سرمقاله اطلاعات جبر یا اختیار؟

سرمقاله اطلاعات/ جبر یا اختیار؟

اطلاعات/ « جبر یا اختیار؟ » عنوان یادداشت سردبیر روزنامه اطلاعات، علیرضا خانی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

استقبال خوانندگان از مقاله هفته گذشته با عنوان سبک زندگی نشان از واقعیت بین‌الاذهانی این موضوع دارد. سبک زندگی، بر خلاف تصور ظاهری، به معنای نوع زندگی سنتی یا مدرن و شهری یا روستایی نیست. سبک زندگی، مقوله بسیط و اثرگذاری است که رفتارهای فردی و شهروندی، روابط بین فردی، روابط اجتماعی، نگاه به موضوعات، احساسات، عواطف، زیست اجتماعی، چشم‌اندازهای پیش‌رو و هدف‌گذاری‌های آینده را در بر می‌گیرد.
سبک زندگی هم باعث می‌شود آدم‌ها زودتر تصلب شرائین و فشارخون و دیابت و ورم مفاصل بگیرند و هم باعث می‌شود همسایه طبقه پایین یا بالا را نشناسند.
چند دهه پیش، در همین زندگی شهری، با اینکه هم تلفن بود و هم خودرو و هم تلویزیون، آدم‌ها برای عیادت از بیماری در آن سوی محله خود را موظف و مکلف می‌دانستند اما اکنون از مرگ همسایه روبرویی یا بالاسری هم مطلع نمی‌شوند. دقت کنید که این تفاوت شهر و روستا نیست، این تفاوت زندگی شهری در دو مقطع زمانی نسبتاً نزدیک است. تغییر آرام و نامرئی سبک زندگی باعث بروز تغییرات شگفتی در رفتارهای آدمیان می‌شود که برخی نمودهای آن عینی و مرئی و برخی دیگر زیرپوستی و نامرئی‌اند. آدم‌ها، چنان در سبک زندگی وارد و غرق می‌شوند که هرگز خود نمی‌دانند تا چه پایه سبک زندگی، آنها را به اسارت گرفته است. برای همین هم هست که حتی گاه که دست به انتخاب می‌زنند، از میان چند الگوی از پیش تعیین شده به ناچار یکی را برمی‌گزینند و گمان می‌برند خود انتخاب کرده‌اند!
آلودگی هوا یکی از مظاهر سبک زندگی امروزی است. همه مردم، از همه اقشار و طبقات اجتماعی و فرهنگی، از بقال تا وزیر و از سبزی‌فروش دوره‌گرد تا پزشک جراح، یکراستا منتقد حضور این همه خودرو در شهرند و می‌گویند این میزان خودرو که هر روز زیاد و زیادتر می‌شود، باعث این آلودگی مخرب و مرگ‌بار است، اما هیچ کدام حاضر نیستند سبک زندگی‌شان را اندکی تغییر دهند و از اتومبیل‌شان دست بکشند و چشم بپوشند.
این، مظهر تسلط سبک زندگی بر همه خواسته‌های فردی است. از این جالب‌تر، وقتی برای مقابله با عوارض این سبک زندگی و مخالفت سمبلیک با حضور این حجم اتومبیل در شهر، شهرداری یا تربیت‌بدنی مسابقه پیاده‌روی عمومی می‌گذارد، در پایان به برنده مسابقه یک دستگاه اتومبیل هدیه می‌دهند!
سبک زندگی یعنی غلبه هولناک یک چارچوب از پیش‌ تعیین شده اندیشه‌ای، رفتاری و هنجاری بر اساس ارزش‌های مسلط نظام جهانی بر زندگی فردی و کنش‌های اجتماعی آدم‌ها به طوری که هرگاه بخواهند تصمیمی خارج از آن بگیرند یا کنشی خارج از آن انجام دهند، مجموعه نیرو‌های درون سیستم آن‌ها را بر حذر می‌دارد یا زمانی که آدم‌ها می‌خواهند رفتاری بیرون از آن داشته باشند، همان نظام مسلط، آن‌ها را به سمتی در درون مجموعه می‌برد و انتخابی پیش پایشان می‌گذارد که آن‌ها گمان می‌برند خود انتخاب کرده‌اند …
سبک زندگی یعنی ویراژ دادن و رانندگی پرشتاب و پراسترس در بزرگراه‌های شهر برای رسیدن به خانه و بعد نشستن پای تلویزیون و تخمه آفتابگردان خوردن. بی‌آنکه بدانیم آن همه عجله و استرس و بوق برای چه بود …
سبک زندگی یعنی، تسلط بی‌چون و چرای این اندیشه بر بسیاری از زنان، ولو در طبقات پایین‌تر از متوسط، که تعداد کفش‌هایشان لامحاله بر شأن و جایگاهشان اثر دارد یا، حتی اگر در مضیقه معیشتی‌اند، برای یک میهمانی ساده خانوادگی هم باید چند نوع غذا و دسر داشته باشند …
سبک زندگی یعنی سفر به آنتالیا یا پوکت یا شهر ماکت مانند دوبی، نماد «تحرک طبقاتی»* و افتخار شود برای برخی ساکنان سرزمین کهنی که قبل از پیدایش آن‌ شهرها، تمدنی عظیم برافراشته بودند …
سبک زندگی یعنی عمده پورشه‌هایی که وارد بازار خاورمیانه شده است، به تأسی از سبک زندگی غربی، وارد تهران شود …
سبک زندگی یعنی اولویت دادن به هزینه‌های زندگی به ترتیب از مهم‌ترین موضوع یعنی جراحی پلاستیک دماغ تا کم‌اهمیت‌ترین موضوع یعنی کتاب!
سبک زندگی یعنی برج‌، یعنی ساختن خانه‌هایی با شیشه‌های بلند قدی، در هُرم آفتاب کویر، به تقلید از شهرهای اروپایی که به خاطر نداشتن آفتاب پنجره‌هایشان را بزرگ می‌گیرند …
ما گروگان سبک زندگی هستیم. این سبک زندگی ما نبوده است. این سبک با هیچ الگویی از تاریخ ملی و دینی و اقلیمی و فرهنگی ما سازگار نیست … این سبک زندگی را ما از نظام جهانی انتخاب کرده‌ایم که پارادایم فکری غرب بر آن مسلط است.
ما گمان می‌کنیم انتخاب کرده‌ایم، بلکه انتخاب شده‌ایم… اما همان‌ها که این سبک‌ها را، متناسب با فضای فکری و اقتصادی و تاریخی و جغرافیایی و اقلیمی خود ساخته‌اند، مدام برای کاستن از عوارض و افزودن بر عوایدش، دست به نقد مستمر و تغییر مداوم آن‌ می‌زنند… ما اما، چندین گام عقب‌تر، هنوز در گیر و دار برساخته‌های منسوخ آن هستیم … در این باره بیشتر خواهیم گفت…
* تحرک طبقاتی یعنی رفتن از یک طبقه اجتماعی (مثلاً متوسط) به طبقه اجتماعی دیگر (مثلاً بالا).


[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «سرمقاله اطلاعات جبر یا اختیار؟ » اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات