اکسیر فرزاد بر چشمم افتاد و زرد شدم

طنز،طنز روز

گاهی توهم آنقدر شیرین می‌شود که آدم به رغم دانستن وهم ترجیح می‌دهد در آن بماند. ما یک خانمی در فامیل داریم که چهره‌اش مایکل جکسون بعد از عمل را یاد آدم می‌آورد. یعنی هر وقت من پشت آیفون ایشان را می بینم اول یک متر به عقب می‌پرم بعد در را باز می‌کنم، در جمع‌های خانوادگی والدین به مدد همین بزرگوار و با تهدید به این که «شیطونی کنی میگم خاله بخورتت» بچه‌هایشان را ساکت نگه می‌دارند آنوقت همین بشر بر اثر القائات مادر گرامی در نقش سوسکِ مادر، متخصصان زیبایی و فالوئرهای اینستاگرام در نقش ابراهیم «تاتلیس» باور کرده که زیبایی او حداقل در خاورمیانه نظیر ندارد. برای همین می‌گوییم نظر دیگران به آدم اصالت نمی‌دهد، فقط آدم را اسیر توهمات می‌کند. یکی از دستگاه‌های سازنده این توهم هم رسانه شهرت ساز «تلویزیون» است. مردم بازیگر تیزر تبلیغاتی پفک نمکی، میمون چی توز و شاه حسینی خندوانه را بیشتر از خشايار ديهيمي می‌شناسند و این امری عادی است. ولی این که میمون چی توز به این پشتوانه برای خودش جایگاهی بالاتر قائل باشد این دیگر از عادی بودن خارج می‌شود و یک کمدی سیاه را رقم می‌زند. البته اینها ربطی به مقوله‌ای که من می‌خواهم بگویم ندارد. ولی باید قبول کنیم میمون چی توز همان میمون چی توز است که به مدد صداوسیما معروف شده. تازه پول میمون چی توز را یک شرکت خصوصی می‌دهد، یعنی یک اپسیلون حق برای گرفتن خودش و فخر فروختن به مردم دارد ولی این‌هایی که صداوسیما از جیب مردم بهشان پول می‌دهد و به مدد اندامی به نام زبان معروف می‌شوند چه؟ این شهرت چه مزیتی را نسبت به دیگران برای فرد به ارمغان می‌آورد؟ می‌خواهم بگویم مورد فرزاد حسنی تازگی ندارد و این رفتارها را قبلا هم دیده‌ایم. مجری مردی میانسال را (به عنوان شرکت کننده در برنامه) روی صحنه می‌آورد. او را تو خطاب می‌کند. (اگر ایشان پزشک برنامه بود حتما شما خطاب می‌شد) با جایزه دروغین پنجاه میلیونی سرکارش می‌گذارد و در آخر با اهدای زرشک به او می‌خندد. بعد از واکنش تند مردم در فضای مجازی و سروصدا کردن قضیه تهیه کننده می‌گوید این فقط یک نمایش بوده و اون آقاهه هم که شخصیتش را گلکاری کردیم هم بازیگر خودمان بوده. افراد مغرض جوری ویدیو را کات کرده‌اند که احساسات مردم غلیان کند. فقط من نمی‌دانم دوستان چرا با این همه استعداد برنامه پزشکی می‌سازند؟ دوربین مخفی با روحیاتشان سازگارتر نیست؟ مثلا بروند در خیابان به طرف بگویند به خودت فحش بده پنجاه میلیون بهت بدهیم! طرف هم خودش و خانواده‌اش و هر کی که می‌شناسد را فحش کش می‌کند، بعد می‌گویند واقعا فکر کردی ما اینقدر بوقیم که به همچین آدم بی ادبی پنجاه میلیون بدیم؟ واقعا در مورد ما چی فکر کردی؟ والا این بهتر بود که! هم فرهنگ سازی بود هم تکلیف‌شان با آدم معلوم!

* تیتر ملهم از این بیت از سعدی است: گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد/ اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم

منبع :روزنامه قانون

[ منبع این خبر سایت ایران-سرگرمی می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «اکسیر فرزاد بر چشمم افتاد و زرد شدم» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ایران-سرگرمی منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات