سرمقاله شهروند یارانه‌ها و مشکل تأمین منابع

سرمقاله شهروند/ یارانه‌ها و مشکل تأمین منابع

روزنامه شهروند/ « یارانه‌ها و مشکل تأمین منابع » عنوان یادداشتِ روزنامه شهروند است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

وقتی که در‌سال ١٣٨٩ سیاست پرداخت یارانه‌ها اجرایی شد، درآمدهای نفتی دولت در اوج بود. دولت گذشته می‌توانست به راحتی ارزهای نفتی را تبدیل به کالا کند و بدون درک و ترس از بیماری هلندی که گریبان اقتصاد را خواهد گرفت و بدون ترس از افزایش بیکاری و حتی رکود، سیاست توزیع یارانه‌ها را اجرایی کند. این کار را انجام دادند، البته برخلاف قانون انجام دادند و پرداختی به مردم را حدود سه برابر ارقام دریافتی منظور کردند و سهم دولت و کارخانجات را هم به مردم دادند و به همان میزان هم از منابع دیگر برداشتند و به مردم دادند، درواقع همه آنها از جیب مردم داده شد، ولی به نحو نادرست و غیرقانونی و همراه با آثار بد ازجمله تورم ٦٠ درصدی مواد غذایی در‌سال ١٣٩١ و رکود بعدی ناشی از فقدان سرمایه‌گذاری بخشی از این اثرات ویرانگر سیاست‌های دولت پیش بود.
وقتی که آقای روحانی در‌سال ٩٢ و حدود سه‌سال پس از آغاز پرداخت یارانه‌ها وارد مدیریت اجرایی شد، با یک مشکل بسیار مهم مواجه گردید؛ مشکل تأمین پول برای پرداخت یارانه‌ها. از یک سو درآمدهای ارزی دولت به دلیل تحریم به شدت کاهش یافته بود و آن مقدار هم که نفت فروخته می‌شد، به سادگی در دسترس نبود، زیرا تحریم بانکی هم اضافه شده بود. از سوی دیگر رکود و نیز تورم شدید، وضع معیشتی مردم را بدتر کرده و رشد اقتصادی منفی ٦ درصدی نیز اوضاع را تیره‌تر نموده بود. از همه بدتر اینکه منابع بانکی آن‌قدر دوشیده شده بودند که بیش از آن ممکن نبود و وضع بانک‌ها در خطر قرار داشت، بویژه آنکه ارقام سرسام‌آوری از بانک‌ها صرف پروژه ذهنی مسکن مهر شده بود و به قول معروف اوضاع اقتصاد به کلی قمر در عقرب شده بود. بنابر این از همان ابتدای در اختیار گرفتن دولت، اولین و مهم‌ترین مسأله، تأمین پول لازم برای پرداخت یارانه بود، به طوری که اواخر ماه که موعد پرداخت یارانه می‌شد، دولت عزا می‌گرفت که این ماه چگونه این مبلغ را تهیه و پرداخت کند؟
دولت دو راه پیش روی خود داشت یا آنکه درآمدهای جدیدی کسب کند یا آنکه پرداخت یارانه‌ها را کاهش دهد. درآمدها شامل افزایش قیمت حامل‌های انرژی بود و اصلی‌ترین راه کاهش هزینه نیز حذف بخشی از یارانه‌بگیران. دولت راه اول را انتخاب نکرد. زیرا می‌ترسید که تورم را دامن بزند، یا مردم نسبت به آن معترض شوند. ولی راه دوم را در دستور کار قرار داد و تا اوایل‌سال ١٣٩٣ حداقل ٩ ماه خود را درگیر این موضوع کرد و از انجام کارهای دیگر بازماند و با ثبت‌نام مجدد مردم، خواست که تعداد یارانه‌بگیران را کم کند. ولی نتیجه‌ای نگرفت. هر دوی این سیاست‌ها اشتباه بود، و همان زمان هم برخی افراد این را متذکر شدند.
وقتی این سیاست موفق نشد دولت از ابتدای‌سال ١٣٩٣ سیاست افزایش قیمت را پیش گرفت و در نهایت در دو نوبت این اقدام را انجام داد و هیچ مشکلی هم پیش نیامد و اگر از ابتدا هم انجام داده بود، هیچ مشکل خاصی پیش نمی‌آمد. سیاست حذف یارانه‌بگیران را نیز کم‌کم در دستور کار خود قرار داد ولی طی دو‌سال کمتر از ٥‌درصد یارانه‌بگیران را توانست حذف کند. درواقع این نیز ادامه سیاست نادرست گذشته بود، به همین دلیل امسال و در بررسی لایحه بودجه، و علی‌رغم خواست قبلی دولت برای حذف تعداد بیشتری از یارانه‌بگیران، با پیشنهاد نمایندگان مبنی بر حذف ٢٤ میلیون نفر مخالفت کرد زیرا پس از سه‌سال متوجه شدند که چرا نمی‌توانند این کار را انجام دهند.
ممکن است این پرسش پیش آید که پس سیاست درست کدام بود؟ واقعیت این است که در حد یک یادداشت و یک نویسنده نمی‌توان راه‌حلی پیشنهاد کرد. راه‌حل‌های اقتصادی و سیاسی از خلال گفت‌وگوی عام و ارایه دلایل و مستندات به دست می‌آید، ولی یک راهی که در همان زمان‌سال ١٣٩٢ نیز مطرح بود را می‌توانیم مرور کنیم. مشکل دولت چه بود؟ یک مشکل کمبود منابع برای پرداخت یارانه‌ها بود. ولی مشکل دوم کمبود منابع لازم برای سرمایه‌گذاری در امور اقتصادی و اجتماعی بود. به عبارت دیگر حتی اگر پول یارانه‌ها را هم تهیه می‌کردند، باید پول برای سرمایه‌گذاری هم تأمین می‌کردند. مشکل اول از طریق افزایش قیمت حامل‌های انرژی قابل حل بود البته به‌طور نسبی که دو بار انجام شد، و می‌توانست تاکنون حتی تا چهار بار هم انجام شود و همین دوبار نشان داد که این افزایش قیمت بر تورم اثر چندانی ندارد. اگر قبلاً اثر داشت به دلایل دیگری بود. بنابراین باید این راه انتخاب می‌شد که مطابق قانون هم بود. ضمن اینکه منافع دیگری هم داشت، ازجمله کاهش مصرف انرژی و حذف قاچاق و بهبود کیفیت سوخت و... ولی راه‌حل دوم را دولت می‌توانست به عهده مردم بگذارد. به عبارت دیگر بدون اینکه مردم را از دریافت یارانه حذف کند، زمینه‌ای را فراهم می‌کرد که مردم یارانه‌های خود را به امور مورد علاقه خودشان اختصاص دهند. محیط‌زیست، بهداشت، امور اجتماعی و حتی سرمایه‌گذاری‌های صنعتی و طرح‌های ملی از این جمله بودند. درواقع این کار هنوز هم ممکن است و هر دو سیاست را می‌توان اجرایی کرد و در مورد دومی نیز راه‌حل‌های بهتری وجود دارد که مردم در آن مشارکت کنند که طرح جزییات آن خارج از حوصله این یادداشت است. اگر این دو کار انجام شده بود شاید امروز معادل چند ده میلیارد دلار از منابع یارانه صرف امور دیگری شده بود و این همه دولت درگیر حذف یارانه‌بگیران نمی‌شد.


[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «سرمقاله شهروند یارانه‌ها و مشکل تأمین منابع » اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات