نقل قول بادامچیان از آیت الله مهدوی کنی درباره احمدی نژاد

نقل قول بادامچیان از آیت الله مهدوی کنی درباره احمدی نژاد

خبرآنلاین/ عضو ارشد حزب موتلفه گفت: روراست می گویم با آیت الله مهدوی کنی که صحبت کردیم تا ببینیم چطوری سیاستگذاری کنیم و تکلیف چیست، آیت الله مهدوی گفتند این احمدی نژاد شر است اما این میرحسین شر بیشتری است پس باید به احمدی نژاد رای بدهیم.

انتخابات مجلس دهم برای اصولگرایان خوش یمن نبود، برخی اصولگرایان صراحتا از این ناکامی می گویند و برخی دیگر در لفافه و با اما و اگر. «اسدالله بادامچیان» را باید در دسته دوم قرار داد. او همچنان معتقد است روندی که حزب متبوعش در انتخابات مجلس دهم طی کرد و هم‌نشینی با نواصولگرایانی چون پایداری و ایثارگران بهترین تدبیر برای جلوگیری از تشدید اختلافات و چند جزیره شدن اصولگرایان بود.

پیرمرد موتلفه که در کافه خبر میهمان ما شده بود برایمان از موافق نبودن موتلفه با لیست نهایی منتشر شده اصولگرایان گفت و تاکید کرد «سیاست‌های موتلفه در ترکیب فهرست لحاظ نشد. دوستان روی این فهرست اصرار داشتند و اگر ما همراهی نمی کردیم اختلاف ایجاد می‌شد.» او نمی پذیرد که این کوتاه آمدن در مقابل پایداری‌ها به معنای تسلیم شدن موتلفه باشد.

بادامچیان در این گفتگو برایمان از شلوغ کاری جوانترهای اصولگرا هم گفت، مانند آنچه در قم انجام دادند و لاریجانی را در لیست قرار ندادند.

نایب رییس جبهه پیروان از مصلحت نبودن ریاست عارف بر مجلس دهم گفت، از اینکه آیت الله مهدوی کنی احمدی نژاد را شر می دانست اما شر میرحسین را بیشتر.

مشروح گفتگوی خبرآنلاین با قائم مقام حزب موتلفه را در ادامه بخوانید؛

****

**شما قبل از انتخابات صراحتا گفته بودید اصولگرایان پیروز انتخابات هستند، حتی بعد از نتایج انتخابات اسفند باز هم از افرادی هستید که پیروزی را برای اصولگرایان می‌دانند؛ دلیل این رویکرد شما چیست ؟
من اصلا در انتخابات نظام جمهوری اسلامی شکست نمی‌بینم، به این علت که انتخابات جمهوری اسلامی به معنای حضور در صحنه به عنوان یک وظیفه شرعی است، یا اگر از بعد وظیفه ملی نگاه کنید، این حضور در صحنه انتخابات هم یک وظیفه است. وقتی انسان به وظیفه‌اش عمل می‌کند که دیگر شکست معنا ندارد. اولین پیروزی‌اش این است که در انتخابات حضور پیدا می‌کند. این حضور باعث پرشور شدن انتخابات‌ها می‌شود.بنابراین کسانی که در انتخابات حضور پیدا می‌کنند چه خودشان را نامزد می‌کنند، چه رای می دهند، چه رای می‌آورند یا نمی آورند در یک موفقیت نظام نقش داشتند. این خودش یک پیروزی است.

اگر نظام جمهوری اسلامی بعد از 37 سال سی و چهار میلیون انسان را با آزادی و اراده خودشان و بدون هیچ تحمیلی از صبح ساعت 8 پای صندوق های رای می‌آورد و تا ساعت 2 بعد از نیمه شب پای صندوق ها نگه می دارد این پیروزی بزرگ نظام مردمسالاری اسلامی است. یعنی علیرغم تبلیغات منفی معلوم است طوری عمل شده است که بعد از 37 سال 34 میلیون نفر آزادانه پای صندوق رای میروند، در نهایت امنیت رای می‌دهند و مطمئن هم هستند که رای شان از بین نمی رود و به حساب می‎آید. این پیروزی متعلق به نظام مردمسالاری اسلامی با رهبری ولی امر است که فرمودند همه در انتخابات شرکت کنند حتی اگر من را قبول ندارید. مردم هم اجابت کردند و پای صندوق ها آمدند.

آقای رفیقدوست تعریف می کرد روز انتخابات رفتم مسجد قبا که رای بدهم، دیدم جمعیت خیلی زیاد است ته صف ایستادم. فردی با تیپ خاص با همسرش که حجاب مناسبی هم نداشت به من گفت شما به 30+16 ما رای می دهید؟ گفتم نه من به 30+16 خودمان رای می دهیم. رفیقدوست می گفت این فرد به او گفته ما آمدیم رای بدهیم که شماها را بیرون کنیم، رفیقدوست هم می‌گوید پس آفرین به ما که 37 سال کشور را طوری اداره کردیم که تیپ شماها آزاد رای می‌دهید و آزادانه هم می‌گویید می‌خواهیم شماها را بیرون کنیم. این را گفتم که تاکید کنم انتخابات در ایران در نهایت ازادی برگزار می شود.

در مورد موفقیت‌ها هم باید اشاره کرد که 7 اسفند دو انتخابات برگزار شد، انتخابات خبرگان را داشتیم که اهمیت بسیاری داشت چون آمریکا و دیگر دشمنان اسلام تا کسانی که نسبت به اصل ولایت حرف و بحثی دارند با تمام قوا طی این دو سال اخیر کوشیدند که این دوره انتخابات مجلس خبرگان را به هم بریزند و عناصر نفوذی را وارد انتخابات کنند یا رای دادن مردم کاهش پیدا کند اما به فضل الهی مردم با رای بالا به خبرگانی رای دادند که متحدتر، مسنجم تر و قوی تر از خبرگان چهارم است. این پیروزی هست یا نیست؟ این پیروزی برای اصولگرایان است . اصلاح طلبان در این قضیه کاری ندارند آنها دنبال کار خودشان هستند. تنها حضورشان در این انتخابات مطرح است والا اکثریت قریب به اتفاق خبرگان راه یافته به مجلس ،نامزدهای معرفی شده جامعتین هستند. بنابراین این پیروزی بزرگی برای ما بود.

دولت با تغییر بخشداران و فرمانداران از اصلاح‌طلبان حمایت جدی کرد

در مساله انتخابات مجلس هم اینکه این انتخابات با این رای عظیم شکل بگیرد حضور مجموعه ای است، حاصل کار هم مجلسی است که تقریبا پنجاه - پنجاه است. به جز مستقل‌ها که باید دید چه مسیری را طی می کنند. با توجه به اینکه دولت حمایت جدی از اصلاح طلبان کرد، فرمانداران، بخشداران و استانداران را عوض کرد، سعی کرد که مجلس را همراه با دولت و یکسو با دولت در اکثریت داشته باشد این نتیجه ای که بدست آمده موفقیت قابل توجهی است.طبیعی است که اگر در تهران اصولگرایان 30 بر صفر شدند از یک تا 30 با اصلاح طلبان بود ولی از 31 تا 60 برای اصولگرایان بود و مقایسه رای این دوره از انتخابات با دور قبل نشان می‌دهد که اصولگرایان رای بالایی را آوردند. مثلا آقای محمدنبی حبیبی دبیرکل حزب موتلفه اسلامی آن دوره 250 هزار رای داشت اما این دوره 750 هزار رای آورده است. بنابراین نتیجه انتخابات را شکست اصولگرایان نمی دانم و معتقدهستم که جوجه را آخر پاییز می‌شمارند. باید یک مقدار جلو برویم تا مشخص شود پیروز انتخابات کدام جریان بوده است.

**اما بخشی از این اصولگرایانی که معتقدید در مجلس هستند اصلا در لیست ائتلاف اصولگرایان نبودند .یا خودشان رای آوردند یا در قالب لیست امید بالا آمدند، ولی الان که بحث یارکشی شده اصولگرایان آنها را جزء خودشان حساب می کنند مثل آقای منادی یا لاریجانی؟
آقای لاریجانی جزء فهرست ما بوده است حتی موتلفه در قم بیانیه‌ای را در حمایت از ایشان مطرح کرد. البته برخی از دوستان رفتند و به اسم ائتلاف اصولگرایان قم آقای لاریجانی را در لیست قرار ندادند اما در اصل اصولگرا بودن آقای لاریجانی شکی نیست.

اما اینکه آیا هرکسی که در فهرست ما هست اصولگراست، نه اینگونه نیست .افرادی هم هستند که در لیست ما نبودند و اصولگرا محسوب می‌شوند. یک بحث اصولگرا - غیراصولگرا است، یک بحث هم نامزدهای فهرست است.

**موتلفه روندی را در انتخابات شروع کرد و علی رغم انتقاداتی که می شد با ایثارگرن، رهپویان و پایداری ها دور یک میز نشست. شاید نوعی مصلحت اندیشی شما بود برای کنترل کردن جوانترهایتان ولی انتقادی که امروز مطرح می شود این است که شاید ناکامی و هزینه‌ای که امروز اصولگرایان در انتخابات مجلس دادند نتیجه همین مصلحت اندیشی موتلفه بود.

واقعیت این است که از دو سال قبل با توجه به شرایطی که اصولگرایان داشتند، هر دو طیف اصولگرا به این رسیدند که اگر بخواهند در انتخابات نیروهای مناسبشان را به مجلس بفرستند باید ائتلاف کنند. ما هم براساس همین سیاست وحدت و ائتلاف کار را از آذرماه سال 92 شروع کردیم و تلاش کردیم با همگرایی مسیر را پیش ببریم. کوشیدیم که همه نیروهای اصولگرا و ارزش گرا با هم همراه شوند چون احساس می‌کردیم در این دوره غیر از مساله اینکه ما تفکرات آن طیف را قبول نداریم مواجه با شیطنت‌های استکبار هستیم و آنها نسبت به انتخابات ما قصد دخالت و نفوذ دارند. طبیعی است که یک آمریکایی را وارد انتخابات نمی‌کنند بلکه فردی ایرانی را وارد می‌کنند که تابع سیاست های آمریکا است. برای جلوگیری از این نفوذ روند ائتلاف را شروع کردیم. وحدت نیروها را هم در استان‌ها راه انداختیم و همه گروه ها را دعوت کردیم.

در تهران آقایان ایثارگران از ما خواستند که درباره وحدت و ائتلاف با هم صحبت و مذاکره کنیم ما هم استقبال کردیم. بعد از آن پایداری به ما پیوست. در این مذاکرات طولانی مدت دو بحث داشتیم، ما معتقد بودیم که برای اینکه همه ارزش گرایان و اصولگرایان جمع شوند حتما محوریت جامعتین لازم است و آنها فصل الخطاب باشند چون معتقد بودیم تشکل های ما همه هم عرض هستند و نیاز به یک نهاد فراتشکیلاتی است که بهترین آن روحانیت است. بعضی از این دوستان این ذهنیت را نداشتند و معتقد به سه فقیه یا همان شورای فقها بودند. به همین علت اگر موتلفه اقدام نمی کرد این مساله موجب یک نوع اختلاف می شد که یک طرف طرفدار جامعیتن باشند و یک عده طرفدار فقهای شخصی نه نهاد جامعیتن. بعد از حل این مشکل در نهایت همه با محوریت آیت الله موحدی کرمانی جمع شدند .هرچند دیرهنگام بود ولی در نهایت آن شورای ائتلاف اصولگرایان شکل گرفت.

در شورای ائتلاف اصولگرایان به نظرات موتلفه توجه نشد

اما اینکه آیا در آن شورا نظرات موتلفه شکل گرفت، خیر اینگونه نشد. ائتلاف صورت گرفت، یک فهرست منتشر شد ولی سیاست‌های موتلفه در ترکیب فهرست لحاظ نشد. دوستان روی این فهرست اصرار داشتند و اگر ما همراهی نمی کردیم اختلاف ایجاد می‌شد. واقعیت این است که اگر نظرات موتلفه در ترکیب فهرست به کار گرفته می شد قطعا این نتیجه در تهران حاصل نمی شد. مایل نیستم که این قضایا را کاملا باز کنم، البته نوشته ام و برای ثبت در تاریخ حفظ کرده ام که مشخص شود خدمات موتلفه اسلامی در طول این مدت چه در استان ها چه در تهران چقدر بود.

**اجازه بدهید از همین بخش آخر صحبت‌های شما وام بگیرم، فکر نمی‌کنید موتلفه در این روند ائتلاف بازی پایداری‌ها و جمعیت ایثارگران را خورد؟ از فرمایشات شما هم معلوم است که این بازی خوردن رخ داده است، در یک ائتلافی شرکت کردید ولی بعد بخاطر اینکه وحدت ایجاد شود چیزی نگفتید، اینکه به معنی وحدت نیست. قبول دارید که موتلفه با وجود سابقه بیش از 50 سال در مقابل آدمهای تندرویی که عمر سیاسی شان به اندازه فرزند اعضای حزب موتلفه هم نیست کرنش کرد؟

نه این تحلیل را قبول ندارم. اینکه ما گول بخوریم ممکن است. بله، چون هر سیاستمداری هم ممکن است در طول عمر سیاسی‌اش اشتباه هم بکند مثل آقای دوگل که می‌خواست ادای عبدالناصر را دربیاورد ولی نشد.

ائتلاف کردیم که بچه‌ شلوغ‌های اصولگرا را در مجموعه نگه داریم

اما این را نمی‌شود به موضوع ائتلاف سرایت داد. همانطور که گفتم اختلاف بین سلایق اصولگرایی به قدری شدید بود که اگر یک وحدت و ائتلاف پدید نمی آید چند جزیزه می شدند. تازه ما وحدت و ائتلاف را قبول کردیم و بچه شلوغ‌های اصولگرا را که مشی موتلفه با مشی آنها کاملا تفاوت دارد در مجموعه نگه داشتیم. برای نگه داشتن چه باید کرد؟ معلوم است که گذشت باید کرد. اگر ما آنجا اینکار را نمی‌کردیم و این دوستان را با محوریت جامعه روحانیت جمع نمی کردیم شرایط بدتر می شد. فقط موتلفه هم نبود دوستان اقای قالیباف، حداد و ولایتی هم آمدند. بنابراین در آن حرکت موفق بودیم.

اگر مجلس را امروز تقسیم می‌کنیم به 20 درصد مستقل ها، 35 درصد اصلاح طلبان و بقیه اصولگراها نتیجه همین ائتلاف بود والا اگر ائتلاف صورت نمی‌گرفت دربست باید مجلس را تقدیم اصلاح طلبان می کردیم. چون رای اصولگرایان پراکنده می شد. شما دیدید که حتی وقتی ما شعار یک فهرست یک صدا با محوریت روحانیت را دادیم باز هم برخی ها جدا پریدند همین پایبند نبودن باعث این ناکامی نسبی شد والا اگر این کار نمی شد معتقدم که موتلفه با تحلیل دقیق و صحیح یکی از بزرگترین خدماتش را انجام داد.مجلس دهم را از یک طرفه و یک سویه شدن حفظ کرد و جمع اصولگرایان را از اختلافات و دعواهایی که مسلما بعد از انتخابات مجلس تشدید می‌شد حفظ کرد. در خبرگان هم کاملا همه را پای میز وحدت آورد. در این مسیر هم با جبهه پیروان یکی بودیم و هیچوقت اختلافی با هم نداشتیم.

**آقای بادامچیان! ولی کاری که شما کردید شبیه همان کاری است که قدیم‌ها در مدارس انجام می دادند یک دانش آموز شلوغ را مبصر کلاس می‌کردند و بعد می گفتند تو مبصر باش.کاری که موتلفه کرد این بود که از ترس اینکه ائتلاف بهم نریزد 25 نفرلیست تهران را به پایداری‌ها و ایثارگران داد که مبادا آنها ناراحت شوند و اختلاف ایجاد کنند، کجا این اصولگرایی است؟

نگاه شما یک نگاه منفی است، نگاه ما به این دوستان منفی نیست. ما معتقدیم که..

**این نگاه من نگاهی است که آقای لاریجانی را از اصولگرایی خارج می‌کند و در لیست ائتلاف اصولگرایان قرار نمی‌دهد.
در ائتلاف اصولگرایان به هیچ وجه نسبت به آقای لاریجانی رای گرفته نشد چون قرار نبود که ما خیلی در استان ها دخالت کنیم در قم هم اتفاق نظر داشتیم که هرآنچه جامعه مدرسین فرمودند همان است. اما این جوان‌های شلوغ رفتند در قم شلوغ کردند. شما فرض بگیرید اگر ما این ائتلاف را نکرده بودیم چه می شد؟ درگیری و برخورد می‌شد. اینکه تصور کنید از ترس، این ائتلاف صورت گرفته نه این نیست، از چه چیزی بترسیم؟ ما باید به وظیفه عمل کنیم. موتلفه‌ای ها آدمهای ترسویی نبوده و نیستند. روزی که بنی صدر قبل از انتخابات شانس صددرصدی داشت 54 موتلفه ای با اسم اعلام کردند که ما بنی صدر را قبول نداریم.

**آن شجاعت تان را چرا در این انتخابات نشان ندادید که بگویید این آقایان شلوغ کار هستند و از جرگه ما خارجند؟
چون این عقیده شما را نداریم..

**یعنی شما جبهه پایداری را تندرو نمی‌دانید؟ صدور اطلاعیه توسط پایداری ها در قم و توهین و تهمت به آقای لاریجانی را تندروی نمی دانید؟

چرا آنها را غلط می‌دانم نه تندروی.

**پس چرا نگفتید آنها اشتباه کردند؟
گفتن از دیدگاه شما این است که ما جنگ کنیم؟ شان موتلفه این نیست. ما روش دعوایی را نه تنها با پایداری ها که با اصلاح‌طلبان هم قبول نداریم. ما با دولت آقای خاتمی چطور رفتار کردیم؟ با دولت کارگزاران، احمدی نژاد و روحانی چطور رفتار کردیم؟ آیا جنگ کردیم؟ نه این مشی موتلفه نبوده و نیست. در کشور دو حرکت هست، یکی حرکت اصیل انقلاب اسلامی که دقیقا در خط ارزش‌های امام خمینی و رهبری است .در این خط، عافیت طلب، قدرت طلب، باندباز، سازشکار، تندرو، کندرو و ...نمی گنجد.

**این که آب توبه ریختن است که بگوییم همه خوب هستند و...
نه آب توبه نیست. این خط اصیل است. این خطی است که از ابتدای انقلاب امام و بعد از ایشان رهبری اداره کردند لذا می بینید که علیرغم آمدن بازرگان، بنی صدر، میرحسین موسوی، کارگزاران، اصلاح طلبان و..آن خط همیشه اقتدار نظام را دنبال کرده است.

حزب موتلفه حزب دولت نیست، حزب این خط و حاکمیت ارزش هاست. اما در اداره جامعه کشور متعلق به 80 میلیون جامعه است. این 80 میلیون حقوق شهروندی دارند. لذا می‌بینید که ولی امر چطور گسترده عمل می‌کنند، می‌فرمایند اگر من و نظام را هم قبول ندارید در انتخابات شرکت کنید. موتلفه اسلامی در اداره جامعه حذفی فکر نمی‌کند به همین علت وقتی وارد مجلس هشتم شدم به دوستان اصلاح طلب مجلس هشتم که تعدادشان هم کم بود مثل آقای تابش گفتم آقایان ما می خواهیم 4 سال در این مجلس زیر سقف کار کنیم .نه شما می توانید به تیپ ما بگویید نماینده ملت نیستید نه ما به شما . دو راه داریم یا با هم دعوا کنیم یا در مشترکاتی که مربوط به نظام است. با هم کار کنیم در مفترقات هرکسی کار خودش را بکند و ادب را نسبت به هم رعایت کنیم. ما هم همینکار را کردیم.

یعنی تا پایان مجلس هشتم بین ما و این دوستان هیچوقت دعوا نبود. ما هیچوقت سیاست حذفی نداشتیم. چه کسی اصلاح طلبان را دچار آسیب می کند؟ چه کسی افراط گری و تندروی را دچار آسیب می‌کند؟حتما خودشان. چرا ما دیگری را تضعیف کنیم؟ برخی تصور می کنند موتلفه اسلامی یا مثلا شخص بادامچیان آدمی است که این تیپ های مقابل را قبول ندارد .نه آنها هم جزء جامعه هستند. مثل اینکه وقتی روزنامه شرق گیر می‌کند سراغ من می آید یا می رود پیش عسگراولادی. خاطرتان هست که در هیات منصفه مطبوعات همه قبول داشتند که مرحوم عسگراولادی از همه منصف تر است؟ چرا؟ چون نگاه عسگراولادی این بود که در اداره جامعه در رای مردم است

یک زمانی قرار است در کشور دعوا کنیم مثل همان زمانی که ما با منافقین وارد درگیری و دعوا شدیم چون عنصر بیگانه شده بودند . با ضدانقلاب که نمی شود نرمش کرد. اما زمانی بحث در داخل نظام و انقلاب است. کسی می گوید من می خواهم در داخل این نظام کار کنم اما سلیقه من این است. نمی شود که همه را مرخص کرد.

ما هم معتقدیم برخی افراطی و برخی تفریطی هستند .بعضی‌ها متحجر و برخی هم روشنفکرمآب هستند. برخی عافیت طلب هستند و برخی هم وسط لحاف می‌خوابند . ولی همه مال این مملکت هستند، نمی‌شود جلو همه را گرفت و یکطرفه حرف زد.

امام در جامعه اسلامی به گونه ای عمل می کنند که بنی صدر را از مردم نمیگیرند. راحت می‌توانستند به او بگویند نیا، کما اینکه وقتی بنی صدر وزیرخارجه بود و می خواست به سازمان ملل برود امام فرمودند نرو چون می دانستند اگر برود افتضاح به بار می آورد. بنی صدر گفت می روم چون وظیفه ام است . امام فرمودند اگر بروی اعلام می کنم تو از ما نیستی. اما امام وقتی توده مردم به بنی صدر رای می دهند نمی گوید بنی صدر نیا، در پیام شان هم می فرمایند همه بروند به کسی که احتمال می دهند بیشترین رای را دارد رای بدهند. امام می فرماید اگر رییس جمهور خطا برود ملت او را به جهنم خواهد فرستاد. امام نیامد بنی صدر را از مردم بگیرد که احساس از دست دادن یک چهره را بکنند بلکه به بنی صدر میدان میدهند، همراهی اش هم می کنند. به آقای بهشتی هم می گویند سکوت کنید. بعد می بینید که دست بنی صدر چطور برای مردم رو شد که خود مردم شعار دادند «سپهسالار پینوشه، ایران شیلی نمیشه».

رهبری در مساله مذاکرات هسته ای فرمودند من با مذاکره مخالف نیستم اما خوشبین هم نیستم. آن موقع در نظرسنجی هایی که صورت می گرفت70 تا 80 درصد می گفتند اگر مذاکره شود مشکلات حل می‌شود. بعضی از دوستان مثل دولت محترم تصور می‌کردند تا وارد مذاکرات شوند غرب عقل گرایانه با اینها می‌سازد و 100 روزه کار تمام می شود. الان در ذهن عمومی مردم چیست؟ فهمیدند که حق با آقا است. ما در اصل مذاکرات پیروز هستیم. با این وجود که این دولت مذاکره کرده ولی باز هم طرف غربی عهدشکنی کرده است.

**آقای بادامچیان! اجازه بدهید برویم سراغ یک بحث دیگر.به هر انتخاباتی که نزدیک می‌شویم گفته می شود کاش حزب داشتیم ولی انتخابات که تمام می شود یادمان می‌رود. شاید بتوان گفت تشکیلاتی‌ترین حزب موجود امروز کشور،حزب موتلفه است که مولفه‌های یک حزب را دارد. اما فکر نمی‌کنید نگاه دینی و اصولگرایانه با تحزب نمی‌خواند؟ مثال میزنم در سال 84 آقای مرتضی نبوی عضو ائتلاف اصولگرایان بود. همه اصولگرایان تصمیم گرفتند به یک کاندیدا رای بدهند ولی ایشان به فردی دیگر رای داد، از او پرسیدند چرا اینکار را کردی گفت تکلیف شرعی من جدا از آن چیزی بود که حزب و تشکل گفته بود. فکر نمی‌کنید استناد به"تکلیف شرعی " زیرآب تحزب را در جمهوری اسلامی می زند؟
نه برعکس معتقدم که این تکلیف شرعی حزب را تقویت می‌کند. احزاب در دنیا افراد را هضم در خودشان می کنند، مخصوصا حزبهای کمونیستی یا نازیست ها. این احزاب به عنوان وحدت ایدئولوژیک، تشکیلاتی و سیاسی می گویند عضو حق ندارد غیر از آنچه تشکیلات به او می‌گوید عمل کند .در این شورای شهر تهران هم دیدید که این دارودسته ای که قبلا می گفتند زنده باد مخالف من چه بلایی سرخانم راستگو آوردند. آیا این واقعیت برای یک حزب اسلامی هم صدق میکند؟ نه. حزب اسلامی جای اینکه اراده شخص را بگیرد نیست، بلکه به قول آیت الله شهید بهشتی به او آشنایی و آگاهی می دهد که بهتر بتواند انتخاب کند. چه چیزی را انتخاب کند؟ آنچه که رضای خدا در آن است، آنچه منطبق با مصلحت اسلام و مردم است. حالا اگر در حزب موتلفه اسلامی ما تصمیم حزبی گرفتیم که مثلا فردا هزار نفر باید در تظاهرات شرکت کنند، هرکسی که باورش است و یقین دارد که این حضور وظیفه شرعی و الهی اش می آید، می آید اما اگر کسی تردید دارد چون مجموعه تشکل را حق و حقمدار می داند باید شرکت کند به عنوان آن تکلیف حقمداری که دارد. ولی باید برود تحقیق کند که آیا این عمل درست بود یا نه. اگر واقعا یقین داشت که این عمل غلط است و یا یقین داشت که این حق است اما امروز این حق را نمی تواند به جا بیاورد مثلا همسرش مریض است و باید به او برسد...

**این مثال خوبی نیست مثلا حزب بگوید بروید به فلانی رای بدهید ولی او نمی خواهد...
بگذارید اول حرفم را کامل کنم. این فرد به مسئول مافوقش می گوید که من این را حق نمی دانم لذا به این عمل نمی کنم .مسئول مافوقش هم به او اجازه می دهد به حقی که می داند عمل کند. لذا امام می فرماید شما که خواستید در انتخابات رای بدهید پای صندوق رای براساس آنچه خدا تکلیف کرده عمل کنید. حالا اگر کسی پای صندوق رای رفت و به آن کسی که ما معرفی کردیم رای نداد باید با او دعوا کنیم؟ نه. ممکن است به او تذکر بدهیم، حرف بزنیم، بحث کنیم و بگوییم که برادر در بعضی از موارد اینکه تو راهت را جدا کنی آسیب دارد اما اگر او صادقانه رفته و در قالب وظیفه شرعی اش فکر کرده که باید به بادامچیان رای ندهد ما می پذیریم. ما عمل به حقی را که براساس آگاهی و ضوابط و معیارها باشد قبول داریم.

همین است که موتلفه در این 50 سال حتی دچار یک انشعاب و دعوا نشده است. اختلاف نظر داریم ولی با یک تکلیف بیرون می رویم. در انتخابات دوره دوم آقای احمدی‌نژاد ، آقای احمدی نژاد با موتلفه همراه نبود که هیچ، حتی در سالگرد شهدای 26 خرداد موتلفه علی رغم اینکه همه وقت دیدار می دادند او به ما این وقت را نداد ولی انتخابات سال 88 گرفتار دو موضوع بود؛ یک مساله آقای میرحسین موسوی و حمایت آمریکا. مساله بعدی هم احمدی نژاد بود.

آیت الله مهدوی کنی گفت احمدی نژاد شر است اما...

روراست می گویم با آیت الله مهدوی کنی که صحبت کردیم تا ببینیم چطوری سیاستگذاری کنیم و تکلیف چیست، آیت الله مهدوی گفتند این احمدی نژاد شر است اما این میرحسین شر بیشتری است پس باید به احمدی نژاد رای بدهیم. من برای همین آقای احمدی‌نژاد در سال 88 در 25 شهر سخنرانی کردم، آقای حبیبی هم در 45 شهر سخنرانی کرد. هیچ چی هم به موتلفه نداده بود پس چرا اینکار را کردیم؟ چون تکلیف شرعی مان بود.

**این تکلیف حزبی تان بود آقای بادامچیان نه شرعی..
تکلیف حزبی مان هم برمبنای شرع است. احمدی نژاد 22 میلیون رای آورده، میرحسین 13 میلیون. اگرنامزد مستقل معرفی میکردیم رای احمدی نژاد با نامزدی که معرفی شده بود تقسیم می شد و مثلا 11 میلیون می شد، آنوقت گیر فتنه می افتادیم. فتنه ای که از آمریکا بود. پس اینجا انتخاب موتلفه عمل به آن تکلیف شرعی بود. آقای غفوری فرد از اعضای حزب ما به میرحسین رای داد . به او گفتیم چرا رای دادید گفت رهبری در نماز جمعه فرمودند به آنها که صلاحیت شان تایید شده می توانبد رای بدهید من هم به میرحسین رای دادم. گقتیم ولی شما که میرحسین را از حزب جمهوری اسلامی می شناختی که چطور آدمی است پس چرا باز رای دادی؟گفت فکر کردم عوض شده. بعد هم با صداقت به مردم گفت من به میرحسین رای دادم ولی پشیمان هستم. گفتیم خب چرا حالا این را علنی کردی؟ گفت می خواستم بگویم تا معلوم شود من اشتباه کردم. این انسان اینقدر صادق است. در مصاحبه مطبوعاتی از من پرسیدند که آقای غفوری خارج از فهرست کار کرده، گفتم این مثل ماجرای حضرت یونس می ماند، ناراحت شده عصبانی شده و رفته...

**من جوابم را نگرفتم، تصور من این است که نظام حزبی با تکلیف شرعی تعارض دارد، شهید بهشتی می گوید حزب یک معبد است و باید کار تشکیلاتی کند، این درست است اما وقتی زمان انتخاب می رسد، من می گویم این 30 نفری که حزب تعیین کرده را نمی‌توانم قبول کنم، اصلا در انتخابات ریاست جمهوری نمیتوانم به کاندیدای حزب موتلفه رای بدهم، نه فقط من یک نفر، شاید صد یا دویست نفر یاحنی بیشتر احساس تکلیف شرعی کردند که مثلا به 25 نفر از آن لیست رای بدهند نه همه 30 نفر. آن وقت این چه کار حزبی است؟ این چه حزبی است که حرفش را نیروهایش نمی خوانند؟
احسنت، اینکه شما می گویید من نمی توانم به این 30 نفر رای بدهم، آیا حق اعمال نظرت را داری یا نداری؟ یک زمانی است که تشخیص می دهی که چون حزب چیزی را می گوید که اگر انجام ندهم آسیب دارد و مثلا فلانی رای می آورد من از روی مصلحت و ضرورت به این 30 رای می دهم.

**حرفم در مقام عمل نیست آقای دکتر، در مقام نظر تعارض بین تکلیف شرعی و تکلیف حزبی چه می شود؟
این یک بحث اساسی در جامعه ما است که آیا حزب سلب اراده می کند؟ آیا حزب حق افراد را در تشخیصی که می دهند جهت می دهد؟ احزاب غربی می‌گویند هرچه حزب گفت باید همه گوش بدهند نه.حزب موتلفه به عنوان حزب اسلامی این را نمی گوید. می گوید حزب حق ندارد وقتی تشخیص آقای فلانی برای خودش حق است و حزب نتوانسته او را در مسیر تصمیمش اقناع کند مصلحت و ضرورت نمی‌بیند که رای بدهد نبایداین حق انسانی آقای فلانی را بگیرد. این یعنی شما در درون حزب آزاد هستی نه مجبور.


**حتی این آزادی را تا آنجا قبول دارید که عضو حزب علیه تصمیم حزب حرف بزند؟
بله اگر وظیفه شرعی می یابی بگو .اما آیا اینکار را می کنی یا نمی کنی؟ نه. درپناه این قضیه وقتی ما انسان حزبی خود را انسانی تکلیف محور و حق محور بار آوردیم او احساس می کند که حق نیست که حزب را بشکنم . یک زمانی فرد را اجبار یا تهدید می کنیم که اگر فلان کار را نکنی از حزب بیرونت می کنیم نه ما اینکار ار نمی کنیم. ما می گوییم احترام ما به شما و اساسا مبنای عضویت افراد در حزب در این است که عمل به حق کنیم، تکلیف شرعی انجام دهیم.


**فرض کنید همین در جبهه مقابل شما اتفاق بیفتد، یک فرد اصلاح طلبی حرف حزب خودش را قبول نداشته باشد، انتظار ندارید که این آدم علنی علیه آن حزب قیام کند و بگوید تصمیم حزبتان اشتباه است و من عمل نمی کنم؟
ما که معتقدیم آن گروه باید به این فرد آزادی بدهد که او بتواند نظرش را اعلام کند. اما آنها این تفکر را ندارند.

**آنها هم مثل شمامی گویند اقتضای حزب این نیست که فرد بیاید سروصدا به راه بیندازد ...
نه من می گویم اگر وظیفه شرعی او این است بیاید سروصدا هم بکند.

**ولی می گویید در عمل نباید اینکار را بکند.

نه من می‌گویم اگر خودش تشخیص داد و اگر حق را در این می بیند که جنجال به پا نکند خب اینکار را نکند اما اگر تشخیص اش بر این است که سروصدا کند خب اینکار را بکند.

**اگر من درون حزب علیه سران حزب اعتراض کنم ولی در بیرون سکوت کنم این روش درستی است؟
مربوط به خودتان است اگر درست می دانید درست است اگر...

**پس چرا ما اصولگرایان به اصلاح طلبان می گوییم آهای اصلاح طلبان چرا به سران تان اعتراض نمی کنید؟
گمان نمی کنم هیچوقت چنین چیزی را از ما شنیده باشید. نه از من، نه از عسگراولادی مرحوم، نه نبی حبیبی .

**ولی صریحا گفته می شود آقایان اصلاح طلب چرا نیامدید علیه فلان آدم حرف بزنید، شما که می دانستید فاسد است...
نه این بحث دوم است. اینکه شما می گویید چرا اینجا فریاد نزدید می گوییم آیا فریاد زدن تکلیف شرعی مان بود؟ اگر نظر شما این است خب ما را قانع کن که تکلیف شرعی ات است و برو داد بزن. اگر تکلیف شرعی مان این است که داد نزنیم یا در درون خودمان داد بزنیم به آن تکلیف عمل می کنیم. اساسا مبنای عمل، حرف، گفتار و پندارمن حجت شرعی است. اگر این حجت شرعی را می خواهیم انجام دهیم ، به فهم خودمان از مبانی دینی و اسلامی عمل می کنیم. یا اینکه حکم ولی فقیه است که به آن ایمان داریم و عمل می کنیم. امام به بهشتی می‌گویند در مقابل بنی صدر سکوت کن، می رود در مسجد امام می گوید من سکوت می کنم. یک زمانی هم هست هیچ کدام از این دوتا نیست می‌رسیم به اینجا که الان مقتضای روز این است که چه کنم چه نکنم می روم تحقیق می کنم و آن را هم معلوم می کنم. اگر ما در درون حزب توانستیم استقلال عضو حزب را حفظ کنیم ،آزادی اش را حفظ کنیم و او را به انجام وظیفه الهی نه منفعت محوری، تعصبات گروهی و جناحی برسانیم این پیروزی، آزادی و استقلال است. یک عمری که جنگیدیم برای استقلال و آزادی برای این نبوده که فقط در جامعه آزادی بیانی باشد و چهارتا حرف بزنند. این یک آزادی مهار شده است.

خدا انسان را با حریت آفریده است. ما اگر بخواهیم انسان با تراز اول اسلامی به جامعه بشناسانیم و حزب تراز اول اسلامی بسازیم باید این آزادی و استقلال و حق انتخاب، رای، اعتراض، مخالفت و داوبیداد کردن و...را برای افراد قائل باشیم.
جامعه ما به جایی رسیده است که نیاز به یک حزب پاک، سالم، خدامحور و نظام محور دارد. لذا به هرکسی که برسید می گوید حزب لازم است.

**پس چرا انجام نمی شود..
ما رسیدیم به اینجا که شخصیت‌های موثر و بزرگی مثل آقای مهدوی کنی از دنیا رفتند یا برخی ها پیر شدند. الان باید جای این شخصیت‌ها را چهره های جدید بگیرد؟ هنوز نه. پس چه کسی باید بگیرد؟ یک شخصیت حقوقی. این شخصیت حقوقی حزب است. همه به جایی رسیده اند که نیاز به بودن حزب را حس می کنند.

موتلفه در انتخابات ریاست جمهوری یک نامزد مستقل خواهد داشت

اینجاست که موتلفه اسلامی احساس وظیفه می کند که در تحزب برای مردم کار کند به همین علت هم الان همه می‌پرسند موتلفه در انتخابات ریاست جمهوری آینده چه کار می کند؟ آیا دوباره جمع می شود و یک عده را دور یک میز می نشاند و می گوید اقای فلان و فلان و گروه فلان و فلان بیایید و از بین آنها یکی را انتخاب کنید؟ نه اینگونه نیست. الان مصوبه قطعی شورای مرکزی ما این است که موتلفه در انتخابات ریاست جمهوری یک نامزد موتلفه ای مستقل را به جامعه معرفی کند. این سیاست جدید حزب است.

**یعنی تکلیف شرعی الان شما.
بله تکلیف شرعی الان ما این است. نه به عنوان اینکه یک حزب هستیم حتما باید یک نامزد داشته باشیم یا قدرت در دست ما باشد، اگر بحث قدرت باشد که شرک است. ما می خواهیم حزب توحیدی خدامحور باشیم نه حزب شرک. این خبر قطعی ما است که در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری یک نامزد موتلفه ای مستقل را به جامعه معرفی می کنیم.

**مثلا آقای آل اسحاق.
نه هنوز شخص‌اش را معلوم نکردیم.

**آن فرد حتما حزبی است یا ممکن است از بین صالحین بیرون باشد؟
تا الان حزبی است. یک نفر از اعضای حزب را معرفی میکنیم. این عضو حزب نامزد حزبی موتلفه اسلامی در انتخابات است که دیدگاه ها، نظرات و ایده های موتلفه را برای جامعه باز می کند. در نهایت هم می‌بینیم که خط ولایت چیست آیا باید آن اخر کار یک ائتلاف شود و کنار برویم یا بمانیم.

**این نامزد را چه زمانی قرار است معرفی کنید؟
این خبر را فعلا دادیم ولی زمانش هنوز معلوم نیست. مهم این است که الان رسالت و تکلیف شرعی ما این است. ما احساس می‌کنیم که جامعه در شرایط فعلی نیاز به حزب دارد که باید پشتوانه جدی باشد و با طرحی ضربتی و محکم، مسائل عمومی جامعه را باز کند و بتواند نظام نوین تمدن اسلامی که آقا فرمودند را عملیاتی کند. دولت و جامعه نمونه اسلامی داشته باشیم و تنها حزبی که 51 سال قبل در اساسنامه نوشته دولت کریمه و جامعه نمونه اسلامی حزب موتلفه است. امروز نیاز جامعه به یک حزب اسلامی است که قوی باشد، پاک باشد، مردمی باشد و تدبیر داشته باشد. الان بهترین چهره هایی که در انقلاب می بینید موتلفه ای هستند، برای قوه قضاییه بهترین چهره شهید بهشتی است، برای دادستانی قدوسی و لاجوردی،

**این یک مقدار خودستایی نیست؟
نه نیست.

**قبل از انقلاب هرکسی که مذهبی بود به نحوی به هیات های موتلفه منسوب می‌شد و رابطه داشت
آن که سر جای خود ولی...

**شما آقای هاشمی را هم موتلفه ای می‌دانید چون می گویید در جلسات حزب شما سخنرانی می کرد.
بله هست.

**پس همان مزاحی می شود که شما خدا را هم موتلفه ای می دانید(خنده)
نه.(خنده). آقای بهشتی مگر جز شهدای روحانیت موتلفه نیست، مگر آیت الله مطهری جز شهدای روحانیت ما نیست.؟

**درست است ولی این مصادره کردن...
نه اصلا مصادره نمی‌کنیم. اینها خودشان هم اذعان داشتند که موتلفه ای هستند. آقای رجایی می‌گوید وقتی سران موتلفه در سال 43 دستگیر شدند من و مرحوم فدایی، شهید باهنر و جلال الدین فارسی حزب موتلفه را اداره کردیم. پس بهترین رییس جمهور که رجایی بود در حزب ما بوده است. من نمی گویم خاطراتش می گوید. قوی ترین چریک کیست؟ اندرزگو که موتلفه ای است. قوی ترین زندانبان کچویی و لاجوردی، بهترین امدادگر عسگراولادی و...اینها همه موتلفه ای هستند.

**قبول دارم، من می گویم شما یک آدم خوب را نام ببرید که غیرموتلفه ای بوده باشد.
هستند مثل بچه های گروه ابوذر.

**طیف محسن رضایی و ...؟
آنها ذهنیت خودشان را داشتند ولی با موتلفه در ارتباط بودند. گروه منصورون از طریق شهید عباسعلی ناطق نوری با شهید عراقی در ارتباط بودند. همین گروه ابوذر از طریق شهید اسلامی با مرحوم فاکر و ربانی شیرازی در ارتباط بودند.

**آقای بادامچیان موتلفه با کادرهای های اولیه سازمان مجاهدین خلق ارتباطی نداشته؟ هیچ وقت عضو یا سمپات موتلفه نبودند؟
نه. سال 49 در منزل شهید لاجوردی جمع شدیم. گفتیم زیرسازی ها بعد از 15 خرداد انجام شده است و اکنون آمادگی داریم که حرکت مسلحانه و سیاسی را گسترش داده و کار جدی کنیم. خاطرم هست حتی آن روز ظهر آقای لاجوردی ناهار به ما آبگوشت داد. در آن جلسه بحث شد که یک گروه دانشجویی هستند که قوی و مسلط هستندو می شود با آنها همراهی کرد. اختلاف شد بین ما که آیا با آنها همراهی کنیم یا خودمان عمل کنیم. خدمت آیت الله شهید مطهری رسیدیم ایشان فرمودند اینها (سازمان مجاهدین) سازمان خوبی هستند اقای طالقانی تاییدشان می کند. حتی آقای مطهری هم تایید کرده بود. اقای هاشمی، طالقانی و مهدوی هم تایید کردند. منتهی در آن جلسه دو بخش شدیم مرحوم آقای شفیق و بعضی های دیگر حاضر نشدند و گفتند ما باید از امام بپرسیم و چون امام چیزی به ما نگفته و سوال غیرمستقیم هم کردیم آره یا نه نگفتند پس ما قبول نداریم. ولی من، شهید اسلامی، اندرزگو، رفیقدوست و ...به جلسات آن سازمان رفتیم. من چریک همه جانبه آن سازمان بودم. متاسفانه اینها با ما صاف و صادق برخورد نکردند.

**پیش چه کسانی رفتید؟
همه شان، حنیف نژاد، بدیع زادگان.. در کل معتقدم در بین اینها افراد خوب هم بود ولی افکارشان فقاهتی و روحانیتی نبود . برخی هم که کلا افکار کمونیستی داشتند. بدتر از همه اینکه صادق نبودند. اینها جهان بینی خودشان را برای من نگفتند. من وقتی سال 53 به زندان کمیته مشترک افتادم با صادق زیباکلام 40 روز انفرادی بودیم. در آنجا من او را تخلیه اطلاعاتی کردم. از حرفهای او متوجه شدم که سازمان دچار انحراف شده بود. صادق با آنها قاطی شده بود و اطلاع داشت ضمن اینکه نمی دانست من چکاره هستم. به او گفتم من یک انسان صاف و صادقی هستم و بخاطر خواهرزاده شهید امانی بودن به زندان افتاده ام و چند روز دیگر هم آزاد می شوم. بعد از انفرادی هم که به بند 5 رفتیم با حسین خراسانی که از سران منافقین بود با او هم سلول شدیم از او درآوردم که سازمان کاملا منحرف شده است.

**حتی تیپ هایی مثل صمدیه لباف و شهید واقفی که...
صمدیه لباف بعدا به سازمان پیوست و جزء نفرات اول نبود.

**ولی کادر اصلی بودند.
بله بودند. من هم کشته نشدم اگر کشته شده بودم کادر اصلی سازمان می شدم. من هم چریک همه جانبه بودم. رابط من اقای خوشدل بود که با ذوالانوار کشته شد. ساواک می دانست من فعال هستم ولی چون کسی لو نداده بود نمی دانست که چه کاری انجام می دهم. بنابراین سران اینها مغرض التقاطی و غیرصادق بودند . من در زندان قصر به ابوالفضل کبیر گفتم جهان بینی شما این مشکلات را دارد برای من برهان نظم گفت درحالیکه کتاب ها و آثارشان را از ما پنهان می کردند از همان ابتدا نفاق وجود داشت و قوی هم بود. آنقدر قوی بود که سر همه ما و علما کلاه گذاشتند.

**ارتباط موتلفه با افرادی چون بازرگان، سحابی که افرادی مذهبی بودند ولی شاید انقلابی نبودند چطور بود، آیا ارتباطات مذهبی داشتید؟
بله. با اقای بازرگان ارتباط داشتیم. خانه پدری ایشان حاج عباسفلی بازرگان در گذر قلی نزدیک منزل پدری ما بود. با خود ایشان سابقه کار داشتیم. در نهضت آزادی هم بعد از تاسیس در سال 1340 شهید علی درخشان یا شهید اسلامی عضو نهضت آزادی بودند. در زندان با هم بودیم، رفیق بودیم. غریبه نبودیم اما از همان زمان اختلاف نظر داشتیم ولی با همین سیاست که با همه حرف می‌زنیم و مشکلی نداشتیم با آنها هم ارتباط داشتیم. لذا مرحوم صادق امانی و لاجوردی یکبار پای صحبت های مرحوم بازرگان رفتند و حسابی او را در بحث های اسلامی که تحت تاثیر فرهنگ غرب می گفت محکوم کردند. اما دعوا نمی‌کردیم. کما اینکه ما قبل از انقلاب با کمونیست ها دعوا نمی کردیم. راه خودمان را می رفتیم این نوع تعامل و تفاهم در مبارزات قبل از انقلاب وجود داشت.

کشمیری را بهزاد نبوی آورده بود

**اخیرا خبرهایی درباره دستیگری کشمیری و کلاهی مطرح شد که در نهایت مشخص شد درست نبوده و منظور از دستگیری عامل دخیل در انفجاز حزب جمهوری یک زن بوده است. شما با کشمیری و کلاهی در دوران مبارزات آشنایی داشتید؟
نه من با کشمیری که ارتباطی نداشتم و نمی شناختم.اقای کشمیری توسط بهزاد نبوی آمده بود.

**اصلا قبل از انقلاب کشمیری و کلاهی در سازمان آدم های مطرحی بودند؟
نه کلاهی که یک پسربچه جوانی بود و نفوذی در حزب بود که آن شب باعث انفجار شد. کشمیری را هم بهزاد نبوی آورده بود. کشمیری و تقی محمدی هر دو مامور بودند که انفجار را انجام دهند. محمدی میگوید دو سه روز قبل قرار بود من آن انفجار را انجام دهم ولی در نهایت کشمیری آن کار را کرد و در نهایت کلاهی و کشمیری را فراری دادند. از همان زمان هم تحت حفاظت آنها هستند،هر دو هم زنده هستند.

**پیش‌بینی شما از انتخابات هیات رییسه مجلس چیست؟ فکر می کنید آقای عارف رای دارد؟
اولا بعید است که نمایندگان فعلی حتی از تیپ اصلاح‌طلب به میل خودشان به عارف رای بدهند. عارف تجربه نمایندگی ندارد و تسلط هم ندارد.

مصلحت نیست عارف رییس مجلس شود

اگر عارف رییس مجلس شود طبعا 130 تا 140 نماینده به شدت با او مخالفت خواهند کرد خصوصا دوستان طیف پایداری که معلوم است به هیچ وجه با عارف کنار نمی آیند. رییسی که نصف مجلس با او مخالفت کند می تواند مجلس را اداره کند؟ سال بعدش به شدت شکست می خورد.

از سوی دیگر وقتی او رییس شود که اقای لاریجانی نایب رییس نمی‌شود، در صحن می‌نشیند. در مجلس یک رییس بالا داریم و چندتا کارگردان پایین که صحنه پایین را آنها اداره می کنند. حساب کنید که عارف بالا نشسته و دکتر لاریجانی پایین را کارگردانی می کند.

من مصلحت نمی دانم که عارف رای بیاورد. حتی مصلحت دولت هم نیست خصوصا در یک سال باقیمانده تا انتخابات ریاست جمهوری مصلحت است که با لاریجانی باشد والا مجلسی که نصفش با دولت مخالف است چطوری می تواند با دولت همکاری کند. لاریجانی که باشد این صد و چند نفر با او همراهی می کنند . بنابراین مصلحت دولت و جریان اعتدال و اصلاح طلب این است که لاریجانی رییس شود.

**حزب موتلفه برای انتخابات شورای شهر مثل انتخابات ریاست جمهوری برنامه دارد؟
بله کار می کنیم. شورای شهری که الان هست نتوانسته خیلی کار کند، دعوا، برخورد و مشکلات در آن زیاد است. اگر چمران هم رییس نبود که مصیبت بود، اگر قالیباف هم شهردار نبود باز هم مصیبت بود. دعوایی که با خانم راستگو کردند به ضررشان تمام شد. ما بیشتر باید افراد را معرفی کنیم .

**با نگاهی که الان به آقای قالیباف دارید یعنی موتلفه موافق است که قالیباف شهردار بماند؟
معلوم نیست نمی شود از الان و قبل از انتخاب شورای شهر شهردار را انتخاب کنیم. اول باید اعضای مناسب برای شورای شهر معرفی کنیم. بعد از اینکه رای بیاورند. خاطرتان هست که در شورای شهر اول چه کار کردند.

حتی معتقدم در این دوره مجلس با این رایی که اصلاح طلبان اوردند مگر اینکه با تدبیر عمل کنند والا پایانش همان مجلس ششم می شود. همین کاری که سر خانم خالقی درآوردند چه بود؟ بی سروصدا موضوع را ول می کردند ولی بنده خدا را گرفتار کردند و آبروی او را بردند. حداقل احترام عضوشان را نگه می داشتند. اشتباه دوستان دولت هم این بود که این موضوع را مطرح کردند. و مجبور شدند پرونده را به شورای عالی حل اختلاف قوا بفرستند.

**گویا نتیجه بررسی آن شورا هم رسما اعلام نشده
چرا اعلام کردند که حق با شورای نگهبان است.

**در اتخابات اخیر،انتقادات به شورای نگهبان بالا گرفت.فکر می کنید تکلیف شرعی ما این حکم را می کند که اگر خلافی از شورای نگهبان دیدیم سکوت کنیم؟
نه به رهبری بگویید.

**اگر دست مان نرسید چه کار کنیم؟
نامه بنویسید به رهبری . رهبری بر روی نهادهایی که زیر نظرشان هستند حساس هستند. همه جای دنیا شوراهای عالی که حرف آخر را می زنند ،حرفشان مورد قبول است.

**در دیگر کشورها این شوراها مستقیما مداخله در کاری نمی کنند و فقط داوری میکنند. الان شورای نگهبان در واقع مجری بخشی از انتخابات است اما همزمان داور انتخابات هم هست.

در خود آمریکا آخرین جایگاهی که نمی شود روی آن حرف زد دیوان عالی است و آقای رییس جمهور.
**ولی این دیوان عالی برگزار کننده انتخابات و داور انتخابات که نیست .شورای نگهبان ما هم داور است هم مجری. یعنی ما باید از داور به داور شکایت کنیم؟ این یک نوع دور است.
آن دیوان عالی هم در خیلی از مسائل داوری می کند و کسی هم نمی تواند از آنجا شکایت کند.در ایران هم شورای نگهبان بالاترین مقام است و کسی نمی تواند از آن شکایت کند. اما می توان به ولی امر که منصوب کننده اعضای این شورا است اگر نکته ای وجود داشت منتقل کرد.

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «نقل قول بادامچیان از آیت الله مهدوی کنی درباره احمدی نژاد» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات