پول‌هایی که مثل ریگ خرج می شود

پول‌هایی که مثل ریگ خرج می شود

تابناک/ ظهور «پدیده بچه پولداری» که در جامعه امروز به ویژه در شهرهای بزرگی همچون تهران در حال رشد است، خیلی بی حساب و کتاب در میان جوانان جا باز کرده. جوانانی که اغلب کار و باری به معنای آنچه در زندگی آدم های متوسط جامعه است ندارند. جیب اکثر آنها از پول پدر و مادر پر می شود و مثل ریگ خرج می شود.

ورود کلمات تازه ای که ریشه غربی دارند همچون مد و فشن، لاکچری و لوکس به روزگار جوانی جوانان امروز شکل تازه ای داده است و امتیازهایی که تا پیش از این برای جوانان ارزش تلقی می‌شد در شرایط کنونی جای خود را به عادت های دست دومی داده است که هیچ ایده و نوآوری در آن نیست و تنها کپی برداری از فرهنگ های غیر ایرانی است.

به گزارش تابناک تهران، نگاهی به سرگرمی و دل مشغولی های اکثر نوجوانان و جوانان نشان می دهد که مسئولان فرهنگی و البته خانواده ها آنچنان که باید نتوانستند فرهنگ اصیل ایرانی را در میان جوانان ترویج دهند و اغلب در انتقال ارزش های اساسی ایرانی به نسل جوان خوب عمل نکردیم.

ظهور «پدیده بچه پولداری» که در جامعه امروز به ویژه در شهرهای بزرگی همچون تهران در حال رشد است، خیلی بی حساب و کتاب در میان جوانان جا باز کرده. جوانانی که اغلب کار و باری به معنای آنچه در زندگی آدم های متوسط جامعه است ندارند. جیب اکثر آنها از پول پدر و مادر پر می شود و مثل ریگ خرج می شود.

براساس آمارهایی که مرکز آمار ارایه داده است 6.5 میلیون نفر در بین سال های 84 تا 92 بر تعداد افراد غیرفعال کشور افزوده شده است و در حال حاضر 39.5 میلیون نفر از جمعیت کشورشغلی ندارند و با اینکه در سن کار قرار دارند در توسعه کشور نقشی ندارندو تنها مصرف کننده اند.براین اساس بخش زیادی از این جمعیت دختران و پسران جوانی هستند که متکی به درآمد پدر و مادر هستند و از بیزینس های پدر امرار معاش می کنند.

ترویج زندگی اشرافی در جامعه

صرف نظر از زندگی برخی از پدران و مادران پولدار جامعه که تعداد آنها برحسب وضعیت اقتصادی کشور روز به روز بیشتر می شود،گذران زندگی دختران و پسران این خانواده های مرفه از ابعاد مختلف قابل بررسی است که خواسته یا ناخواسته اثرات سویی در جامعه به همراه دارد.

ترویج زندگی اشرافی به روش های مختلف اگرچه ممکن است اثرات منفی کوتاه مدتی روی افراد بزرگسال بگذارد اما به عقیده رفتارشناسان این سبک زندگی برای جوانان امروز الگو شده و ابعاد زندگی آینده سازان کشور را تحت الشعاع قرار می دهد چیزی که در حال حاضر شاهد آن هستیم.

بچه پولدارها همان هایی هستند که اغلب شغلشان، شغل شریف خوردن و خوابیدن است، شغلی که به واسطه ثروت پدرانشان به آنها رسیده. بیشتر این بچه پولدارها درکی از زخم زندگی و قسط و قرض و این چیزها ندارند و در بررسی نشان داده اند که اکثرا بدون داشتن مهارت خاص از درآمد میلیاردی پدر، معاش اعیانی خود را می گذرانند .

کافیست یک شب سری به خیابان های فرشته،جردن،ایران زمین ،شهید اندرزگو و فرمانیه بزنید، در این خیابان ها کالبد جامعه زیر و رو شده است از خانه های چند میلیاردی گرفته تا ماشین هایی که فقط هزینه گمرک آنها به چند صد میلیون تومان می رسد،در این نقطه از شهر همه چیز متفاوت است خیلی از مردم پایین شهر که برحسب اتفاق وارد این خیابان ها می شوند برای لحظه ای هم که شده به فکر فرو می روند و البته اغلب گلایه ای هم به زبان می آورند.
اینجا فرمان ماشین های میلیاردی بیشتر در دست جوان های 25 تا 30 سال می چرخد که البته دارایی آنها تنها به اتومبیل گران قیمت خلاصه نمی شود.

بیکاری بچه پولدارها با جیب پر پول

سهیل یکی از همین بچه پولدارها است.او متولد 69 است.

از او می پرسم قیمت ماشینش چقدر است؟ می گوید 160 میلیون تومان و ادامه می دهد: این را پدرم برایم خریده درعوض سربازی رفتنم.

از کار و بار و محل درآمدش سوال می کنم و می گوید: کار خاصی ندارم هزینه زندگی،خرید و تفریحاتم را از خانواده تامین می کنم. وقتی از خانه بیرون می زنم مادر،پدر و اگر پدربزرگم خانه باشد هرکدام 100 تا 200 هزارتومان خرج آن روز را در جیبم می گذارند.

در پاسخ این سوالم که اگر روزی پدر و مادر و خانواده پول به تو ندهند آیا توانایی گذران زندگی ات را داری؟ می گوید: قبل از رفتن به سربازی یک ماه که دوستانم سفر اروپایی بودند و تنها بودم، تصمیم گرفتم در یک صرافی مشغول به کار شوم، حقوقش برایم مهم نبود و برای گذران روزم به آنجا رفتم. آخر ماه 800 هزار تومان که خرج حداکثر دو روز من بود به عنوان دست مزد گرفتم خاطره خوبی بود و البته چیزهای زیادی هم آنجا یاد گرفتم.

از تفریحات سفرهای اروپایی سهیل که بگذریم، جت اسکی، آفرود، اسکی، پاراگلایدر تفریحات سالم و البته گرانقیمتی است که روزهای تابستان و زمستان او را پر می کند. می گوید از زندگی اش راضی است وهیچوقت طعم بی پولی را نچشیده!

با وجود آنکه در خبرها و گوشه کنار جمعیت مولتی میلیاردرهای تهران تنها 2 تا 5 درصد عنوان می‌شود اما ماشین های گرانقیمت که خیابان های لوکس تهران را قرق کرده اند چیز دیگری را نشان می دهد.

در شرایطی قرار داریم که اکثربچه پولدارهای دهه 70 که برنامه ریزی های کلان به امید آنها روی کاغذ می آید، امیدشان را به جیب پدرانشان دوخته اند و بعد از هر مذاکره پدر در بیزینس های بزرگ، نقشه سهم خود را می کشند.

تاثیرپذیری جوانان خانواده های متوسط از بچه پولدارها

امان الله قرایی مقدم، جامعه شناس و استاد دانشگاه در این مورد معتقد است: سرمست خواهی جوانان خانواده های پولدار که اکثرا چشم به جیب پدرانشان دوخته اند برای اقتصاد و رفتار جامعه مضر است. در شرایطی که بیکاری بر جامعه مستولی شده عادت های این جوانان پولدار در جامعه که با وجود بیکاری، جیبی پر پول دارند بر اکثریت جامعه غالب می شود.

وی می افزاید: وقتی جوانی از یک خانواده متوسط و فقیر با فردی هم سن و سال خود اما ثروتمند و مرفه رو به رو می شود و زندگی خود را با او مقایسه می کند ممکن است در صورت داشتن زمینه های خارج از عرف وارد کار خلاف شود.متاسفانه عده ای از جوانان از خانواده های تازه به دوران رسیده دارایی خود را به نمایش می گذارند که به تازگی در صفحات اجتماعی شاهد آن هستیم.

قرایی مقدم می گوید: بخش اعظم جامعه از دارایی که آنها به نمایش می گذارند محرومند و گمان می کنند حقشان خورده شده و دست عده ای خاص در جامعه است و این موضوع دو گانگی و تنش اجتماعی میان طبقات ضعیف و قوی را بیشتر کرده و از تبعات آن شاهد افزایش دزدی و یا سایر موارد خواهیم بود.

وی با انتقاد از نحوه تربیت اکثر فرزندان خانواده های مرفه در جامعه می گوید: وقتی فرزندان خانواده های پولدار برای مشاوره به ما مراجعه می کنند شاهد وجود مشکلات عدیده تربیتی در آنها هستیم.اغلب آنها افراد وابسته ای بار آمده اند که بدون تکیه گاه نمی توانند زندگی کنند.استقلال بیشتر این جوانان در داشتن یک خانه مستقل،ویلا و ماشین خلاصه شده است و توانایی تصمیم گیری های بزرگ در زندگی از آنها سلب شده است آن هم به دلیل نوع غلط تربیتی که والدین آنها پیش گرفته اند.

ناهنجاری سندروم هیسترویونی در کمین جوانان مرفه


مجید ابهری،رفتارشناس هم معتقد است:‌تجمل زدگی به یک فرهنگ تبدیل شده است فرهنگ مسمومی که در دراز مدت و در صورت کنترل نشدن می تواند فرهنگ اصیل را تحت الشعاع قرار دهد.

وی با اشاره به اینکه فرزندان خانواده های پولدار در ایران اغلب به ناهنجاری رفتاری سندروم هیسترویونی مبتلا هستند می افزاد: یکی ازناهنجاریهای روانی رفتاری سندروم هیسترویونی یا عقده خودنمایی می‌باشد که بعضی ازافراد دچاراین ناهنجاری بوده وبرای ارضای خواسته خود دست به اقداماتی می‌زنند ازقبیل ساخت صفحه بچه پولدارتهران وامثالهم در شبکه های اجتماعی و برای ارضای کاستی ها وخلع روانی و روحی، دراینگونه صفحات عضو می‌شوند وازاین مسابقه ورقابت مصرف گرایی واشراف زدگی آغازمی شود.

بعضی ها که توانایی رقابت ندارند به فساد آلوده شده و دست به دزدی و اختلاس می‌زنند تا ازدیگران به قول خودشان کم نیاورند اثری که اینگونه رفتارها به جامعه دارد ارائه الگوهای ناهنجاررفتاری برای نوجوانان وجوانان و دعوت آنها به رفاه اشرافی،راحت طلبی ومصرف گرایی است وفساد رفتاری اقتصادی وفرهنگی را بدنبال دارد .

یک پای فرهنگ سازی می لنگد

تارا حسینی وند آسیب شناس و استاد دانشگاه عقیده دیگری دارد. وی معتقد است:‌ پدران و مادران، نظام آموزشی و رسانه ها در شکل گرفتن چنین پدیده هایی آسیب زا در جامعه که میان ثروتمند و فقیر خط کشی می شود دخیل هســتند، وقتی در سریال های ما آدمی که در یک خانه معمولی روی یک تخت نشســته و بیکار هم هست ولی آدم خوب سریال می شود و آن کسی که ماشین مدل بالا و کارخانه دارد یا دزد است یا کلاهبردار. لذا خودمان با رفتارهایمان این باور را پرورش می دهیم.

وی افزود:‌ به اعتقاد من ما باید در سیاست گذاری های کلان این آدم ها را درگیر اموراتاجتماعی کنیم و منفعت اجتماعی برای همگان ایجاد کنیم. امروزه بزرگترین دانشگاه های دنیا توســط خیرین اداره می شوند، ما نمی توانیم قشر ثروتمند را به عنوان خیر به مکان هایآکادمیک دعوت کنیم بــه این خاطر که در برابر آنها جبهه می گیریم و به آنها برچســبمیزنیم. من این را قبول دارم که در تمام دنیا این ناهماهنگی وجود دارد ولی کشورهای دیگربا یک زیرکی خاصی این آدمها را جذب کردند.

حسینی وند می افزاد: من پولدارشــدن را فی نفســه یک امر ضدارزش و بد نمیدانم اما فردی که پولدار می شــود در جامعه ما آیا مالیات خود را پرداخت می کند؟ آیا دین خود را به جامعه ادا می کند؟ اگر دولت از طریق مالیات تقویت می شد دیگر چه نیازی داشت که به منابع دیگری فشــار بیاورد که بتواند درآمدزایی کند و از گروه های اجتماعی دیگر مثل کارمندان مالیات بگیرد؟ باید شــرایط به گونه ای ایجاد شود که آدمها درمسیر منطقی رشد کنند. لذا فرد برای پولدار شدن باید مسیری را طی کند که هم ارزش های فکری اش و هم از نظر روحی و شخصیتی رشد داشته باشد و اگر فردی اینگونه پولدار شود میداند که چگونه از این پول استفاده کند و چگونه برای جامعه مفید باشد و دین خود را به جامعه ادا کند.

هرچند به گفته جامعه شناسان و اهل فن نگاه "دو قطبی" و "صفر و یکی" به افراد جامعه گسست هایی در ابعاد مختلف ایجاد می کند اما پدیده هایی در جامعه خودنمایی می کنند که ناخواسته عده ای از افراد جامعه را یک سو و عده ای را در طرف دیگر قرار می دهد.

بررسی نظرات کارشناسی صاحبنظران و آنچه در جامعه شاهد آن هستیم نشان می دهد که در برنامه ریزی ها دچار اشکال هستیم.این برنامه ریزی ها هم تربیت خانوادگی فرزندان را شامل می شود هم آنچه در مدارس،محیط های اجتماعی و فضای مجازی با آن رو به رو هستیم.نگاه خط کشی شده میان ثروتمند،فقیر و سطح درآمد متوسط در جامعه ما به یک اصل تبدیل شده است که هرچه زمان می گذرد بر شدت این آسیب افزوده می شود.

گفتنی است،در این گزارش به دور از هرنوع قضاوت تنها به واکاوی و بیان واقعیت های جامعه در این مورد پرداختیم و البته با بیان نقطه نظرات کارشناسان و اساتید برجسته سعی بر ریشه یابی و ارایه راه حل داشتیم.

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «پول‌هایی که مثل ریگ خرج می شود» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات