مینت پرس: انگیزه‌ی اصلی آل سعود از حمله به یمن چیست؟

مینت پرس: انگیزه‌ی اصلی آل سعود از حمله به یمن چیست؟

شفقنا/ متن پیش رو در شفقنا منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

«کاترین شکدم» در گزارشی که وبسایت خبری «مینت پرس» منتشر کرده است، با تحلیلگران سیاسی و چهره های محلی یمن گفتگو کرده است تا انگیزه های اصلی عربستان سعودی از تجاوز به یمن را کشف کند.
در بخشی از این گزارش آمده است:

روز 25 مارس، «ملک سلمان» تصمیم گرفت ارتش سعودی را علیه حوثی های یمن وارد کارزار کند. این تصمیم پس از آن اتخاذ شد که حوثی ها به سمت «عدن»، پایتخت «یمن جنوبی» سابق شروع به پیشروی کردند، یعنی جایی که «عبد ربه منصور هادی» رییس جمهور سابق پس از فرار از حبس خانگی در ماه فوریه در آن پناهندگی جسته بود.
مداخله ی سعودی در یمن با حمایت اتحادی گسترده از سوی عرب ها، یعنی قطر، امارات متحده عربی، کویت، مصر، سودان، بحرین، مراکش، اردن، و مصر، به علاوه ی پاکستان، و نیز قدرت های خارجی از جمله ایالات متحده و اتحادیه اروپا، همراه شد. هدف از این مداخله، برقراری دوباره ی ثبات در منطقه و مقابله با خطر امنیتی ناشی از تحرکات حوثی ها اعلام شد.
«سلمان» موضع خود را روز 27 مارس شفاف ساخت، همان زمانی که اعلام کرد: «یک ائتلاف به رهبری عربستان سعودی مایل به آغاز یک عملیات نظامی علیه شورشیان حوثی در یمن است مادامی که موفق به شکست این گروه تحت حمایت ایران بشود، گروهی که رییس جمهور کشور را وادار به فرار کرده است.»
«عادل الجبیر» سفیر سعودی در آمریکا، در یک کنفرانس مطبوعاتی تایید کرد که عربستان سعودی، در کنار ده کشور دیگر، یک عملیات نظامی در یمن و علیه حوثی ها به راه انداخته است، گروه قبیله ای شورشی که تحت رهبری «عبدالملک الحوثی» سازمان یافته است.
«علی الاحمد» یکی از چهره های اصلی انصارالله که بازوی سیاسی حوثی ها است، به «مینت پرس» گفت: «در آن زمان «الجبیر» پیشاپیش هشدار داد که حملات هوایی مداوم شامل دیگر امکانات نظامی نیز می شود، و فضا را برای یک تجاوز زمینی احتمالی کاملا باز گذاشت.»
او افزود: «عربستان سعودی متعهد به اعلام جنگ علیه یمن شد، امنیت ملی را دلیل آورد، و مدعی شد که می خواهد در تلاش برای حفاظت از گزار دموکراتیک یمن، «هادی» رییس جمهور مشروع یمن را به جایگاه خود باز گرداند، در حالی که هدف واقعی سعودی تحکیم جاه طلبی های امپریالیستی خود در شبه جزیره عرب است.»
«شیخ مبکوت نحشل» از رهبران قبیله ای در استان «حجه» در شمال یمن، که در فاصله ی چهار سال شاهد پس و پیش رفتن کشورش در آستانه ی جنگ داخلی بود، به «مینت پرس» گفت جنگ فعلی که ریاض علیه حوثی ها، و متعاقبا، علیه یمن، رهبری می کند، هیچ ربطی به «هادی»، دموکراسی، یا امنیت ملی، یا دست کم امنیت ملی یمن، ندارد. این جنگ به خاطر نفت و قدرت نمایی ژئوپلیتیک است.
نحشل گفت: «آل سعود همواره یمن را به عنوان خطری نسبت به هژمونی نظامی و ژئواستراتژیک خود نگریسته است. این را ابن سعود به پسران خود گفته بود که برای بقای آل سعود در منطقه، یمن را بایستی رام کرد. این جنگ برای بازگرداندن کنترل بر یک مستعمره ی سعودی است، این جنگ برای به غل و زنجیر کشیدن آزادی یمن است. باقی چیزها، همه ی این حرفها از فرقه گرایی و دموکراسی، مشروعیت و امنیت ملی، دروغ های پر زرق و برقی است که بر فضای عموم تابانده می شود تا حقیقت پنهان شود.»
در واقع، در یمن همواره هیچ چیز واقعا آنطور که به نظر می رسد نیست. این کشور مارپیچی از منافع سیاسی در هم آمیخته، جاه طلبی های فرقه ای و واقعیات ژئو استراتژیک است، و جایی است که قدرت های جهانی در نبردی تلخ برای تسلط بر دسترسی و منابع نفتی با هم درگیر می شوند.
«احمد محمد ناصر احمد» تحلیلگر سیاسی یمنی و یکی از اعضای سابق «کارگروه مسائل ملی و عدالت انتقالی یمن» در «کنفرانس گفتگوی ملی» به «مینت پرس» گفت: «یمن که کارزار جدید بازی بزرگی است که قدرت های جهانی هیچگاه از ایفای نقش در آن دست نکشیده اند، به خط مقدم جدید منطقه تبدیل شده است. آنچه هم اکنون در یمن شاهد هستیم، هجومی جدید به سمت منابع نفتی، و نبردی تلخ برای تسلط بر «باب المندب» است که یک کانال نفتی جهانی است.»
«کنفرانس گفتگوی ملی» یک فرایند گفتگوی انتقالی بود که از 18 مارس 2013 تا 24 ژانویه 2014 در صنعا برگزار شد و بخشی از طرح «شورای همکاری خلیج [فارس]» برای انتقال قدرت بود. این کنفرانس فضایی فراهم آورد تا تمام هیئت های نمایندگی یمنی چگونگی انتقال قدرت در یمن را به بحث و گفتگو بگذارند و مهندسی کنند، و شرایط تغییر قانون اساسی را تعیین کنند.
همزمان با بارش رگبار بمبها بر سر یمن، «محمد عبدالسلام» که سخنگوی ارشد حوثی ها است، نظر خود را درباره ی این جنگ به «مینت پرس» اظهار داشت، جنگی که سرنوشت منطقه را در دهه های آینده تعیین می کند.
اما برای فهم اینکه یمن چگونه به منظره ی تجاوز سعودی تبدیل شد و چرا «هادی»، رییس جمهور یمن که در ماه ژانویه استعفا داد و دو بار فرار کرده است، خواستار حمله ای گسترده از سوی قدرت های خارجی شده است، بایستی این ماجرای سیاسی را بشکافیم که یمن زیر بار پروپاگاندای غرب و یک روایت فرقه گرایانه ی سعودی تقلا می کند.
«هادی» در سخنرانی خود در نشست اتحادیه عرب در مصر در 28 مارس، پیشنهاد آتش بس از سوی «جمال بن عمر» فرستاده ویژه سازمان ملل را رد کرد، و در عوض از یک تهاجم نظامی شدیدتر در یمن حمایت کرد که تا زمان «تسلیم شدن دار و دسته ی حوثی ها، عقب نشینی از نهادهای دولتی، و واگذاری تسلیحات» ادامه داشته باشد.

مروری سریع بر سیاست های یمن
اگرچه همیشه به سختی می توان تاریخ و بلندپروازی های سیاسی یک کشور را به چند سطر محدود فرو کاست، مخصوصا کشوری به پیچیدگی یمن، رویدادهای فعلی را می توان به نزاعی میان حوثی ها و هادی فرو کاست. پشت این دو جناح، معمایی از منافع همپوشان، موجودیت های سیاسی متضاد، خطوط گسل منطقه ای و جاه طلبی های شخصی دیوانه وار وجود دارد.
از سال 1994 تا 2011، یمن تحت هدایت دو مجموعه ی اصلی بود: «کنگره ی همگانی مردم» که «علی عبدالله صالح» رییس جمهور سابق رهبری اش را بر عهده داشت، و «اصلاح» که حزبی سیاسی است و مانند چتری برای پوشش چندین گروه رادیکال سنی از جمله اخوان المسلمین عمل می کند.
در حالی که «صالح» بر یک یمن متحد پس از قراداد یکپارچه سازی که در سال 1990 امضا شد و شکست «جنبش جدایی طلب جنوب» در سال 1994، بدون منازع حکومت می کرد، حزب «اصلاح» به مثابه یک ضربه گیر و وزنه ی تعادل در مقابل «کنگره همگانی مردم» عمل می کرد، و فعالیتش تحت حمایت شدید عربستان سعودی بود.
آنطور که «احمد» تحلیلگر سیاسی یمنی توضیح داد، «ریاض از «الاصلاح» برای کنترل «صالح» و قدرت او در یمن استفاده می کرد. اصل وجود الاصلاح برای ابقای یمن در یک شبه وضعیت کنترل و وابستگی بود. الاصلاح بهترین محمل برای آن هدف بود؛ وهابی ها و سلفی های آل سعود از الاصلاح برای گسترش نفوذ خود در سراسر یمن استفاده می کردند، و هم نقشه ی سیاسی و هم پراکندگی جمعیتی مذهبی آن را به آهستگی تغییر می دادند.»
او افزود: «تحت نفوذ الاصلاح بود که «زیدیه» به یک هدف تبدیل شد. روحانیون اندک اندک به سوءاستفاده از اندیشه های فرقه گرایانه پرداختند، و یمن به تدریج و بسیار بی سروصدا در راستای خطوط فرقه ای تعریف شد. دین سیاسی شد و تخم جنگ کاشته شد.»
زیدیه کهن ترین شاخه ی اسلام شیعی است. حدود 40 تا 45 درصد از یمنی ها مسلمانان زیدی هستند. «عبدالسلام» سخنگوی حوثی ها خاطرنشان کرد: «[زیدیه] را نمی توان اقلیتی دانست که بشود نادیده گرفت یا به رسمیت نشناخت.»
این نظم سیاسی یا قیمومیت سیاسی که به وسیله ی آن عربستان سعودی موفق به کنترل یمن شده بود، با بهار عربی در سال 2011 مختل شد. همزمان با قیام یمنی ها برای محکومیت سلطه ی صالح، «اصلاح» اندک اندک خود را به عنوان قدرت سیاسی، قبیله ای، مذهبی،‌ و مالی، تحکیم کرد. نه عربستان سعودی و نه متحدانش، از جمله ایالات متحده، مایل نبودند که اخوان المسلمین به قدرت سیاسی در منطقه دست یابد، به ویژه پس از تجربه ی مصر.
بدین ترتیب، برنامه هایی برای پایان دادن به کار «اصلاح» در دستور کار قرار گرفت. «مروا عثمان» مدرس دانشگاه بین المللی لبنان در بیروت، توضیح داد که عربستان سعودی برای نابود کردن همان حزبی که در ایجادش نقش داشت و به مدت سه دهه حمایت مالی کرده بود، طرحی را برای بهره گیری از تنش های سیاسی و قبیله ای داخلی ترسیم کرد تا به وسیله آن امکان اعمال قدرت آل سعود در این کشور مفلوک فراهم شود.
«عثمان» به «مینت پرس» گفت: «[حوثی ها که] قبیله ای مشکوک و مخفی از شمال صعدا بود، این امکان را یافت که بی منازع علیه قدرت قبیله ای الاصلاح پیش برود... آل سعود هیچ گاه انتظار نداشت حوثی ها تا به این اندازه قدرتمند و محبوب بشوند. این بازی غیر منتظره ی آنها علیه «هادی» و خیز سریعشان به سمت قدرت در یمن بود که به جنگ فعلی منجر شد؛ البته، این واقعیت نیز وجود دارد که حوثی ها از قضا هم شیعه هستند و هم دارای روابط خوبی با ایران.»

ارتباط حوثی
این گروه شورشی که از سال 2004 تا 2009 در پنج جنگ علیه رژیم «صالح» جنگیده است، در سال 2014 به صحنه ی سیاسی یمن وارد شد، یعنی زمانی که «عبدالملک الحوثی» رهبر آن تصمیم گرفت تا این گروه به مجرای انتقال نارضایتی در یمن و جلوداری برای قدرت مردمی تبدیل شود.
همان زمانی که یمن اندک اندک به رخوت پیشا انقلابی خود باز می گشت، و روسای حوثی مشتاق به تضمین جایگاه خود بر سر میز قدرت در یمن بودند، حوثی ها از بلندی های نیاکانی خود پایین آمدند تا تحقق آرزوها و خواسته های مردم برای اصلاحات دموکراتیک را در عرصه ی واقعیت و از طریق موصبات «کنفران گفتگوی ملی» مطالبه کنند.
«عبدالسلام» گفت: «مداخله ی حوثی ها در یمن، نه به نام حوثی ها بلکه به نام مردم بود. ما از ابتدا تصریح کردیم که ماموریت ما یک ماموریت مردمی است. ما تصمیم به اعمال فشار بر هادی گرفتیم به این دلیل که هادی دیگر به حرف مردم گوش نمی داد. ما آمدیم چون نمی خواستیم مردم یمن دچار همان سرنوشتی بشوند که ما دهه ها... تحمل کردیم.»
او افزود: «در سال 2014 صدها هزار تن از مردم یمن به خیابان ها آمدند تا از دولت بخواهند بر سر یک جدول زمانی سیاسی قابل قبول مذاکره کند و کشور را در مسیر رسمی و سیاسی صحیح قرار دهد. ما با قواعد دموکراسی بازی کردیم، «هادی» تصمیم گرفت تا با قواعد آل سعود بازی کند. هادی تصمیم گرفت منافع عربستان سعودی را مقدم بر منافع مردمش قرار دهد. این تصمیمی است که تا آخر گریبانگیرش خواهد بود.»
حوثی ها به خاطر انتسابشان به اسلام زیدی، خود بخود «طرفدار ایران» لقب گرفتند، یا آنطور که هادی ماه گذشته آنها را خطاب کرد، «دست نشانده های ایران». اگرچه هیچ کس منکر این مسئله نیست که حوثی ها متحدان ایران هستند، این بدان معنی نیست که حوثی ها وکالت ایران را در شبه جزیره بر عهده دارند. «عثمان» هشدار داد گفتن اینکه حوثی ها دست نشانده هستند، به شکل خطرناکی تقلیل گرایانه و کوته بینانه است.
عثمان گفت: «حوثی ها اولین بار در سال 1994 از ایران طلب یاری کردند چون ایران تنها کسی در منطقه بود که مایل به پشتیبانی [از آنها] بود. ماجرا به همین سادگی است. وقتی به انبار موشکی حوثی ها نگاه می کنید متوجه می شوید که تسلیحاتشان نه از ایران که از بازار سیاه یمن آمده است، [بازار سیاهی که] پر از تسلیحات آمریکایی است.»

ملک سلمان به سراغ گردنه می رود: باب المندب
زمانی که حوثی ها سلطه ی خود را بر «صنعا» پایتخت یمن تحکیم کردند، و بدین وسیله فشار بیشتری را بر هادی اعمال کردند تا اصلاحاتی که مایل با اجرایش بودند، همچون اصلاحات سوبسید نفت و یک ترکیب فدرال جدید، تحقق بخشد، خشم از بازی قدرت حوثی ها هم در داخل کشور و هم در دیگر نقاط شبه جزیره گسترش یافت.
هنگامی که «هادی» بیش از پیش در قامت پوسته ای از یک رییس جمهور ظاهر شد، یعنی مردی بدون قدرت و مردی بدون حزب پس از آنکه صالح او را در ماه نوامبر از «کنگره مردمی همگانی» بیرون راند،‌ عربستان سعودی نقشه ای کشید تا یمن را به جرگه ی ریاض باز گرداند.
«مجتبی موسوی» تحلیلگر سیاسی ایرانی و سردبیر Iran’s View به «مینت پرس» گفت: «یمن در حال رهایی از زیر شست آل سعود بود. یمنی ها در حال بازپس گیری آینده ی خود بودند. آنگاه ملک سلمان به سراغ گردنه رفت و تصمیم به نابودی امید یمن برای یک آینده ی دموکراتیک گرفت. او یکجانبه تصمیم گرفت که یمن را نابود کند و خود را از شر یک رقیب خطرناک در منطقه خلاص کند و همزمان، کنترل بر مسیر جهانی نفت را تامین کند.»
او افزود: «سعودی ها، با حمایت ایالات متحده، حرکت علیه یمن را آغاز کرده اند تا کنترل بر معبر بسیار استراتژیک و بسیار حیاتی «باب المندب» را دوباره بدست آورند. چنانچه حوثی ها، که متحد ایران هستند، کنترل این تنگه را در اختیار داشته باشند، شبه جزیره عملا در حوزه ی نفوذ جمهوری اسلامی قرار خواهد گرفت، و این چیزی است که سعودی ها هرگز تحمل نخواهند کرد، دست کم نه بدون راه انداختن یک جنگ.»
«باب المندب» یکی از «باریکه»های هفتگانه در مسیر انتقال جهانی نفت است. تنگه ی «باب المندب» شبه جزیره عرب را از شرق آفریقا جدا می کند و «دریای سرخ» را با «خلیج عدن» و «اقیانوس هند» متصل می کند. اکثر کشتی هایی که از این آبراهه استفاده می کنند، یا از «کانال سوئز» مصر آمده اند یا به «کانال سوئز» می روند، که «دریای سرخ» را به مدیترانه متصل می کند. این مسیر هر سال حدود 5 میلیارد دلار به اقتصاد مصر کمک می کند و این کشور را تا حد زیادی مسلط بر مسیر نفتی اصلی جهان می کند.
در واقع، وقتی پای ثبات بازار نفت جهانی در میان باشد، و ریاض هم مصمم به اعمال کنترل بر آن، یا دست کم اعمال کنترل بر دولت ناظر بر آن، باشد، «باب المندب» از اهمیت مطلق برخوردار است؛ بنابراین، تمایل ریاض برای بازگرداندن «هادی» بر سر قدرت معنا می یابد.
«موسوی» خاطرنشان کرد: «با نگاه به حجم گسترده ی ائتلاف عرب علیه این کشور واحد در شبه جزیره، مشخص می شود که یمن نمایانگر خطری بیشتر از داعش برای پادشاهی [عربستان سعودی] است. صدها هواپیما در این جنگ علیه یمن به کار گرفته شده است. از خودتان بپرسید چند هواپیما را برای جنگ با رادیکال های داعش در سوریه و عراق گسیل کرده اند، و بعد متوجه خواهید شد که کدام ماجرا را از عموم مردم پنهان می کنند.»
در حالی که یمن در زیر این تعرض خشن و بی سابقه، تحت پوشش توجیهی که حتی سازمان ملل هم به دشواری می تواند آن را مطرح کند، در راستای استقلال خود تقلا می کند، عربستان سعودی ممکن است بقای رسمی خود را به خطر بیاندازد.
«بان کی مون» دبیر کل سازمان ملل در سخنرانی خود در نشست اتحادیه عرب در 28 مارس در شرم الشیخ مصر، از ائتلاف تحت رهبری سعودی خواست تا پیشروی به سمت یمن را متوقف کند و به سر میز مذاکره باز گردد. او تاکید کرد: «مذاکرات، با کمک «جمال بن عمر» فرستاده ویژه من و با حمایت شورای امنیت، تنها شانس برای جلوگیری از درگیری بلندمدت است.»
با این حال، پاسخی که به این درخواست برای اتخاذ میانه روی داده شد، دور جدیدی از بمباران بر سر شهرهای یمن بود.
«کنث م. پولاک»، متخصص در مسائل سیاسی-نظامی خاورمیانه، در تحلیلی برای «انستیتو بروکینگز» هشدار داد:
«عربستان سعودی همچنان رهبر جهان عرب، متحدی مهم برای آمریکا، و یکی از مهمترین تولیدکنندگان نفت در جهان، است. اما این کشور ضمنا کشوری با چالش های مهم داخلی و مشکلات مالی است، و هم اکنون با چرخشی اساسی در قدرت دولتی روبروست که در نتیجه ی مرگ ملک عبدالله و جلوس ملک سلمان ایجاد شده است. این کشور فاقد ظرفیت نظامی برای مداخله ی قاطعانه در یمن است، و اگر با ارسال تعداد زیاد نیروهای زمینی به دنبال چنین چیزی باشد، محتمل ترین نتیجه، بن بستی تضعیف کننده خواهد بود که منابع نظامی، ذخایر مالی، و اراده ی سیاسی سعودی را از بین خواهد برد. ضمنا چنین حرکتی ممکن است به راحتی بخش های عمده ای از جامعه را به خشم آورد: برخی به خاطر این حجم زیاد هزینه جهت دفاع در زمینه ای که سعودی قابلیتی بسیار اندک در آن دارد خشمگین خواهند شد، برخی دیگر هم بدین خاطر خشمگین خواهند شد که این مقدار پول در باتلاقی احمقانه در یمن تلف می شود به جای آنکه برای مشکلات اساسی داخلی هزینه شود.»

«هنوز برای خط زدن یمن زود است»
در واقع، اگرچه حوثی ها و متحدانشان در یمن همچنان برای جنگ با ائتلاف تحت رهبری سعودی به شدت با کمبود تجهیزات روبرو هستند، تاریخ یمن پر از ماجراهای امپراطوری های قدرتمند است که در مواجهه با صخره های این ملت شدیدا مستقل سرشان شکسته است. برای مثال، عثمانی ها، این تجربه ی تلخ را آموختند که یمن، هرچقدر هم که فقیر یا پاره پاره باشد، به آسانی مقهور نمی شود.
«موسوی» گفت: «اگرچه عربستان سعودی پیرامون قدرت خود و میلیاردها دلار نفتی خود، ائتلافی از پادشاهی ها و دیکتاتوری های عرب را برای مقابله با حوثی های یمن گرد آورده است، چنین اقداماتی ممکن است واقعا به عنوان کاتالیزوری برای یکپارچه سازی عمل کند. یمنی ها، فارغ از اختلافات سیاسی و تنفر فرقه ای شان نسبت به حوثی ها، همین حالا هم اندک اندک پشت سر آنها گرد هم آمده اند، و مشتاقند از سرزمینی که وطن می نامندش در مقابل هر ارتش خارجی محافظت کنند.»
«شیخ نحشل»، رهبر قبیله ای، هشدار داد که تمایل جهان به دست کم گرفتن ظرفیت یمن برای تلافی نظامی و اصرار رهبران عرب بر هدف قرار دادن غیر نظامیان در راستای میلشان برای به زانو درآوردن حوثی ها، صرفا خشم مردم یمن را بیشتر خواهد کرد.
«نحشل» گفت: «هادی در حال حاضر منفورترین شخص در یمن است. فارغ از اینکه هم اکنون چه رخ می دهد، این مرد دیگر هرگز بر یمن حکومت نخواهد کرد. او از قدرتهای جهانی درخواست کرد که مردم کشور خودش را قتل عام کنند. آیا یمن می بخشد و فراموش می کند؟ فکر نکنم! تا جایی که به آل سعود مربوط می شود، آنها با کشتار کودکان ما مشغول بیدار کردن اژدهای یمن هستند. حرف هایی در میان بوده است که جنگ به سمت آل سعود پیش برود.»
او افزود: «کسی چه می داند؟ دشمنان منطقه ای آل سعود می توانند متحد شوند و جنگ را به ریاض بکشانند. هنوز برای خط زدن نام یمن زود است، ما رزمندگان جزیرة العرب هستیم.»

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «مینت پرس: انگیزه‌ی اصلی آل سعود از حمله به یمن چیست؟» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات