خبرگزاری روسی ایران رو نوشت: تلاش در جهت احیای اندیشه «ناتوی عربی»

خبرگزاری روسی ایران رو نوشت: تلاش در جهت احیای اندیشه «ناتوی عربی»

ایران رو/ متن پیش رو در ایران رو منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

تجاوز فعلی عرب ها به یمن که توسط ائتلافی تحت ریاست عربستان سعودی به عمل میاید، باعث بحث درباره احتمال تشکیل «ناتوی عربی» شد که باید امنیت منطقه ای را تأمین کند. سئوال فقط این است که این پیمان نظامی – سیاسی باید علیه چه کسی تشکیل شود؟ وجود نیروهای کشورهای عربی و فرماندهی آنها در اساسنامه اتحادیه کشورهای عرب قید شده است. گاهی از این اصل در جنگ ها با اسراییل استفاده می شد ولی عرب ها در این جنگ ها همیشه صرف نظر از برتری کمی و نظامی خود و حمایت اتحاد شوروی تودهنی جانانه ای می خوردند. روشن است که در حال حاضر اسراییل که از سلاح های هسته ای برخوردار است و می تواند همه ارتش های عربی را جمعاً نابود کند، به عنوان دشمن این نیروها مطرح نمی شود. از اینجا معلوم می گردد که دشمن دیگر اختراع شده است. این دشمن، ایران است که گویا به گسترش نفوذ شیعیان در جهان عرب پرداخته است. طبیعتاً این کار علیه آن دسته از کشور های عربی انجام می شود که حاضر نیستند زیر بار فرمانروایی عربستان سعودی و اقمارش در شورای همکاری حاشیه خلیج فارس بروند. می توان علیه یمن و سوریه و شاید حتی عراق از این نیروها استفاده کرد. ولی ببینیم این اندیشه تا چه اندازه واقع بینانه است؟

ناتوی عربی به عنوان اندیشه قدیمی
در تابستان سال 2012 ایالات متحده در بحبوحه انقلاب های رنگین عربی سعی کرد به کمک شورای همکاری کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس ارتش های این کشور ها را متحد کرده و نیروهای مسلح منطقه ای تحت عنوان مشروط «ناتوی عربی» را به وجود آورد. در آن زمان هم این پیمان نظامی برای مقابله با ایران تشکیل می شد ولی آن طرح ناکام ماند. در واقع، دولت آمریکا در سال 2011 با مشارکت مستشاران اسراییلی سعی کرده بود از واحدهای نظامی عربی برای مقابله با ایران یک نوع نیروهای مسلح تشکیل دهد ولی این تلاش ها به جایی نرسیده بود. قرار بود علاوه بر نیروهای مسلح پادشاهی های خلیج فارس، ارتش های اردن و مراکش یعنی رژیم های محافظه کار عربی، عضو این پیمان «دفاعی منطقه ای» ضد ایرانی شوند. اجرای این طرح با آغاز جنگ لیبی شروع شد که در میان کشورهای عربی، قطر به نیروی محرک اساسی آن تبدیل گردید. بحران بحرین که توسط نیروهای سعودی با خشونت سرکوب شد، نگرانی های شدید پادشاهی های عربستانی و ایالات متحده را بر انگیخته بود.

همه این تحولات کاملاً به نفع ایالات متحده بود زیرا با ادغام ارتش های کشورهای عضو شورای همکاری، نیازهای نظامی آنها بایستی افزایش یابد و ایالات متحده از امکان فروش مقادیر بیشتر سلاح های گران خود به این کشورها برخوردار گردد. علاوه بر آن، ارتشی علیه ایران تشکیل می شد که مناقشه میان شیعیان و سنی ها را دامن زده و ایالات متحده را از ضرورت شرکت مستقیم در درگیری با ایران رها می کرد. باراک اوباما در آن زمان هنوز به راهبرد جدید منطقه ای خود که ناظر بر بهبود روابط با تهران و جلب جمهوری اسلامی ایران به مدار نفوذ غربی است، دست نیافته بود. آمریکایی ها می خواستند همزمان با عقب نشینی نیروهای خود از عراق و افغانستان اشکال جدید حضور خود در منطقه را به وجود آورند. طبیعتاً می شد از این طریق جلوی گسترش بهار عربی به پادشاهی های عربی خلیج فارس را گرفت که این کشورها برای ایالات متحده اهمیت راهبردی دارند.

گام های نخست به سوی ناتوی عربی
در آن زمان دستاوردهای واشنگتن به موارد ذیل ختم شده بود:

1- تشکیل نیروهای واکنش سریع تحت عنوان «سپر شبه جزیره عربستان» با عضویت واحدهای ویژه کشورهای عضو شورای همکاری. یک لشکر مکانیزه شده عربستان سعودی هسته آن را تشکیل داد که همین لشکر به بحرین تجاوز کرد.

2 – شورای همکاری اعلام کرد که بررسی جلب اردن و مراکش، دو کشور نسبتاً فقیر به ترکیب شورا را شروع کرده است.

3- کشورهای عضو شورای همکاری توافق کردند که به عنوان سپر ضد موشکی ناتو که مراکز اساسی آن در حال حاضر در امتداد مرزهای اروپایی روسیه و در ترکیه واقع شده اند، فعالیت کنند. ایالات متحده به همین منظور در کویت، عربستان سعودی، بحرین، قطر و امارات چند سامانه ضد هوایی پاتریوت را مستقر کرد و دفع «تجاوز ایرانی» را به عنوان بهانه مطرح نمود. و این در حالی است که همانا ایالات متحده و اسراییل با پشتیبانی ریاض برای وارد کردن ضربه موشکی و بمباران تأسیسات زیرساخت هسته ای جمهوری اسلامی ایران آماده می شدند.

- ایالات متحده از مشارکت عربستان سعودی و قطر در مناقشات لیبی، سوریه، عراق و یمن استقبال هر چه بیشتری می کرد تا این دو کشور توان نظامی خود را از راه خرید سلاح های آمریکایی افزایش دهند و واشنگتن را از ضرورت اعزام نیروهای مسلح خود رها کنند. ولی برخی کشورهای شبه جزیره عربستان در آن زمان هم به ایالات متحده فهمانده بودند که آنها با عنایت به اوضاع داخلی و روحیات نیروهای مسلح خود حاضر نیستند نسبت به ایران مواضع اینقدر تندی اتخاذ کنند و تنش در روابط با این کشور را ابتدا در زمینه سیاست و امنیت و سپس در بعد نظامی شدت بخشند زیرا در صورت بروز مناقشه مسلحانه به قربانی اول ضربه مقابله به مثل تهران تبدیل خواهند شد. قبل از همه احتمال می رفت که در این صورت زیرساخت نفتی و گازی آنها در ساحل خلیج فارس منهدم شود.

در همان حال سرویس های اطلاعاتی برخی کشورهای عربی مطلع شدند که امریکایی ها در صدد هستند همه عملیات جنگی منطقه ای را بر دوش آنها گذاشته و به تدریج حضور نظامی خود در منطقه را کاهش دهند زیرا مرکز ثقل توجه و منافع اساسی خود را از خاور میانه به منطقه آسیا و اقیانوسیه منتقل خواهد کرد. این چشم انداز باعث نگرانی و ترس کشورهای عربی می شود زیرا اوضاع داخلی آنها ثبات ندارد. آنها بر همین اساس می خواهند جلوی امتناع ایالات متحده از تعهدات نظامی خود در منطقه را بگیرند. تازه باراک اوباما در پاییز سال 2013 به نزدیکی سریع روابط با تهران در قالب راهبرد جدید خاورمیانه ای خود تن داد. بعد از آن عامل مهم دیگر یعنی مداخله آمریکا در مناقشه اوکراینی و آغاز رویارویی شدید با روسیه شروع شد که این عامل باعث کاهش بیشتر مشارکت آمریکا در امور خاور میانه گردید.

مشکلات داخلی بر سر راه به هدف
اعضای شورای همکاری کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با هم اختلاف نظر های جدی دارند و نمی خواهند رهبری عربستان سعودی را بی چون و چرا قبول نمایند. درست است که عربستان سعودی از نیرومندترین ارتش در میان اعضای شورا برخوردار است ولی بدبینی اکثر اعضای شورا درباره رهبری عربستان سعودی باعث بی میلی آنها به واگذاری وظایف دفاع از امنیت خود به این کشور، حتی تحت سرپرستی یک ساختار نظامی سیاسی منطقه ای می شود. بیش از 40% همه هزینه های نظامیان کشورهای خاور میانه و شمال آفریقا نصیب عربستان سعودی می شود. دو سوم جمعیت کلی کشورهای عضو شورای همکاری در عربستان سعودی زندگی می کنند. نظامیان سعودی در نیروهای مسلح شورای همکاری تقریباً همین سهم را به خود اختصاص داده اند. نیمی از هواپیما های شورا هم مال عربستان سعودی می باشد. در این شرایط جای تعجب نیست که برخی کشورهای دیگر حاشیه خلیج فارس (عمان، قطر و کویت) نگران افتادن ریاست سازمان متحد نظامی به دست عربستان سعودی هستند. آنها بر همین اساس با تلاش های ریاض در جهت تقویت شورای همکاری مقابله می کنند.

تجاوز عربی به یمن اندیشه قدیمی را احیا کرد
ائتلافی که روز 26 ماه مارس سال جاری جنگ یمن را شروع کرد، در اجلاس سران کشورهای عربی در شرم الشیخ مصر به تاریخ 29 ماه مارس سال جاری هدف تشکیل «ارتش واحد عربی» را اعلام نمود. نیروهای مسلح مصر و عربستان سعودی بایستی هسته این نیروهای متحد را تشکیل دهند در حالی که ایران و متحدانش بی پرده دشمنان اساسی اعلام شدند. بلوک ناتو بایستی برای ارتش واحد عربی به عنوان الگو در نظر گرفته شود. از بیانات در اجلاس سران اتحادیه کشورهای عرب معلوم می شود که ستاد واحدی تشکیل خواهد شد که مانند ناتو در صورت لزوم تعیین خواهد کرد کدام نیروها و به کجا باید اعزام شوند. همچنین قرار است واحد مشترک واکنش سریع تشکیل شود.

روز 28 ماه مارس سران نهادهای سیاست خارجی کشورهای عضو اتحادیه کشورهای عرب قطعنامه ای درباره تشکیل ارتش واحد عربی تأیید کردند که روز بعد در دستور روز جلسه سران کشور ها گنجانده شد. همزمان به نبیل العربی دبیر کل اتحادیه کشورهای عرب دستور داده شد ظرف یک ماه آینده با سران ستادهای ارتش های عربی به منظور تشکیل نیرو های مسلح متحد رایزنی ها انجام دهد. وی که روز قبل در جلسه اتحادیه کشورهای عرب سخنرانی کرد، بعید ندانست که تجربه نبردهای مشترک در یمن اساس تشکیل ائتلاف آینده را تشکیل دهد. گفتنی است که اوایل ماه مارس دبیر کل اتحادیه کشورهای عرب به تشکیل ساختار نظامی متحد برای مقابله با گروهک داعش دعوت کرده بود. العربی در آن زمان گفته بود: «ضرورت مبرم تشکیل نیروهای متحد چندین منظوره عربی که بتوانند به نبرد با تروریسم بپردازند، فراهم شده است ».

اندیشه محکوم به شکست
ولی مشکل بتوان موفقیت این اندیشه را باور کرد چرا که هم اکنون پیمان دفاعی کشورهای حاشیه خلیج فارس با عضویت عربستان سعودی، امارات، قطر، کویت، بحرین و عمان وجود دارد. آنها از نیروهای متحد دریایی و هوایی و واحد ویژه سپر شبه جزیره عربستان برخوردار هستند. ولی کشورهای عضو شورای همکاری نمی خواهند ارتش های کوچک خود را به گوشت دم توپ تبدیل کنند. آنها حاضرند این نقش را برای مصر قایل شوند. ارتش مصر بزرگ ترین ارتش از نظر شمار نفرات و تسلیحات است. این ارتش تقریباً هر سال از واشنگتن بیش از یک میلیارد دلار برای امور نظامی و خرید تسلیحات دریافت می کند ولی با توجه به روحیات قوی اسلام گرایانه در میان سربازان و افسران ارتش خود، برای ایفای نقش فوق الذکر آمادگی چندانی ندارد. مصر باید به جای شرکت در ماجراجویی های سعودی، به فکر تأمین ثبات داخلی خود باشد که در آنجا نفوذ «اخوان المسلمین» بیش از حد قوی است. علاوه بر آن مصر و عربستان سعودی در زمینه های زیادی اختلاف نظر قابل توجهی دارند و این در حالی است که السیسی رئیس جمهور مصر به میلیاردها دلار نفتی عربستان سعودی برای حل مسایل مالی مصر نیاز دارد.

هم اکنون بسیاری از عرب ها و حتی ایالات متحده از تلاش های سعودی ها برای فرمانروایی یکجانبه در منطقه ناراضی هستند. یک هفته بعد از آغاز تجاوز عربی به یمن روشن شده است که ائتلاف فعلی به ریاست عربستان سعودی فقط برای پیشگیری از تقویت نفوذ تهران در یمن، عراق و سوریه و برای مختل کردن مذاکرات درباره برنامه هسته ای ایران تشکیل شده است. بی میلی آشکار اعضای ائتلاف به آغاز عملیات زمینی در یمن، مصداق این ادعاست. عملیات زمینی به خطر جدی و تلفات سنگین آبستن است. تازه حوثی ها با موفقیت به سمت جنوب یمن حرکت کرده و مناطق جدیدی به تصرف خود در می آورند. تازه سعودی ها و عرب های دیگر خلیج فارس بعد از موفقیت معین مذاکرات 2 آوریل لوزان نهایتاً متوجه شده اند که آمریکایی ها آرزوی آشکار و پنهان نشدنی دارند که تهران را به شریک منطقه ای خود تبدیل کنند. حالا که ایران، دشمن اساسی ناتوی عربی دوست آمریکا می شود، به این نیروهای عربی چه نیازی وجود دارد؟
...

عربستان سعودی با آغاز بمباران های یمن بیش از حد سرگرم بازی خود شده و خود را رهبر یکتای جهان عرب و ژاندارم آن تصور کرده است. شکست های انقلاب های رنگین بدان چیزی نیاموخته است که این نتیجه برداشت خیلی تنگ حکام سالخورده این پادشاهی از جهان معاصر است. ماجراجویی های جنگی عربستان سعودی محکوم به شکست هستند. اگر ایالات متحده به شرکت نظامی در جنگ علیه یمن دست نزند، سعودی ها به جایی نخواهند رسید. ولی در این صورت آنها باید بهای گرانی پرداخته و با ادامه روند نزدیکی روابط واشنگتن با تهران سازش کنند. در غیر این صورت شکست عربستان سعودی از دست حوثی ها می تواند روند فروپاشی پادشاهی سعودی را راه اندازی کند که بیش از این به صورت فعلی باقی نخواهد ماند. در هر حال، ایران در این شرایط در سطوح بین المللی و منطقه ای با اعتماد به نفس به پیش حرکت می کند، عراق و سوریه را دنبال خود می برد و به طور آرام قوس شیعی خاورمیانه را تقویت می نماید.

*ولادیمیر آلکسییف

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «خبرگزاری روسی ایران رو نوشت: تلاش در جهت احیای اندیشه «ناتوی عربی»» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات