داستانک مراقبت ازعشق

داستانک/ مراقبت ازعشق

خراسان/ یک روز همسر یک باستان‌شناس به من گفت: «شوهرم را به علت این که یک باستان‌شناس است و دائماً با اشیای قدیمی سرگرم است؛ دوست دارم؛ چرا که قدر مرا هر قدر که کهنه‌تر می‌شوم بیشتر می‌داند. حال مدت‌هاست که به من به عنوان یک ظرف بلور نازک نگاه می‌کند. از من همان‌طور مراقبت می‌کند که از تنگ قدیمی بالای ظرف. او همیشه می‌ترسد که یک نگاه بد هم آن تنگ گران‌بها را بشکند همان‌طور که یک صدای مختصرِ بلند، قلب مرا... عاشق زمزمه می‌کند؛ فریاد نمی‌کشد.
برگرفته از کتاب «یک عاشقانه آرام» اثر نادر ابراهیمی

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «داستانک مراقبت ازعشق» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات