ضمن تبریک فرا رسیدن سال نو خورشیدی به تمامی هموطنان عزیز، به اطلاع می رسانیم فعالیت این وب سایت با آغاز سال جدید متوقف خواهد شد. از همراهیتان در این مدت از سپاسگزاریم.

داستان های واقعی فریب خوردگان مزدور

داستان های واقعی/ فریب خوردگان مزدور

آزادگان دفاع مقدس/ شاهده ی فریب خوردگان عراقی در روزهای آخر اسارت تماشایی بود.
دشمن بعثی که همیشه سعی می کرد خودش را یاور و دلسوز فریب خوردگان جلوه دهد، از زمانی که بازگشت اسرا قطعیت یافت، دیگر سیبی برای ظاهر سازی و عوامفریبی نمی یافت. بنابراین درصدد برآمد چهره ی کریه خود را به آنها نیز نشان دهد.
با شنیدن خبر تبادل اسرا، یکی از همین فریب خوردگان وطن فروش که پرونده اش سرشار از ظلم و جنایت در حق برادران آزاده ی مظلوم بود، دوان دوان به سوی فرمانده عراقی شتافت و از او با عجز و لابه درخواست پناهندگی کرد.اما فرمانده عراقی که از شنیدن حرف او را به خشم آمده بود، می گفت: در کشور ما اکنون حالت فوق العاده ی نظامی برقرار است و نمی توانیم پناهنده بپذیریم.
مزدور فریب خورده دوباره به دست و پای فرمانده و درخواست خود را تکرار کرد، تا جایی که سرهنگ عراقی سیلی محکمی به گوش او نواخت و دور شد.
با دیدن این وضعیت یاد حرف آن برادری افتادم که می گفت: یکی از سربازان عراقی به من گفت جاسوسان از نظر ما مثل دستمال یک بار مصرف هستند که پس از استفاده، آن را دور می اندازیم.

راوی: آزاده قاسم کریمی

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabarkhan0511@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات




جدیدترین اخبار منتشر شده

X