ضمن تبریک فرا رسیدن سال نو خورشیدی به تمامی هموطنان عزیز، به اطلاع می رسانیم فعالیت این وب سایت با آغاز سال جدید متوقف خواهد شد. از همراهیتان در این مدت از سپاسگزاریم.

اصول قرآنی حاکم بر زندگی پیامبر اعظم(ص)

  زندگی پیامبر اعظم

مقدمه:
شناخت مقام و منزلت کسی که مأمور به تأسی و پیروی از او هستیم، سبب می شود تأسی کننده با اطمینان خاطر دل در گرو او ببندد و با یقین به این که پیروی از او سبب رستگاری و نجاتش خواهد شد سیره او را سر لوحه زندگی خود قرار دهد. زیباترین و بالاترین تضمین برای خوشبختی و سعادت پیروان و اقتدا کننده گان از پیامبر اعظم(صلی الله علیه و اله)  سفارشی و توصیه ای است که خداوند متعال در خصوص لزوم تبعیت از ایشان بیان می فرماید: « لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِیرًا؛[احزاب/21] برای شما اگر به خدا و روز قیامت امید می دارید و خدا را فراوان یاد می کنید ، شخص رسول الله مقتدای پسندیده ای است». بهترین الگو براى شما نه تنها در این میدان كه در تمام زندگى، شخص پیامبر ص است، روحیات عالى او، استقامت و شكیبایى او، هوشیارى و درایت و اخلاص و توجه به خدا و تسلط او بر حوادث، و زانو نزدن در برابر سختیها و مشكلات، هر كدام مى‏تواند الگو و سرمشقى براى همه مسلمین باشد. این ناخداى بزرگ به هنگامى كه سفینه‏اش گرفتار سخت‏ترین طوفانها، مى‏شود كمترین ضعف و سستى و دستپاچگى به خود راه نمى‏دهد، او هم ناخدا است هم لنگر مطمئن این كشتى، هم چراغ هدایت است، و هم مایه آرامش و راحت روح و جان سرنشینان.[2]

1-اخلاص محض و غرق در عبودیت و بندگی حق تعالی:

از جمله اصول مسلم و قرآنی حاکم بر زندگی پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله وسلم) اخلاص کامل در تمام مراحل زندگی و توجه ویژه به عبودیت و بندگی حق تعالی است. یکی از مشکلات و  گناهان سختی که بسیاری از انسانها گریبان گیر آن می باشند تزلزل در بندگی و اخلاص در عبودیت است. کم نیستند کسانی که حتی عبادت های ایشان رنگ بوی شرک و گناه به خود گرفته است. این در حالی است که اسوه بندگی و زندگی برتر حضرت ختمی مرتبت تمام مراتب زندگی خود را رنگ بوی الهی بخشیده بود: «قُلْ إِنَّ صَلاتی‏ وَ نُسُكی‏ وَ مَحْیایَ وَ مَماتی‏ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ لا شَریكَ لَهُ وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمینَ؛[انعام/163و162]بگو: نماز من و قربانى من و زندگى من و مرگ من براى خدا آن پروردگار جهانیان است. او را شریكى نیست. به من چنین امر شده است، و من از نخستین مسلمانانم».


«كلمه" نسك" به معناى مطلق عبادت است، و لیكن بیشتر در ذبح و یا قربانیى كه به منظور تقرب به درگاه خداى سبحان ذبح مى‏شود استعمال شده است. در این آیه شریفه خداى تعالى به رسول گرامى خود را دستور مى‏دهد كه به مردم بگوید: او خودش به آنچه كه خداوند به سوى آن هدایتش كرده عمل مى‏كند. و منظور از این اعلام این است كه رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) از تهمت دورتر شده و مردم بهتر دین او را تلقى به قبول كنند، چون یكى از نشانه‏هاى راستگویى این است كه گوینده به گفته‏هاى خود عمل نموده و گفتارش با كردارش مطابقت داشته باشد، لذا مى‏فرماید: به مردم بگو كه من نماز و تمامى عبادات و زندگیم و جمیع شؤون آن از قبیل اعمال، اوصاف، فعل‏ها و ترك‏ها كه مربوط به من است، و همچنین مرگم را با هر چه كه از امور آن مربوط به من است- و آن امور پس از مرگ است كه از زندگى دنیا سرچشمه مى‏گیرد».[3]

2-نشانه رحمت و برکت برای جهانیان:
«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ؛[انبیاء/107] و نفرستادیم تو را، جز آنكه مى‏خواستیم به مردم جهان رحمتى ارزانى داریم». رحمت به معنای رقت ودل سوزی و نیز به معنای عطوفت و مهربانی معرفی شده است. رحمت درجات و مراتبی دارد که از آن مراتب قابلیت و استعداد است و مرتبه دیگر، فعلیت؛ مثل باران رحمت الهی که تمام قطره های آن قابلیت و شایستگی دارد که منشأ خیرات و برکات شود ولی بروز آثار این رحمت تنها در سر زمینی است که آماده و مستعد باشد، بنابراین هم می توان گفت که مام قطرات باران رحمت است و هم صحیح است که گفته شود که این قطرات در سر زمین مستعد و آماده مایه رحمت و برکت است، در خصوص پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله)می توان این چنین بیان داشت که ایشان بالقوه برای همه عالمیان مایه رحمت و برکت است، ولی این رحمت بالفعل مخصوص مؤمنان است.[4]

3-پیامبری مهربان و دلسوز به هدایت امت:
از جمله اصول قرآنی و اخلاقی حاکم بر زندگی پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله و سلم) رفتار شفقت گونه و مهربانانه با امت بود، پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله و سلم) برای هدایت و راهنمایی امت خود و برای نجات ایشان از منجلاب گناه و بد رفتاری های اخلاقی از هیچ گونه تلاش و کششی دریغ نفرمودند، ایشان حریص به هدایت امت خود بودند، و سختی های این راه را به جان خریده بودند از اینرو خداوندمتعال در توصیف ایشان می فرماید: « َقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْكُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیم؛[توبه/128] هر آینه پیامبرى از خود شما بر شما مبعوث شد، هر آنچه شما را رنج مى‏دهد بر او گران مى‏آید. سخت به شما دلبسته است و با مؤمنان رئوف و مهربان است».

4- پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) در اوج صداقت و راستی
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله و سلم) در اوج صداقت و رستی زندگی کردند به طوری که حتی دشمنان و مشرکان مکه نیز حضرت را به صداقت و امانت داری می شناختند، در توصیف ایشان می توان این چنین بیان داشت که رسول گرامی (صلی الله علیه واله) تمام مراحل و مراتب زندگی خود را با صادقت و راستی آمیخته بود از اینرو قرآن کریم از زبان و در مدح ایشان می فرماید: « وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنی‏ مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنی‏ مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لی‏ مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصیرا؛[اسراء/80] بگو: اى پروردگار من، مرا به راستى و نیكویى داخل كن و به راستى و نیكویى بیرون بر، و مرا از جانب خود پیروزى و یارى عطا كن». صدق، بهترین وصف و حالت یك كار و یك شخص در آغاز و انجام آن است. چه بسا كارهایى كه آغاز غیر صادقانه دارد و با قصد ریا، سمعه، فریب، برترى‏جویى و مانند آن شروع مى‏شود، یا آغازى صادقانه دارد، ولى پایانى آمیخته به غرور، عُجب، منّت، حبط و سوء عاقبت پیدا مى‏كند و بركات آن محو مى‏شود. رمز شكست بسیارى از حركت‏ها، نبود صداقت در آنها و قطع امداد الهى از آن است.[5]

5-ساده زیستی و پرهیز از تجمل و دنیا گرایی:
ساده زیستی و پرهیز از زرق و برق و تجملات دنیوی، یکی از بارزترین اصولی است که رسول خدا(صلی الله علیه و اله) در زندگی خویش رعایت می فرمودند. اصولاً به هر اندازه روح و شخصیت انسان بزرگ باشد، به هان اندازه از تجملات و جلوه های دنیوی دوری می گزیند، شهید مطهری در این باره می گوید: «مقید شدن به زندگی متکفلانه، ناشی از کوچکی روح و نداشتن شخصیت است، یعنی بعضی افراد در خود قیودی قائل می شوند تا در نظر دیگران اثبات شخصیت کرده باشند»[6] در منابع روایی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) نقل شده است« ای عایشه دنیا برای محمد سزاوار نیست، ای عایشه خداوند تبارک و تعالی از پیامبران اولوالعزم راضی نمی شود مگر در صورت صبر در مکروهات دنیا و محبوبات آن و خداوند  به من فرموده است که صبر کن؛ همچنان که پیامبران اولوالعزم صبر کرده اند...»[7]

سخن آخر: هر انسانی در مراحل زندگی خویش، برای این که دچار حیرت و نشود، احتیاج به راهبر و الگوی شایسته دارد؛ انتخاب رسول خدا(صلی الله علیه و اله) به عنوان الگو، به قدری ضروری دارد که تأسی به او از واجبات شمرده شده است.[8]

پی نوشت:
[1]. سیره رسول خدا(صلی الله علیه واله وسلم)، زهرا عبد اللهی: ص18.
[2]. تفسیر نمونه، ج‏17، ص242.
[3]. ترجمه المیزان، ج‏7، ص543.
[4]. سیره رسول خدا(صلی الله علیه واله وسلم)، زهرا عبد اللهی، ص18: به نقل از تفسیر نمونه: ج8، ص17.
[5]. تفسیر نور، ج‏7، ص107.
[6]. شهید مطهری حکمت ها و اندرزها: ص103.
[7]. ابی الشیخ، اخلاق النبی وادابه: ص 294.
[8]. سیره رسول خدا(صلی الله علیه واله وسلم)، زهرا عبد اللهی، ص18: به نقل از تفسیر نور  الثقلین: ج4، ص255.


رهپویان قرآن این مطلب صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر شده و محتوای آن لزوما مورد تایید تبیان نیست .

[ منبع این خبر سایت تبیان-قرآن می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

شفاف سازی:
خبر فوق در سایت تبیان-قرآن منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabarkhan0511@gmail.com در تماس باشید

جدیدترین اخبار منتشر شده