قدرت ایران مدیون چه کسانی است؟

قدرت ایران مدیون چه کسانی است؟

فرهنگ نیوز/ متن پیش رو در فرهنگ نیوز منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست.

حضور ایران برای اولین بار در گفتگوهای بین المللی مربوط به سوریه، نشانگر ظرفیت سازی های عظیمی بوده که در گذشته صورت گرفته اما برخی با خطای استراتژیک، بخش اصلی سیاست ایران نسبت به سوریه را نادیده می گیرند.
در روابط بین کشورهای جهان، زمانی قدرت چانه زنی و مذاکره بالا می رود که ما به ازای آن در دنیای واقعی وجود داشته باشد. باید توجه داشت که دولت ها بازیگران اصلی سیاست بین الملل تلقی می شوند و بر این اساس جهت گیری ها،اهداف ومنافع آنها در جهار چوب سیاست خارجی مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.

قدرت واقعی ایران به چه میزان است؟

کنشگری و بازیگری در جهان هرج و مرج طلب یا آنارشیک تنها بر مبنای قدرت مورد ارزیابی قرار می گیرد. این قدرت می تواند در ابعاد مختلفی بروز کند اما مهم ترین بعد آن در گذشته و حال نظامی بود و در دو دهه اخیر قدرت اقتصادی نیز جای پای خود را در افزایش کنش بازیگران توانسته نقش ایفا کند.

از این رو بازیگران در سیاست بین الملل به چند دسته تقسیم می شوند که می توان آنها را در قالب ابرقدرت، قدرت های بزرگ جهانی، قدرت های متوسط و قدرت های کوچک تقسیم بندی کرد. قدرت های متوسط معمولا در محدوده منطقه ای توان بازیگری و تاثیرگذاری دارند ولی قدرت های کوچک تنها در زیرمجموعه های منطقه ای کنش گر محسوب می شوند.

در بسیاری از مسائل و موضوعات بین المللی، نقش بازیگران با توجه به قدرت نمود پیدا می کند. کشوری که ابرقدرت باشد، منافع آن محدود به مرزهای خود نیست و در سرتاسر جهان این منافع دنبال می شود. به هیمن ترتیب با کاهش قدرت محذوریت ها جهانی نیز افزایش می یابد تا به حدی که قدرت های کوچک بیشتر تاثیرپدیرند تا تاثیرگذار. اما در این میان قدرت های منطقه ای یا متوسط، نفوذ و تاثیر خود را بر بحران ها و تصمیم سازی های منطقه ای بر جای می گذراند.

ایران در چارچوب بندی های قدرت در میان قدرت های منطقه ای جای دارد و این قدرت براساس توانایی های ژئوپلیتیک، جمعیتی، نظامی و اقتصادی به دست می آید. گفتمان سازی انقلابی و قدرت فرهنگی نیز از مولفه های است که توانسته در چارچوب قدرت ایران در سیاست خارجی جای بگیرد و توانایی تاثیرگذاری کشور را چند بعدی کند. این توانایی در قالب حمایت از مستضعفین و مسلمانان جهان و کمک به آنها و نفی سلطه پذیری و سلطه گری، نمود یافته است. چنین اصلی به قدرت تاثیرگذاری ایران، حالت ایدئولوژیک و معنوی می دهد و آن را از حالت یک بعدی خارج می کند.

پس از انقلاب اسلامی، مولفه های ایدئولوژیک به مرور زمان توانستند در سیاست خارجی به ثبات برسند و تبدیل به گفتمان اصلی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شوند. در منطقه غرب آسیا به خصوص، این توان در شکل گیری گفتمان مقاومت و گروه های مردمی مدافع این گفتمان در کشورهای مختلف بروز منحصر به فردی یافت.

ورود به سوریه چرا؟

در میان کشورهای غرب آسیا، سوریه به عنوان متحدی استراتژیک تبدیل شد. رویکردهای این کشور در قبال مسائل موجود منطقه همراستا با ایران بود و در مقابله با رژیم صهیوینستی، به عنوان یکی از محورهای مقاومت در منطقه معرفی شد. همین موضوع باعث به وجود آمدن رقابت و دشمنی منطقه ای علیه کشور عربی سوریه توسط ائتلافی از کشورهای عربی مانند عربستان، غربی مانند آمریکا و همچنین اسرائیل شد. سوریه با رهبری بشار اسد همواره در سیبل مقابل توطئه های منطقه ای قرار داشت و این ائتلاف مترصد فرصتی برای نابودی رژیم اسد بودند.

با آغاز تظاهرات ها در سال 2011 علیه سیاست های اسد در سوریه، این مخالفت ها در عرض چند ماه و به سرعت وارد فاز مسلحانه شد. کشورهای ائتلاف مخالف اسد توانستند اقدامات مسلحانه را سازماندهی کنند و گروه های مختلف تروریستی و تکفیری در کنار این کمک ها رشد کردند. اقدامات این گروه ها به حدی بود که حاکمیت ارضی سوریه به خطر افتاد و تروریست ها بخش های مختلف سوریه را تحت اشغال در آوردند. خواسته اصلی ائتلاف، کناره گیری اسد از قدرت بود و همچنان بر این امر پافشاری می کنند.

ایران به عنوان کشور متحد سوریه با فهمی که از مسائل سوریه داشت، حمایت از نظام سوریه را در مقابل ائتلاف خطرناک غربی- عربی محور دستور کار خود در قبال سوریه قرار داد و از همان ابتدای بحران سوریه هشدار داد که افزایش حمایت کشورهایی مانند عربستان و ترکیه از گروه های مخالف و تروریست مسلح، راه خروج از بحران را مشکل خواهد ساخت. امری که وزیرخارجه آمریکا پس از 4 سال از بحران سوریه، آن را جهنم سوریه نامیده که در ابتدا باید برای خروج از جهنم به دنبال راه کار بود.

تهران در کنار حمایت از متحد خود، نیروهای مستشاری بسیاری را نیز وارد سوریه کرد و با مشورت ایران، گردان های رزمی گوناگونی برای دفاع از خاک سوریه در قالب مدافعین حرم یا دفاع الوطنی، شکل گرفتند. به اذعان کارشناسان و اظهارات مقامات نظامی ایران، در صورت عدم دخالت ایران، دمشق سقوط می کرد و این تدبیر بالای ایران بود که از شروع بحران، عمق توطئه علیه نظام سوریه را درک کرد و حمایت از اسد را محور کار خود قرار داد.

قدرت تاثیرگذاری و نفوذ ایران در مسائل منطقه ای نه تنها با ورود به سوریه کاهش نیافت بلکه روند صعودی نیز طی کرد به نحوی که در سال 2013 توانست در کنار روسیه مانع تهاجم ائتلاف غربی و عربی به بهانه استفاده از تسلیحات شیمایی شود و همچنین توانست روسیه را مجاب به ورود نظامی به سوریه کند. ورودی که در یک ماه اخیر بسیاری از معادلات موجود در منطقه و سوریه را تغییر داد و کشورهای جهان را در وین به پای میز مذاکره کشاند. روسیه توانست پس از سه دهه و پس از فروپاشی شوروی، به صورت نظامی وارد یک کشور خارجی شود و تغییرات استراتژیک عمده ای در رقابت قدرت های جهانی ایجاد کند. در حال حاضر، قدرت پرواز جنگنده های روسی نه تنها به سوریه بلکه به ترکیه و عراق نیز کشیده شده و دریای مدیترانه نیز شاهد حضور پررنگ روسیه است.

یک رویداد و دونگاه

اما حضور دیپلماتیک ایران در عرصه کنش های سیاسی سوریه خود گویای واقعیت های بسیار حائز اهمیتی است که نشانگر ظرفیت و پتانسیل بالای تهران در تاثیرگذاری بر مسائل و بحران های منطقه ای می باشد. قدرت نظامی ایران در قالب کمک های مستشاری در سوریه، توانایی کشور را برای مدیریت درگیری های خارجی و مبارزه با گروه های تروریست به خوبی نشان داد. ایران، مبتکر نیروی مردمی دفاع الوطنی با بیش از 100 هزار نیرو است که این نیرو توانسته در کنار ارتش سوریه و حزب الله لبنان، توان رزمی ارتش سوریه را تا به حدی بالا ببرد که خود فرماندهان نظامی سوریه نیز تصور آن را نداشتند. در کنار این نیروها، گردان های فاطمیون و زینبیون که متشکل از نیروهای پاکستانی و افغانی دواطلب در سوریه هستند، سازماندهی بسیار مناسبی دارند. در چندماه اخیر، پیشروی های نظامی نظام سوریه در استان های چون حلب، حماه و حمص بسیار چشمگیر بوده و پس از شروع حمایت هوایی جنگنده های روسی، توان آنها چند برابر نیز شده است.

حال در کنار حضور نظامی ایران در سوریه و قدرت بالای مانور کشور در تحولات این منطقه، گفتگوهای دیپلماتیک نیز شروع شده و برای اولین بار از ایران دعوت شده تا در آن حضور پیدا کند. حضور ایران در وین و گفتگوهای مربوط به سوریه با حضور کشورهای مختلف منطقه و جهان، تکمیل کننده پازل راه حل سیاسی سوریه بود که در عین حال حضور خود نمایندگان سوری در آن لازم است. در 4 سال اخیر، همواره نام ایران به عنوان کشور اصلی و تاثیرگذار در منطقه برای ورود به گفتگوهای مربوط به سوریه، مطرح می شد اما کارشکنی ها و مخالفت ها به حضور ایران و نیز رویکردهایی که کشورهای مشارکت کننده داشتند، مانع اصلی حضور ایران بودند.

اعتراف به قدرت ایران در بعد تاثیرگذاری و نفوذ در سوریه توسط کشورهای غربی آنها را مجاب کرد که بدون ایران، راه حلی در سوریه وجود نخواهد داشت. حمایت از نظام و حکومت سوریه برای مقابله با تروریسم، بازسازی کشور و تصمیم گیری نهایی مردم سوریه در سرنوشت خود، محور سیاست های ایران در سوریه است.

اما در این میان، حضور محمدجواد ظریف در وین دو نگاه را به دنبال داشته است. عده ای این حضور را ناشی از قدرت دیپلماسی دولت یازدهم در تعامل با کشورهای غربی می دانند که توانسته با پیشبرد سیاست تنش زدایی و حمایت از صلح، کشورهای غربی را ترغیب به دعوت از ایران بکند. و از سوی دیگر، برخی بر این امر پافشاری می کنند که این قدرت نفوذ و تاثیرگذاری ایران در منطقه است که کشورهای دخیل در بحران سوریه را مجاب و مجبور به پذیرش قدرت ایران کرده است. در این نگاه، سرمایه گذاری گسترده ایران در منطقه را در سال های اخیر برای ایجاد ظرفیت بالای کشور بر مسائل منطقه، موید رویکرد خود می دانند.

اصلاح طلبان و حامیان دولت در برخورد با این مساله، پیروزی و تفوق دولت را در به سرانجام رساندن پرونده هسته ای و افزایش تعاملات با کشورهای غربی و به خصوص ایالات متحده آمریکا را دلیل اصلی دعوت ایران به گفتگوهای مربوط به سوریه می دانند که تیم دیپلماسی دولت یازدهم پتانسیل لازم را برای گفتگوهای سیاسی به دست آورده است. این نگاه همچون موضوع هسته ای بخش اصلی واقعیت را نادیده می گیرد و تحلیل های خود را تنها به دیپلماسی دولت یازدهم ختم می کنند. در موضوع هسته ای نیز، ظرفیت سازی هایی که در یک دهه اخیر برای رساندن ایران به عنوان قدرت هسته ای در جهان صورت گرفته بود، نادیده گرفته شد. وجود هزاران سانتریفیوژ فعال، صدها تن اورانیوم غنی شده و طرح های توسعه ای و در دست اجرای هسته ای، دست تیم ظریف را در گفتگوها با 1+5 چنان بازگذاشته بود که قدرت چانه زنی بالا رود. هر چند در نهایت نیز آنچه که مدنظر ایران در گفتگوهای هسته ای بود به دست نیامد، اما مذاکرات 12 ساله هسته ای به یک نقطه پایانی رسید و باید منتظر تعلیق تحریم ها در این بده و بستان ها بود.

در مورد سوریه نیز جریان به همین صورت است. ظرفیت هایی که ایران توانسته به کمک حمایت های نظامی و حضور مستشاران نظامی خود در سوریه کسب کند، دست دستگاه دیپلماسی را در گفتگوهای مربوط به سوریه برای تاثیرگذاری بر راه حل سیاسی، بسیار باز گذاشته است. اگر چنین قدرت تاثیرگذاری ایران در سوریه وجود نداشت، تهران هرگز به چنین نشست هایی دعوت هم نمی شد. چنین تجربه ای در ابعاد کوچکتر در افغانستان و تاحدودی در عراق نیز وجود داشت. حضور ایران در کنفرانس بن مربوط به دولت انتقالی افغانستان، توانست تسهیل کننده چنین انتقالی شود و در عراق نیز به دلیل کارشکنی آمریکا، گفتگوها عقیم ماند اما در همان دوره نیز نقش ایران غیرقابل کتمان بود.

در کنار این موضوع، نگرانی هایی درباره کشیده شدن بحران سوریه به گفتگوهای فی مابین ایران و آمریکا نیز وجود دارد. همانگونه که رهبر معظم انقلاب بارها تاکید کرده اند، مذاکره با آمریکا در مورد مسائل غیر از هسته ای، ممنوع می باشد. دستگاه سیاست خارجی دولت روحانی، چنین گفتگوهایی را میان ظریف و جان کری، وزاری خارجه ایران و آمریکا، تکذیب می کند اما مشخص است با توجه به اظهارات سابق مقامات دولتی و به ویژه حسن روحانی، تمایل به مذاکره و گفتگو در موارد خارج از پرونده هسته ای با آمریکا وجود دارد. رویکرد دولت تدبیر و امید در موضوعات سیاست خارجی، گفتگو با همه کشورها و به خصوص قدرت های بزرگی چون آمریکاست. آنها تنها راه خروج از رکود اقتصادی و ایجاد رونق اقتصادی را ارتباط با غرب و آمریکا می دانند تا با عادی سازی روابط، درهای تجارت جهانی به روی ایران باز شود. بنابراین این نگرانی وجود دارد که با نادیده گرفتن خط قرمزها در سیاست خارجی، هزینه سازی های بی موردی در زمینه قدرت و نفوذ منطقه ای ایران ایجاد شود. آمریکا به دنبال آن است تا دست و پای ایران را در منطقه ببندد و از قدرت تاثیرگذاری ایران در حمایت از گروه ها و کشورهای مقاومت بکاهد.

کاهش قدرت تاثیرگذاری ایران در منطقه می تواند بهای گزافی داشته باشد و ایران را از یک قدرت منطقه ای به یک قدرت کوچک تبدیل سازد. هر چند حضور ایران در گفتگوهای سوریه، در قالب نشست بین المللی صورت گرفته ولی عده ای به دنبال آنند تا این گفتگوها را به مذاکرات ایران و آمریکا در مورد سوریه تبدیل کنند. با این وجود آنچه مشخص است، نمی توان نقش آفرینی حمایت های نظامی و مستشاری ایران در سوریه را در ایجاد قدرت تاثیرگذاری تهران نادیده گرفت و تنها بر سیاست خارجی دولت یازدهم مانور داد.

[ منبع این خبر سایت ماچو می باشد، برای مشاهده متن اصلی خبر می توانید روی این قسمت کلیک کنید ]

برای نمایش تمام اخبار مرتبط با عنوان «قدرت ایران مدیون چه کسانی است؟» اینجا کلیک کنید. شفاف سازی:
خبر فوق در سایت ماچو منتشر شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

نکته: با توجه به جمع آوری خودکار مطالب از سطح وب در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب سایت ها با ایمیل khabargroup.info@gmail.com در تماس باشید

تبلیغات





جدیدترین اخبار منتشر شده

تبلیغات