میلاد سه نور شعبان در شعر شاعران خورشید و مه و ستاره یکجا جمعند

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ: یکی از دلایل این توجه، توالی اعیاد و روزهای مبارک عید در این ماه مبارک است که از آن جمله می‌توان به روزهای سوم، چهارم و پنجم ماه اشاره کرد که به ترتیب، میلاد امام حسین(ع)، حضرت ابالفضل(ع) و امام سجاد(ع) است.

و اما برخی از شاعران به توالی این اعیاد توجه داشته اند که از آن جمله می‌توان به سیدرضا موید اشاره کرد که در قطعه ای منظوم و به شکل همزمان، به اعیاد سوم و چهارم شعبان اشاره می‌کند:

دیشب قرار جان پیمبر شد آشکار
امشب فروغ دیده حیدر شد آشکار

دیشب ز بیت فاطمه محبوبه ی خدا
سر چشمه عنایت داور شد آشکار

امشب همی ز دامن امّ البنین پاک
دریای قهر حیدر صفدر شد آشکار

در سوم و چهارم شعبان دو گلعذار
از دامن عفاف دو مادر شد آشکار

در آسمان عدل و فضیلت در این دو شب
یک ماه و یک ستاره ی دیگر شد آشکار

دیشب حسین آمد و امشب برادرش
عباس پشتیبان برادر شد آشکار

در یک محیط از دو صدف در دو شام قدر
بر تاج افتخار، دو گوهر شد آشکار

عباس در حریم علی دیده بر گشود
در برج مهر ماه منوّر شد آشکار

تا صاحب سقایت دشت بلا شود
امشب سلیل ساقی کوثر شد آشکار

بر پیشوا و رهبر اردوی کربلا
آن پاسدار و مهتر لشکر شد آشکار

تبریک می دهند به هم زینب(س) و حسین(ع)
چون یار این برادر و خواهر شد آشکار

گفتا «موید» از شکرستان طبع من
در این دو عید، قند مکرر شد آشکار

شعر دیگر اما، شعر حاج علی اکبر نصیری است که در همین مضمون سروده و در بخشی از آن چنین آمده است:

دو مولود از عطای حق عیان شد در مه شعبان
که عالم از طراوت گشته رشک روضه رضوان

دو خورشید جهان افروز شد از شرق دین پیدا
که دنیا از فروغ رویشان گردیده نورافشان

دو گل در گلشن آل محمد آشکارا شد
معطر زان دو گل گردید یکسر عالم امکان

دو جشن باشکوه و این دو عید باسعادت را
بگویم تهنیت من، از دل و جان بر مسلمانان

بخواهی نام گلها را بدانی از گلشن طاها
یکی فرزند زهرا، دیگری شبل شه مردان

یکی آمد ز رفعت گوشوار عرش ربانی
یکی چون مرتضی آمد، خدیو خطه ی ایمان

یکی چون مصطفی بنمود ترویج شریعت را
یکی چون مرتضی بگرفت بر کف، پرچم قرآن

یکی چون جد خود احمد نمود احکام دین اجرا
یکی چون باب خود بگشود بر مردم، در احسان

یکی چون مصطفی دارای حلم و قدرت و شوکت
یکی قائم مقام و پرچم افراز شه عطشان

یکی چون سید ابرار بر هم زد جهالت را
یکی بر کند چون حیدر، بنای ظلم را بنیان                             

همچنین محمود ژولیده نیز سروده است:

دریای دُرّ از دلِ صدف می آید
تبریکِ سه نور، با شعف می آید

خورشید و مَه و ستاره یکجا جمعند
عطرِ صلوات از نجف می آید

...

شعبان مَه با صفای خاتم باشد
میلاد سه آزاده ی عالم باشد

نذر قدم حسین و عباس و علی
ذکر صلواتِ ما دمادم باشد

در این بین، شاعرانی هم هستند که درباره میلاد هر یک از این انوار مقدس، شعرهایی سروده اند که یکی از آنها، رضا اسماعیلی با این ابیات است:

ای عاشقان! خورشید در آیینه گُل کرد
نور خدا، در کوچه باغ سینه گل کرد

عالم مُعطّر شد ز نور عصمتی سبز
نور کمال حضرت آیینه گل کرد

شوریدگان عشق! بوی یار آمد
مهر جمال دلبر دیرینه گل کرد

زد خنده خورشید شهادت بر شب ما
خون خدا، ای عاشقان! دوشینه گل کرد

بوی خوش معصوم پنجم منتشر شد
ماه مدینه، در شب آدینه گل کرد

شکر خدا، ‌ شب رفت و فجر صادق آمد
ای عاشقان! خورشید در آیینه گل کرد

پروانه نجاتی هم درباره میلاد مسعود امام حسین علیه السلام می سراید:

زیباترین پدیده ی دامان کوثر است
این ماهپاره، روشنی چشم حیدر است

در گریه اش مغازله ی ابر و آسمان
در خنده اش طراوت جان پیمبر است

جبریل بال فرش کند پیش پای او
در التیام زخم، مسیحای دیگر است

نام قشنگ او، هوس واژه های شعر
در شاه بیت حادثه، مضمون برتر است

آه ای حسین! ای هیجان شکوهمند!
تقدیر تو حرارت تقدیر مادر است

افسانه نیستی که بهای حقیقتی
تعبیر سرخ هرچه که در عشق بهتر است

نقش حماسه می زند آفاق چشم را
هر جا خیال کرب و بلایت مصوّر است

دنیا به بوی نام تو تعظیم می کند
آزادگی همیشه ز نامت معطر است

شعر دیگر، شعری از مهدی نظری است که بخشی از آن را مرور می کنیم:

نوری به نسل ساقی کوثر اضافه شد
ماهی به روی دامن مادر اضافه شد

مولودی آمد و نمک نان خلق شد
بر رزق سفره ها دو برابر اضافه شد

وقتی که پا به روی زمین زد خدای عشق
از این به بعد واژه نوکر اضافه شد

امروز با ولادت ارباب، یک نفر
بر شافعان عرصه ی محشر اضافه شد

از معجزات نور وجود حسین بود
بر بال‌های فطرس اگر پر اضافه شد

با دیدن حسین، حسن افتخار کرد
بر میوه های قلب پیمبر اضافه شد

و اما محسن عرب خالقی نیز روز میلاد امام حسین را روز آشکار شدن ساقی عالم می خواند و می سراید:

هستی بهانه بود که سِرّی بیان شود
مستی بهانه بود که ساقی عیان شود

خلقت ادامه یافت و رازی گشوده شد
تا معنی وجود زمین و زمان شود

با دست غیب وقت ظهورت نوشت عشق
وقتش رسیده نوبت دیوانگان شود

قلب مدینه می تپد از خاک پای تو
جاروکش همیشه ی این آستان شود

حتی بهشت با سر مژگان رسیده است
تا قبله گاهِ وسعت هفت آسمان شود

تو حیدری، تو فاطمه ای، تو پیمبری
سوگند بر خدا که خداییش محشری.

او در ادامه سروده است:

خوش گفته اند قطره که دریا نمی شود
هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود

تو آمدی و قیامت کبری رقم زدی
بر تارک همیشه ی عالم علم زدی.

شعر دیگر از آنِ مسعود اصلانی است با این وصف:

از آسمان خدا بوی سیب می آید
که برده هوش تمام اهالی دنیا

زمین شهر مدینه چو عرش اعلاء شد
ز ازدحام ملائک به شادی آنها

نگاه خیره ی بالا به سمت خانه عشق
میان خانه دلی پر کشیده تا بالا

ببین دلی پدرانه تپید و شیدا شد
و مادرانه کسی گرم گفتن لالا

از آسمان خدا نور عشق تابیده
به روی دامن مادر حسین خوابیده

علی دوباره در آغوش خود قمر دارد
میان خانه ی خود دلبری دگر دارد

کرامت قدم نو رسیده باعث شد
که باز فطرس پر بسته، بال و پر دارد

پیمبر از لب او شهد عشق می نوشد
نمی تواند از این جام چشم بر دارد

ز ازدحام گدایان مجال حرکت نیست
شنیده اند دوباره علی پسر دارد

برای سوره ی کوثر شکوه فجر آمد
فقط خدا ز دل فاطمه خبر دارد

کنار مهد حسین آمده حسن امشب
شبی که نخل امید دلش ثمر دارد

ز بوی سیب، زمین ِخدا معطر شد
به آب، کشتی اربابمان شناور شد.

و اما علی اکبر لطیفیان، امام حسین علیه السلام را تمام حُسن خدا بر می شمرد و می سراید:

اگر چه بال و پر ناتوانمان دادند
ولی برای پریدن زمانمان دادند

خبر دهید دوباره به بال فطرسها
مجال پر زدن آسمانمان دادند

به احترام ملائک امانت حق را
به دست فاطمه ی مهربانمان دادند

بدون واسطه امشب کنار سجاده
تمام حُسن خدا را نشانمان دادند

قسم به بوسه لب‌های سبز پیغمبر
برای بردن نامت زبانمان دادند

مناسبت دیگر ماه شعبان، طلوع منور حضرت سید الساجدین(ع) است که حاج رضا فلاح در این باره می سراید:

شد گلشن زيباى على غرق گل عشق
چون حق به حسينش ز كرامت پسرى داد

يزدان به حسين ابن على با گل شادى
زيباقمرى، شمسه ی نيكو پسرى داد

درياى نُبوت ز شعف موج فشان شد
زيرا صدف بحر نبى را گهرى داد

در سايه لطفش كه بود بر سر عالم
بر رهبرى اهل ولا راهبرى داد

از يُمن قدومش همه عالم به تفاخر
وز فيض وجودش به تنعم خبرى داد

محمدجواد مهدوی هم در این موضوع، اثری منظوم آفریده است:

امـام  زینتِ مـحراب و مُـهر و ســجاده
دلیــل  گـفتـن  ایـن  عـاشـقانـه ســاده

دوبـاره کوک شده با تو ساعت مستیم
بـه وقـت میکـده هـایِ پُـر از مِی و باده

ببـیـن که در دِلِ مُردابِ سردِ قافـیه‌هام
از  آسمان  تو  موج تَـغزل  افتاده

غـزل غـزل همه حـس  خوب دریا را
که قطره قطره حضورت به واژه ها داده

تـو بازمـانده "أحلی مِـنَ العـسل‌هایی
تـمـام شیریـنی عشـق، ای عـسل زاده!

همـیـشه مُـعتکـفَم در حـریـم چشـمانـت
امام زیـنتِ مـحـراب و مُـهر و ســجاده

مناسبت دیگر اما میلاد حضرت ابوفاضل است که حسن فرح بخشیان با تخلص «ژولیده نیشابوری» در این باره شعری دارد که قسمتی از آن چنین است:

ای عاشقان ای عاشقان عالم سراپا ناز شد 
سیمرغ قاف عشق را هنگامه پرواز شد

ز اسرار خلقت بهر ما افشا هزاران راز شد 
کلک جهان آرای حق آماده اعجاز شد

از فرط شادی و شعف عفو گنه آغاز شد 
باب الحوائج آمد و درهای رحمت باز شد

ساقی بیاور جام می چون اشجع الناس آمده 
عاشوریان را مژده ده، برگو که عباس آمده

شاعر دیگری که در شعر خود، عرض ارادتی به ساحت مقدس حضرت عباس(ع) دارد، یوسف رحیمی است که گل خلقت حضرت عباس را سرشته شده از گل حسین علیه السلام می داند:

باید حسین دم بزند از فضائلت
وقتی حسینی است تمام خصائلت

تعبیرهای ما همه محدود و نارساست
در شرح بی کرانی اوصاف کاملت

بی شک در آن به غیر جمال حسین نیست
آئینه ای اگر بگذاری مقابلت

ای کاشف الکروب عزیزان فاطمه
غم می بری ز قلب همه با شمائلت

در آستانه ی تو گدایی بهانه است
دلتنگ دیدن تو شده باز سائلت

با زورق شکسته دل سالهای سال
پهلو گرفته ایم حوالی ساحلت

بی شک خدا سرشته تو را از گل حسین
سقای بافضیلت و دریادل حسین 

تو آمدی و روشنی روز و شب شدی
از جنس نور بودی و زهرا نسب شدی

در قامتت اگرچه قیامت ظهور داشت
الگوی بندگی و وقار و ادب شدی

هم چشمهای روشنت آیینه رجاست
هم صاحب جلال و شکوه و غضب شدی

باید که ذوالفقار حمایل کنی فقط
وقتی که تو به شیر خدا منتسب شدی

در هیبت و رشادت و جنگاوری و رزم
تو اسوه زهیر و حبیب و وَهب شدی

و در ادامه می خوانیم:

چشم امید عالم و آدم به دست توست
باب الحسین هستی و پرچم به دست توست

فردوس دل همیشه اسیر خیال توست
حتی نگاه آینه محو جمال توست

تو ساقی کرامت و لطف و اجابتی
این آب نیست زمزمه های زلال توست

ایثار و پایمردی و اوج وفا و صبر
تنها بیان مختصری از کمال توست

در محضر امام تو تسلیم محضی و
والاترین خصائل تو امتثال توست

فردا همه به منزلتت غبطه می خورند
فردا تمام عرش خدا زیر بال توست

باب الحوائجی و اجابت به دست تو
تنها بخواه، عالم هستی مجال توست

ای آفتاب علقمه! روحی لک الفدا
ای آرزوی فاطمه! روحی لک الفدا

و این نظم، تنها گوشه ای است از عرض ادب و ارادت شاعران آئینی ایران زمین به محضر انوار قدس الهی و اسوگان راه حق و حقیقت؛ باشد که از این گلزار، توشه ای برگیریم و چراغ راه سعادت کنیم.

[ منبع این خبر سایت مهر-فرهنگ می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «میلاد سه نور شعبان در شعر شاعران خورشید و مه و ستاره یکجا جمعند» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت مهر-فرهنگ منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات