معترضان سینمای ایران را بشناسید

معترضان سینمای ایران را بشناسید

هفت صبح/ جیمی جامپ علی ملاقلی پور در مسابقه ستارگان ایران و ستارگان جهان که در اعتراض به کم شدن سانس فیلمش انجام داد بهانه ای شد تا 10 سینماگر معترض و نمود اعتراض شان در فیلم هایی که ساخته اند را مرور کنیم.

«جیمی جامپ» علی ملاقلی پور بهانه گزارش هفت صبح شده تا از گذر آن 10 چهره همیشه معترض سینمای ایران را تحلیل کنیم. اینکه آنها در دنیای واقعی چه خصلتی دارند که برچسب معترض می خورند، این ویژگی در فیلم هایشان چطور نمود داشته و نقطه جوش شان کجا بوده.

به این عدد می شد چهره های دیگری را هم اضافه کرد اما ملاک گزارش ثابت بودن خصلت اعتراضی سینماگران است وگرنه همین چند وقت پیش بهرام توکلی در گفتگو با هفت صبح نه تنها سینما و مناسبات که همه ارکان فرهنگی جامعه را زیر سوال برد. او اما باز هم آدمی عصبی و معترض شناخته نمی شود!

یا سعید سهیلی که پس از توقیف «گشت ارشاد» تندترین حرف ها را بر زبان راند و در مقام پاسخ سینمایی، «کلاشینکف» را ساخت. حسین فرحبخش هم که منتقد دائم سینمای دولتی و مسئولان سینمایی دهه شصت است.

اعتراض همیشه در سینمای ما وجود داشته؛ طبیعی هم هست ولی گاهی برخی از سینماگران از آن به عنوان یک ابزار کاربردی برای مطرح شدن خود و اثرشان بهره می برند و برخی اعتراض را به خدمت تئوری «فرار به جلو» درمی آورند. یعنی به جای پاسخ به نکات فنی فیلم شان به زمین و زمان گیر می دهند و حالا شده اند نماد اعتراض.

گاهی این اعتراض شکل غر زدن می گیرد و گاهی هم واقعا به کمک فیلمساز می آید. عده ای مستقیما کد می دهند و ضمیر اعتراض شان مشخص است و برخی به شکل کلی حرف می زنند... گزارش هفت صبح درباره این 10 معترض پیش روی شماست.

زنده یاد رسول ملاقلی پور

رسول ملاقلی پور شمایل کامل یک فرد معترض در سینمای ایران بود. او را حتی می توان نماد اعتراض سینمای بعد از انقلاب نامید؛ کارگردانی که انگار دائم در حال فریاد زدن بود، فریادی که طنین آن را می شد در تک تک پلان های فیلمش حس کرد. در گفتگوهای مختلف هم این بی قراری به وضوح دیده می شد.
* وقتی در آثارش معترض است: کلا آدم های فیلم هایش شاکی هستند، حالا هر کدام به نوعی. در هر فیلمی که رسول ملاقلی پور ساخته قهرمانش به یک چیزی اعتراض دارد، از حاج نصرت فیلم «افق» بگیرید تا «مهندس دوما»ی قارچ سمی، همه شان در حال اعتراض هستند یا مثل قهرمان «مجنون» آدم بی دست و پایی است که در خلوت خودش داد و فریاد می کند یا مثل «دوما» وسط شهر تهران اسلحه دستش می گیرد و همه آنهایی را که در حق او و جامعه ظلم کرده اند را به خاک و خون می کشد.

البته آدم های آرام و گوشه گیر فیلم های رسول ملاقلی پور هم آدم های معترضی هستند، فقط اینها داد و فریاد نمی کنند و با سکوت شان دست به اعتراض زده اند مثل علی «پناهنده». علی ملاقلی پور تعریف می کند که پدرش قلبی رئوف داشت اما در برابر بی عدالتی و مظلومیت بچه های جنگ آستانه تحمل پایینی داشت.

* وقتی خودش معترض است: کافی بود خدابیامرز رسول ملاقلی پور، حرف بزند؛ دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شد. کلا جزو آدم هایی بود که به اصطلاح با بولدوزر از روی طرف مقابلش رد می شد اما نکته قابل توجه در اعتراض های ملاقلی پور این بود که اعتراض هایش همه به حق بود و به نوعی با فریادهایش دادخواهی می کرد.

او در مصاحبه معروفش با اکبر نبوی در برنامه برداشت دو، تندترین انتقادها را به مسئولین سینمایی کرد اما اعتراضات او فقط به مصاحبه کردن و این چیزها خلاصه نمی شد. اوج اعتراض او خداحافظی اش از سینما بود. او در اعتراض به نامهربانی که در حق مزرعه پدری شده بود اعلام کرد عطای کار در سینما را به لقایش بخشیده است. به جریان سینما هم نقد داشت و وقتی داور جشنواره فیلم فجر شد بعد از دیدن فیلم های بی کیفیت به قدری عصبانی شده بود که فریادش در سالن به آسمان رفته بود!

* نقطه جوش: «کمکم کن» نقطه جوش ملاقلی پور در آثار سینمایی است. عصبانیت او در این فیلم آنقدر زیاد است که ماحصلش فیلمی است پر هرج و مرج با کلی صحنه های خشن که در آن فقط شاهد دست و پا شکستن آدم ها هستیم. در دنیای خارج از سینما هم زمانی که مزرعه پدری قرار شد بدون اجازه او در یکی از فرهنگسراها اکران شود با حضور در آپاراتخانه از نمایش آن جلوگیری کرد.

علی ملاقلی پور

تا قبل از اکران «قندون جهیزیه» به عنوان پسر رسول ملاقلی پور شناخته می شد اما با حرکت اخیرش وسط میدان فوتبال ستارگان ایران و جهان نشان داد که فقط اسم او را یدک نمی کشد؛ بلکه رسم او به عنوان نماد اعتراض سینمای ایران را هم حفظ کرده و شاید قرار است از این به بعد جای پدرش را اینگونه پر کند.
* وقتی در آثارش معترض است: «قندون جهیزیه»، اولین فیلم علی ملاقلی پور، یک جورهایی اعتراض به حق و ناحق هایی بود که پشت پرده سینمای ایران به وفور اتفاق می افتد. برخی دفاتر سینمایی که به اسم فیلمسازی در حمایت از افراد فرودست، به زندگی آنها وارد می شوند اما نهایتا حاضر نیستند کمترین حق و حقوق این افراد را بپردازند.

گرچه خود ملاقلی پور در هفته گذشته تاکید داشت که روی صحبتش صرفا با دفاتر سینمایی و سینماگران نیست و تیر پیکان اعتراض را به سمت تک تک افراد جامعه و کم کاری های آنها گرفته اما در این میان بیشترین اعتراض را به همین گروه وارد کرده بود. شاید هم به قول خودش برای شروع این سیر انتقادی، باید ابتدا از خودش شروع می کرد.

* وقتی خودش معترض است: اعتراض ها از زمانی شروع شد که فیلم «قندون جهیزیه» به جشنواره راه پیدا نکرد. علی ملاقلی پور چند وقت بعد در مراسم اختتامیه جشنواره شهر هنگام دریافت جوایز نسبت به دیده نشدن فیلمش توسط هیات داوران جشنواره فجر اعتراض کرد.

او گفت هیات داوران نشان داده که همیشه از مردم عقب تر است. از ابتدای اکران «قندون جهیزیه» در قالبی کاملا متفاوت با آنچه از کارگردان های دیگر سراغ داشتیم به میدان آمد. خودش لباس تبلیغاتی فیلمش را پوشید و در کوچه و خیابان و بین ماشین ها تراکت پخش کرد.

این روحیه حضور در میدان و مبارزه برای دیده شدن بیشتر فیلمش از زمانی که خبر کاهش تعداد سینماهای نمایش دهنده فیلم و واگذاری سالن ها به فیلم مجیدی مطرح شد وجهه دیگری به خودش گرفت.

* نقطه جوش: او برای اعتراض نسبت به کاهش سینماهای نمایش دهنده فیلمش، روز جمعه با لباسی که آرم «قندون جهیزیه» رویش نقش بسته بود وسط میدان فوتبال ستارگان جهان و ستارگان ایران دوید تا با این حرکت اعتراضی بتواند سالن هایش را پس بگیرد.

ابراهیم حاتمی کیا

از طیف بچه مذهبی های سینما است اما یک تفاوت اساسی با دیگران دارد و آن نوع نگاهش به جنگ و جبهه است. حاتمی کیا مواد اولیه ساخته هایش را با «احساس» می آمیزد و جنسی متفاوت از دیگر فیلم های جنگی به مخاطب عرضه می کند. غلبه احساس در فیلم هایش گاه تا مرض عصیان پیش می رود.
* وقتی در آثارش معترض است: می گویند حاتمی کیا با سومین فیلم خود یعنی «وصل نیکان» پاسخ «عروسی خوبان» مخملباف را داده که خودش البته منکر آن است. رگه های اعتراضی اما در غالب آثارش نمود دارد که غالبا به شرایط رزمندگان پس از جنگ بازمی گردد. گاه غربت و مظلومیت شان محل اعتراض است (از کرخه تا راین و آژانس شیشه ای) گاه شرایط امروز و گسست شان از جامعه و خانواده (روبان قرمز و موج مرده) و گاهی نیز گذشته شان را به رخ می کشد که نکند مسیر را اشتباه رفته اند (به نام پدر).

اعتراض به شرایط خوزستان و در مقیاس گسترده تر، ایران پس از جنگ در «ارتفاع پست» نمود می یابد و در فیلم توقیفی «گزارش یک جشن» حوادث سال 88 صدای فریاد او را بلند می کند.

* وقتی خودش معترض است: ابراهیم حاتمی کیا موقع گفتگو غالبا ناآرام است و کم پیش می آید گفته هایش جنجال آفرین نشود. گفته های او سرشار از کنایه به مسئولان است. ضمیری مشخص برای اعتراض هایش نمی توان پیدا کرد اما رد گله گذاری از شرایط سخت تولید، فضای حاکم بر سینما و البته دلخوری از شیوه نقد منتقدان هویدا است.

به مرور این اعتراض ها هم بیشتر و بیشتر شده و بعد از اکران «چ» به اوج رسید. اول با یکی از مجلات گفتگو و شرایط پس از سال 88 را به نقد کشید. در جشنواره سی و سوم فجر در دفاع از «شیار 143» نامه نوشت و در ادامه با عدم حضور در اختتامیه اعتراضش را به مسئولان سینمایی نشان داد. نگرانی همیشه در کلام حاتمی کیا وجود دارد و سعی می کند آن را به شکل های مختلف برون بریزد.

* نقطه جوش: بعد از «چ» اعتراض حاتمی کیا به اوج رسید. از حمله طوفانی به عباس کیارستمی که به رغم او به جنگ توهین کرده تا نقد جریان حاکم بر سینما در برنامه «هفت». پیش از این در سال های دورتر در حرکتی اعتراضی به بنیاد روایت، نگاتیوهای «موج مرده» که قرار بود توقیف شود را به سینما استقلال آورد و تندترین انتقادها را روانه نظامی ها کرد.

عبدالرضا کاهانی

از فیلم «هیج» به این طرف هیچ فیلمی نبوده که کاهانی آن را بدون اعتراض و جنجال به جشنواره برساند و نهایتا روانه اکران کند. بعضی اوقات حتی دامنه این اعتراض ها تا زمان ورود فیلم به شبکه نمایش خانگی و طراحی پوستر هم ادامه داشت. در واقع می شود او را یکی از کارگردان های همیشه معترض سینمای ایران دانست.
* وقتی در آثارش معترض است: اکثر فیلم های کاهانی کمدی های تلخی هستند که با نمایش زندگی فلاکت بار مردم فقیر و حاشیه نشین تهران، اعتراض کارگردان به شرایط موجود جامعه را نشان می دهند. فاش کردن آسیب های اجتماعی و شرایط دشوار زندگی مردم فرودست، از فیلم «بیست» شروع می شود و در تمام آثار بعدی اش نفوذ پیدا می کند.

گهگاه در بعضی فیلم ها مثل «بی خود و بی جهت» این اعتراض یقه عرف و برخی آداب و رسوم بی اساس طبقات سنتی را هم می گیرد. در «اسب حیوان نجیبی است» در کنار این نگاه اعتراضی به فقر، به شیوه عملکرد نیروی انتظامی هم طعنه می زند و «استراحت مطلق» همچنان اعتراض به تباهی و فروپاشی طبقه پایین دست جامعه است.

* وقتی خودش معترض است: اعتراض های کاهانی از جشنواره بیست و هشتم و با فیلم «هیچ» شروع شد. این فیلم به بخش مسابقه راه پیدا نکرد و باعث شد تا مناظره شدیدی میان کاهانی و مدیر وقت اداره نظارت و ارزشیابی شکل بگیرد. نهایتا فیلم با چند اصلاحیه اکران شد اما مدیران وقت سینما اجازه اکران این فیلم در جشنواره های خارجی را ندادند و همین زمینه اعتراض های پیاپی کاهانی را فراهم کرد.

بعد از آن «اسب حیوان نجیبی است» هم به بخش مسابقه جشنواره راه پیدا نکرد و کاهانی مجددا نامه ای پرطعنه به مدیرکل اداره نظارت و ارزشیابی نوشت و اعتراضش را رسانه ای کرد. یکی از جنجالی ترین اعتراض ها زمان فیلم «بی خود و بی جهت» صورت گرفت؛ زمان نمایش عمومی، وزارت ارشاد اعلام کرد که با کاراکتر زن چادری مشکل دارد و باید عوض شود. آن زمان کاهانی تندترین انتقادها را روانه وزارت ارشاد کرد.

* نقطه جوش: به طور کلی در تمام این ایام، اعتراضات کاهانی به عملکرد مسئولان در نقطه جوش قرار داشت و نمی شود قوت و ضعفی برایش در نظر گرفت اما سال گذشته زمانی که «استراحت مطلق» به جشنواره راه پیدا نکرد، خیلی ضربتی نشست رسانه ای گذاشت و علیه مسئولان سینما نطق بلندبالایی بیان کرد.

فریبرز عرب نیا

عرب نیا در ظاهر آدم آرامی است و همیشه هم تلاش کرده این ظاهر را حفظ کند و با حفظ سر و شکل ظاهری اعتراضش را بیان کند. یعنی اهل داد و بیداد نیست اما به موقع و به سبک و سیاق خودش اعتراضش را نشان می دهد؛ طوری هم اعتراض می کند که جماعتی را به تکاپو می اندازد.
* وقتی در آثارش معترض است: شمایل یک آدم معترض و عاصی را اولین بار در قامت کاراکتر علی در فیلم ضیافت ارائه کرد. یک مامور اطلاعاتی که انگار اعصاب درست و حسابی هم ندارد و وقتی روبروی آدم بدهای داستان قرار می گیرد طوری رفتار می کند که نشان می دهد اگر قانون جلوی دست و پایش را نگرفته بود، همانجا با یک گلوله کارشان را یکسره می کرد.

عرب نیا بعد از آن شمایلی دیگر از یک آدم معترض را در قالب کاراکتر سلطان به نمایش گذاشت. اینجا او فقط از دست یک عده شاکی نیست، او از همه شاکی است؛ از شهرداری بگیرید که محله شان را تبدیل به بزرگراه کرده، تا برج سازهایی که می خواهند سهم عشقش را بالا بکشند، تا نارفیقش که کرم نام دارد.

* وقتی خودش معترض است: او به ظاهر آدم آرامی است اما اگر همه چیز طبق قرار و قاعده ای که از قبل تعیین کرده جلو نرود، شاکی می شود و دست به اعتراض می زند. آخرین مورد هم زیاد دور نیست، همین پروژه «چ» که با حاتمی کیا به مشکل خورد و در اعتراض به اتفاق هایی که در پروژه برایش به وجود آمد، حاضر نشد در سکانس های پایانی فیلم حاضر شود. خودش می گوید آنها به تعهدشان طبق آنچه در قرارداد آمده بود عمل نکردند و به همین واسطه او دست به اعتراض زد و از کار کنار کشید. عرب نیا البته پیش از این با حضور در برنامه «هفت» در یک مصاحبه مفصل به کل جریان حاکم بر تولیدات سینمایی اعتراض کرد و همه را له کرد.

* نقطه جوش: عرب نیا سر صحنه پرتقال خونی با حامد بهداد به مشکل می خورد و با هم درگیری مختصری پیدا می کنند. او بعد از گذشت این ماجرا در برنامه «هفت» بدون اشاره مستقیم به حامد بهداد او را یک بازیگر متوهم خطاب کرد که البته این مسئله از طرف بهداد بی پاسخ نماند.

مسعود ده نمکی

به خوبی می داند که اگر وجه اعتراضی اش را کمرنگ کند هم مخاطبش را از دست می دهد و هم حرفش کم اثر می شود. ده نمکی خیلی زیرک بوده که از دوران فعالیت ژورنالیستی روی موارد حساسیت زا دست بگذارد و با فریاد و اعتراض صدای خود را به گوش خیلی ها برساند.
* وقتی در آثارش معترض است: ده نمکی بعد از اعتراض های ژورنالیستی و فریاد در دو مستندش، در نخستین اثر سینمایی روی وجه سرگرمی سینما دست گذاشت و در نهایت مخاطبان «اخراجی ها» را به عنوان یک کمدی شناختند. اعتراضی هم اگر بود در قالب نماد (حاجی گرینوف) و با مطایبه انجام شد. روی نمکین مسعود ده نمکی در ادامه این فیلم و نیز سریال هایش بیش از وَر اعتراضی اش بود. حتی در «اخراجی ها 3» که قرار بود نقدی سیمایی به رفتار سیاسیون باشد، آدم ها کاریکاتورگونه بودند و لحن فیلم کمدی.

ده نمکی در «رسوایی» هم از اعتراض و فریاد ذاتی، دست کشید تا جایی که در این فیلم و دیگر آثار، شعار جای اعتراض را گرفته. این شیوه ده نمکی در نوع خود جالب است.

* وقتی خودش معترض است: مسعود ده نمکی نماد آدم های معترض سینما است. کم پیش می آید یا بهتر است بگوییم اصلا پیش نمی آید که در گفتگویی سراغ حاشیه و فرامتن نرود. حتی اگر پرسشگر از فیلم او سوالی فنی کند در ادامه خود ده نمکی مسیر را به سمت اعتراض علیه دیگران پیش می برد. علیه کی؟ کسی نمی داند! این «آقایان» که تکیه کلام و مرجع اعتراض های ده نمکی است چه کسانی اند، هنوز رونمایی نشده اند.

البته در اینکه ده نمکی منتقد فراوان دارد و غالبا از طیفی خاص هستند، شکی نیست ولی او به جای اشاره بی پرده، کلی گویی می کند و به شکل سربسته به آنها اشاره می کند. این هم شیوه جالبی است که با اعتراض به شرایط، سمت انتقادها را عوض کنی و به ناکجاآباد ببری.

* نقطه جوش: اگر بخواهیم برای مسعود ده نمکی یک نقطه جوش معروف بیابیم باید به اختتامیه جشنواره بیست و ششم فیلم روجوع کنیم؛ جایی که او روی سن و موقع دریافت سیمرغ بهترین فیلم از نگاه تماشاگران، هیات داوران را به خاطر نادیده گرفتن فیلمش نواخت و گفت نه مرغ می خواهم نه سیمرغ.

تهمینه میلانی

اسم تهمینه میلانی با جنجال گره خورده. نوع نظرات تند و تیزش درباره مردان چه در قالب فیلم و چه در اجتماع، از او یک کارگردان معترض ساخته. با این حال اما بارها اعلام کرده که فمینیست نیست و صرفا در پی ایجاد تعادل میان زن و مرد است.
* وقتی در آثارش معترض است: سینمای میلانی به طور کلی با یک جور اعتراض آمیخته است؛ اعتراض به نادیده گرفته شدن حقوق زنان و اهمیت بیش از حد به تفکرات مردانه. در واقع در اکثر فیلم هایش سراغ نمایش زنانی می رود که در جامعه ای ناامن و در کنار قوانین جامعه مردسالار، خواسته هایشان سرکوب شده یا در معرض آسیب های فراوان هستند.

گاهی اوقات در فیلم هایی مثل «دو زن»، «واکنش پنجم» یا «زن زیادی»، جامعه مردسالار را به شدت تخریب می کند و نهایتا زن را مقابل تمام این آسیب ها، قدرتمند به تصویر می کشد. بعضی وقت ها مثل «تسویه حساب» روی قدرت بی چون و چرای او دست می گذارد و در جاهایی نظیر «آتش بس» خیلی ظریف مردان را نشانه می گیرد.

* وقتی خودش معترض است: جدای از نمایش اعتراض در فیلم ها، طی سال های مختلف حضور در سینما، بارها و بارها به مسائل مختلف هم معترض شده. در جریان اعتراض سینماگران به تبعیض قائل شدن نسبت به فیلم «اخراجی ها»، میلانی یکی از سردمداران بود. او در برنامه «مثلث» مقابل ده نمکی قرار گرفت و با کنایه و طعنه درباره حمایت های همه جانبه از ده نمکی و اخراجی ها صحبت کرد؛ صحبت هایی که بحث های بسیاری را به وجود آورد. او یک بار هم در برنامه «سینما صدا» با فرزاد حسنی درگیری لفظی پیدا کرد. او در جریان نارضایتی از انتقادهای وارد شده بر فیلم «سوپراستار»، خطاب به حسنی گفت که این حرف ها از آدم های بالا به شما دیکته شده.

* نقطه جوش: یک بار زمان فیلم «یکی از ما دو نفر» از تریبون هفت، همه مردم ایران را عقده ای معرفی کرد و بعد هم به نحوه نظرسنجی این برنامه معترض شد. همین سال گذشته برای فیلم «آتش بس 2» مجددا به برنامه هفت آمد و صحبت هایی کرد که نهایتا توهین به اعتقادات مذهبی مردم قلمداد شد و حواشی زیادی به همراه داشت.

فرج الله سلحشور
اسم فرج الله سلحشور که می آید کمتر مطلعی از اخبار و حواشی سینما ید گفته های انتقادی او می افتد. حالا نام او در دایره المعارف سینمای ایران مترادف شده با کارگردانی که سینما را مصداق فحشا می داند و هر وقت فرصتی پیدا کند به گوشه ای از آن گیر می دهد.
* وقتی در آثارش معترض است: فرج الله سلحشور یک تفاوت اساسی با معترضان سینمای ایران دارد و آن هم نوع ساخته هایش است. او سراغ آثاری رفته که محورشان روایت های مذهبی است و طبعا زمینه اعتراض در آنها فراهم نیست. («ایوب پیامبر»، «مردان آنجلس» و «یوسف پیامبر»)

سلحشور بعد از بازی در فیلم هایی مثل «توبه نصوح»، «گورکن»، «پرواز در شب»، «دنیای وارونه» و ... راهش را به تلویزیون کج کرد و حتی بارها گفته من سینمایی نیستم. آنچه از سلحشور نماد اعتراض ساخته، گفته های عریان اوست. مصداق اعتراض هایش هم کم نیستند؛ کمبود بودجه برای ساخت آثارش را شامل می شود، به انتقاد از بازیگران می رسد و به نقد رویه برخی سینماگران ختم می شود.

* وقتی خودش معترض است: محور اصلی اعتراض فرج الله سلحشور بیش از همه روی فساد سینما است. عقیده دارد این ابزار غربی است و نمی تواند در خدمت ارزش های اسلامی و انقلابی قرار گیرد. بازیگران زن هم از دست او عاصی هستند؛ بارها حرف های جنجال آفرینی بیان کرده و حرف هایش به قدری زهرآگین است که بهتر دیدیم به عنوان مصداق سراغ شان نرویم.

نظرش درباره آنجلینا جولی و واژه ای که برای توصیف زنان سینماگر به کار برد عجیب ترین اظهارنظری است که سینمای ایران به خودش دیده. سلحشور به شکل مصداقی هم به آدم ها اعتراض وارد می کند. مدیری به خاطر درآمد هنگفت «قهوه تلخ» و بنی اعتماد به خاطر اکران «قصه ها». بگومگویی هم با ده نمکی داشته.

* نقطه جوش: بگذارید از میان حرف های جنجالی سلحشور این یکی را مثال بزنیم و سراغ داغ ترینش نرویم: «خبر دارم که در پشت صحنه تولید یکی از سریال های تلویزیون که چند سال هم طول کشید، هزار کیلو معادل یک تن تریاک مصرف شده است.»

حامد بهداد

با اولین بازی اش در فیلم «آخر بازی» همایون اسعدیان کاندیدای بهترین بازیگر نقش اول مرد شد اما بعد از سه چهار سال کسی سراغی از او نگرفت و همین به حاشیه راندنش از او یک چهره معترض ساخت، کسی که فکر می کرد به حقش در سینما نرسیده است.
* وقتی در آثارش معترض است: بعد از «آخر بازی»، با حضور کوتاه اما تاثیرگذارش در «بوتیک» حمید نعمت الله بود که دوباره به چشم آمد. شاید اولین تصویر فوکوسی که از او در ذهن مخاطبین جدی سینما نقش بست، همین کاراکتر بود؛ یک آدم شاکی و عصبی که هم عملی است و هم به زنش شک دارد.

او درست وقتی خماری اش بالا می زد، با داد و فریاد و شکستن هر چیزی که دم دستش بود، اعتراضش را به زمین و زمان نشان می داد. شمایلی که بهداد از خودش در این فیلم ترسیم کرد تا سال های سال همراه با او در قالب کاراکترهای مختلف تکرار شد. بر همین اساس او تا مدت ها نماد کاراکترهای معترض بود و کارگردان ها برای نقش های اینچنینی به هیچ کس جز بهداد فکر نمی کردند.

* وقتی خودش معترض است: بین او و همه کاراکترهای معترضی که بازی کرده مرزی وجود ندارد و شاید بتوان با اغماض گفت یک مرز باریک وجود دارد، همین و نه بیشتر.

او طی همه این سال ها به مانند کاراکترهای عصبانی فیلم هایش به وقایع پیرامون زندگی اش واکنش نشان داده است. همین روحیه معترض گونه بهداد موجب شده تا همه اهالی سینما به نوعی از او حساب ببرند و وقتی سر کاری حاضر می شود، تلاش کنند همه چیز مهیا باشد که مبادا شاکی شود و شروع به اعتراض کند.

این بازیگر یک بار در واکنش به انتقاد هوشنگ گلمکانی، با نگارش نامه ای تند و تیز حسابی از خجالت این منتقد درمی آید. او در این نامه که سراسر نیش و کنایه است، گلمکانی را «دون کورلوئنه» معرفی می کند.

* نقطه جوش: وقتی عرب نیا در برنامه هفت به شکل غیرمستقیم از حامد بهداد انتقاد کرد او باز هم دست به قلم شد و با همان ادبیات خودش این بار از خجالت این بازیگر درآمد و از هر دری که ممکن بود به عرب نیا تاخت. لحن نامه بهداد طوری بود که خواننده هر لحظه تصور می کرد او از داخل نامه بیرون خواهد آمد و هر کس که جلوی رویش باشد لت و پار خواهد کرد.

بهروز افخمی

بهروز افخمی جزو آدم های با حوصله دسته بندی می شود. حتی اگر اعتراض کند خنده از گوشه لبش محو نمی شود. پایه اعتراض های او بر مسائلی استوار است که در حین تولید یا پس از تولید فیلم هایش به وجود آمده. گاهی هم به مسائل اجتماعی نقب می زند.
* وقتی در آثارش معترض است: بهروز افخمی از بخش خونسرد و پر حوصله خود به فیلم هایش تزریق کرده؛ یعنی در فیلم های افخمی ردی از اعتراض به شرایط و آدم های جامعه نیست. کنایه هایی هم که می زند آنقدر رو نیست که به عنوان یک شاخص محل توجه قرار گیرد.

حتی در فیلم شنگولی مثل «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» هم با زبان کنایه و مطایبه به جشنواره خارجی، زندگی استارها و زندگی در آن سوی آب ها اشاره می کند یا در نسخه ای از «روباه» که در جشنواره فیلم فجر نمایش داده شد، سر به سر آدم ها می گذارد و اصلا دوئل نمی کند. این خصلت بهروز افخمی است که در وهله اول قصه تعریف می کند و بیان «حرف» را در لایه زیرین فیلم قرار می دهد.

* وقتی خودش معترض است: افخمی عقایدش را صریح بیان می کند. آن لبخند معروف را هم از لب محو نمی کند و همین باعث می شود زهرآگین ترین حرف ها را راحت تر بیان کند. نوشته هایش اما با تعریف این گزارش یعنی معترضان سینما همخوانی بیشتری دارد. نمونه های آن را می توان در نامه نگاری هایی که برای دو فیلم مسئله دار «فرزند صبح» و «سن پطرزبورگ» نوشت مشاهده کرد که طرف هایش را نواخت.

نامه مثلا مطایبه آمیز او به مانی حقیقی هم پر از کنایه معنادار بود. گفته های صریحش درباره «جدایی نادر از سیمین» آن هم در اوج رقابت با «اخراجی ها 3» نمونه ای از این صراحت است. حتی جمله معروف او درباره اینکه «گذشته» فرهادی اسکار را به یک فیلم پورنو باخت.

* نقطه جوش: بهروز افخمی با سلسله یادداشت هایی که در هفت صبح درباره آموزش فیلمسازی و شیوه های فیلمساز شدن شدن می نویسد برای خیلی ها از خودش تصویری دلهره آور به وجود آورده! چرا؟ نوشته های او را دنبال کنید همه چیز دستگیرتان می شود.

معترضان سینمای ایران را بشناسید

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «معترضان سینمای ایران را بشناسید» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات