ضمن تبریک فرا رسیدن سال نو خورشیدی به تمامی هموطنان عزیز، به اطلاع می رسانیم فعالیت این وب سایت با آغاز سال جدید متوقف خواهد شد. از همراهیتان در این مدت از سپاسگزاریم.

شاهنامه خوانی ملحقات سوم - سرگذشت برزو پسر سهراب- بخش دوم

شاهنامه خوانی/ ملحقات سوم - سرگذشت برزو پسر سهراب-  بخش دوم

آخرین خبر/ همه ما عاشق شنیدن و خواندن داستان های شاهنامه ای هستیم که شخصیت هایش قهرمان ها و اسطوره های ما هستند اما چون به زبان شعر است شاید برای ما خواندن آن قدری سخت باشد و این شد که برای شما فرهنگ دوستان عزیز داستان های شاهنامه را به زبان نثر و ساده تقدیم می کنیم. باشد که لذت ببرید.

ش بود و وقتی من بربط می‌زدم او به گریه افتاد و سپس این انگشتر را به من داد . وقتی برزو انگشتر را دید خندید و فهمید که مادرش آمده است . برزو پرسید : او کیست و چه می‌کند ؟ رامشگر گفت : او بازرگان است و نامش شهروی گوهرفروش است . برزو پژمرده شد . رامشگر پرسید : چرا این‌طور در خود فرورفتی ؟ برزو گفت : آن زن مادر من است و به خاطر من اینجا آمد . این بار که نزد او رفتی بپرس که آیا مادر برزو هستی ؟ زن رامشگر قبول کرد و دفعه بعد نزد مادر برزو رفت و از او پرس‌وجو کرد . مادر برزو گفت : این را چه کسی به تو گفت ؟ رامشگر گفت : برزو همه‌چیز را برایم تعریف کرد . زن به گریه افتاد . رامشگر گفت : ساکت شو ممکن است بهرام گوهرفروش بفهمد . زن رامشگر نزد برزو رفت و گفت : آری درست است او مادرت می‌باشد . برزو گفت : چه کنم ؟ چه کسی او را نزد من می‌آورد ؟ رامشگر گفت : صبح نزدش می‌روم و باهم تدبیری می‌کنیم و اسب و سلاح تهیه می‌نمایم و سوهان برایت می‌آورم . 

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabarkhan0511@gmail.com در تماس باشید

جدیدترین اخبار منتشر شده