ضمن تبریک فرا رسیدن سال نو خورشیدی به تمامی هموطنان عزیز، به اطلاع می رسانیم فعالیت این وب سایت با آغاز سال جدید متوقف خواهد شد. از همراهیتان در این مدت از سپاسگزاریم.

دو خط کتاب غریبه‌ای در قصر

دو خط کتاب/ غریبه‌ای در قصر

نشر چشمه/ من امریکایی هستم. در هارتفورد ایالت کانکتیکات درست بالای رودخانه در روستایی متولد و بزرگ شدم. بنابراین یک ینگه‌دنیایی واقعی و کار‌بلد هستم. بله، و تقریباً خالی از احساسات عاطفی یا به عبارت دیگر خالی از طبع شعر. پدرم آهنگر بود و عمویم بیطار و من در کودکی هر دو کار را یاد گرفتم. سپس به کارخانه‌ی اسلحه‌ی بزرگی رفتم و حرفه‌ی اصلی‌ام را آموختم؛ تمام آن‌چه را که مربوط به کار بود فراگرفتم. ساختن همه‌چیز را یاد گرفتم: تفنگ، ششلول، توپ، دیگ بخار، موتور و تمام انواع ماشین‌آلاتی که کارها را آسان می‌کند. من می‌توانم تمام چیزهای موردنیاز انسان را بسازم، هر چیزی را، فرقی نمی‌کند و اگر روش جدیدی برای ساختن آن وجود نداشته باشد، به آسانیِ غلتاندن کنده‌ی درخت، اختراعش می‌کنم. خلاصه، در کارخانه سرکارگر شدم و دو هزار نفر زیر‌دستم بودند.

خب، چنین آدمی کله‌اش پُر‌باد می‌شود و حرف کسی را قبول نمی‌کند. آدمی که دو هزار مرد خشن زیر‌دستش باشند مثل خروس‌جنگی می‌شود، به‌هرحال من این‌طوری بودم. تا این‌که حریفی پیدا شد و حقم را کف دستم گذاشت. سوءِتفاهمی میان من و او که هرکول صدایش می‌زدیم پیش آمد و برای رفع آن دست به دیلم بردیم. او ضربه‌ای به سرم زد که همه‌چیز جلو چشمم ترک برداشت، انگار همه‌ی قطعات جمجمه‌ام از جا در‌آمدند و هر قطعه روی قطعه‌ی کناری‌اش افتاد. دنیا در نظرم تیره‌وتار شد و دیگر چیزی نفهمیدم. حداقل تا مدتی هیچ‌چیز نفهمیدم

غریبه ای در قصر
مارک تواین
ترجمه‌ی علی‌اکبر لبش



[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabarkhan0511@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات




جدیدترین اخبار منتشر شده

X