آفتاب یزد: حضور نظامی بریتانیا در خلیج فارس

آفتاب یزد: حضور نظامی بریتانیا در خلیج فارس

آفتاب یزد/ متن پیش رو در آفتاب یزد منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست.

سابقه حضور بریتانیایی‌ها در خلیج فارس به قرن 17 و عقد قرارداد تجاری با شاه عباس و پس از آن حمله مشترک ایران و بریتانیا به پرتغالی‌های در خلیج فارس بر‌می‌گردد. بعد از آن بریتانیا در قرن 18 به بهانه مبارزه با دزدان دریای عرب اقدام به انجام فعالیت‌هایی در خلیج فارس کرده و بعد از شکست دزدان دریایی عرب تمامی کشتی‌های منطقه از جمله ایران را نابود کرد. بعد از این انگلیس حضور خود را در منطقه استحکام بخشید و طی سال‌های سال در این منطقه حضور خود را تثبیت کرد. تا اینکه در پی جنگ جهانی دوم، به تدریج پایه‌های قدرت بریتانیا در منطقه بتدریج رو به زوال نهاد. جنگ خسارات انسانی، اقتصادی و نظامی فراوانی را برای این کشور فراهم آورده بود.تا جائیکه در سال 1347 (1968) اعلام کرد که در سال 1350 (1971) نیروهای خود را از شرق سوئز که شامل خلیج فارس نیز می‌شد خارج می‌کند. هرچند این ضعف پیشتر با استقلال هند از این کشور و تنفر اعراب از این کشور بعنوان مسبب شکل گیری رژیم صهیونیستی آغاز گردیده بود. بعدها بریتانیا در پی حمله آمریکا به عراق تلاش نمود دوباره در منطقه حضور پیدا نماید، اما نیروهای نظامی بریتانیا هیچ گونه تاسیسات نظامی دائمی را در منطقه در اختیار نداشتند. حال بعد از سپری شدن سالیان نه چندان طولانی، این کشور بدنبال جای پای جدید برای نفوذ در منطقه اعلام کرده است که اولین پایگاه نظامی خود را تا اواخر سال ۲۰۱۶ میلادی در خلیج فارس افتتاح خواهد کرد. در حقیقت، ماجرا از 11 اکتبر 2012 آغاز شد که بریتانیا توافقنامه‌ای را برای همکاری‌های دفاعی با بحرین به امضا رساند. مفاد این توافق منجر به حضور دائمی‌تر و بزرگ‌تر نیروهای مسلح بریتانیا در «شرق سوئز» می‌شد که براساس مفاد این توافقنامه پایگاه دائمی دریایی با هزینه‌ای در حدود پانزده میلیون پوند (23 میلیون دلار) در «مینا السلمان» ساخته می‌شود. بخش اعظم این هزینه به ‌وسیله بحرین پرداخت خواهد شد و بریتانیا فقط هزینه‌های جاری آن را تامین می‌کند. اعلام تصمیم‌ بریتانیا برای استفاده از پایگاهی دائمی در خلیج فارس، آن هم در زمانه‌ای که تدابیر کاستن از هزینه‌ها و مخارج از جمله هزینه‌های نظامی به یک امر عادی برای کشورهای غربی تبدیل شده است و در زمانی که نیروی نظامی بریتانیا در کوچکترین حد و اندازه خود طی بیش از یکصد سال گذشته است تداعی کننده این سوال است که هدف بریتانیا از حضور مجدد در منطقه خلیج فارس و ایجاد یک پایگاه نظامی دائمی در این منطقه چه می‌تواند باشد؟ در این رابطه به نظر می‌رسد که ایجاد پایگاه دریایی بریتانیا در خلیج فارس را باید در چارچوب راهبرد کلان قدرت هژمون (ایالات متحده) تحلیل نمود. روی کار آمدن اوباما در آمریکا همزمان شد با افزایش قدرت فزاینده چین در شرق آسیا. کشوری که در یکی دو دهه اخیر به لحاظ اقتصادی رشد چشمگیری داشته است. آمریکایی‌ها نگرانند که رشد فزاینده اقتصاد چین نهایتا به این امر منجر شود که از آن در خدمت نیروی نظامی و افزایش توان و قدرت خود در این حوزه بهره ببرد و چین را تبدیل به هژمون منطقه شرق آسیا و یا در سطح جهانی تبدیل کند. در هر دو حالت اهمال آمریکا در این رابطه تهدید کننده منافع آمریکا و به ویژه منافع متحدان آن در آسیا- پاسیفیک خواهد شد. از همین رو و به دلیل پیش‌بینی این تهدیدات، سیاست مهار چین در قالب راهبرد «ثقل آسیایی» در دستور کار سیاست خارجی آمریکا قرار گرفت. در این رابطه در ژانویه 2012 استراتژی جدید نظامی این کشورتحت عنوان "بازبینی استراتژی دفاعی" اعلام گردید. در متن این راهبرد چین چنین آمده است: «در بلند مدت، ظهور و خیزش چین به عنوان یک قدرت منطقه‌ای، ظرفیت متاثر ساختن اقتصاد و امنیت آمریکا را به طرق گوناگون در اختیار خواهد داشت. البته این نگرانی بی‌جهت هم نیست. چرا که چین دارای بزرگ ترین جمعیت دنیاست و رشد سریع اقتصادی چین و قرار دادن آن در خدمت نیروی نظامی می‌تواند توانمندی فزاینده‌ای به این کشور بدهد. و این می‌تواند جایگاه آمریکا در شرق آسیا و متحدان آن یعنی کره و ژاپن را تضعیف و موازنه قدرت را در جهان به نفع خویش تغییر دهد. از طرفی سهم فزاینده بودجه نظامی چین طی سال‌های گذشته و برنامه‌های آن کشور برای نوسازی بخش نظامی خود، باعث تقویت نگرانی‌های آمریکا شده است. در نگاه آمریکا افزایش بودجه نظامی چین در طی سال‌های گذشته به معنای تلاش این کشور در جهت سلطه بر کشورهای شرق آسیا و متحدان آمریکا است و یک چین به طور فزاینده قدرتمند، در آینده فشار خواهد آورد تا آمریکا نیروی نظامی خود را از آسیا خارج نماید. همان رفتاری که آمریکا در قرن ۱۹ با اروپاییان در نیم کره غربی داشت. بر این اساس آمریکا قصد دارد حضور خود در خاورمیانه و خلیج فارس را کاهش داده و تمرکز خود را در شرق آسیا افزایش دهد. ایالات متحده آمریکا همچنین حضور نظامی خود را در اروپا نیز کاهش داده است. خروج نیروهای رزمی آمریکا از عراق و افغانستان، عدم دخالت مستقیم نظامی علیه دولت سابق لیبی و نظام مستقر در سوریه، تلاش حداکثری آمریکا برای پیشرد مذاکرات سازش و از همه مهمتر تلاش برای کسب نتیجه‌ای ولو حداقلی در مذاکرات هسته‌ای، از مهمترین شواهد استدلال مذکور است. همچنین آمریکا حضور نظامی خود را در اروپا نیز کاهش داده است. پایگاههای نظامی این کشور در بریتانیا، آلمان، بلژیک و هلند و ایتالیا تعطیل می‌شوند تا این کشور حضور نظامی خود را در شرق آسیا افزایش دهد. با این وجود نباید از یاد برد که خاورمیانه همچنان دارای اهمیتی راهبردی برای آمریکاست. بنابراین شاید آمریکا به دنبال تعدیل نیروی نظامی خود تلاش کند تا از ورود به برخوردهای نظامی در منطقه خودداری کند و صرفا به عنوان یک نیروی تعادل بخش در منطقه خاورمیانه حضور نظامی داشته باشد اما خلا قدرت در خلیج‌فارس را نیز نمی‌پذیرد و این نکته است که زمینه مناسبی برای بسط حضور بریتانیا در منطقه را فراهم می‌آورد. در این رابطه ایجاد پایگاه دائمی بریتانیا در منطقه خلیج فارس را می‌توان در غالب ماموریتی از سوی آمریکا به عنوان بخشی از مسئولیت‌های امنیتی آمریکا به متحدانش بریتانیا و فرانسه (این کشور پیشتر به ایجاد پایگاه در کشور امارات نموده است) تلقی نمود. به هر جهت حضور کشورهایی که متحد «هژمون»(امریکا) است می‌تواند منافع هژمون در این منطقه را نیز تامین کند. بنابراین، ایجاد پایگاه دریایی بریتانیا در خلیج فارس در چارچوب راهبرد کلان آمریکا در منطقه قابل تحلیل است که با مشارکت همپیمانان غربی خود پیگیری می‌کند؛ امری که نه فقط بخشی از هزینه تامین نظم را بر دوش دیگر کشورهای همپیمان می‌گذارد، بلکه با مشارکت دادن آنها در این موضوع، رقبای جهانی را نیز کنترل می‌کند. این در شرایطی است که کشورهای اروپایی و از جمله بریتانیا برخلاف ایالات متحده به شدت وابسته به انرژی خلیج فارس می‌باشند. به طوی که فقط بریتانیا در سال 2012 بیش از چهارصد میلیون پوند نفت خام از خاورمیانه وارد کرده است و در همین سال، در حدود 30 درصد گاز طبیعی وارداتی بریتانیا نیز از راه دریا وارد شده و قطر به مهم‌ ترین تامین‌کننده گاز طبیعی مایع (LNG) برای بریتانیا تبدیل شده است. از طرفی این اقدام این پیام را به کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس می‌دهد که آمریکا نسبت به امنیت دوستان خاورمیانه‌ای خود متعهد و مسئول است. زیرا کشورهایی که امنیت را مساوی با حضور قدرت‌های خارجی می‌دانند کاهش تمرکز سیاست خارجی آمریکا در منطقه را نوعی خلا قدرت در خلیج‌فارس می‌دانند و از این‌رو با روی‌آوردن به کشورهایی همچون بریتانیا و فرانسه به دنبال پرکردن این خلا امنیتی می‌باشند.

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «آفتاب یزد: حضور نظامی بریتانیا در خلیج فارس» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





تبلیغات