پرونده روز قضاوتم نکنید

پرونده روز/ قضاوتم نکنید

خراسان/ اول فکـر کن بعــد تکــرار!
آذر صدارت-«قبل از این که بخواهی درباره من و زندگی من قضاوت کنی، کفش های مرا بپوش و در راه من قدم بزن»، «تو انسانِ موفقی هستی که به هر آنچه اراده کنی، دست می یابی»، «مرا همان گونه که هستم بپذیر و دوست داشته باش»، «این وبلاگ، پیج یا اکانت، حریم خصوصی من است؛ لطفا حریم مرا رعایت کن» و... این جمله ها برایتان آشنا نیست؟ روزانه چند بار و به چند بهانه، از زبان چند نفر این جملاتِ خوش آب و رنگ و زیبا را می شنوید و می بینید و می خوانید؟ روزانه چند مرتبه این نظریات و جملات مشابه، از سوی دوست و همکار و آشنا برایتان ارسال می شود و برای دیگران ارسال می کنید؟ هیچ وقت بی طرف و بی غرض نشسته اید به پایه، اساس و مبنای این جملات که از فرطِ تکرار، بدیهی شده است، فکر کنید؟ هیچ وقت به درستی این جملات یا حداقل شرایطِ کاربردشان شک کرده اید؟ هیچ وقت این جملات را با قرار دادن در جای خالیِ مثال ها و ماجراهای گوناگون، راستی آزمایی کرده اید؟ تا به حال این زحمت را به خودتان داده اید که به چرایی و چگونگی شکل گرفتن و رواجِ این جملاتِ پرادعای پرطمطراق، فکر کنید؟ اگر هنوز به واسطه تاثیر رسانه های قدرتمند، منفعل نشده اید و درست و نادرستی محتوایی که در معرض آن هستید و دیگران را در معرضش قرار می دهید، برایتان مهم است، امروز با ما همراه باشید تا به بررسی پرتکرارترین، پرطرفدارترین و سطحی ترین نظریات سال های اخیرِ جامعه بپردازیم و بالاخره یک بار برای همیشه تکلیفمان را با آن روشن کنیم.

ظاهر زیبا، باطن ترسناک!
فراگیر شدنِ بی رویۀ یک سری نظریات و جملاتِ خوش رنگ و لعاب و پرطمطراق اما نادرست در میان مردم، پدیده ای اخلاقی- اجتماعی است که غیر از منظر دین و اخلاق، باید از منظر جامعه شناسی هم بررسی و رمزگشایی شود. دکتر میثم مهدیار، جامعه شناس، در گفت و گو با «زندگی سلام» می گوید: «نود درصد جملاتی که در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود و بیشتر ما بدون فکر و تامل می پذیریم، برای هم می فرستیم و در مواقع لزوم حتی برای توجیه عملکرد خودمان از آن استفاده می کنیم، جملاتی برگرفته از مکاتب روانشناسیِ مثبت و عرفان های نوظهور است. به همین خاطر، مهم تر از بررسیِ مصداق ها، بررسی مکاتب و منابعِ این جملات و بررسی دلایل پرطرفدار بودنشان در ایران است.» 

جملاتی بر پایه روانشناسی مثبت
مهدیار معتقد است: «حتما دیده اید و متوجه شده اید که روانشناسی مثبت، بیش از هر چیز بر نگاه مثبت به پیرامون تاکید دارد و حرفش این است که: باید برای تغییر زندگی و حتی تغییر دنیا، افکار و نگاهت را تغییر بدهی. اگر خوشبختی، نگاهت زیباست و اگر بدبختی، مشکل از درونِ تو است. این نوع روانشناسی مدام یادآور می شود که ساختار خانواده، اجتماع یا محیط و نظامِ حاکم، کمترین نقشی در شرایط زندگی ما ندارد و شرایط و امکانات زندگی برای همه آدم ها به یک اندازه مهیاست و آنچه باعث رشد یا عقب ماندگی انسان می شود، نگاه و تفکرِ خود اوست به زندگی. این مکتب روانشناسی با افراط در ترویج این نوع نگاه، اولا منکر یک سری اصول ساختاری مثل جبرِ خانوادگی، محیطی، اجتماعی یا جغرافیایی و تقدیر و قضا و قدر که ما مسلمانان با توجه به جهان بینیِ الهی به آن معتقدیم، می شود؛ ثانیاً باعث غفلت مردم از ظلم و تبعیضی است که نظام سرمایه داریِ دنیا به آن دامن می زند؛ چرا که معتقد است اگر به جایی رسیدی، خودت عُرضه داشتی و اگر نرسیدی، خودت مقصری. و مخاطب خوش باور هم فراموش می کند که امکاناتِ رشد برای همه مردم، یکسان نیست و به دلیل نظام سرمایه داری، بعضی ها به شکل مشروع و خیلی ها به شکل نامشروع، دسترسی بیشتری به امکاناتِ مادی، رفاهی، فرهنگی، آموزشی و بهداشتی دارند. گزارش سالانه کِردیت بانک سوئیس در سال 2015 حاکی از این است که 85 درصد ثروتِ کل جهان در اختیار 8 درصد مردم دنیاست! این یعنی 92 درصد مردم، تحت تاثیر آن 8 درصدی هستند که به واسطه پول، فرهنگ و هنر و آموزش و رسانه را هم در اختیار دارند و یک جورهایی در اغلب زمینه ها تعیین کننده اند. پس برخلاف تفکر این مکاتب خوش رنگ و لعاب، نتیجه می گیریم که صِرفِ تلاش آدم ها، لزوما باعث موفقیت نمی شود و درست است که نگاه و تفکر و قدرت درون مهم است اما در دنیای بیرون هم، موانعِ جدی و چالش های عمیقی وجود دارد که گاهی زمینه ساز شکست و ناکامی ماست.» 

جملاتی بر پایه عرفان های نوظهور
مهدیار درباره منبع بعدی چنین جملاتی می گوید: «عرفان های نوظهور هم که بر فردگرایی و دوری گزینی از جامعه تاکید دارد، منبع دیگری برای شکل گیریِ یک سری جملاتِ ظاهرا زیبا اما واقعا ترسناک است. تفکری که معتقد است: من به اعتقاد و عملکرد بقیه کاری ندارم. سرم به کار خودم گرم است و کلاه خودم را می چسبم تا باد نبرد. من حقِ دخالت، اظهارنظر، قضاوت و مرزبندیِ اخلاقی ندارم. همه چیز نسبی است و هر کس، خودش تشخیص می دهد چه چیزی برایش بهتر است. این نوع عرفان، با هر نوع ایدئولوژی که از دلِ اقتضائات سرمایه داری نجوشیده باشد، مثل دین اسلام، مخالف است و آداب و اصول دینی مثل امر به معروف و نهی از منکر را به کلی نفی می کند. این عرفان ها، طرفدار یک مدل دینداریِ بی بو و خاصیت هستند که اولا آدم ها را به هم نزدیک نکند و ثانیا هیچ تاثیری در اجتماع نداشته باشد. به همین خاطر مدام تاکید می کند: هر کس مسئول اعمال خودش است و هیچ چیز به هیچ کس مربوط نیست!» 

روانشناسی مثبت و عرفان های ساختگی، اختراع کیست؟
مهدیار در پاسخ به سوال ذکر شده می گوید: « منافعِ نظام سرمایه داری حکم می کند که مردمِ دنیا، براساس یک سری نظریه های سطحی روانشناسی، بی خیال و سرخوش باشند، از واقعیات تلخ زندگی فرار کنند و همواره در حال رویاپردازی باشند. در این صورت، چرخ های صنعت با سرعت و قدرت بیشتری می چرخد و مردم، بیشتر و بیشتر به سمتِ ریخت و پاش و مصرف گرایی می روند و در نتیجه، پول بیشتری روانه جیب سرمایه دارها می شود. از طرفی، تبلیغ فردگرایی هم تاثیر مستقیم بر مصرف گرایی دارد. از مسائل کلان مثل معماری و شهرسازی بگیرید تا تولید محصولاتِ خرد خوراکی. مثلا نمی دانم این بسته های شیکِ ماکارونی و برنج های نیم پز یک نفره را دیده اید یا نه؟ این همان پشتیبانی از فردگرایی و مصرف گرایی است.» 

جامعه یا اجتماع؟ مسئله این است!
مهدیار درباره اهداف پشت پرده چنین متن هایی می گوید: «یکی دیگر از اهداف مهم نظام سرمایه داری، تسلط بی چون و چرا بر ذهن و دل تک تک آدم ها و تربیتِ بی واسطه افراد است، چون معتقد است هر حائلِ تربیتی مثل خانواده یا جمع های دوستانه، می تواند تاثیرگذاری آن ها را کم کند. به همین خاطر تلاش می کند «جامعه» را به «اجتماع» تبدیل کند. جامعه شناس ها می دانند که جامعه، جمعی از آدم های دلسوز است که اولا با هم در ارتباطند، ثانیا نسبت به هم احساس تعهد و مسئولیت دارند، چون معتقدند بر هم تاثیرگذارند. ولی اجتماع، گروهی از آدم هاست که نسبتِ به هم منفعلند؛ درست مثلِ یک گونی سیب زمینی. نظام سرمایه داری می خواهد ما یک سری سیب زمینی باشیم و کاری به خیر و شر هم نداشته باشیم تا کنترلمان راحت باشد و سرمایه به خطر نیفتد. نظام سرمایه داری ترجیح می دهد ما مشغولِ برنامه های تلویزیون و اپلیکیشن های تلفن های هوشمندمان باشیم تا متوجه خانواده و اطرافیان. به تو چه؟ به من چه؟ و به درک!، ادبیاتِ این نظام است.» 

چرا می پذیریم؟
مهدیار می گوید: «اما نکته مهم این است که این فرهنگ سازی، یک رابطه دوطرفه است. به این معنا که اگرچه کسانی به شکل برنامه ریزی شده و هدف دار به طراحی این گونه نظریات و جملات می پردازند و با استفاده از رسانه به خورد ما می دهند اما پذیرشِ خود ما هم مهم است. همه ما قدرت تفکر، تعقل، تحلیل، تامل، شعور، اختیار و انتخاب داریم اما با وجود همه این ها، آن قدر دل مشغول و حواس پرتِ ابعاد سبک زندگیِ مدرنمان که زنجیره ای از سبک زندگی آپارتمانی و ترافیکی و هایپراستاری است، هستیم که بدون هیچ تحلیلی، به خوانشِ چندباره و ترویج این نظریات که همسو با همین مدل سبک زندگی است، می پردازیم.»

آثار زشت بعضی جملات زیبا
سید مصطفی صابری - جملات تاکیدی، جملات مثبت و هر چیزی شبیه این، چند اشکال اساسی دارد که معمولا بیشتر ما از آن غافلیم. اول این که گوینده از گزاره هایی درست که گاهی بدیهی هم هست، نتیجه گیری های نادرست می کند و به اشتباه تعمیم می دهد؛ مثلا به این جمله دقت کنید: «اگر قادر نیستید دیگران یا مشکلات را تغییر بدهید، خودتان را با آن تطبیق دهید!» این جمله می تواند درست باشد، به طور مثال وقتی بعد از انواع تلاش و کوشش، حل کردن مشکلی از عهده ما بر نمی آید، می توان با آن مشکل (مثل درآمد پایین) کنار آمد و زندگی را بر مبنای همان میزان درآمد برنامه ریزی کرد. اما وقتی رفتار دیگران مثلاً در خوابگاه دانشجویی، اشتباه است قرار نیست ما هم همرنگ جماعت شویم و خودمان را با آن ها تطبیق دهیم، چون قادر به تغییر آن ها نیستیم. در مواجهه با این جملات باید هم از قدرت ذهن در فرآیندی درست و شبکه ای استفاده کنیم، هم قیدهای لازم را برای صحت یا رد یک گزاره در نظر بگیریم، هم به مواد خامی که به نتیجه گیری ذهنی ما منجر شده اند، دقت کنیم و حتی نیت گوینده یا منبعش را هم مورد بررسی قرار دهیم. یعنی با لایه های مختلف محتوایی آن جمله ارتباط برقرار کنیم و حتی اگر برایمان نیت مثبت کسی که چنین پیامی فرستاده است، محرز است، بین هدف و نتیجه رفتارش تمایز اساسی قائل شویم. حتی ممکن است دیگری یا خود ما با نیت خوبی جمله ای را منتشر کنیم اما نتیجه همیشه برابر آن چه هدف ماست، نخواهد بود. فارغ از سوءبرداشت های احتمالی مخاطبان یک جمله، باید این را هم در نظر بگیریم که تکرار یک جمله به ظاهر معمولی مثل مثال ذکر شده ممکن است آن گزاره را به یک فرض اساسی و بدیهی در روابط فردی و اجتماعی تبدیل کند که بدون تفکر ملکه ذهن ما شده و در رفتارمان به طور غیر ارادی اثرگذار است. جمله های مثبت اندیشانه و تاکیدی معمولاً بسیار تاویل پذیر است و برداشت های زیادی می توان از آن داشت. شکل جذابی دارد اما روی چرایی و چگونگی ها بحث نمی کند. به طور مثال می شنویم که «ما قادر به انجام هر کاری هستیم»! اما کمتر روی این بحث می شود که چرا باید هر کاری را انجام بدهیم؟ به چه قیمتی؟ در ازای از دست دادن چه چیزهایی؟ و از همه مهم تر چگونه؟ آیا محدودیت اخلاقی، هنجاری و عرفی در هیچ جامعه ای وجود ندارد؟ اثر چنین جملاتی بر ذهن و روان ما چیست؟ آیا در قبال اطرافیانی که چنین جمله هایی را به صرف ژست گرفتن های ما دریافت می کنند و در باورهایشان خلل ایجاد می شود، مسئول نیستیم؟

تحلیلی بر تعدادی از رایج ترین جملاتِ زیبا اما غلط!
تعداد زیادی از جملاتی که در شبکه های اجتماعی، معمولا بدون هیچ فکر و تاملی دست به دست می شود، جملاتی جذاب و شعارگونه اما دوپهلو، بلاتکلیف و تاویل و تعبیرپذیر است که با دست گذاشتن روی خطاهای رایج تفکر مثل «نگاه همه یا هیچ» یا «تعمیم نادرست»، موجب سوءبرداشت مخاطب، استفاده نادرست از جملات در موقعیت نادرست و شکل گرفتنِ یک منطق بی اساس و توخالی می شود و به نتایج تاسف بار فرهنگی و اجتماعی می انجامد. به این معنا که این گونه جملات و نظریات، یا توسطِ آدم هایی خوب و سالم و با نیتی خیر، طرح و مطرح می شود که غرضی ندارند اما چون نگاهِ جامع و عمیقی هم پشتشان نیست، گاهی مخاطب با سوءاستفاده از آن حرف و جمله، به توجیه یک عمل اشتباه یا رواج یک عقیده نادرست دست می زند؛ یا توسطِ آدم هایی نه چندان خوب و با اهدافی نه چندان خیر، اما با محتوایی به ظاهر مثبت مطرح می شود که خب، ناگفته پیداست هم مخاطب ساده انگار را حداقل در نگاه اول فریب می دهد و هم آثار و نتایج مخربی در پی دارد. برای فهم بهترِ مسیرِ پیچیده فرآیند شکل گیری یک جمله براساس یک سری مواد خام که معمولا عقیده نسنجیده نویسنده است، و چگونگی برداشت و استفاده مخاطب و تاثیر آن در جامعه، به بررسی برخی از پررنگ ترین مصداق های این سال ها می پردازیم. 

دوستان گلم، مرا قضاوت نکنید!
پرتکرارترین، پرطرفدارترین و ملال آورترین نظریه و جمله این سال های فضای مجازی جامعه ماست. چماقی که زن و مرد و پیر و جوان و هنرمند و آدم عادی، به هر بهانه ای کوبیده اند توی سرِ مخاطبی که از قضا مخالفِ «ظاهر»، «رفتار» و «عملکرد» آن هاست و به خودش جرات داده و یک کلام پرسیده است: «چـرا؟». تازه ترین نمونه اش هم واکنش دو چهره شناخته شده، یکی در عرصه مدلینگ و دیگری در عرصه بازیگری بود که در اوج ایام عزاداری سالار شهیدان، تصاویر حضورشان در هیئت ها و حسینیه ها را با ظاهری خلاف آموزه های دینی و خلافِ عرف و فضای این گونه مجالس، در صفحه اینستاگرامشان نشان دادند و وقتی با اعتراض مخاطبان که معتقد بودند این سر و شکل و قیافه در روز عاشورا، توهین به مقدسات و ارزش هاست مواجه شدند، پاسخ دادند: «دوستان گلم، منو قضاوت نکنید!» و عده ای هم کورکورانه تایید و لایک کردند. هرچند دین و فرهنگِ ما، قضاوت درباره نیت، باطن، مراتب ایمان، سعادت یا شقاوتِ اخروی دیگران را نهی کرده و مذموم شمرده اما همین دین، تاکید کرده که ظاهر آدم ها و رفتار و عملکردشان هم به اندازه نیت و باطن مهم است، چون سنگِ محک ایمان و درونیات فرد است. به این معنا که اگرچه ما اجازه نداریم درباره نیت درونی و شرایطِ پنهان شکل گیری یک رفتار قضاوت کنیم اما ظاهرِ رفتار هم نباید خلاف آموزه های دینی باشد و ایجاد ظن و گمان بد کند. واضح تر اینکه: وقتی یک خانم، تصویرش را با ظاهری آنچنانی در روز عاشورا و در فضای حسینیه منتشر می کند، ما اجازه نداریم درباره شرایط فرهنگی و تربیتی خانوادگی و اجتماعی این شخص که به شکل گرفتن چنین رفتاری منجر شده است یا درباره نیت حضور این خانم در حسینیه و یا حتی جایگاه معنوی ایشان در نگاه امام حسین(ع) قضاوت کنیم اما از آنجا که ظاهر او برخلاف آموزه های دینی و حتی عرفی است، می تواند معیار سنجش میزانِ احترام فرد به تقیدات و باید و نبایدهای دینی و اجتماعی باشد. باز هم واضح تر؟ «عزیزم اگر دوست نداری مورد قضاوت نادرست قرار بگیری، ظاهر زندگی، رفتار یا عملکردت نباید خلاف آموزه های دینی و اخلاقی باشد.» 

مرا همان گونه که هستم بپذیر!
این حرف، در صورتی که ناظر به عرصه سلایق شخصی باشد، حرف کاملا درستی است اما وقتی پای آموزه های دینی و اخلاقی به میان می آید، دیگر قابل قبول نیست. گاهی حرف از «انتخاب رنگ لباس» است و توقع پذیرش سلیقه شخصی ما از سوی عموم، صحیح و منطقی است؛ اما گاهی حرف از «حد و حدود پوشش و حجاب» است که خب اینجا دیگر سلیقه من و تو مطرح نیست و اگر به باورهای دینی معتقدیم یا حداقل این طور نشان می دهیم، باید تسلیم احکام دین باشیم و حق نداریم بگوییم: «من همینم و مرا همین طوری بپذیر». گاهی حرف از مسائل انتخابی ساده است و گاهی پای آموزه های الزامی وسط است. گاهی شما از فلان برند عطر استفاده می کنید و اگر بقیه نمی پسندند، مشکل آن هاست و باید شما را همین طوری بپذیرند اما گاهی بددهن و بی ادب هستید و براساس دستورات صریح دین، هم بقیه وظیفه دارند با نرمی و آرامش از تو بخواهند تغییر کنی (امر به معروف و نهی از منکر) و هم تو وظیفه داری خودت را تغییر بدهی! تفکر «مرا همان گونه که هستم بپذیر!»، گاهی خیلی خطرناک و آسیب زاست؛ یک لحظه تصور کنید یک مُجرم، یک خطاکار، یک متجاوز یا حتی یک قاتل هم انتظار داشته باشد: «مرا همین طوری که هستم بپذیرید» و جامعه هم حق هیچ گونه اعتراض و برخوردی نداشته باشد! می بینید این تفکر، چقدر می تواند دنیا را ناامن کند؟ 

این حریم خصوصیِ من است!
حریم خصوصی آدم ها، فضا و حیطه ای است که در آن هر فرد حق دارد به کارها و امور مورد علاقه اش بپردازد؛ به دو شرط: اولا حقوق بقیه ضایع نشود، ثانیا از حدود الهی تجاوز نکنیم. حریم خصوصی، یعنی فضایی که ما، بی اینکه جار بزنیم و بقیه را مطلع کنیم، به اموری بپردازیم که حق ا... و حق الناس را پایمال نمی کند. و خب در این شرایط، خانواده، اطرافیان و جامعه «باید» به حریم خصوصی ما احترام بگذارند. اما گاهی، یا به حریمِ بقیه تجاوز می کنیم یا خودمان با دست خودمان، حریم خصوصی مان را عمومی می کنیم؛ در این صورت دیگر نباید از بقیه انتظار احترام به حریم خصوصی داشته باشیم. یکی از بارزترین نمونه هایش، خانم مجری سابق است که یک روز، برمی دارد از ناراحتی، فشار عصبی یا به هر دلیل دیگر، تهِ تهِ حریم خصوصی اش را عیان و علنی می کند و روز بعد، وقتی حالش خوب و حواسش به جاست، مخاطبانش را به خاطر فضولی و کنجکاوی درباره حریم زندگی خصوصی اش، سرزنش می کند و به باد انتقاد می گیرد. یادمان باشد! انتشار تصاویر شخصی و مسائل خصوصی در جمع های حقیقی یا شبکه های اجتماعی، به معنی صدور غیرمستقیم مجوز سرک کشیدن، کنجکاوی، سوال و جواب و اظهارنظر به دیگران، درباره آن چیزی است که فقط مربوط به خود ما می شود.

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «پرونده روز قضاوتم نکنید» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات