داستانک تابلوی هشدار

داستانک/ تابلوی هشدار

خراسان/ مردی را با سر و صورت خونی و بسیار آشفته و آسیب‌دیده به بیمارستان آوردند. پزشک بخش حیرت‌زده از او پرسید: «چه اتفاقی افتاده؟» مرد به سختی پاسخ داد: «آخر هفته تصمیم گرفتم که به شهربازی برم تا ترن هوایی مرتفع و جدیدی رو که افتتاح شده بود سوار بشم. زمانی که به بلندترین ارتفاع ترن هوایی رسیدیم، متوجه شدم که کنار ریل، روی تابلو چیزی نوشته شده، ولی هر چی دقت کردم نتونستم بخونمش. برای همین یه دفعه دیگه هم سوار شدم اما بار دوم هم نتونستم بخونم که چی نوشته!»
دکتر شگفت‌زده گفت: «خب؟!» مرد زخمی ادامه داد: «تصمیم گرفتم که یه بار دیگه هم سوار شم و تموم سعی‌ام رو بکنم تا بتونم نوشته روی تابلو رو بخونم. واسه همین وقتی به نزدیکی تابلو رسیدیم، بلند شدم و ایستادم تا بتونم نوشته رو درست ببینم!»
دکتر: «اون وقت تونستی بخونی که چی نوشته بود؟» مرد:‌ «بله! نوشته بود که در طول مسیر از ایستادن خودداری کنید!»
مترجم: دلارام کاردار

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «داستانک تابلوی هشدار» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات