گفت‌و‌گو با هادی مرزبان، کارگردان نمایش بازار عاشقان

گفت‌و‌گو با هادی مرزبان، کارگردان نمایش بازار عاشقان

ایران/ «بازار عاشقان» برخلاف دیگر کارهای رئالیستی هادی مرزبان یک اثر عاشقانه و عارفانه است که این بار نه اکبر رادی که محمد ابراهیمیان نویسنده متن است. نمایش درباره رابطه مولانا و شمس است که این رابطه در دادگاهی فرضی به چالش کشیده می‌شود و ما ضمن آشنایی با دو بزرگمرد فرزانه و عارف، از شبهات و شایعات نیز آگاه می‌شویم و سرآخر در می‌یابیم که بعد از رفتن شمس از قونیه، هفت مرد که برای قتل وی رفته‌اند، خود را به کشتن داده‌اند!در این نمایش فرهاد قائمیان (شمس)، محمد حاتمی (مولانا)، فرازنه کابلی (کرا خاتون)، ایرج راد (منصور حلاج) و شهرام عبدلی (قاضی) بازی کرده‌اند. فرزانه کابلی (طراح حرکت)، مجید میرفخرایی (سرپرست طراحان صحنه و لباس) و ماریا حاجیان (طراح گریم) با هادی مرزبان همکاری کرده‌اند.
اینکه برای نخستین بار در روزهای نوروزی (7 فروردین) نمایشی را به صحنه می‌بردید چه حس و تجربه‌ای را پیش روی داشتید؟
تجربه بدی نبود و از روز اول به دلیل آنکه تماشاگر به حد کافی نداشتیم و دلیلش هم نداشتن تبلیغات بود، اما به تدریج بر تعداد تماشاگران اضافه شد و بالاخره روز یازدهم سالن پر شد چون تماشاگر تماشاگر را به تالار وحدت می‌آورد. دوباره از 15 فروردین اجرا را از سر گرفتیم که این بار هم به تدریج سالن پر شد و الان هم وسط هفته تماشاگر کمتر است اما پنجشنبه و جمعه‌ها سالن پر است و این مرا راضی می‌کند.
با ساعت 18 مشکلی ندارید؟
خیلی مشکل داریم چون ساعت 6 عصر اصلاً مناسب برای تئاتر دیدن نیست. صدایمان هم نمی‌شود دربیاید چون تصمیم گیرنده بنیاد رودکی است اما پرسش اساسی ام این است وقتی گروهی ماه‌ها تمرین و زحمت را پشت سر می‌گذارد چرا نباید ساعت مناسب برایش در نظر گرفته شود و دلیل عمده‌ای که وسط هفته پر نمی‌رویم همین ساعت 6 است که همه برای این ساعت نمی‌توانند به دیدن نمایش بیایند. به هر حال خدا را شکر، تماشاگر تماشاگر می‌آورد چون همه از دیدن بازار عاشقان به وجد می‌آیند.
عرفان مقوله پیچیده و مبهمی است اما شما چگونه توانسته اید این مقوله مهم را برای عموم تماشاگران جذاب کنید؟
نه تنها در بازار عاشقان که در دیگر کارهایم اغلب عموم تماشاگران متوسط را مد نظر قرار داده ام. منظور نه افراد خیلی متخصص و سخت پسند است و نه افرادی به لحاظ فرهنگی سطح پایین تر، بلکه افرادی به لحاظ فرهنگی متوسط مد نظرم بوده و این بار هم موفق به جذبشان شده ام البته با این تفکر و تمهید که عرفان را به بیان و زبانی ساده تر اجرایش کنیم و برای این نمایش مان را بیشتر تصویری کرده ایم که فهم مسائل را ساده تر و درکش را عمومی تر کنیم. به همین دلیل بیشتر سراغ حکایتی رفته ایم که تماشاگران هم دوست‌شان دارند و هر یک به نوعی از آن بهره برده است.
یعنی هیچکس نمی‌آید بگوید که این آدم‌ها و روابط شان و درون مایه مدنظر متن سخت و نامفهوم است؟
نه. حتی یک نقطه مبهم هم در این اجرا نیست چون طوری لحظات را ساخته ایم که کاملاً قابل فهم باشد. ما سراغ لحظه‌ها و قصه هایی رفته ایم که برای همه جذاب باشد. حتی ما دادگاهی را ترتیب داده ایم که اصلاً وجود خارجی نداشته اما خواسته ایم به این شکل به تمام شبهه‌ها و شایعات بپردازیم که همه چیز برای مخاطب روشن بشود. ما در واقع نمی‌خواهیم به عرفان صد در صد خشک بپردازیم بلکه ما عرفان را در زرورق شیک و با طعم شیرین ارائه اش می‌کنیم.
بنابراین به سراغ جاذبه هایی رفته اید که عامه مردم هم آنها را بسیار دوست دارند؟
صد در صد! جاذبه‌های زیادی هست که تماشاگران را جذب می‌کند و ما نخواسته ایم در این دو ساعت تماشاگران را با کوچکترین غفلتی از دست بدهیم. چنانچه حتی متخصصان هنرهای نمایشی هم پس از پایان کار به ما گفته‌اند چه زود گذشت و ما گذشت این دو ساعت را متوجه نشده ایم.
یکی از این جاذبه‌ها موسیقی و حرکات موزون است که خانم کابلی توانسته لحظات گیرایی را در جای جای اثر ایجاد کند که ضرباهنگ بهتری در کلیت آن استقرار یابد؟
بله، خیلی از جاها حرکات موزون به کمک اجرا می‌آید و صد در صد در خدمت استقرار ضرباهنگ است و همچنین زیبایی آن هم جذاب است که لحظه‌ای به عشق، حماسه، جنگ، کشتن و سفر و مانند اینها پرداخته ایم و همه اینها زبان حال خودش را دارد.
از نخستین مراحل کار چنین تابلوهایی مشخص بود که فرزانه کابلی آنها را طراحی کرده است؟
خانم کابلی از ابتدا می‌دانست که چه لحظه‌ها و تابلوهایی باید بسازد. من هم به قول کارگردان‌های سینما که با دکوپاژ سر صحنه می‌روند، چنین دکوپاژی را با خودم به سر تمرینها می‌برم. بنابراین طراحی‌ها و میزانسن‌ها مشخص است و فقط به بازیگرانم می گویم که در روند تمرین‌ها چنین منظوری دارم.
مفهوم تابلوها که چه مفهوم و حرکاتی داشته باشد مشخص بود؟
بله تأکیدم از همان ابتدا بر چنین محتوایی بود و حالا این کار خانم کابلی که باید آنها را با حرکات موزون مشخص کند.
فکر می‌کنم مقوله عرفان برای بازیگران هم پیچیده باشد چون کمتر کسی دارای چنین تجربه‌ای است، برای اینکه از این پیچیدگی بیرون بیایند چه مسیری را در تمرین‌ها پشت سر گذاشته اید؟
من ابتدا با بازیگران اصلی شروع کردم به کار کردن و تحلیل‌ها را دیالوگ به دیالوگ انجام دادیم. بنابراین با بازیگران اصلی کوچکترین مشکلی نداشتم و مشکل اصلی ام بازیگران حاشیه بودند و اینکه بخواهم 50 بازیگر را با هم هماهنگ کنم که صحنه‌های مختلف را بازی کنند که بسیار اذیتم کرد. باید طوری کار می‌کردیم که مفاهیم عرفانی برایشان ساده می‌شد و برای این منظور کوچکترین حرکت هم وقتمان را می‌گرفت و تحلیل هایمان برای همه تفهیم می‌شد.
آیا بازیگران از نخستین روزها مشخص بودند؟
بله. من حتی محمد حاتمی را هم برای نقش مولانا در نظر گرفته بودم.
پس چرا از ابتدا در تمرین‌ها نبود؟
او مشغول کارگردانی کاری بود که بعدها کارش خوابید و من هم رفتم سراغش و او هم این بار مشتاقانه پذیرفت و بسیار هم کمک حالم بود چون آمادگی بسیاری برای نقش و این فضا داشت.
بقیه نقش‌ها چطور؟
فرهاد قائمیان را برای نقش شمس در نظر داشتم که برخی مخالفت می‌کردند که به لحاظ فیزیک به نقش نمی‌خورد اما از ابتدا برایم روشن بود که بهترین گزینه است که می‌تواند از پس اجرایش برآید. شهرام عبدلی هم برایم مشخص بود و با اینکه دو تا پروژه تصویری داشت اما هماهنگی کرد و به ما پیوست.
ایوب آقاخانی در روزهای مانده به اجرا کناره گرفت، چرا؟
خودش گفته که به دلیل شخصی و داشتن گرفتاری‌های حرفه‌ای است. ما هم گفتیم صلاح مملکت خویش خسروان دانند. برای همین مخالفتی نکردیم با رفتنش و اتفاقاً با آمدن محمد حاتمی حس می‌کنیم که گروه ما به بهترین وضعیت خود رسیده است و او هم خیلی راحت جذب گروه شد.
ایرج راد را هم برای حلاج در نظر گرفته بودید؟
او را از ابتدا برای چنین نقشی در نظر گرفته بودم و الان هم طوری در صحنه حضور دارد که تداعی گر این ضرب المثل است که دود از کنده بلند می‌شود چون واقعاً در صحنه می‌درخشد. همچنین برای جمشید مشایخی یک نقش را در نظر گرفته بودم که به دلیل بیماری عذر خواست. می‌گویم بیماری در حد سرماخوردگی است، به هر حال آن نقش هم حذف شد.
بنابراین از گروه بازیگران راضی هستید؟
صد در صد. از همان ابتدا قائمیان و عبدلی همراه گروه بودند تا اینکه روی صحنه رفت. فقط جوان‌ها خسته ام کردند که آنها هم به مرور آماده و هماهنگ شدند و این مرا راضی کرد.
مجید میرفخرایی در جریان طراحی‌ها چگونه وارد عمل شدند؟
او مشغول کار بود که سفر هند برایش پیش آمد که برای انجام کاری باید می‌رفتند اما سرپرستی طراحی صحنه و لباس را عهده دار شدند و طراحی صحنه را مهدی فضلی خانی و طراحی لباس را آذر نجیبی زیر نظر مجید میرفخرایی انجام دادند. همچنین باید این نکته را بیفزایم که طراحی نور را آقای رحیمی که جوان مستعدی است به دقت انجام داد و برای این کار انرژی زیادی گذاشت و این دقتش باعث شد که دکور ما تا عمق بازارش به زیبایی دیده شود و او واقعاً یکی از طراحان خلاق نور در مملکت است. لحظه به لحظه نمایش ما با نور تغییر می‌کند و این نور تعقیب کننده است و مرتب این سو و آن سو را نشان می‌دهد. بازار قونیه با نورپردازی قوی نمایان می‌شود و هر لحظه کات می‌خورد به صحنه و نمای دیگری از نمایش که این نکته بیانگر کار با اهمیت نورپرداز است.
و موسیقی؟
جهانسوز فولادی از سی و چهار سال پیش همراه و همکارم بوده است که این بار هم توانسته برایمان آهنگ دلخواه را بسازد و خواننده خوب مملکت مان محمد حشتمی آواز می‌خواند و آنقدر خوب که تماشاگران مشتاق می‌پرسند که آیا آلبوم این ترانه‌ها منتشر شده است.
مردم بعد از دیدن این نمایش تا چه حد برایشان رابطه شمس و مولانا قابل درک و تأمل می‌شود و از آن ابهامات و شایعات بیرون می‌آیند؟
نویسنده (محمد ابراهیمیان) طوری نوشته که بهانه دست هیچ‌کس ندهد. او فرازهایی از گوشه و کنار زندگی شان را انتخاب کرده که بشود هم شاهد این رویارویی و ارتباط شد و هم میزان تأثیر هر یک بر دیگری را درک کرد. از برخورد روز دوم که شمس کتابی را در حوض آب می‌اندازد، ما شروع می‌کنیم که مولانا ناراحت می‌شود و می‌پرسد که چرا خیس کرده‌ای و شمس کتاب خشک شده را از حوض بیرون می‌آورد. تا فرازهای ساده تری به اکثریت تماشاگران شناختی از مولانا و شمس تبریزی بدهیم. برخی با این نمایش می‌گویند که به شناختی از مولانا و شمس رسیده‌اند.
شاید این نمایش سرآغازی است که بروند سراغ مطالعه دقیق تر این بزرگان ادب و عرفان؟
بله امکان دارد، چون ما خیلی ساده کرده ایم این شناخت و ارتباط را و بخشی از این کار توسط نویسنده انجام شده و ما هم در اجرا با تصویرسازی آن را بیشتر تأکید کرده ایم. چنانچه کارگردان و متخصصان تصویر اذعان می‌دارند تو تمام نقاط مبهم را با تصویرسازی برایمان روشن کرده ای.
تصویرسازی جزو کارتان بود؟
این هدف ما بود و تنها نمی‌دانستیم چقدر می‌توانیم تصویرسازی کنیم که در طول تمرین‌ها دیدیم این طوری موفق تریم.
شما عموماً متون رئالیستی را کار کرده اید که تکیه اش بر حس از درون است اما در «بازار عاشقان» حرکت و تصویر که امری بیرونی است ملاک کارتان شده و این کارگردانی متفاوتی را نسبت به بقیه آثارتان پیش رویتان قرار داده است؟
بله. مجموعه این عوامل دست در دست هم داده که کاری متفاوت بشود و تأثیرگذار.
عوامل دیگر چقدر به کارگردان کمک کرده‌اند؟
همه حتی جوان‌ها هم برایشان حضور در این نمایش برای بهتر شدن همه چیز تأثیرگذار بوده است. مثلاً فلان جوان مطالعه می‌کرد و در میان بحث‌ها و تحلیل‌ها وارد می‌شد و می‌گفت خواهر حلاج در زمان اعدام شدنش خود را به او می‌رساند و فلان چیز را گفته است. همه به‌طور مشترک مطالعه و در آن شرکت می‌کردند بنابراین حضور همه مؤثر بوده است.
بازتاب کارتان چگونه بوده است؟
در واقع تماشاگران، تماشاگران را می‌آورند و این یعنی کار تأثیرگذار است و از آن دارد روز به روز استقبال بیشتری می‌شود.
مولانا شخصیت جهانی دارد آیا خارجی‌ها هم رغبتی برای دیدن کارتان نشان داده‌اند؟
بله ما تاکنون میهمان هایی از سفارتخانه‌های مختلف داشته ایم و این استقبال همچنان ادامه دارد و آنها کنجکاو هستد که از چه منظری درباره مولانا و شمس نمایش را کار کرده ایم بنابراین مشتاقانه به تماشای بازار عاشقان می‌نشینند.




[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «گفت‌و‌گو با هادی مرزبان، کارگردان نمایش بازار عاشقان» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات