زخمی که بعد از ۳۰سال هنوز تازه است

گروه جهاد و مقاومت مشرق: بعد از مدتی ما را از آن اتاق کوچک به سالن کناری اش منتقل کردند. آنجا اسرای دیگری هم بودند که بیشترشان در عملیات کربلای ۴ اسیر شده بودند. یکی از آن ها محمد فریسات بود که تازه یک پایش را قطع کرده بودند.

یک اسیر هم به نام احمد اهل آبادان بودکه پایش داشت سیاه می شد و بعدها آن را قطع کردند. یحیی که یک چشمش را از دست داده بود هم آنجا بود. یکی دیگر از اسرا، یک جوان نوشهری بود به نام اسفندیار کرد که موهای بلند و پژمرده ای داشت. او در گوشه ای سالن افتاده بود و ناله می کرد و بخاطر بوی بد جراحت هایش کسی نزدیکش نمی شد.

رضا افسر ارتشی که اهل زاهدان بود هم آنجا بود. ترکش مختصری به دماغش خورده بود. ابراهیم، همان اسیری که در بیمارستان الرشید از اتوبوس پایینش بردند را هم آوردند.

کنار تخت من، جواد بچه ی مشهد خوابیده بود. طرف دیگر تخت هم حاج محسن جام بزرگ، فرمانده ی گردان غواص های لشکر ۳۲ انصار همدان بود که حالش روز به روز بدتر می شد. قبل از او یک اسیر همدانی کنارم بود که پایش داغون بود و ظاهراً گلوله ی دوشکا خورده بود. سال ها بعد این بسیجی همدانی را در سومین همایش آزادگان تکریت ۱۱، تابستان سال ۹۰در همدان دیدم؛ هنوز بعد از ۲۵ سال از پایش چرک می آمد…

راوی: آزاده احمد چلداوی /سایت جامع آزادگان

[ منبع این خبر سایت مشرق نیوز-پربازدیدها می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «زخمی که بعد از ۳۰سال هنوز تازه است» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت مشرق نیوز-پربازدیدها منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات