واکنش‌های ضدونقیض به شکایت یک دانش آموز

واپسین ماه های سال تحصیلی ۹۴-۹۵ یکی از چالش بر انگیزترین ایام برای وزارتخانه آموزش و پرورش در طول عمر سه ساله این وزارت خانه محسوب می شود. چالش هایی از جنس جان باختن معلم خاشی زیر لگدهای آوار تا کبودی‌های روی تن دانش آموزان زیر کتک های آموزگاران. در پشت ماجرای تنبیه بدنی دانش آموزان که این روزها چون پتکی بر سر آموزش و پرورش کوبیده می شود، اتفاقات دیگری نیز پنهان است. اتفاقاتی که پس از شکسته شدن قبح تنبیه بدنی سایه به سایه به دنبال دانش آموزان می‌آید. از تحقیر تا تهدید به اخراج.

به گزارش ابتکار، تنبیه بندی یا پرخاش‌های آموزگاران در مدارس کشور داستان دیروز و امروز نیست. هر کدام از ما دل پر دردی از آن داریم و اگر روزگار پا دهد می‌توانیم از خاطرات تلخ مدرسه و پشت در ایستادن‌هایمان کتاب‌ها و سناریوهایی بلند بالا تر از قصه های مجید بنویسم. با این حال در آن زمان کمتر کسی پیدا می شد تا از پرخاش معلم شکایت کند یا سخنی از به میان آورد، دلیل هر چه بود شاید به جسارت دانش آموزان باز گردد. حالا اما دانش آموزان امروزی رویه دیگری را در پیش گرفته اند و جسارتی که مادران و پدرانشان نداشته اند را به رخ معلمان می کشند.

از تحقیر دانش آموزش در مدرسه تا تهدید به اخراج

معضل شکایت‌های پیاپی از معلمان، امروز در حالی بر پیکر آموزش و پرورش سیلی می کوبد که این وزارتخانه در جهت بهبود حال و روز نظام آموزشی در کشور تلاش می کند. خبرهای منتشر شده در فاصله اول مهر۱۳۹۴ تا ۲۳اردیبهشت ماه امسال نشان می‌دهد که پای ۸ مورد تنبیه بدنی در مدارس به رسانه ها باز شده است. البته این ۸ مورد تنها بخشی از مواردی است که به واسطه تصاویر ویدئویی و ارسال آن در فضای مجازی اهمیت یافته است و سبب شکایت والدین از معلمان خاطی و واکنش افکارعمومی در این رابطه شده است. موضوعی که سبب شده تا برخی والدین را متهم به اهانت به معلمان و هتک حرمت حرفه مقدس معلمی کند. با وجود این آنچه که در انتهای این ماجرا باقی می ماند و شاید کسی به آن توجه نکند سایه سنگین شکایتی است که بر زندگی کودک و خانواده اش تا مدت ها باقی می ماند. از تحقیر کودک در مدرسه تا تهدید به اخراج.

ماجرا از آنجا آغاز شد که در روز ۸ اردیبهشت سال جاری خبری در رسانه مبنی بر تنبیه بدنی یک دانش آموز در یکی از مدارس منطقه ۵ تهران در رسانه ها منتشر شد. به گزارش ایرنا، این مدرسه البته در ۲۹ مهر ماه سال ۹۲ نیز خبرساز شد. در آن روز یکی از آموزگاران پایه پنجم این دبستان با ۲۲ سال سابقه، یکی از دانش آموزان را به علت انجام ندادن تکلیف و ناتوانی در پاسخگویی درس، هدف ضرب و شتم و تنبیه بدنی قرار داد، به طوری که بینی دانش آموز دچار خونریزی شد. اما ماجرای سال ۹۵ برای این مدرسه از آنجا آغاز شد که مسئولان دبستان پسرانه ای در منطقه پنج، ‌روز ۳۰ فروردین ماه برنامه مداحی تولد حضرت جواد الائمه(ع) را تدارک دیدند. آنگونه که پدر «پویا» دانش آموز کلاس چهارم این دبستان تعریف می کند، مسئولان مدرسه همه دانش آموزان را در حیاط مدرسه به صف می کنند تا این مراسم را برگزار کنند. پویای ۱۰ ساله برای پدرش تعریف می کند که «یکی از همکلاسی هایش از شاگرد دیگری به نزد یکی از مسئولان بخش دفتری دبستان شکایت می برد و آن مسئول هم من را با همکلاسی دیگر اشتباه می گیرد و چنان بر سرم می کوبد که به روی دانش آموز جلوتری در صف پرت می شوم و هر دو با هم با صورت روی سنگ فرش حیاط می افتیم». پدر پویا گفت: ماجرا به همین جا ختم نمی شود، آن مسئول دفتری، پویا را از صف بیرون می برد و او را در حضور ۵۰۰ دانش آموز مدرسه تحقیر می کند. او افزود: هنوز پس از گذشت حدود دو هفته از این واقعه، موضوع درمان فرزندم ادامه دارد و باید تا یک ماه آینده از ناحیه سر و گردن وی آزمایش «ام.آر.ای» گرفته شود تا مشخص شود میزان مصدومیت وی تا چه میزان است.

مسعود ثقفی، سخنگوی آموزش و پرورش شهر تهران در پاسخ به ادعای اولیای دانش آموز کلاس چهارم دبستان شهید «نادعلی» در منطقه پنج آموزش و پرورش شهر تهران این ادعا را رد کرده است. او در این رابطه گفته است: به استناد گزارش بازرس آموزش و پرورش، نه تنها تنبیه بدنی دانش آموز توسط معاون مدرسه رخ نداده، بلکه ادعای کتک زدن این دانش آموز توسط معاون مدرسه نیز کذب است.ثقفی توضیح داد: بر اساس گزارش بازرس آموزش و پرورش، ساعت ۱۲ و ۴۰ دقیقه روز ۳۰ فروردین ماه گذشته پدر این دانش آموز، به بهانه تنبیه بدنی فرزندش توسط معاون مدرسه به این مدرسه مراجعه و ضمن فحاشی، در مقابل دانش آموزان و سایر اولیا، او(معاون مدرسه) را هدف ضرب و شتم قرار می دهد.

فکر کرده ای پدرت چه کار است؟

با این حال پدر پوریا صمدی از پس لرزه های این شکایت در روند تحصیل و زندگی پسرش می گوید: هر اعتراضی در مدرسه با حمایت مدیر و معلم و درمنطقه با حمایت بازرسان به مسیرهای دیگر منحرف می شود، معلم در مدرسه و کلاس به بچه ها می‌گوید: " اگر بگویید پوریا را زده اند دچار دردسر می شوید " ، بعد هم به انحاء مختلف شروع به اذیت و آزار روحی و روانی یک بچه ۱۰ ساله می کنند، از اخراج از کلاس گرفته تا تحصن معلم در دفتر مدیر بابت حضور او در کلاس. این ماجرا تا آنجا پیش میرود که به بچه در حضور همکلاسی هایش می گویند: فکر کرده ای پدرت چه کار است؟ یک راننده تاکسی که بیشتر نیست" او ادامه می دهد: حتی آنقدر کار بالا میگیرد که معلم به خودش اجازه می دهد در جلسه عمومی اولیا و مربیان، همسر بنده را در مورد داشتن چنین فرزندی مورد شماتت، مذمت و تحقیر بخاطر پیگیری تنبیه بدنی قرار دهد و پیشنهاد استفاده از روانپزشک را هم صادر می ‌کند.

اظهارات پدر پوریا در حالی ادامه پیدا می کند که با گفته های سخنگوی آموزش و پروش متفاوت جلوه می‌کند. ثقفی، سخنگوی اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران در گفت و گوی خود با ایرنا در ادامه شرح واقعه بیان کرده است: در این زمان پلیس ۱۱۰ در جریان موضوع ضرب و شتم معاون مدرسه توسط اولیای دانش آموز قرار گرفته و شکایتی در مرجع قضایی ثبت می شود و اولیای دانش آموز و معاون مدرسه در دادسرا حضور پیدا می کنند. این اظهارات در حالی است که پدر پوریا صمدی آن را رد می کند و می گوید: بعد از شنیدن ماجرا از زبان فرزندم به مدرسه رفتم و کسی که مورد ضرب و شتم قرار گرفت من بودم.

او ادامه می دهد: پس از خواند صحبت های سخنگوی آموزش و پرورش با هزار زحمت شماره او را پیدا کردم و برایش پیام گذاشتم که " جناب ثقفی شما من را ندیده اید. ۵۰ سال سن دارم و حرمت سفیدی موی مرا نگه دارید، بخدا ما هم از همین مردم هستیم، اگر می شود با ما تماس بگیرد و از ما یک دیو نسازید” با این حال تا کنون وقتی برای ملاقات با او بدست نیاورده ایم.

پدر پوریا صمدی می گوید: نمی خواهم زحمات قشر بزرگی از معلمان واقعی که با عشق کار می‌کنند را ندیده بگیرم یا سیاه نمایی کنم. با این حال باید بگویم که براساس آئین نامه انضباطی مدارس مصوب هیات محترم وزیران و تائید مجلس محترم شورای اسلامی و شورای محترم نگهبان هرگونه تنبیهات بدنی، توهین و تحقیر و حتی گفتن مشق شب اضافی بابت تنبیه اکیدا ممنوع است اما این، مورد تائید قلبی و قطعی برخی عوامل رده های پائین‌تر وزارت آموزش و پرورش نیست و هیچگونه ضمانت و بازوی اجرایی خارج از سطح وزارت آموزش و پرورش برای آن پیش بینی نشده است.

درخواست نمایندگان برای پیگری این ماجرا

سجاد حسینی، وکیل خانواده صمدی گفت: در بحث شکایت والدین از معلمان دو مسیر مورد پیگیری قرار می‌گیرد. یکی شکایت اداری از آموزش و پرورش و معلمان است و راه دیگر شکایت کیفری است که در آن موضوع ضرب و شتم مطرح می شود و اگر عدله کافی در این رابطه وجود داشته باشد، کیفرخواست برای معلم ایجاد می شود و بر طبق جرمی که مرتکب شده باشد منجر به صدور حکم در دادگاه های کیفری می شود.

حسینی با بیان اینکه برای اثبات دعوا در مراحل کیفری چند راه از جمله اقرار و شهود وجود دارد، گفت: اقرار معلم به تنبیه دانش آموزش در دادسرا و دیگری بیان شاهدان از جمله شهادت دانش آموزان، معلمان است. دوربین‌های مدار بسته و تاییدیه پزشکی قانونی یکی از راه هایی فرعی برای کمک به اثبات دعوا مورد استفاده قرار می گیرد. یکی از راه های فرعی است که به قاضی کمک می کند تا یک جرم در مراحل کیفری ثابت شود.

او در رابطه با پرونده این دانش آموز بیان کرد: در این ماجرا به دلیل اینکه مدیر مدرسه این دعوا را به سمت صلح و آشتی هدایت می کند و آقای صمدی از طرح دعوا منصرف می شود و به تبع آن به جهت عدم شکایت کیفری، تاییدیه پزشکی قانونی منتفی می شود. راه های دیگری از جمله شهود وجود دارد تا بازپرس شهود را در دادسرا برای شهادت احضار کند و همچنین دوربین مدار مدرسه می تواند به اثبات این دعوا کمک کند.

وکیل خانواده صمدی ادامه داد: در این موضوع نمایندگان مجلس ورود کرده اند و کمیسیون آموزش از وزیر خواسته اند که مستقیم ورود کند تا این موضوع مشخص شود. در بحث کیفری عموما معلمان از همکار خود دفاع می کنند یا در زمان شهادت از شهادت دادن منصرف می شوند و اگر دانش آموز شاهد عینی این ماجرا باشد از ترس تنبیه از این اقدام دوری می کند. با این حال در بحث تخلفات اداری این پرونده خوب پیش می‌رود.

او در ادامه گفت: اگر آقای صمدی نامه پزشکی قانونی را گرفته بود وضعیت به این منوال نبود اما با این حال شاهدان باید در دادگاه قسم بخورند و مشاهدات خود را بیان کنند. در دو مرحله این موضوع را پیگیری می کنیم که یکی مسیر دادسراهاست که در مرحله تحقیقات مقدماتی و بازپرسی است و دیگری در رابطه با تخلفات اداری کارکنان دولت است که در این رابطه ۱۵ نماینده به همراه رئیس کمیسیون آموزش از وزیر خواستند که این موضوع را پیگیری کنند و معاونت اجرایی این شکایت را به واحد شکایات ارجاع داده و در حال پیگیری است. با این حال گرچه جسارت والدین و دانش آموزان سبب شده تا تنبیه بدنی دیگر یک موضوع ترسناک برای دانش آموزان نباشد و بازگویی آن را حقی برای خود تصور کنند اما آنچه در انتها نصیب کودک می شود شاید خاطره ای تلخ تر از کتک های معلم باشد.

[ منبع این خبر سایت الف-اجتماعی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «واکنش‌های ضدونقیض به شکایت یک دانش آموز» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت الف-اجتماعی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





تبلیغات