آئین نامه راهنمایی و رانندگی؛ آخرین کتابی که خواندم!

باد خنک و دلچسب صبحگاهی جمعه 24 اردیبهشت ماه آن هم در شهر کتاب لذتی به انسان می دهد که دوست ندارد روایتگر روزهای پایانی بیست و نهمین نمایشگاه بین المللی کتاب باشد.
گشت و گذاری در نمایشگاه کتاب و گفت و گو با برخی بازدیدکنندگان این بزرگترین رویداد فرهنگی جمهوری اسلامی، نشان می دهد که به همان اندازه که کتابخوان و اهل مطالعه داریم، کتاب نخوان های ما نیز کم نیستند.
یک دانشجوی سال سوم رشته حسابداری با 23 سال سن در حالی که اول صبح خود را با گوشی موبایل سرگرم کرده بود، به خبرنگار ایرنا گفت: من در خانه کتابخانه ندارم و فقط کتاب های دانشگاه را مطالعه می کنم.
وی علت مطالعه نکردن خود را در بی نیازی از آن دانست و گفت: فعلا علاقه ای ندارم و اصلا فرصت این کار را ندارم و اگر فرصت کنم کتاب های درسی خود را می خوانم.
به اعتقاد وی، کسانی باید در خانه های خود کتابخانه داشته باشند که علاقه مند به مطالعه باشند. با این حال وی گاهی اوقات هم کتاب مطالعه می کند و آخرین کتابی که خوانده رمان بابالنگ دراز بوده است.
روزهای آخر نمایشگاه را از استقبال جمعیت نیز می توان حدس زد، آن هم روز جمعه و تعطیل که بسیاری از خانواده ها دست همسر و فرزندان خود را گرفته و به بهانه بازدید از نمایشگاه به تفرج و تفریح و شاید هم خرید چند کتاب راهی شهر آفتاب می شوند.
یک جوان خوش تیپ که با عینک دودی روی موتور نشسته بود، به ایرنا گفت: کارهایم آنقدر زیاد است که به مطالعه نمی رسم.
آخرین کتابی که این کارمند شهرداری خوانده آیین نامه راهنمایی و رانندگی است. البته این جمله را با خنده گفت! ولی حکایت تلخی بود که با هیچ لبخند و مزاحی قابل هضم نبود.
وی که رشته برق صنعتی را تا فوق دیپلم دنبال کرده و در سنین 29 سالگی هنوز در دنیای تجرد زندگی می کند، در پاسخ به این سوال که قصد نداری برای ادامه تحصیل مطالعه کنی که دوباره با لبخند گفت: برای ادامه درس پول می دهم و مطالعه نمی کنم.
این کارمند شهرداری که روی لباسش جمله «یار مهربان شهر» حک شده بود، مسئولیت انضباط در نمایشگاه شهر آفتاب را به عهده داشت. یعنی از سد معبر جلوگیری می کرد و از تردد چرخ های غیرمجاز در محیط نمایشگاه جلوگیری می کرد.
وی معتقد است که کتابخانه خوب است ولی برای زمان بازنشستگی و زمانی که وقت آزاد داشته باشد. البته وی خواهر و برادر و پدر و مادر هم دارد ولی ظاهرا آنها نیز اهل مطالعه نیستند.
آنهایی که سن و سالی را پشت سرگذاشته اند حتما به یاد دارند که تا همین بیست، 30 سال پیش میوه فروشان گذری با چرخ های دستی در کوچه و خیابان های شهر به دنبال یک لقمه روزی حلال بودند و حالا همان چرخ های قدیمی دوباره برای ایجاد حس بازگشت به آن دوران قدیم، سر از تاریخ درآورده و خودنمایی می کنند که یکی از آنها در نمایشگاه کتاب جلوه گری می کرد ولی برای فروش کتاب.
در یکی از خیابان هایی که به غرفه های کتاب ختم می شود، یکی از همین چرخ ها با کتاب های کوچک و رنگارنگ توجه بازدیدکنندگان را به خود جلب می کند و فروشنده آن نیز با برخورد گرم و صمیمی خود تلاش می کند تا میان بازدیدکنندگان و کتاب یک آشتی ایجاد کند.
فرزام ره، که فروشنده کتاب هفت وابسته به معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران است، میهمانان شهر آفتاب را دعوت می کند تا با خرید یکی از کتاب ها، یک کتاب نیز هدیه بگیرند.
وی در پاسخ به این سوال خبرنگار ایرنا که آیا شما در منزل کتابخانه داری، می گوید: مگر می شود کتابخانه نداشته باشم. عمری است درس می خوانم و هنوز هم چیزی نمی دانم.
صحبت کردن با این فروشنده سخت است، چون مدام در حال پاسخگویی به بازدیدکنندگان است و از این بابت هم عذرخواهی می کند و درباره کتابخانه اش می گوید که کتاب هایش بیشتر با موضوع هنر و معماری است.
وی که 9 سال است پیشه هنر را در دانشگاه و تجربه آزموده و در مقطع کارشناسی ارشد تحصیل می کند، از تاثیر و کاربردهای کتابخانه با زبان خودمانی سخن می گوید.
این فروشنده کتاب از جابازکردن موبایل در دل های جوانان و نوجوانان به عنوان یک معضل یاد کرد و گفت: گوشی موبایل که کتاب های زیادی را هم در خود جا داده، به درد نمی خورد. چون شما وقتی وارد کتابخانه می شوی، بوی کتاب را حس می کنی و احساس عجیبی به انسان دست می دهد.
وی که معتقد است هیچ زمانی نمی توان با متن های دیجیتالی و پی دی اف، عاشق کتاب شد، گفت: وقتی می خواهی کتاب را زمین بگذرای، گوشه صفحه ای را که خوانده ای تا می زنی و این عشق را هیچوقت نمی توان در فضای مجازی حس کرد.
وقتی از او پرسیدم آخرین کتابی که خوانده ای چیست، نگاهی به داخل چرخ انداخت و به یکی از کتاب ها اشاره کرد و گفت: همین نیم ساعت پیش این کتاب را خواندم.
این هنرمند معتقد است یک موزه نشان از مرگ تدریجی یک شیء می دهد و کتاب هایی که در کتابخانه ها خاک می خورند، حکایت همان موزه ها را دارند و بسیاری از جوانان به بهانه گران بودن کتاب حاضر نیستند کتابی را بخرند ولی حاضرند ساعت ها با دوستان خود در کافی شاپ ها بگذرانند و کلی هم هزینه پرداخت کنند.
در همین ساعات اولیه که درهای شهر آفتاب به روی مردم گشوده شده، در داخل سالن کودک و نوجوان شور و نشاطی به پاست و کودکانی که دست در دستان پدر و مادر خود سرگرم گشت و گذار در کتاب های رنگارنگ و جذب نقاشی های جور واجور کتاب ها هستند، خاطره ای زیبا را برای آنان رقم می زند.
از پسری که به همراه خانواده در حال ترک بخش کودک بود، پرسیدم «شما کتابخانه داری؟» که جواب منفی داد ولی گفت که کتابهایش را که در حدود 40 جلد است، در کمد خودش می گذارد.
وقتی از این دانش آموز پرسیدم آیا پدر و مادرت مطالعه می کنند، با همان سادگی و صداقتی که در چشمهایش موج می زد، گفت: آنها فقط در فصل تابستان مطالعه می کنند. چون وقت ندارند.
این کودک در پاسخ به این سوال که دوست داری در ایام نوروز کتاب هدیه بگیری یا پول با همان صداقتش پول را انتخاب کرد و در علت آن گفت که با پول هر چیزی بخواهد می توان خرید.
به سراغ پدر این کودک رفتم و خواستم علت مطالعه تابستانی این خانواده را بپرسم که در پاسخ گفت: من بیشتر به مطالعه کتاب های فنی و رشته خودم می پردازم.
وی که 35 بهار از عمر خود را سپری کرده و تا مقطع فوق دیپلم در رشته مکانیک درس خوانده ، اکنون به عنوان تولیدکننده لوازم بهداشتی فعالیت می کند و سخن فرزند خود را تایید کرد که بیشتر در تابستان مطالعه می کند.
مادر این خانواده نیز که گاهی از پاسخ های بی ربط و شیرین فرزندش، ذوق زده می شد و می خندید، درباره مطالعه خود گفت: هر زمانی که فرصت کنم به مطالعه می پردازم و بیشتر به رمان علاقه دارم ولی ترجیح می دهم این کتاب ها را از کتابخانه به امانت بگیرم. چون از نظر اقتصادی به صرفه است و خریدن چنین کتاب هایی ارزش آنچنانی ندارد.
وی که فوق دیپلم بهداشت دارد، درباره کتاب های کتابخانه خود می گوید که برخی از کتاب ها را به فامیل های خود و به ویژه به خواهرزاده هایش امانت می دهد و گاهی این کتاب ها دست به دست می چرخد و شاید به کتابخانه هم برنگردد.
البته وی گفت که حتی برای فرزند یک سال و نیمه شان هم کتاب حمام می گیرد و سعی می کند تا او را از دنیای کودکی با کتاب آشنا کند.
شهر آفتاب بهانه ای بود تا دوباره میان ما و کتاب یک آشتی ایجاد کند و امیدوارم شما از آن دست بازدیدکنندگانی نباشید که اگر پرسیدند آخرین کتابی که خواندید، بگویید آئین نامه راهنمایی و رانندگی.
بیست و نهمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران از 15 تا 25 اردیبهشت در شهر آفتاب برپا شده است.
فراهنگ**1003**1027

انتهای پیام /*

[ منبع این خبر سایت ایرنا-فرهنگی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «آئین نامه راهنمایی و رانندگی؛ آخرین کتابی که خواندم!» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ایرنا-فرهنگی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات