سرمقاله جمهوری اسلامی نسبت ما با فرهنگ مهدویّت

سرمقاله جمهوری اسلامی/ نسبت ما با فرهنگ مهدویّت

جمهوری اسلامی/ « نسبت ما با فرهنگ مهدویّت » عنوان سرمقاله در روزنامه جمهوری اسلامی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

بسم‌الله الرحمن الرحیم
انتظار قیام یک مصلح کل که با برقراری حکومت واحد جهانی سراسر کره زمین را پر از عدل و داد کند، مورد اتفاق تمام ادیان توحیدی و حتی آئین‌های غیرتوحیدی است. همین اتفاق نظر نشانه خوبی برای اصالت اعتقاد به این موضوع است هر چند ما که اعتقادمان به سرچشمه وحی متصل است، بدون این اتفاق نظر هم در اعتقاد خود استواریم.
درباره کار بزرگی که این مصلح کل انجام خواهد داد، قبل از آنکه امکانات ارتباطی گسترده امروزی در اختیار انسان قرار بگیرد تردیدهائی وجود داشت، اما امروز که معلوم شده انسان می‌تواند بطور مستقیم و بدون فوت وقت از هر نقطه کره زمین با نقطه دیگر هر قدر هم که دور باشد ارتباط صوتی و تصویری داشته باشد، دیگر جائی برای این تردید باقی نمانده است. بدین ترتیب، علاوه بر اصل وجود مصلح کل، درباره کار بزرگی که او خواهد کرد نیز ابهامی وجود ندارد.
اختلاف نظر درباره جزئیات،‌ هر چند در جای خود بسیار مهم است ولی در اصل موضوع تفاوتی ایجاد نمی‌کند. اینکه پیروان تمام ادیان توحیدی و آئین‌های غیرتوحیدی در انتظار مصلحی باشند که جهان آشفته و پر از فساد و ظلم را با تشکیل حکومت واحد جهانی و برقراری عدالت، به سرنوشت مثبت می‌رساند، مقوله بسیار مهمی است که باید قدر آن را دانست و از مواهب آن برخوردار شد.
ما شیعیان و به ویژه ما ایرانیان، به دلیل برخورداری از نظام اسلامی مبتنی بر تعالیم اهل بیت علیهم السلام که مهدویت از مهم‌ترین محورهای آنست، باید بیش از دیگران برای برخوردار ساختن جامعه و جهان از مواهب اتفاق نظر پیروان ادیان و آئین‌ها درباره اعتقاد به مصلح کل که خواهد آمد و حکومت واحد جهانی مبتنی بر عدالت که تشکیل خواهد داد تلاش نمائیم. مطالعه ادیان،‌ مذاهب و آئین‌ها به روشنی نشان می‌دهد نسبت ما با فرهنگ مهدویت در اعتقادات و نظریه‌پردازی بسیار بیشتر از دیگران است. به همین جهت این انتظار از ما وجود دارد که سهم بیشتری در ترویج فرهنگ مهدویت و فراهم ساختن زمینه ظهور داشته باشیم.
جامعه ایرانی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی با مشکلاتی در زمینه ترویج فرهنگ مهدویت مواجه بود که نفوذ فرقه ضاله و استعمار ساخته بهائیت در دربار پهلوی و سیطره بر بسیاری از مجاری امور یکی از آنها بود. مشکل بزرگ تر، وجود انجمن حجتیه بود که به بهانه مبارزه با بهائیت، اصل اعتقاد به امام زمان علیه السلام و انتظار فرج که با جهاد و مبارزه سیاسی علیه طواغیت همراه است را کنار می‌گذاشت و عدم دخالت در سیاست و بی‌تفاوتی در برابر مظالم رژیم پهلوی و قدرت‌های استعماری را ترویج می‌کرد. در آن فضا، نیروهای انقلابی ناچار بودند از یکطرف با رژیم طاغوت و اربابانش مبارزه کنند و از طرف دیگر با موانعی همچون انجمن حجتیه درگیر باشند. وجود چنین موانعی بود که مبارزه را بسیار دشوار می‌کرد و امام خمینی از همین قبیل موانع شکوه‌های بسیار داشت.
با پیروزی انقلاب اسلامی، انجمن حجتیه و بهائیت هر دو منزوی شدند ولی از پا ننشستند بلکه به صورت زیر زمینی به عملیات خود ادامه دادند. بهائیت، با حمایت‌های مالی، سیاسی و تبلیغاتی قدرت‌های خارجی و رژیم صهیونیستی اکنون در داخل کشور فعال است و انجمن حجتیه نیز باز هم به بهانه فعال بودن بهائیت، خود را برای به صحنه آمدن محق می‌پندارد. مهم‌تر اینکه عناصر انجمن حجتیه تلاش می‌کنند در ارکان نظام نفوذ کنند و روحیه انقلابی را از مردم بگیرند.
با قطع نظر از این موانع و مشکلات، در اردوگاه مذهبی ما نیز رفتارهائی وجود دارد و سخنانی گفته می‌شود که با فرهنگ مهدویت هیچ نسبتی ندارد. با اینکه انقلاب با رهبری روحانیت به پیروزی رسید، اکنون مداحان صحنه گردان شده‌اند و برای مردم خط اعتقادی ترسیم می‌کنند. بعضی از آنها هر دروغی که به ذهنشان برسد را می‌گویند تا بیشتر مشتری جلب و جمع کنند حتی اگر فرهنگ مهدویت را مخدوش نمایند. فرهنگ مهدویت، فرهنگ انتظار همراه با مبارزه مبتنی بر اسلام ناب است نه دروغ و خیال و دکان داری‌های عوام فریبانه.‌ متاسفانه این دکان داری‌ها و فریبکاری‌ها اعتقادات را سست می‌کند و عده‌ای را با نگرش‌های ظاهری و سطحی به صحنه‌ای می‌کشاند که چون با ریشه و اساس فرهنگ مهدویت بیگانه است، بسیار زود دچار تزلزل می‌شود. تاسف بالاتر در اینست که امکانات تبلیغی و حمایت‌های همه جانبه‌ای نیز در اختیار این خط انحرافی قرار می‌گیرد و هر روز به صورت غیرعادی تقویت می‌شود.
نظام جمهوری اسلامی که قانون اساسی آن، حاکمیت را نیابت از امام زمان علیه السلام می‌داند، موظف است فرهنگ مهدویت را از پیرایه‌ها پالایش کند تا بتواند اعتقاد واقعی به مصلح کل و تشکیل حکومت واحد جهانی را تقویت نماید و به صورت ریشه‌ای در جان‌ها رسوخ دهد. با توجه به این وظیفه خطیر، اکنون دو تکلیف بزرگ بر دوش مسئولین نظام جمهوری اسلامی سنگینی می‌کند که با انجام صحیح آنها می‌توانند نسبت خود با مهدویت را به اثبات برسانند. تکلیف اول، ترویج اعتقادات صحیح مبتنی بر اسلام ناب درباره امام زمان علیه السلام است و تکلیف دوم پالایش فرهنگ مهدویت از پیرایه‌هائی است که به آن بسته شده و هر روز نیز بیشتر می‌شود.
اهمیت انجام این دو تکلیف در اینست که اگر نظام جمهوری اسلامی به آنها عمل کند، می‌تواند چنان جاذبه‌ای برای فرهنگ مهدویت ایجاد نماید که پیروان سایر ادیان توحیدی و حتی آئین‌های غیرتوحیدی که به اصل آمدن مصلح کل معتقدند و با ما وحدت نظر دارند، در سایر موارد و حتی جزئیات موضوع نیز به ما نزدیک شوند. این، موهبت بزرگی است که اگر بتوانیم به آن دست یابیم نسبت خود با فرهنگ مهدویت را بسیار نزدیک خواهیم کرد و قطعاً یکی از کارهای مهمی که در زمینه انتظار فرج در شرایط کنونی از ما بر می‌آید همین است.


[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «سرمقاله جمهوری اسلامی نسبت ما با فرهنگ مهدویّت » اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات