هر صورت چنین اقدامی باتلاق آل‌سعود خواهد بود.
از سابقه حوثی‌ها برایمان بگویید؟ صبغه سیاسی و فرهنگی این گروه چگونه است؟
حوثیان خود را به موسس این جنبش به‌نام حسین بدرالدین الحوثی نسبت می‌دهند که به دست نیروهای نظامی یمن در سال٢٠٠٤ میلادی شهید شد، مرکز این جنبش در استان صعده یمن است. تاسیس این جنبش در سال١٩٩٢ صورت گرفت و اعضای این جنبش از عشایر یمنی هستند که مذهب خود را به زیدبن‌علی(ع) فرزند امام زین‌العابدین(ع) منتسب می‌‌دانند و چهارامامی هستند. رهبر این جنبش درحال‌حاضر عبدالملک حوثی، برادر کوچک حسین بدرالدین حوثی، موسس منتدی الشباب‌المومن (انجمن جوانان مومن) است که احتمالا پس از شهادت برادر عهده‌‌دار رهبری این جنبش شده است. اندیشه خروج علیه حاکم ظالم، جوهری‌‌ترین اندیشه‌ای است که در میان زیدی‌ها وجود دارد، زیرا زیدبن‌علی(ع) علیه امویان قیام کرد و شهید شد. خنجر جزو لباس سنتی همه یمنی‌‌هاست. با توجه به فقر ساختاری در کشور یمن و سرکوب عشایر زیدی در شهر صعده از سوی حکومت‌های پیشین، حوثی‌ها دست‌به‌سلاح بردند و اقدام به سازماندهی نیروهای شبه‌‌نظامی کردند. حسین بدرالدین حوثی تحت‌تأثیر آموزه‌‌های شیعی که در ایران آموخته بود می‌گوید، نسبت ما به زیدبن‌علی(ع) الهام از جنبش اوست، بدرالدین حوثی تحت‌تأثیر انقلاب‌اسلامی‌ایران بوده است.
حوثی‌ها با انصارالله تفاوتی دارند یا نه؟
خیر، جنبش انصارالله، عنوانی است که اخیرا به این جنبش اطلاق شده است، شاید علت آن باشد که این جنبش صرفا منتسب به یک خانواده نیست و به کل مردم یمن تعلق دارد. اطلاق حوثی‌ها به آنان نوعی اطلاق تقلیل‌گراست تا آنها را به‌عنوان یک خانواده کوچک تلقی کند. لذا تعبیر انصارالله دقیق‌تر و جامع‌تر است رسانه‌های مخالف که از آنان به‌عنوان حوثی‌ها یاد می‌کنند، شاید بیشتر بار گروهکی و منفی مدنظرشان باشد. آنها ابعاد انقلابی ملت یمن به رهبری انصارالله را نادیده می‌گیرند.
از لحاظ مذهبی و ایدئولوژیک این گروه چه ویژگی‌ای دارد؟
همچنان‌که گفته شد آنان از نظر سیاسی و به‌عنوان یک جنبش اعتراضی به شیعه نزدیک‌ترند، مراسم عید غدیر و عاشورا را باشکوه برگزار می‌کنند، اما از نظر فقهی به شافعی‌‌ها نزدیک‌ترند، امامت را موروثی ‌نمی‌ دانند، آنها کسی را امام می‌‌دانند که قائم بسیف باشد یعنی با ظلم مبارزه کند. اما منتظر امام غایب(ع) هستند، تعداد فرقه‌‌های مذهب زیدی بیش از ١٠فرقه بوده است که اکنون چهار فرقه از آنان باقی مانده است. زیدی‌‌ها باور دارند که حکومت، حق نسل سادات است و بسیاری از سادات آنان خود را از نسل حسن‌بن‌علی(ع) و حسین‌بن‌علی(ع) می‌دانند.
حدود چندماه است که به واسطه درگیری‌هایی که در یمن رخ داده، ماجرای یمن به صدر اخبار راه یافته‌ است. کوتاه برایمان از آنچه در یمن رخ داده، بگویید. آیا این وضعیت نسبتی با بهار عربی دارد؟
خروج و قیام مردم یمن ریشه در فقر و ظلم دارد. مردم یمن با آنکه ساکنان شبه‌جزیره عربستان هستند و نفت هم دارند، اما از اینکه در کنارشان کشورهای حاشیه خلیج‌فارس از ثروت فراوانی برخوردارند و آنان در فقر به سر می‌برند، احساس مظلومیت می‌کنند.
ظاهرا یمن یکی از ١٠کشور فقیر دنیاست. لذا آمادگی اعتراض و قیام در میان مردم یمن بسیار بالا بوده و یمن از سال٢٠٠٢ میلادی تاکنون ناآرام است و درگیری میان شیعیان زیدی با حکومت یمن از سال٢٠٠٤ تاکنون ادامه داشته است. بیش از شش جنگ میان شیعیان زیدی با حکومت تاکنون صورت گرفته و نتایج بسیار خونباری داشته است. عربستان در تمام این جنگ‌ها در کنار ارتش یمن بوده است. لذا کشور عربستان چهره مثبتی در میان این مردم ندارد. انقلاب اخیر یمن نیز بیش از آنکه با بهار عربی یا بیداری اسلامی در شمال آفریقا مرتبط باشد، با مشکلات داخلی این کشور ارتباط دارد، شاید بیشترین تاثیر بر انقلاب یمن از سوی انقلاب‌اسلامی‌ایران و جنبش حزب‌الله در لبنان باشد.
گروه‌های ذی‌نفع در یمن، به ایران و عربستان نزدیک هستند. به نظر می‌رسد شرایط موجود در یمن، تهران- ریاض را در تقابلی جدی قرار داده. چشم‌انداز این تقابل چه خواهد بود؟
حمایت جمهوری‌اسلامی‌ایران از مردم یمن، یک حمایت توانمندساز فرهنگی- انقلابی است، مردم این کشور از ظلم، ناامنی و فقر به ستوه آمده‌اند، توانایی و تجربه کشورمان در ارتباط با مردم تحت ستم، یک تجربه فرهنگی و انقلابی است، حمایت کشورمان دارای راهبردی با هدف ارتقای توانمندی‌ها و خودباوری این مردم است، در حالی‌که عربستان از ستم‌پیشگان، مزدوران و نیروهای ضدمردمی حمایت می‌کند. لذا رویکرد کشورمان کاملا متفاوت است، ایران در پی ایجاد سلطه و استعمار، اشغالگری و مزدورپروری نیست، شاید به همین دلیل است که به سرعت قلب‌های مردم به سوی جمهوری‌اسلامی‌ایران گشوده می‌شود. اساسا یمن جایی برای تسویه‌حساب با عربستان نیست، چون عربستان حضور مردمی در یمن ندارد، روابط این دو کشور همواره رابطه ارباب و برده بوده است. عربستان در بسیاری از فجایع حکومت یمن علیه مردم دخالت مستقیم داشته ‌است. پس از گسترش نفوذ و محبوبیت انصارالله در یمن، عربستان طرح تجزیه یمن را پیشنهاد کرد و با شکست این طرح و بالاگرفتن انقلاب مردمی و پیوستن پایتخت به جنبش انصارالله، همچنان‌که می‌بینیم دست به تجاوز نظامی و کشتار مردم زده است.
راهبرد تهران و ریاض برای حل و فصل این ماجرا چیست؟
عربستان با حمایت از دولت مستعفی یمن عملا نقش سازنده‌ای ایفا نمی‌‌کند، بلکه با دخالت در فرار کادرهای دولت پیشین و ایجاد یک کابینه در تبعید در ریاض به خواست مردم یمن بی‌‌اعتنایی می‌کند. همچنین با حمایت از القاعده و نیز ایجاد یک پایتخت جعلی در عدن به تجزیه یمن می‌اندیشد. این راه‌حل‌ها به نظر اینجانب به سرانجام نخواهد رسید، زیرا ساختار قبیله‌ای و مذهبی مردم یمن نسبت به اقدامات عربستان خوش‌بین نیستند. راه‌حل در کشور یمن سیاسی است. مردم این کشور از فقر، ناامنی، جنگ داخلی و سرکوب‌های متوالی حکومت به ستوه آمده‌اند. آنچه در صنعا گذشت و بر آن توافق شد، مناسب‌ترین راه‌‌حل بود، طرفین همچنین توافقی را پذیرفتند، اما یکی از طرفین توافق یعنی گرایش اخوانی تحت فشار عربستان توافق انجام‌شده در صنعا را که با استقبال مردمی هم مواجه شده بود، نقض کرد و مجددا به بی‌ثباتی دامن زد.
بسیاری از تحلیلگران غربی، حوادث یمن را ناشی از رقابت ایران و عربستان در منطقه می‌دانند. به‌نظر شما این تحلیل چقدر به واقعیت نزدیک است؟
بخشی از تحلیل درست است. عربستان با رویکرد منطقه‌‌ای ایران موافق نیست، حمایت ایران از جنبش‌های اسلامی، انقلابی و مردمی و همچنین توانمندسازی مقاومت اسلامی در مقابله با ظلم، استبداد، استعمار و اشغالگری برای رژیم سعودی خوشایند به‌نظر نمی‌رسد، اما این مسائل نباید بر روابط دوجانبه موثر باشد. ترکیه و ایران نیز در مسائل منطقه‌‌ای دیدگاه‌های متفاوتی دارند، اما از روابط حسن‌همجواری و دوجانبه نیز برخوردارند. به‌نظر می‌رسد دستگاه سیاست خارجی عربستان به‌دلیل سالخوردگی مسئولانش توانایی کافی برای حل تناقضات پیچیدگی‌‌های موجود را ندارند، یا شاید رفتار خصلتی افراد مانع از درک درست مصالح و منافع آنان شده باشد.
یمن کشور فقیر و پرجمعیتی است. مجموع این دو فاکتور با آشوب و بحران موجود می‌تواند منجر به تجزیه عملی یمن یا رفتن به سمت بی‌دولتی شود. دورنمای شما در این زمینه چیست؟
به‌نظر نمی‌رسد تجزیه یمن محقق شود، زیرا صنعا پایتخت واقعی این کشور است. زیرساخت‌های حکومتی در صنعا وجود دارد. عدن قابلیت احیای مجدد - یعنی آن‌گونه که در زمان تجزیه یمن به دو کشور یمن جنوبی و شمالی رخ داده بود - را دیگر ندارد. به‌ویژه آنکه دولت مستعفی یمن ظرفیت لازم را برای احیا‌شدن در عدن ندارد. مردم عدن نیز از این افراد استقبال و حمایت نکردند، طرفداران عربستان ناگزیر شدند که در ریاض سازماندهی شوند. افزون بر آن، قبائل منطقه عدن و رهبران آنها با اخوانی‌‌ها نیستند و تمایلی هم ندارند، بلکه بیشتر با جریانات انقلابی مرتبط هستند. برخی از رهبران عدنی‌‌ها نظیر «علی سالم البیض» روابط تاریخی با ایران و سوریه دارند. لذا مجددا تاکید می‌کنم راه‌‌حل در یمن از طریق صنعا عبور می‌کند.
غیر از کشورهای منطقه که می‌توانند در ماجرای یمن نقش‌آفرینی کنند، کشورهای دیگری مثلا انگلیس در این ماجرا در حال ایفای نقش هستند. راهبرد آنها به سمت حل‌و‌فصل مسئله یمن است؟
بسیاری از کشورها به ویژه کشورهای حاشیه دریای سرخ عموما نسبت به امنیت این منطقه نگران هستند. همچنین مصر مایل است که راه ورودی به کانال سوئز در امنیت کامل باشد. رژیم اسرائیل نیز از این طریق به دریای آزاد مرتبط می‌شود. لوله‌های نفت عربستان به کناره‌های دریای سرخ می‌رسد، کشورهای آفریقایی حاشیه این آبراه نیز نگران امنیت باب‌المندب هستند. کشور انگلیس نیز از دیرباز سیاست سلطه بر تنگه‌‌های استراتژیک را برای تامین امنیت کشتی‌رانی خود، به‌ویژه در بیمه کشتی‌ها توسط شرکت‌های انگلیسی به‌صورت جدی تعقیب می‌کرده است. بدیهی است که این منطقه از جهان اهمیت استراتژیک بسیار بالایی دارد.
آمریکا و اسرائیل هم نگرانی‌های خود را در مورد تنگه باب‌المندب دارند.
بله، ایجاد یک دولت انقلابی در کناره دریای سرخ و حاکم بر باب‌المندب ممکن است نگرانی‌هایی جدی برای آمریکا و به‌ویژه اسرائیل ایجاد کند. اما سیاست‌های اخیر آمریکا در حمایت از طرح‌های عربستان برای بی‌ثباتی در یمن غیرقابل درک است.
ظاهرا آمریکایی‌ها در ماجرای یمن فقط به کمک اطلاعاتی و تدارکاتی بسنده کرده‌اند، علت آن چیست؟
آمریکا در مسائل مربوط به جهان عرب فاقد ابتکار عمل است. به‌نظر می‌رسد تنش‌های منطقه‌ای در سوریه، عراق، یمن، لیبی و برخی کشورهای آفریقایی از یک همسویی نانوشته اسرائیلی- تکفیری پیروی می‌کند. شاید درک چنین همسویی میان افراط‌گرایی تکفیری و رژیم اسرائیل دشوار باشد، اما نتایج آن به تضعیف وحدت میان مسلمانان و تجزیه کشورهای عربی- آفریقایی منجر می‌شود. در هر حال افزایش بی‌ثباتی در میان همسایگان رژیم اسرائیل می‌تواند به افزایش امنیت اسرائیل کمک کند، شاید به همین دلیل است باوجود آنکه، آمریکا از بی‌ثباتی در خاورمیانه و به‌ویژه در کشورهای نفت‌خیز سود نمی‌برد، اما در عمل در مقابل رفتارهای بی‌ثبات‌کننده در شبه‌جزیره عربستان و عراق توسط گروه‌های القاعده و داعش و حاکمان سعودی سکوت کرده و مماشات می‌کند.
در ائتلاف کنونی، موضع مصر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا این موضع با موقعیت منطقه‌ای مصر سازگار است؟
مصری‌ها از مشکلات فراوان داخلی رنج می‌برند، این کشور آمادگی مداخله نظامی را در خارج از مصر ندارد، اما در صورتی که آبراه دریای سرخ، کانال سوئز و باب‌المندب در خطر قرار گیرد، احتمال عملیات محدود مصر متصور است، در هر حال به‌نظر نمی‌رسد تنش‌های منطقه‌ای با حجم کنونی باعث دخالت گسترده مصر شود، آنچه اکنون به‌عنوان ائتلاف موسوم است، مشروعیت بین‌المللی برای دخالت گسترده در یمن را به‌همراه ندارد.
در هر صورت، با توجه به تحولات مهمی که در یمن و در منطقه روی می‌دهد سرنوشت این تحولات و اوضاع منطقه در آینده را چگونه می‌بینید؟
جنبش انصارالله طی بحران‌هایی که از سرگذرانده است، نشان داده که از حکمت و درایت لازم برای مدیریت تنش برخوردار است. اقدامات این جنبش در یکپارچه‌کردن کشور یمن و همکاری ارتش یمن با آنان، از جمله موفقیت‌های‌شان بوده است. عربستان هم با انجام عملیات ایذایی دقیقا کارآمدی این جنبش را نشانه گرفته است، به‌نظر می‌رسد با توجه به انرژی و ظرفیت ایجادشده توسط انقلاب مردمی یمن این کشور قادر خواهد بود از بحران کنونی عبور کند، متأسفانه عربستان همچنان بر طبل جنگ می‌کوبد و با وجود آنکه نیروهای نظامی این کشور از توانایی‌های لازم برای ورود به جنگ با دیگران برخوردار نیستند، خود را در مقابل جبهه انقلاب یمن قرار داده‌اند، مثل مشهوری است که می‌گوید کسی که در خانه شیشه‌ای زندگی می‌کند، برای دیگران سنگ پرتاب نمی‌کند، امیدواریم رهبران عربستان به شیوه اسلاف خود به احتیاط و سلم و آشتی بازگردند.

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «رئیس مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه: حمله زمینی به یمن، باتلاق آل‌سعود است» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات