به کدام سازِ شما برقصیم استاد؟!

به کدام سازِ شما برقصیم استاد؟!

سیاست روز/ متن پیش رو در سیاست روز منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست.

اگر اشتباه نکنم، آخرین روزهای دی‌ماه سال ۸۲ بود. یکی از دوستان تماسی گرفت و از برگزاری یک کنسرت باشکوه خبر داد. توضیح داد و دست آخر هم گفت: «هستی؟» و من هم پاسخش دادم و به تالار وزارت کشور رفتم. عنصر کوچکی از اتفاق بزرگی که قرار بود در آن سالن رخ بدهد بودم. دو شبانه‌روز بی‌خوابی و دست آخر هم همه چیز مهیا شد تا جمعیت داغدیده و البته مشتاق به سالن وزارت کشور بیاید تا «همنوا با بم» صدای آواز استاد و ساز اساتید دیگر را بشنوند.
سه شب متوالی میهمان هنر استادانی بودیم که شب‌های زمستانی را برایمان گرم کرده بودند. آن شب‌ها اولین برخوردهای «خیلی نزدیک» من با استاد آواز ایران بود. کسی که به شدت «قانون‌مند» بود و حتی بر کوچک‌ترین موارد و مسائل هم دقت نظر داشت. قانونِ نظم در کنسرتی که پس از سال‌ها قرار بود در فضای موسیقی کشور بدرخشد و همینطور هم شد.
اما چند سال بعد، همه آن شخصیت بزرگ در ذهن و دلم فرو ریخت. مرد قانون‌مندِ آوازِ ایرانی به یکباره کسی شد که نمی‌شناختمش. انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ بهانه‌ای شد تا «شجریان» موسیقی «ایرانی»، حرف‌های «خارجی» بزند. استاد، در روزهای گرد و غبار فتنه، کت‌ و شلوار و کراواتش را پوشید و به سمت غرب قدم برداشت.
توهمات دوستان سیاسی، روی او هم اثر گذاشت و عجیب آنکه حرف‌هایش را برای دل خنک کردن «خارجی»ها به بزم دشمنان ملت ایران برد.
مصاحبه‌های گوناگون با بی‌بی‌سی فارسی، صدای آمریکا، سیانان، تلویزیون استرالیا و‌... هرکدام تصویری تیره‌تر را از استاد ارائه می‌داد. مردی که اول دولت را نشانه گرفت، بعد امام، نظام و انقلاب و دست آخر هم تیری به سمت «اسلام» پرتاب کرد. از قاری قرآن و شهره به «ربنا» بعید بود، اما افسوس که واقعیت داشت.
او از «تفنگت را زمین بگذار» گفت و خواند، اما تفنگ او رو به همه ارزش‌ها گرفته شده بود و «رگبار» واژه‌ها بود که شلیک می‌شد.
اما هفته گذشته اتفاقاتی رخ داد که باعث شد باز هم نام او بر سر زبان‌ها بیفتد. سخنانی که نمی‌توان در مورد آن به نتیجه درستی رسید. آیا این همان شجریانی بود که سال ۸۸ به بعد مواضع «افراطی» داشت؟ باز هم باورپذیر نبود.
این سخنان آنچنان با مواضع وی در سال‌های قبل در تضاد است که شاید نیاز باشد به هرکدام به صورت جدا و تفکیک شده بپردازیم.
«در این مدت ایرادهایی به خانه‌ موسیقی وارد شده و می‌گویند شورای عالی و هیأت‌مدیره غیرقانونی است که این موضوع به هیچ عنوان صحت ندارد. همه چیز قانونی است و حقوقدانان نیز بر این موضوع صحه می‌گذارند که فعالیت هیأت‌مدیره و شورای عالی تا اسفندماه سال ۹۴ قانونی است و در این تاریخ باید دوباره انتخابات برگزار و شورای عالی و هیأت‌مدیره‌ جدید انتخاب شود. من بیش از هر کس دیگری در این زمینه تحقیق کرده‌ام. به نظر می‌رسد گاهی در طرح این مسائل، برخی غرض‌ورزی‌های شخصی وجود دارد که باعث تأسف است.»
استاد در این سخنان خود به وضوح بر قانون تاکید می‌کنند و همه چیز را قانونی می‌دانند. ضمن آنکه برای تثبیت سخنان خود به کارشناسی حقوق‌دانان می‌پردازند. حال سوال این است که آیا در سال ۸۸ قانون متر و معیار نبود؟ آیا آن موقع حقوق‌دانان و فقهای شورای نگهبان بر سلامت انتخابات صحه نگذاشتند؟ آیا آن زمان برخی غرض‌ورزی و کینه برخی‌ها از شخص خاصی باعث نشد که امنیت ایران به خطر بیفتد؟ آیا آن موقع اردوکشی‌های خیابانی کار قانونی بود؟ آیا اینها باعث تاسف نبوده و نیست؟ پاسخ استاد برای این سوال‌ها لازم است که هرچه باشد توجیهی برای رفتارهای وی نیست.
«شما وقتی می‌خواهید مسأله‌ای را نقد کنید، باید آداب نقد را بجا بیاورید. اگر عضو خانه‌ موسیقی هستید و خودتان را جزو خانواده‌ی موسیقی می‌دانید، چرا نقدهای‌تان را رسانه‌ای می‌کنید؟ کسی که انتقاداتش را بدون آن‌که ابتدا در خود خانه مطرح کند، رسانه‌ای می‌کند، مصلح نیست.»
بیایید این جملات را بازطراحی کنیم: «شما وقتی می‌خواهید مسأله‌ای را نقد کنید، باید آداب نقد را بجا بیاورید. اگر عضو ایران هستید و خودتان را جزو خانواده‌ی ملت ایران می‌دانید، چرا نقدهای‌تان را رسانه‌ای می‌کنید؟ کسی که انتقاداتش را بدون آن‌که ابتدا در خود خانه مطرح کند، رسانه‌ای می‌کند، مصلح نیست» عجب که این سخنان چقدر به اظهارات تند استاد می‌چسبد. اظهاراتی که در مصاحبه‌های رنگارنگ یک به یک رونمایی می‌شدند و شجریانِ ایرانی، از اینکه در رسانه‌های دشمن نقشی ایفا کند، ابایی نداشت.
همین نقد را چند سال پیش محمدرضای لطفی عزیز به دوست دوران گذشته‌اش داشت «امروز من شخصاً نمی‌فهمم شجریان به عنوان یک موزیسین موفق که این همه کنسرت داده و کار تولید کرده و آثارش در رادیو و تلویزیون پخش شده و بیش از ۳۰۰ کنسرت خارج از کشور داشته، چرا اکنون اعتراض می‌کند؟‌ من این را نمی‌فهمم. یک وقت شما را برای سالیان دراز محروم کرده‌اند و با کلی بدبختی یک کنسرت برگزار می‌کنید و هزارگونه مشکل دارید و اعتراض می‌کنید؛ اگر چنین شخصی بخواهد بر روی این مسائل صحبت کند قابل فهم است... ضمن اینکه من اصلا دوست ندارم هنرمندان‌مان تریبون خودشان را از داخل به خارج از کشور ببرند. به همین دلیل شخص من هرگز با بی‌بی‌سی مصاحبه نکرده‌ام. با صدای آمریکا در طول ۲۵ سال فعالیتم در خارج از کشور به طور مشروط مصاحبه کرده‌ام... بی‌بی‌سی، صدای آمریکا، رادیو بین‌المللی فرانسه و یا سایر رسانه‌های آن‌طرفی در ۱۰ سال اخیر مواضع اپوزیسیون به ایران دارند و گاهی اوقات نیز کار را به براندازی حکومت نیز می‌کشانند. این را ما امروز به طور رسمی می‌دانیم و آخرین صحبت‌های وزیر امور خارجه انگلستان همه موید این رویکرد آن‌ها است. طبیعی است وقتی امروز رسانه‌های آن‌طرفی این امکان را به یک هنرمند می‌دهند تا بیاید در بی‌بی‌سی صحبت کند، حتماً باید در درجه اول اپوزیسیون یا نیمچه اپوزیسیون باشد... من حق دارم دوست نداشته باشم به عنوان یک هنرمند در صدای آمریکا و بی‌بی‌سی انگلستان که به عنوان دو ارگان دولتی مشغول فعالیت هستند، حرف بزنم. من حتی اگر هزار مشکل در ایران داشته باشم ترجیح نمی‌دهم هرگز در تریبون‌هایی که قصد اصلاح و کمک به مردم ایران را ندارند هم‌صدا شوم.»
حال سوال این است کسی که حرف خانه را به بیرون برد و از هرچه دلش خواست گفت و به ایران و اسلام و انقلاب تاخت، مصلح بود؟
«در میان این انتقادها به‌نظر می‌رسد، برخی می‌خواهند با مطرح کردن نام‌شان در رسانه‌ها، خودشان را بزرگ کنند که اتفاقا این اقدام کاملا به ضررشان است. برخی‌ها یک جانبه قضاوت می‌کنند و بعد هم آن را رسانه‌ای می‌کنند. در حالی که حتی حاضر نیستند به دعوت خانه‌ موسیقی برای حضور در جلسه‌ی نقد پاسخ دهند. اگر مشکلی دارید بیایید و همین جا پاسخ خود را بگیرید.»
نام شجریان بزرگ است، همان‌طور که نام افرادی نظیر حسین علیزاده، کامبیز روشن‌روان و... بزرگ است.
اما آیا شما و امثال شما در سال ۸۸ از همین ابزار استفاده نکردید؟ شما یک‌طرفه به قاضی نرفتید؟ هم‌فکرهای شما در سال ۸۸ توهمات خود را رسانه‌ای و خیابانی نکردند؟ مگر در سال ۸۸ از معترضان دعوت نشد تا بیایند و هرآنچه دل تنگشان می‌خواهد در مقابل عالی‌ترین مقام این مملکت بگویند؟ خروجی آن جلسه و جلساتی از این دست چه بود؟ چرا آنها نیامدند تا اگر مشکلی داشتند پاسخی بگیرند؟ و چرا شما از چنین افراد قانون‌ندان و قانون‌شکنی حمایت کردید؟ یا شما هم مثل آنها یک جانبه قضاوت کردید یا اساسا مسئله قضاوت نبود و غرض‌ورزی در کار بود.
چگونه می‌شود که امسال، باز هم به صورت یک‌جانبه شما و مجموعه تحت نظرتان را کاملا قانونی می‌دانید و می‌گویید «اگر مشکلی دارید بیایید و همین جا پاسخ خود را بگیرید» اما آنها که در سال ۸۸ مشکل‌آفرین بودند، نه تنها نیامدند که از راه‌ها و فرجه‌های قانونی استفاده نکردند؟ شما چرا قانون‌های این مملکت را زیر پا گذاشتید و ابایی هم از آن نداشتید و مدعی بودید من راه خودم را می‌روم و آنها...
«بیان این مطالب می‌تواند از طرف خانه مورد پیگرد قانونی قرار گیرد. تمام این موارد جواب دارد و اگر خانه‌ موسیقی از طریق قانونی پیگیر باشد، به‌راحتی می‌تواند این کار را انجام دهد. ما حرمت هنرمندان را نگاه می‌داریم؛ اما به‌شرط آن‌که آبروی خودمان در خطر قرار نگیرد.»
بیان مطالب شما چطور؟ نباید مورد پیگرد قانونی قرار می‌گرفت؟ اتفاقا اگر برخوردی هم با شما نشد به خاطر حرمتی بود که جمهوری اسلامی برایتان قائل بود. دولت و نظام و مردمی که شما به دین، آیین، انقلاب و همه ارزش‌هایش توهین کردید، در مقابل سخنان و رفتار شما به خاطر خاطرات خوب گذشته سکوت کرد.
مسئولانش هنوز هم که هنوز است حرمت نگاه می‌دارند، اما شما چه کردید؟
شرمنده که چنین می‌نویسیم، اما شما برای حرمت‌شکنی و سنگ زدن به دیوار بلند انقلاب از نردبان هر بی‌سر و پایی بالا رفتید. شما برای بزرگ شدن چنین نکردید، اما نمی‌توانیم آن سخنان خلاف قانون و منطق را به پای غرض‌ورزی ننویسیم.
«عملکرد ما کاملا شفاف است. برخی افراد سخنانی بی‌پایه و اساس را مطرح می‌کنند، بدون آن‌که مدرکی برای آن داشته باشند و بدتر این‌که آن‌ها را رسانه‌ای می‌کنند که این اقدام به هیچ عنوان کار صحیحی نیست.»
عملکرد شفاف شما را خودتان تائید می‌کنید یا مراکز قانونی؟ اگر کسی مبادی قانونی شما را قبول نداشته باشد چه می‌کنید؟ سخنانشان بی‌پایه و اساس می‌شود؟ اگر چنین است، شما براساس کدام پایه محکم و استواری و برچه اساسی آن همه تهمت را به جمهوری اسلامی نسبت دادید؟ کار شما صحیح بود؟
باز هم با عرض شرمندگی ما نمی‌توانیم از یکی از چهره‌های ماندگار موسیقی و هنر این مملکت بپذیریم که روی بامی بنشیند که دو «هوا» داشته باشد. بعضی وقت‌ها قانون برایش مهم باشد و برخی مواقع آنرا لگدمال کند. از غرض‌ورزی بگوید و خودش چنین کند. از منطق، سند و مدرک بگوید و خودش به آنها وقعی ننهد. بیرون بردن حرف درون خانه را نکوهش کند و خودش نه تنها حرف را از در خانه بیرون ببرد که از مرزهای یک مملکت هم فراتر ببرد. کسی که از مردم بگوید و خودش در آغوش دشمنان این مردم قرار بگیرد.
اینها از آدمی که مویی سپید کرده و در این ملک و مملکت شهره شده است و هوادارانی دارد، نه تنها بعید است که مایه خجالت است.
ما به جای شما خجالت می‌کشیم. ما از بیان چنین مباحثی خجالت می‌کشیم، اما واقعا ما به کدام ساز شما باید برقصیم استاد؟!

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «به کدام سازِ شما برقصیم استاد؟!» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات