سرمقاله مردم سالاری رومی روم‌؛ یا زنگی زنگ

سرمقاله مردم سالاری/ رومی روم‌؛ یا زنگی زنگ

مردم سالاری/ « رومی روم‌؛ یا زنگی زنگ » عنوان یادداشت روز روزنامه مردم سالاری به قلم احسان کیانی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

هر چه به ایام ثبت‌نام نامزدهای دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی نزدیک‌تر می‌شویم، گمانه‌زنی‌های فعالان سیاسی و مطبوعاتی جهت تبیین نامزدهای اصلی انتخابات و تعیین جایگاه آنان در لیست‌های انتخاباتی و حتی مجلس آینده بیشتر می‌شود. اخیراً برخی اصلاح‌طلبان و به خصوص حامیان آقای هاشمی‌رفسنجانی ضمن تحلیل وضعیت فعلی اصلاح‌طلبان و آینده‌نگری نسبت به موقعیت آنان در انتخابات، به صراحت از ائتلاف اصلاح‌طلبان با محافظه‌کاران و ترجیح آقای ناطق بر آقای عارف برای سرلیستی اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس سخن گفتند. نگارنده بر مبنای همین صراحت لهجه، سخنی با حامیان این ایده دارم. این دوستان، معتقدند شرایط سیاسی کشور مهیای حضور گسترده اصلاح‌طلبان نیست و حتی اگر مجلسی مانند مجلس ششم شکل بگیرد، کاری از پیش نخواهد برد. این صحیح که شرایط حضور اصلاح‌طلبان مانند سال‌های اصلاحات میسر نیست و طبیعتاً مجلس آینده نیز شباهتی به مجلس ششم نخواهد داشت. اما چند پرسش بی‌پاسخ مانده است.
اول؛ آیا اصلاح‌طلبان نقشی در به وجود آمدن شرایط اخیر داشته‌اند؟ اگر پاسخ مثبت است، چرا با وجود طی سه دوره مجلس از آن زمان، تلاشی برای تغییر وضعیت و بهبود موقعیت جریان اصلاحات در مجلس شورای اسلامی صورت نگرفته است یا اگر صورت گرفته چرا توضیحی درباره چرایی بی‌نتیجگی آن تلاش‌ها و آسیب‌شناسی روند گذشته صورت نمی‌گیرد؟ به واقع، اگر سیاست‌ورزی آنان در مجلس ششم نه‌تنها ایرادی نداشته که آن را از افتخارات خود می‌دانند، پس نمی‌توانند به وضعیت موجود که برآمده از دیالکتیک کنش‌ورزی اصلاح‌طلبان، اصولگرایان و حاکمیت است، اعتراضی داشته باشند. حال آن‌که چنین نیست و به شدت به وضع موجود معترض هستند و استدلال‌شان این است که شکست ما نتیجه محدودیت‌های رقیبان بوده و نه اشتباهات رفیقان. پس برای خود نقشی در وضعیت امروز قائل نیستند. اما جریانی که خود را چنین بی‌اثر بداند که نقشی در تغییر زمین سیاست ایفا نکرده، چگونه مدعی مدیریت بحران‌های امروز کشور است؟
دوم؛ آیا بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبان حاضر است به نامزدهای مطرح و برجسته جناح محافظه‌کار رأی بدهد؟ آیا این پایگاه اجتماعی، رأی خود را در طَبَق اخلاص نهاده و تقدیم لیستی خواهد کرد که آقای ناطق بر صدر آن نشسته است؟ ممکن است در پاسخ، رأی اصلاح‌طلبان به آقای دکتر روحانی در یازدهمین انتخابات ریاست‌جمهوری را مثال آورند. اما این قیاسی مع‌الفارق است. اولاً دکتر روحانی شخصیت خاصی در میان محافظه‌کاران است و تفاوت‌های اساسی با دیگر فعالان شناخته‌شده همچون آقای ناطق، دکتر لاریجانی و دیگران دارد. دکتر روحانی به واسطه مسئولیت شورای عالی امنیت ملی در دولت اصلاحات، چهره‌ای نزدیک به اصلاح‌طلبان محسوب می‌شد و از سوی دیگر مواضع ایشان در زمینه مسائل فرهنگی و سیاسی نیز تفاوت بارزی با دیگر محافظه‌کاران دارد و تا حدی به اصلاح‌طلبان نزدیک‌تر است. اما به فرض که از این تفاوت‌های شخصیتی بگذریم. نمی‌توان از تفاوت‌های دو انتخابات ریاست‌جمهوری و مجلس گذشت. انتخابات ریاست‌جمهوری به واسطه گستره ملی و فضای تبلیغاتی گسترده در رسانه‌های عمومی و مستقل، مستعد ایجاد امواج تبلیغاتی است که نامزدها با ابراز مواضع کلی و عامه‌پسند، رأی اغلب جامعه را کسب کنند. حال آن‌که انتخابات مجلس هم به واسطه محدوده محلی و منطقه‌ای و هم به جهت عدم امکان ابراز شعارها و مواضع رادیکال در زمینه‌های سیاسی و فرهنگی؛ از شرایطی برخوردار نیست که حامیان اصلاح‌طلبان به راحتی رأی‌شان را به نام محافظه‌کاران در صندوق بیندازند.
سوم؛ آیا به جهت عرف سیاست‌ورزی و رعایت قواعد بازی، صحیح است که جریانی، هویت سیاسی‌اش را فراموش کند و تحت لوای نام مستعاری(محافظه‌کاری، پراگماتیسم و...) پشت یک جریان دیگر، قرار بگیرد.
اگر قرار باشد به قیمت مخالفت با اصولگرایان رادیکال، هر ائتلافی صورت بگیرد، چیزی از هویت سیاسی جریان‌های مطرح و شناخته‌شده باقی نخواهد ماند. در این صورت آیا هیچ معیاری برای قضاوت درباره میزان پایگاه اجتماعی جریان‌های سیاسی و سنجش وزن آنان، باقی خواهد ماند؟ باز ممکن است با یادآوری تجربه یازدهمین انتخابات ریاست‌جمهوری از ترجیح منافع ملی بر منافع گروهی و فردی سخن بگویند اما باید گفت انصراف دکتر عارف از انتخابات، نتیجه یک ائتلاف انتخاباتی نبود. بلکه اقدامی فردی بود و به همین دلیل به جهت اخلاقی؛ اقدامی تحسین‌برانگیز تلقی شد. اگر چه می توان با اطمینان گفت که آقای ناطق‌نوری در انتخابات مجلس نامزد نخواهد شد اما ارائه چنین پیشنهاداتی در فضای فعلی نه واقع‌بینانه و نه مفید است. نظریه‌پردازان اصلاح‌طلب نیز به جای تلاش برای الصاق جبهه اصلاحات به دیگر جریان‌های سیاسی بهتر است راهی بیابند که ضمن حفظ هویت اصلاح‌طلبی، شرایط برای حضور اصلاح‌طلبان و پیگیری اهداف بدنه اجتماعی آنان، میسر شود. راهی که از جاده واقع‌گرایی و آسیب‌شناسی رویکردهای سیاسی گذشته می‌گذرد و اولین گام آن ترمیم رابطه اصلاح‌طلبان و نظام است. از گذشته نمی‌توان پرید. باید از آن عبور کرد.

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «سرمقاله مردم سالاری رومی روم‌؛ یا زنگی زنگ » اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات