دبیرکل جمعیت آبادگران: نباید با نواقص احتمالی دولت، خصمانه برخورد کنیمیک باند تمامیت خواه، باعث شکست اصولگرایان شد

حسن بیادی، سیاست پیشه 60 ساله خطه شهر ری و دبیرکل جمعیت آبادگران ایران اسلامی است. همان حزبی که در ادامه ائتلافی تاسیس شد که نقش بسزایی در شهردار شدن محمود احمدی نژاد و به قدرت رسیدن وی داشت، اگر چه وی خیلی زود راه خود را از دولت نهم جدا کرد.
این فعال سیاسی اصولگرا معتقد است عملکرد دولت نهم و دهم منافاتی جدی با شعارهایش داشت. نایب رئیسی دوره های دوم و سوم شورای اسلامی شهر تهران از فعالیت های اجرایی اخیر وی است.
گفت و گوی تفصیلی ایرنا با این فعال سیاسی اصولگرا را در باره مسائل روز کشور از وضعیت انتخابات و ماجرای دو میلیارد دلار پول توقیف شده ایران در امریکا گرفته تا اقتصاد مقاومتی، برجام و پسابرجام، وضعیت احزاب و دیگر موضوعات جالب دیگر را پیش رو دارید:

** مقام معظم رهبری در سال جدید تاکید ویژه ای بر اجرای اقتصاد مقاومتی کرده اند. پیشرفت این کار تاکنون چگونه بوده است؟
- بسیاری از مسئولین در رابطه با دستورات و تصمیمات نظام و رهبری شعار گونه عمل می کنند و بین قول و فعل آنها تفاوت و فاصله چشمگیری وجود دارد. یعنی اقداماتی را انجام می دهند که با سیاست ابلاغی رهبری زاویه دارد ولی مدعی می شوند که همان است که ولی فقیه دستور داده اند. الان 11 سال از ابلاغ سند چشم انداز 20 ساله کشور می گذرد اما کدام ارگان درباره پیشرفت این سند پاسخگو است؟ دولت؟ مجلس؟ قوه قضائیه؟ مجمع تشخیص مصلحت نظام؟ اکنون چقدر از این راه 20 ساله را مطابق این سند بالادستی پیموده ایم؟ چرا ضعف هایمان را به مردم اعلام نمی کنیم؟ آیا همه آنچه در این 11 ساله در مجلس تصویب شده با این سند همخوانی دارد؟ یکی از بزرگترین نقاط ضعف ما این است که هیچ کدام از برنامه های پنج ساله ما بیشتر از 30 درصد موفقیت نداشته است، چون دولتهایی که روی کار آمده اند خلاف برنامه پنج ساله و مصوبات مجلس عمل کرده اند.
یکی از نمونه هایش مصوبات استانی دولتها است. اصلا دولت مگر حق دارد در استان چیزی را تصویب کند؟ دولت که قانونگذار نیست. مجلس باید برنامه را تصویب کند و بر اساس این برنامه بودجه تصویب شود . دولت هر هزینه ای که می خواهد بکند باید بر اساس این برنامه توسعه باشد . اما چون دولتها بر اساس برنامه پنجساله عمل نمی کنند تفریغ بودجه مجلس هم تبدیل به فرآیندی صوری می شود. تصویب برنامه هم صوری می شود و این مساله به زیرمجموعه ها سرایت پیدا می کند. یعنی مجلس هم در مصوبات خود باری به هر جهت عمل می کند.
این یکی از موانع اصلی تحقق اقتصاد مقاومتی است. اقتصاد مقاومتی یک شعار نیست. بلکه یک دستورالعمل سنجیده است. یعنی از بالاترین مسئول کشور تا پایین ترین فرد آن باید حس کند کاری که الان انجام می دهد در راستای اقتصاد مقاومتی است یا خیر. درست مانند زمان جنگ که یک پیرزن روستایی احساس می کرد باید به جبهه کمک کند و این کار را می کرد. همه برای پیروزی در جنگ با هم متحد بودند. آن مهم در سایه یک مدیریت یکپارچه و عزم ملی تحقق یافت. اکنون هم اگر قرار باشد اقتصاد مقاومتی را پیش بریم باید منسجم عمل کنیم.

** اقتصاد مقاومتی چگونه قابل دسترسی است؟
- باید برای جامعه در این باره روشنگری کرد. برخی گمان می کنند اقتصاد مقاومتی یعنی ریاضت کشیدن و گرسنگی دادن به مردم. در حالیکه چنین چیزی اصلا در دستورالعمل اقتصاد مقاومتی جایگاهی ندارد.
یکی از بسترهای مهم اقتصاد مقاومتی توجه به راه اندازی و احیای بخش تولید و نیز بخش پژوهش و علم در کشور است. تولید به ویژه در صنعت کشاورزی اهمیت بسیاری دارد. باید مردم را قانع کنیم که به جای البسه خارجی، لباس ایرانی بپوشند باید برندهای داخلی محصولات را در جامعه جا بیندازیم و به آن اعتبار ببخشیم.
اما اکنون چگونه است؟ ثروتمندان ترجیح می دهند به جای کار تولیدی که هزاران دردسر دارد و در نهایت سود چندانی هم ندارد، پول آن را در بانک بگذارند تا سالی 30 درصد سود ببرند. وقتی تا این حد در پرداخت سود بانکی حاشیه امن وجود داشته باشد کسی سمت تولید نمی رود. متاسفانه امروزه تفکر تولیدی در کشور تفکر گرفتار شدن در انواع و اقسام مشکلات شده است.
از طرفی فساد اداری در کشور به قدری افزایش یافته که بخش تولید ما را کاملا در منگنه قرار داده است. شما نگاهی به اداره مالیات کنید ببنید چه ذهنیتی نسبت به آن وجود دارد. چرا نمی آیند سایتی تاسیس کنند که در آن مالیات دهندگان با دلیل و مدرک اسامی مامورانی که از آنها باج خواسته اند را به ناظران اعلام کنند؟آخر علی الحساب یعنی چه؟غیر از فساد معنای دیگری می دهد؟

**بحث بلوکه شدن دو میلیارد دلار از اموال ایران این روزها مطرح است. نظرتان در این باره چیست؟
- اگر دولت قبلی می گوید از این واقعه در سازمان بورس یک کشور اروپایی برای سرمایه گذاری در شرکتهای آمریکایی خبر نداشته است پس چه کسی می باید از آن خبر داشته باشد پس سازمان عریض و طویل حقوقی مجلس و دولت چکاره بودند ؟ دولت قبل باید پاسخگو باشد. قوه قضائیه و بازرسی کل کشور باید پاسخگو باشند. دادستان کل کشور به عنوان مدعی العموم باید به این مساله ورود پیدا کند و نگذارد این گفت و گوهای سیاسی به یک معضل بزرگ تبدیل شود. به نظر من خوب است بین افرادی که می گویند این اقدام شان قانونی بوده با آنهایی که معتقد به غیرقانونی بودن آن هستند مناظره ای گذاشته شود تا واقعیت روشن شود.
آمریکا دنبال اموال ایران برای مصادره می گشته و غیر از این سرمایه گذاری هم چیز دیگری نبوده بنابراین دستور دادگاه خود را اجرایی کرده است. ما اگر اعتراضی داریم باید از طریق حقوقی آن را پیگیری کنیم. تمام معضلات ما با دنیای استکبار همین مساله هسته ای نبوده است بسیاری از تحریم ها اصلا ربطی به این موضوع نداشته است. برخی از تحریم ها قبل از مسائل هسته ای و پس از پیروزی انقلاب اسلامی بوده است.

** ارزیابی تان از برجام چیست؟ منتقدان، برجام را عقب نشینی و وادادگی در سیاست خارجی می دانند.
- اصولاً قبول قطعنامه ویا قبول و امضاء معاهدات در جهان کنونی از درصد ریسک بالایی برخورداراست. مگر ما در قطعنامه 598 به تمام اهدافمان رسیدیم که در برجام برسیم؟ فرض کنید ما جنگ 8 ساله را ادامه می دادیم و قطعنامه را قبول نمی کردیم و عراق را هم تصرف می کردیم ولی مگر ما قصد کشورگشایی داشتیم؟ با قبول قطعنامه به دنیا ثابت شد که ما به دنبال صلح هستیم و جنگ طلب نیستیم. آنها عراق را به عنوان متجاوز جنگی شناختند که ارزش آن برای ما خیلی بیشتر از تصرف خاک عراق بود. سپس آنها اذعان کردند که عراق حامیان قدرتمندی هم داشته است یعنی قدرت های بزرگ توسط سازمان ملل محکوم شدند.
اکنون وضعیت ایران را ببینید و آن را با عراق کنونی مقایسه کنید. ما که کشوری جنگ زده بودیم اما بحول و قوه الهی اکنون با قدرت وعزت دارای ثبات و قدرت در منطقه هستیم حالا ما پیروز شدیم یا صدام متجاوز ؟ ما پیشرفت کرده ایم یا آنها؟
الان هم درست است که با 1+5 توافق کرده ایم اما حتما با هر گونه اجحاف و عهد شکنی برخورد خواهیم کرد. دولت هم همین کار را خواهد کرد. همگان باید در حمایت از دولتهای کشورمان کوشا باشیم و نباید با نواقص و اشکالات احتمالی دولت، خصمانه برخورد کنیم. تخریب دولت جمهوری اسلامی به هرشکل آن مذموم و هرگونه انتقاد و پیشنهاد سازنده ممدوح است.
از سوی دیگر، من معتقدم در شرایط کنونی، دولت باید بیش از 70 درصد توان خود را برای احیای تولید کشور بگذارد. از طریق این کار می توان بسیاری از معضلات و آسیب های اجتماعی و حتی مسائل فرهنگی را حل کرد. چرا که ریشه بسیاری از آنها در مشکلات اقتصادی است. نمی توان برای جوانی که بیکار است الگوی زندگی صوری مشخص کرد. باید ابتدا برای او شغل و امکان ازدواج فراهم کرد بعد روی سبک زندگی اش کار نمود.

** اکنون بحث برجام 2 مطرح است. هدف از اجرای آن، گفت و گو برای رفع اختلافات و تقویت وحدت ملی و اقدام مشترک ملی برای رفع مشکلات اقتصادی عنوان شده است ،نظرتان در این باره چیست؟
- آقای روحانی قبل از اینکه برجام 2 را پیگیری کند باید برجامی در داخل کشور درست کند. این برجام باید بین سران قوا و دیگر سازمانهای موثر در نظام باشد. جامعه اجرایی ما نیاز به یک مدیریت یکپارچه و فهم مشترک از موضوعات حتی در سیاست دارد و کارشناسان و مردم هم می توانند از طریق احزاب و انجمنها و سازمانهای غیر دولتی نظرات خود را بیان کنند.
نمی شود دولت یک کاری بکند و فردا مجلس آن را رد کند یا به عکس. باید خروجی دولت، مجلس، قوه قضائیه و دیگر نهادها سیاست واحد و یکپارچه نظام باشد که قبلا تکلیف آن در جلسات مشترک مشخص شده باشد. یعنی همه باید یک حرف را بزنند.

**شما از افرادی هستید که می گویند احزاب در اداره کشور ما نقشی کمرنگ دارند. منظورتان چیست ؟
- در مرحله اول ما باید مشخص کنیم که کشور ما با چه سیستمی اداره می شود. اگر خواهان ارتباط و تعامل با سایر کشورها هستیم باید برخی پارامترها را رعایت کنیم. دنیا با چند دهه قبل تفاوت بسیار کرده است. مرزها در نوردیده شده وکشورهایی هستند که دیگر مرزی با یکدیگر ندارند و به صورت یکپارچه درآمده اند. یعنی شهروندان این کشورها تنها با یک گذرنامه می توانند به هر کدام از این سرزمین ها که می خواهند رفت و آمد و در آن زندگی کنند.
دنیای امروز پذیرفته که برای اداره درست هر کشوری احتیاج به احزاب فعال است. این مورد در قانون اساسی ما هم آمده یعنی آن را پذیرفته ایم ولی در اجرای آن درجا زده ایم. هر چند در جامعه بیش از 200 حزب داریم ولی هیچ کدام کارکرد یک حزب را پیدا نکرده اند. قوانین و ساختار اجرایی کشور نیز تناسبی با وجود احزاب قدرتمند ندارد.
نتیجه هم این می شود که احزاب توانایی جذب عضو ندارند. از این رو توانایی مالی آنها نیز تقویت نمی شود. این احزاب تنها چند ماه مانده به انتخابات فعال می شوند و کارکردی تبلیغاتی پیدا می کنند و بعد دوباره فراموش می شوند.
این نوع مدیریت درشأن کشور ما که دارای یک نظام ولایی است نمی باشد. اکنون مملکت به صورت مدیریت جزیره ای اداره می شود.

** منظورتان چیست؟
- مثالی می زنم حل ترافیک طاقت فرسای تهران بر عهده چه سازمانی است؟ شهرداری، راهنمایی و رانندگی، استانداری، معاونت عمرانی وزارت کشور، شورای عالی ترافیک یا وزارت صنایع که مجوز تولید انبوه خودرو را می دهد . همه اینها در این مساله نقش دارند ولی با هم هماهنگ نیستند.
حدود 20 تا 25 ارگان در تولید ترافیک نقش دارند اما هیچ کدام مسئولیت آن را نمی پذیرند. مدیریت جزیره ای یعنی همین. سالهاست در بسیاری از کشورها این مشکل حل شده است چرا که آنها مدیریت شهری شان را به صورت یکپارچه درآورده اند. همه ارگانهای مرتبط دور هم جمع می شوند و برای کاهش ترافیک، و استانداردنمودن حجم آلودگی هوا و هر مشکل دیگری یک سیاست مشترکی را طراحی می کنند و هر دستگاهی و یا سازمانی موظف است طبق مسئولیتی که به وی داده می شود عمل کند و حرف آخر را هم شهردار به عنوان مدیر ارشد شهر با سیستم یکپارچه می زند.

** با این نگاه، آیا مجلس دهم را پارلمانی حزبی می دانید؟
- خیر. شما توجه داشته باشید که مجلسی که برآمده از نامزدهای احزاب مقتدر نباشد قانونی را در جهت تقویت حزب گرایی تصویب نمی کند.
حزب قاعده مند رفتار می کند ولی جریان و باند سیاسی بدون قاعده است. چند نفری که متصل به قدرت و ثروت اند دور هم می نشینند و با لابی گری بدون در نظر گرفتن منافع جمع تصمیمی گرفته و آن را عملی می کنند. افراد نیز بر اساس روابط شخصی در باندها رشد می کنند. اما در حزب اینطور نیست. اشخاص بر اساس شایستگی های خود مدارج ترقی را می پیمایند و منافع جمع بر فرد ارجحیت داده می شود.

** انتخابات مجلس دهم را از این موضع چگونه تحلیل می کنید؟
- در میان جریان اصولگرایی چون باندبازی صورت گرفت افرادی که عملکرد آنها حتی در بین قاطبه اصولگرایان منفی بود کنترل را در دست گرفتند و لیستی را دادند که اصلا مورد تایید جریان اصولگرایی نبود. برای همین اختلاف ایجاد شد و فهرست های متعددی از سوی اصولگرایان به جامعه ارائه شد. در حالیکه اصلاح طلبان حداکثر 5 لیست بیشتر ندادند.
البته مردم موقع رای دادن به این لیست ها توجه نکردند. این مشکل در میان اصلاح طلبان هم بود و آنها هم بین خود اختلاف داشتند اما بهتر از رقیب مساله را مدیریت کردند.
آقای دکتر عارف در این زمینه خیلی نقش داشت. وی فردی عاقل، با سواد و مجرب است که توانست فهرستی را گردآوری کند که هیچ مشکلی با نظام نداشته باشد . او اصلاح طلبان را خوب دور هم جمع کرد. تمام پارامترهای نظام و قانون را در نظر گرفت و از 'مر' قانون تمکین کرد و کار عاقلانه ایشان استفاده بعضی از چهره های شاخص اصولگرا بود.
جناح مقابل هم برای همدلی و همکاری بیشتر باید همین کار را می کرد ولی در انتخاب افراد و میزان تحویل گرفتن احزاب درون خود اشتباه کرد. بطوریکه یک مرتبه باندی تمامیت خواه که همه چیز را تنها برای خود می خواست زمام امور را در دست گرفت و آن فهرست ناموفق را ارائه نمود. یادم هست در جلسه ای که دوهفته مانده به انتخابات هفتم اسفند برگزار شد یکی از بزرگان همین گروه تمامیت خواه اعتراف کرده بود پیش بینی من این است که بر اساس نظر سنجی ها از فهرست 30 نفره ای که در تهران داده ایم 5 نفر بیشتر رای نمی آورند.

** پس چرا روی این لیست اینقدر پافشاری کردند؟
- این هم یک روش بود. به همان دلیل که اصلاح طلبها روی لیست خود اصرار داشتند اصولگرایان هم مصر بودند. افراد شایسته بسیاری در جریان اصلاح طلبی بودند که در این فهرست قرار نگرفتند. در کل این انتخابات از یک نظر ویژه بود و آن اینکه باتجربه ها از آن جاماندند.

** آیا شما اصلاح طلبها را پیروز انتخابات می دانید؟
- در این دوره، نه اصلاح طلبان پیروز شدند و نه اصولگرایان شکست خوردند بلکه مردم به یک منطق جدید رای دادند.

**برخی، وجود چهره هایی از تندروها در لیست اصولگرایان را عامل شکست آن می دانند. چرا اصولگراها از تندروها اظهار برائت نمی کنند ؟
- ببنید برخی از این گروهها که ادعای اصولگرایی دارند و دستشان به قدرت و ثروت وصل است اصولا نظام را مختص به خود می دانند نه متعلق به همه احزاب و گروههای سیاسی . بسیاری از دلسوزان و شایستگان انقلاب با این تفکر کنار زده شدند. حتی کسانی که مقلد مقام معظم رهبری هستند نیز چون با افکار این تمامیت خواهان مخالف بودند توسط این گروه حذف شدند.
رهبری، نظام و قانون اساسی متعلق به همه مردم ایران است نه قشری خاص. اگر حریم رهبری و قانون اساسی را صرفا متعلق به یک گروه بدانیم حتما به شکست نزدیک می شویم. در صورتیکه ما می بینیم رهبری شخصیتی ملی و فراجناحی و جهانی هستند و در انتخابات مختلف فقط مشارکت عمومی برای ایشان مهم است نه پیروزی این طیف یا آن طیف . ایشان بارها فرموده اند برای بنده مهم نیست چه کس یا کسانی رای می آورند؛ فقط افرادی باشند که فاسد نبوده و دلسوز نظام باشند. حال عده ای نظام و رهبری را فقط متعلق به خود می دانند و به صورت سلبی در صدد حذف دیگران برمی آیند.

**مگر اشخاصی که الان در دولت یازدهم هستند دلسوز نیستند؟
-بسیاری از این وزرا با حضرت آقا( مقام معظم رهبری) ارتباط مستقیم دارند و اصلا مقلد ایشان هستند. اسامی این وزرا را نمی خواهم بیاورم اما بسیاری از اصلاح طلبان مقلد آقا هستند.
تمامیت خواهان به علت ماهیت تمامیت خواهانه خود دایره ولایت فقیه را محدود می بینند در حالیکه اصولگرایان واقعی دیدگاهی خلاف این دارند.

** چطور می توان فهمید کدام اصولگرا، واقعی و کدام تمامیت خواه است؟
- از نوع رفتار و کردار آنها . ما در عین رقابت باید با هم رفاقت کنیم. اگر رقابت انتخاباتی ما خصمانه باشد نه اصولگراییم نه اصلاح طلب، اگر رفتارمان هم دوستانه باشد و هم جدی ، هم اصولگراییم هم اصلاح طلب. مقام معظم رهبری هم فرمودند راه صحیح ، اصولگرایی اصلاح طلبانه است.
مثل دست راست و چپ که هر کدام وظیفه ای دارند ولی وجود هر دو لازم و ملزوم یک دیگرند و به کمک هم کارهای بزرگی را انجام می دهند.
پارامتر بعدی، افراطی یا تفریطی نبودن است. البته فریاد زدن برای اثبات راه حق را نمی توان افراط نامید.

**سیام **3081**1446

انتهای پیام /*

[ منبع این خبر سایت ایرنا-سیاسی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «دبیرکل جمعیت آبادگران: نباید با نواقص احتمالی دولت، خصمانه برخورد کنیمیک باند تمامیت خواه، باعث شکست اصولگرایان شد» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ایرنا-سیاسی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات