نگاهی به آسیب کم تحرکی کودکان و گرایش آن ها به بازی های رایانه ای

نگاهی به آسیب کم تحرکی کودکان و گرایش آن ها به بازی های رایانه ای

خراسان/ وقتی خطری جدی در جامعه وجود دارد و سلامت آن را تهدید می کند، هر فرد انسان دوست و عاقلی وظیفه خود می داند کاری بکند؛ هر کاری که بتواند تأثیری ولو اندک داشته باشد، از یک هشدار بگیرید تا نوشتن مقاله، ساخت فیلم یا خلق یک اثر هنری و .... مدت هاست، خطر چاقی، کم تحرکی و در پی آن ها انواع بیماری های قلبی و عروقی و دیابت، مشکلات روحی و ... ،حساس ترین و آسیب پذیرترین موجودات جامعه انسانی ما را تهدید می کند؛ یعنی کودکان و فرزندان دلبندمان را. در پرونده امروز «زندگی سلام» به موضوع کم تحرکی کودکان و گرایش آن ها به بازی های رایانه ای پرداخته ایم تا ما هم به سهم خود در برابر این خطر جدی کاری کنیم. سهم شما در این ماجرا چیست؟

وروجک های دیروز و کپل های کم تحرک امروز
وقتی ما بچه بودیم این شانس را داشتیم که از موهبتی به نام حیاط در متراژ نه چندان کوچک خانه هم بهره مند شویم، آن قدر که می شد در آن با بچه های فامیل یا همسایه یک گل کوچیک درست و حسابی برقرار کرد، دختر و پسر هم نداشت وقتی قرار بود گروهی بازی کنیم، همه پایه بودیم، فوتبال نشد، والیبال، والیبال نشد، وسطی، زو، خط بازی، از این ها که می گذشت، یک قل دوقل و دزد و پادشاه و .... «قایم باشک» که بازی محبوب بود، آن زمان خاله بازی ها هم لطفی دیگر داشت، عروسک های دست ساز مادر که دو دقیقه ای با پیچاندن یک روسری سه گوش دور کمی پارچه فراهم می شد و ما در اتاق ها و حیاط و جای جای خانه جای بازی داشتیم. شاید یکی از علت های پنهان آن بازی های گروهی و پرتحرک، نبود وسایل و امکانات بازی بود، تلویزیون در یک ساعت معین برنامه کودک پخش می کرد که نیمی از آن هم به نمایش نقاشی بچه ها می گذشت که از شهرهای مختلف فرستاده بودند، بعد هم یا «سباستین» دنبال مادرش می گشت یا «هاچ»؛ زنبور عسل، حال و احوال «کوزت» و «نل» هم معلوم بود و... آن یک ساعت پای تلویزیون نشستن شاید و شاید تنها زمانی بود که می شد بچه های کوچک را آرام و بی حرکت در اتاق نشیمن دید، البته اگر از ساعت مشق نوشتن بچه مدرسه ای ها چشم پوشی کنیم...
امروز اما، اگر شبکه پویا و سی دی کارتون ها و پویانمایی هایی مثل باب اسفنجی و توت فرنگی و چه و چه را از بچه ها بگیری، طفلک ها باید چه بکنند اگر سراغ تلفن همراه من و شما نیایند، پای «کلش آف کلنز» ننشینند، یا پرنده عصبانی اعصابشان را خرد نکند و ... ؟
انگار ما بزرگ ترها، بی رحمانه فراموش کرده ایم، بازی، نشاط، هیجان، دویدن و سر و صدا کردن حق طبیعی و اولیه کودکان و زبان آن هاست. بی ر حمانه فراموش کرده ایم امر و نهی مدام با دستورهای تلخی همچون «نکن»، «ندو»، «بشین»، «داد نزن»، «چه خبرته، سرم رفت!»، «نرو»، «نیا»، «برو»، «بیا» و... چه بلایی سر آن ها می آوریم... بچه دار شدیم و سرمان را به کار خودمان گرم کردیم، سر کار می رویم، بچه را مثل کارمندهای اداری به زور از خواب بیدار می کنیم، باید سر ساعت برود مهد کودک یا خانه مادربزرگ یا شاید هم پرستار می آید و تحویلش می گیرد تا در خانه به جای مادر، کنارش باشد، برمی گردیم، خسته ایم... کی حال و حوصله دارد با بچه ای با آن همه انرژی و هیجان بازی کند؟ از حیاط هم که خبری نیست، نسلش منقرض شده، در خانه هم که نباید بدود، صدای همسایه پایینی در می آید همان طور که بچه همسایه بالایی حق ندارد بدود چون صدای ما در می آید...
گوشی تلفن همراه و تبلت و رایانه و نشستن پای تلویزیون هم که کار را بدتر می کند، بچه ها تنبل و تنبل تر می شوند، چاقی، آثار مخرب روانی بازی های رایانه ای و هزار و یک مسئله دیگر که تنها سهم ما از آن ها هشدارهای جدی کارشناسان است... پس چه باید کرد؟
برای پاسخ دادن به این پرسش جدی و یافتن راهکار، چندان دستمان باز نیست ولی به این معنا هم نیست که نمی توانیم کاری کنیم. باید بپذیریم از ماست که بر ماست و باید بپذیریم مسئولیت تربیت و نجات فرزندان مان در درجه اول بر عهده خود ماست، دولت، مسئولان، دستگاه ها همه و همه وظیفه دارند ولی شانه خالی کردن از بار مسئولیت خودمان هیچ مشکلی را حل نمی کند و تنها آن را بغرنج تر و پیچیده تر می سازد؛ بر این اساس باید کاری کرد. همراه ما باشید تا در مطلب بعدی راهکارهایی ساده و قابل اجرا برای این معضل بیابیم.

راهکارهای ساده ای برای جنب و جوش بخشیدن به زندگی کودکان
لازم نیست زانوی غم به بغل بگیرید و نگران وضعیت فرزندانتان باشید، او را به دیدن برنامه هایی که تحرک دارد تشویق کنید، با او به پارک بروید و بدمینتون بازی کنید و چند پیشنهاد دیگر ما را هم مدنظر داشته باشید:
در طول شبانه روز وقتی را برای برقراری ارتباط با کودکانتان از طریق بازی در نظر بگیرید. بازی را به گونه ای طراحی کنید که فرزندتان مجبور به تحرک باشد، این کار هم انرژی زیاد و طبیعی او را بروز می دهد و هدایت می کند، هم برای سلامتی اش خوب است و هم از همراهی شما لذت می برد؛ مثلا بازی های پیشنهادی انجام دهید:
به آن ها بگویید بر خلاف دستوری که شما می دهید، عمل کنند، مثلا وقتی می گویید بنشین باید بایستد و وقتی می گویید بایست باید بنشیند و ... دستورهای دیگری را هم خودتان طراحی کنید.
تعدادی وسیله سبک و متناسب با سن او آماده کنید، به او بگویید که مثلا در یک دقیقه فرصت دارد که وسایل را به نقطه ای معین برساند. می توان از این تجربه برای جمع کردن اسباب بازی های زیادی که کودکان در اتاق های مختلف خانه روی زمین پخش کرده اند، استفاده بسیار مؤثری کرد؛ به این شکل که به صورت مشارکتی همراه با او قرار می گذاریم که در یک دقیقه هر کسی وسایل بیشتری را جمع کند، برنده است.
از توپ های سبک و کوچک استفاده کنید، جایی را به عنوان محل گل تعیین کنید، او باید بتواند با داوری شما به صورتی سبک و با سرعت توپ را به محل مورد نظر پرتاب کند.
از او بخواهید نقش مربی ورزش را بازی کند و شما در نقش شاگرد او هر کاری که بگوید باید انجام دهید، او تلاش می کند حرکاتی را انجام دهد و به شما آموزش دهد، طبیعی است که گزینه های زیادی را بلد نباشد، به عنوان هماهنگی های قبل از بازی، خودتان به او آموزش دهید و از وقتی بازی شروع شد، نقش شاگردش را بازی کنید. در طول بازی با گفتن جملاتی او را ترغیب کنید تا حرکات بیشتری انجام دهد؛ مثلا خانم یا آقای مربی! چقدر شما سریع حرکات را انجام می دهید، من به اندازه شما نمی توانم و ... او از این قبیل عبارات لذت می برد و خوشش می آید و تلاش می کند این توانایی را بیشتر نمایان کند و همین امر باعث می شود حرکاتش را بیشتر کند...
به توصیه هایی که در برنامه های تلویزیونی کودکان داده می شود، توجه کنید. برای مثال وقتی عموپورنگ یا عوامل و شخصیت های دیگر برنامه های کودک به بچه ها توصیه می کنند، ورزش کنند و تحرک داشته باشند و دست از بازی های رایانه ای بردارند، به آن ها یادآوری کنید برای گوش کردن به حرف آن شخصیت محبوب می خواهیم ورزش کنیم یا فلان حرکت را انجام دهیم، می خواهیم برویم پارک و .... بد نیست برای افزایش انگیزه او حتما با برنامه تلویزیونی مورد نظر تماس بگیرید و مقدمات گفت و گوی فرزندتان را با عوامل برنامه فراهم کنید.
به طور منظم قد و وزنش را اندازه گیری و محاسبه کنید و به خودش اطلاع بدهید، به گونه ای که او را نسبت به این موضوع حساس کنید. می توانید دوره های هفتگی یا دو هفته یک بار و یا ماهانه تعریف کنید؛ برای این کار معیاری تعیین کنید که برای خود او ملموس باشد؛ مثلا قدش را در اتاق خودش یا جایی مناسب در خانه اندازه بگیرید و علامتی کوچک روی دیوار یا به هر ترتیبی که صلاح می دانید، مشخص کنید و دفعه بعد نیز در همان محل این کار را انجام دهید تا تغییرات را ببیند، ممکن است بگویید اندازه گرفتن قد چه ارتباطی به تحرک فرزندمان دارد؟ همه چیز به طور مستقیم اثر نمی گذارد بلکه با این کار هم او را نسبت به شرایط جسمانی و سلامتی اش حساس می کنید و رابطه قد و وزنش را به او می آموزید، هم درباره وزن، هشدارهای لازم را به او می دهید که قطعا باید با کارهای عملی و رعایت توصیه ها همراه باشد.

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «نگاهی به آسیب کم تحرکی کودکان و گرایش آن ها به بازی های رایانه ای» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات